ضیاء ابادی.mp3
زمان:
حجم:
8.4M
امام رضا ع:
لا يجتمع المال إلا بخصال خمس ببخل شديد و أمل طويل و حرص غالب و قطيعة الرحم و إيثار الدنيا على الآخرة.
ثروت انباشته نمي شود مگر از پنج چيز
۱. بخل شديد.
۲. آرزوى طولانى.
۳. حرص زياد.
۴. قطع رحم.
۵. ترجيح دادن دنيا بر آخرت.
📚 عيون أخبار الرضا عليه السلام ؛ ج1 ؛ ص276.
🆔 @huoooo
پیامبر ص:
من أكل ما يشتهي و لبس ما يشتهي و ركب ما يشتهي لم ينظر الله إليه حتى ينزع أو يترك.
هر كس هر چه [دلش] خواست بخورد و هر چه دوست داشت بپوشد و هر چه از مركبها [نظرش را گرفت] سوار شود، خداوند به او ننگرد تا او بمیرد يا آن كارها را وانهد.
📚 تحف العقول ؛ النص ؛ ص38.
🆔 @huoooo
امام باقر ع:
حضرت فاطمه عليها السلام در روز قيامت، در مقابل دروازه جهنم توقف خواهد نمود. پس در آن هنگام بین دو چشمان هر كسى نوشته مى شود كه كافر است يا مؤمن، آنگاه به دوستدار فاطمه به دليل گناهانش امر مى شود كه داخل جهنم گردد، هنگامى كه فاطمه در ميان دو چشم وى مى بيند كه او محب و دوستدار او بوده مى گويد: پروردگار من، اى آقاى من، مرا فاطمه ناميدى و وعده دادى كه به وسيله من، هر كس را كه شيعه من و فرزندانم باشد از آتش نجات دهى، وعده تو حق است و تخلف نمى پذيرد. سپس خداوند عز و جل مى گويد:
راست مى گويى اى فاطمه! من تو را فاطمه ناميدم و كسى كه تو را و فرزندانت را دوست داشته و شيعه شما باشد از آتش نجات مى دهم و وعده من حق است و خلف وعده نخواهم كرد، و به اين منظور دستور دادم او را به جهنم ببرند كه تو براى او شفيع شوى و من شفاعت تو را بپذيرم تا مقام و منزلتى كه تو نزد من دارى براى ملائكه و پيامبران و اهل محشر معلوم شود، اكنون دست هر كس را كه در ميان دو چشم او مؤمن نوشته شده باشد بگير و داخل بهشت نما.
📚 زندگانى حضرت زهرا عليها السلام؛ ص150.
🆔 @huoooo
قطب الدين راوندى گويد: روايت شده:
وقتى فاطمه عليها السلام شهید شد ام ايمن سوگند خورد كه در مدينه نماند، زيرا طاقت ديدن آن مواضع و محلهايى كه فاطمه را در آنجا ديده بود نداشت، لذا از مدينه خارج شد و به سوى مكه حركت كرد، در بين راه آب او تمام و تشنگى بر او غلبه كرد پس دستان خود را به سوى آسمان بلند كرده و گفت:
پروردگارا! من خدمتكار حضرت فاطمه هستم، آيا مى خواهى مرا به واسطه عطش و در حال تشنگى بميرانى؟ در اين حال خداوند متعالى ظرفی آب از آسمان براى او فرستاد و او از آن آب نوشيد و هفت سال از آب و غذا بى نياز گرديد، و مردم او را در روز بسيار گرم به دنبال كارهايى مى فرستادند ولى او هرگز تشنه نمى شد.
📚 زندگانى حضرت زهرا عليها السلام؛ ص223.
🆔 @huoooo
عمران بن الحصين قال: كنت عند النبي ص جالسا إذ أقبلت فاطمة ع و قد تغير وجهها من الجوع فقال لها ادني فدنت منه فرفع يده حتى وضعها على صدرها في موضع القلادة و هي صغيرة ثم قال اللهم مشبع الجاعة و رافع الوضعة لا تجع فاطمة قال فرأيت الدم على وجهها كما كانت الصفرة فقالت ما جعت بعد ذلك.
عمران بن حصين گويد:
در حضور پيامبر ص نشسته بودم كه حضرت فاطمه عليها السلام در حالى كه از شدت گرسنگى رنگ چهره اش تغيير كرده بود وارد شد. پيامبر به او فرمود: نزديكتر بيا. فاطمه ع نزديك آن حضرت رفت، سپس ايشان دست خود را بلند كرده روى سينه فاطمه، در محل قرار گرفتن گردنبند گذاشت، و فاطمه در ان زمان دخترى كوچك بود. پس پيامبر فرمود: اى خدايى كه گرسنگان را سير مى كنى و فرو دستان را رفعت مى بخشى، فاطمه را گرسنه مگذار.
عمران گويد: در اين حال ديدم كه خون در صورت فاطمه جريان پيدا كرد و چهره اش سرخ شد.
