eitaa logo
یا سرور شهداء【علیه السلام]
45 دنبال‌کننده
99 عکس
114 ویدیو
0 فایل
•◆در اینجا محتوا فرهنگی و درباره زندگی امامان است◆•
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
نقل شده در شب عاشورای سال ۶۱ق هنگامی که امام حسین(ع) به یارانش خبر داد که روز بعد کشته می شوند، قاسم بن حسن از او پرسید: آیا من هم کشته می‌شوم؟ امام حسین از او پرسید: مرگ در نزد تو چگونه است؟ قاسم پاسخ داد: «یا عَمَّ اَحْلی مِن الْعَسَل: ای عمو شیرین‌تر از عسل».[۶] قاسم بن حسن روز عاشورا به حضور امام حسین(ع) آمد تا اجازه‌ی جنگیدن با دشمنان را بگیرد. امام او را در آغوش گرفت و هر دو مدتی گریه کردند تا اینکه هر دو غش کردند. قاسم اصرار می‌کرد و دست و پای امام حسین(ع) را می‌بوسید تا این‌که امام به او اجازه داد.[۷] قاسم در حالی که اشک از چشمانش می‌ریخت به سمت میدان رفت و چنین رجز می‌خواند: إن تُنكِروني فَأَنَا ابنُ الحَسَن‏ سِبطُ النَّبِيِّ المُصطَفى وَالمُؤتَمَن‏‏ اگر مرا نمی‌‏شناسيد، من پسر حسن‏ نواده پيامبرِ برگزيده و امين هستم هذا حُسَينٌ كَالأَسيرِ المُرتَهَن‏ بَينَ اناسٍ لا سُقوا صَوبَ المُزَن‏‏[۸] اين حسين، همانند اسيرِ به گروگان گرفته شده‏ ميان مردمی كه خدا از آب باران سیرابشان نسازد. علی احمدی میانجی در مکاتیب الائمه از مدینة المعاجز نقل کرده که چون روز عاشورا، امام حسین(ع) با میدان رفتن قاسم مخالفت کرد قاسم یادش آمد پدرش بازو بندی به بازويش بست كه در آن تَعويذی (حِرز) قرار دارد، كه پدر وصیت كرده، هر گاه غصه‌دار و ناراحت شدی این بازوبند را باز كن و بخوان و معنی‌اش را بفهم و حتماً به آن عمل كن. قاسم به خودش گفت سال‌ها است كه بر تو گذشته و چنين اندوه و غمی به تو هجوم نكرده، حالا بايد بازو بند را باز كنی و ورقۀ در آن را بخوانی. وقتی باز كرد دید نوشته: «فرزندم به تو سفارش می‌کنم هرگاه عمویت را در کربلا در محاصرۀ دشمن دیدی، هرگز جنگ با دشمنان خدا و پیامبر خدا را رها مكن و از جانبازی در ركاب عمو امتناع نورز، اگر عمو اجازۀ رفتن نداد به او اصرار كن تا اجازه بگیری و از این طریق به سعادت جاودان دست یابی.» قاسم برخاست و نوشته را به عمویش حضرت حسين داد. امام وقتی خط برادر را دید، دست به گردن قاسم انداخت، او را در آغوش گرفت و به او اجازه رفتن میدان داد.