هدایت شده از 《 نام تو آبی بود!》
شهر بوىِ خوبى گرفته،
يا شال گردنت را جايى جا گذاشتى..
يا پنجره ی اتاقت باز مانده..
يا همين اطرافی..! :]
بگو از کدام کتاب عاشقانه برخاسته بودی،
که آمدی و شدی صاحبخانهی قلبی
که در سینهی من می تپد..! :]
همه چیز می گذرد و فراموش میشود
همه چیز به غیر از سه چیز :
بوی عطر
خنده ها
و قول هایی که به ما داده بودند..! :]
هدایت شده از بھروایتِ۱۳۵ :)
حاجی!
شما مرد میدون بودی...
شما خوب با این نفوذی میجنگیدی...
خلاصه کلام:)
دَست راستت رو سر ما حاجی:)✋
هدایت شده از بھروایتِ۱۳۵ :)
دستت اما حِکایتی دارد...
[رَحِمَاللهُعَمِيَالعَباس]💔