〢 🌟 ~ you dont have to look back , i'll definitely be behind you this time.
نوت هایی از عشق مینوشت مثل حرکت ابرها به همان آرامی، همان اندازه سبك.
عشق در رگ هایش جریان داشت.
عشق را در قلمی که با آن مینوشت، در گیتاری که با آن مینواخت احساس میکرد، او تمام دنیا را سرشار از عشق خود میدید، شاید حسي که اکنون داشت از عشق نیز بیشتر بود، او حاضر بود کابوس های عشقش را به دوش بکشد تا فقط او در رویا زندگی کند، چون عشق او لایق بهترین ها بود.
You can only be so strong for so long until you reach a point where you break physically, mentally, emotionally.
𝖽𝖺𝗇𝗀𝖾𝗋𝗈𝗎𝗌𝗅𝗒 𝗒𝗈𝗎𝗋𝗌 (𝖾𝗇𝖽)
پس کی قراره اون بستی مو پیدا کنم که تو خلوت فانک گوش کنیم.