عمران گويد: فاطمه عليها السلام مى فرمود: من بعد از آن هرگز گرسنه نشدم.
📚 بحار الأنوار (ط - بيروت) ؛ ج43 ؛ ص27.
🆔 @huoooo
پیامبر ص:
إن الله يحب الجواد في حقه.
خداوند آن كس را كه در پرداخت حق وى گشاده دست باشد دوست مى دارد.
📚 تحف العقول ؛ النص ؛ ص36.
🆔 @huoooo
پیامبر ص:
أدنى أهل النار عذابا ينتعل بنعلين من نار يغلي دماغه من حرارة نعليه.
از مردم جهنم آنكه عذابش از همه آسانتر است دو كفش آتشين بپا دارد كه مغز وى از حرارت كفش هايش بجوش مى آيد.
📚 نهج الفصاحة ؛ ص176.
🆔 @huoooo
امام صادق ع:
أمر الناس بخصلتين فضيعوهما فصاروا منهما على غير شيء الصبر و الكتمان.
مردم به دو خصلت امر شدند، و هر دو را ضايع كردند و به وسيله ضايع كردن اين دو؛ دستشان از همه چيز كوتاه شد، آن دو خصلت عبارت است از:
1. صبر.
2. راز نگهدارى.
📚 مشكاة الأنوار في غرر الأخبار؛ ص24.
🆔 @huoooo
امام رضا ع فرمودند:
خداوند- عز و جل- به يكى از انبيايش وحى فرمود كه: فردا صبح، اولين چيزى را كه ديدى، بخور، و دومى را پنهان كن، و سومى را قبول كن، و چهارمى را نااميد نكن و از پنجمى فرار كن.
فردا صبح، حركت كرد و در راه به كوهى سياه و بزرگ برخورد كرد، ايستاد و گفت: پروردگار- عز و جل- مرا امر فرموده كه اين را بخورم و (از اين فرمان) متحير ماند، سپس با خود گفت: پروردگار جل جلاله مرا به چيزى امر نميكند كه توان آن را نداشته باشم. آنگاه بطرف آن حركت كرد كه آن را بخورد، و هر قدر كه به آن نزديك مى شد، كوه كوچكتر مي گرديد تا به آن رسيد و آن را به اندازه يك لقمه يافت، آن را خورد و از هر غذايى لذيذتر يافت.
سپس حركت كرد و تشتى از طلا يافت و گفت: پروردگارم مرا امر فرموده كه اين را پنهان كنم، حفره اى حفر كرد و تشت را درون آن قرار داد و خاك بر آن ريخت و حركت كرد، پشت سر خود را نگاه كرد و متوجه شد كه تشت نمايان شده است، با خود گفت: من، كارى را كه پروردگارم دستور داده بود، انجام دادم.
سپس براه خود ادامه داد و پرنده اى ديد كه عقابى در پى اوست، پرنده اطراف آن پيامبر مى چرخيد، پيامبر با خود گفت: پروردگار- عز و جل- مرا امر فرموده كه اين را بپذيرم، پس آستين خود را باز كرد و پرنده داخل آن شد.
سپس عقاب رسید و گفت: صيدم را كه چند روز است در پى آن هستم گرفتى؟! گفت: پروردگار- عز و جل- مرا امر كرده است كه اين را نااميد نكنم، پس قطعه اى از ران خود را كند و سوى او انداخت.
سپس براه خود ادامه داد، در بين راه به گوشت مردارى بدبو كه كرم گذاشته بود برخورد، گفت: پروردگار- عز و جل- مرا امر كرده كه از آن بگريزم و فرار كرد.
در خواب چنين ديد كه گويا به او مى گويند: تو كارى كه بدان مأمور بودى انجام دادى، آيا ميدانى آنها چه بودند؟ گفت: نه، گفته شد:
۱. كوه، سمبل غضب بود، انسان وقتى غضبناك شود، خود را نمى بيند و از شدت و بزرگى غضب، قدر و ارزش خود را فراموش مى كند، و وقتى كه خود را حفظ نمايد و ارزش خود را بشناسد و غضبش آرام گيرد، عاقبتش همچون يك لقمه گوارائى است كه آن را بخورد.
۲. تشت طلا، سمبل عمل صالح باشد كه وقتى انسان آن را پنهان كند، خداوند مى خواهد آن را آشكار كند تا علاوه بر ثواب آخرتى كه خدا برايش ذخيره مى كند، او را با آن عمل زينت دهد.
۳. پرنده سمبل كسى بود كه تو را نصيحت مى كند، او و نصيحتش را بپذير.
۴. عقاب سمبل حاجتمندى بود كه نزد تو مى آيد، هيچ وقت چنين كسى را نااميد نكن.
۵. گوشت بدبو سمبل غيبت بود، هميشه از آن فرار كن.
📚 ترجمه عيون أخبار الرضا عليه السلام ؛ ج1 ؛ ص563.
🆔 @huoooo