🔥
یجوری فشار امتحانا زیاده
و من ماندم و نخوانده های بسیار
که کاش الان کالیفرنیا بودم
@iammahiii
🤍
یه چیزی بگم...!
همه ما همه ما از یه جهتی ضعیفیم
و اگر کسی از اون بعد بهمون نزدیک بشه آسیب پذیر تریم...
من از کلمه قوی متنفرم
چرا با برچسب قوی کمال گرایی رو تو آدما به وجود میارن
آدم گاها نیاز دارن ضعیف باشَن
تو سخت ترین شرایط زندگیشون ضعیفَن ولی دووم میارن
دووم میارن چون تنها راه چاره است
نه اینکه قوی باشَن...
صرفا باید دووم بیارن
البته که راه جا زدن هم فعالِ
ولی گاها شخصیت ها موندن رو ترجیح میدن...
نمیدونم چجوری
ولی کاش میتونستم به همه به همه آدم های دنیا بگم که ما هممون پر از تروماهای درمان نشده ایم شاید اون حرف به ظاهر ساده آخرین فشار قابل تحمل برا یه نفر باشه و اونو بشکنه...
شاید اون آغوشی که دریغ کردی تنها علاج اون آدم تو اون موقعیت باشه
شاید اون جمله" چقد قشنگی چقد مهربونی، چقد بوی خوب میدی، چقد بااستعدادی چقد خوب انجامش دادی"
که خوردیش میتونست یه آدم رو از افسردگی نجات بده
یا حتی یه پیامک دلم برات تنگ شده میتونست یه آدمو عمیقا به زندگی برگردونه...
لطفا لطفا لطفا با آدم ها جوری رفتار کنیم که دنیا براشون قشنگ تر بشه بهشون اعتماد به نفس بدیم بهشون فرصت اشتباه کردن ، ضعیف بودن بدیم
اجازه بدیم گند بزنه و کمکش کنیم درستش کنه ما هممون اولین باره دارین زندگی میکنیم
یه موقع هایی گوش بشیم تا بهمون غر بزنن
یه موقع هایی نذر کنیم بگیم خدا امروز تلاش میکنم حال بنده هاتو خوب کنم
هوامو داشته باش
ما آدم ها دنیا رو خوشگل یا زشت میکنیم...
یادداشت های ماهی
@iammahiii
ماهی 🌖
🤍 یه چیزی بگم...! همه ما همه ما از یه جهتی ضعیفیم و اگر کسی از اون بعد بهمون نزدیک بشه آسیب پذیر تری
بچه ها میشه لطفا یادداشت بالا رو بخونین و بهش فکر کنین🤍
😁
لحظه ای که داری برای امتحانی که نصف جزوه مونده حساب میکنی تا چند صبح بیدار بمونی که تمومش کنی و یهو خبر میرسه تعطیل شدین هزاران بار تقدیم تو باد:)))
@iammahiii
21.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💛
این ویدئو رو داییم برام فرستاد...
بعد از دیدنش انقد منغلب شدم گفتم باید تو ماهی هم باشه...
@iammahiii
هدایت شده از بسپاریم به خدا | ساجدی فر
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به صحبت خدا که گوش بدی
دیگه اصلا نمیتونی غصه بخوری!
خوش میگه هواتو دارم
بسپارش به من...
@sajedifr
🤍
سالِ قبل این موقع ها بود
مَن آخرین امتحان ترمَم رو داده بودم و از بابت يه جلسه ای تا غروب دانشگاه مونده بودم
بعد که رسیدم خونه مثل همیشه در دقیقه نودی ترین حالت ممکن لازمم رو برای اعتکاف جمع کردم
آخی دوستَم که تازه با همکلاسیمون نامزد کرده بود و مَن حکم سر جهازی رو اون موقع ها براشون داشتم اومدن دنبالَم و مسیر خونه ما تا دانشگاه علوم پزشکی برای اعتکاف شبیه یه خاطره نوستالژی با تم قهوه ای دهه پنجاهی تو ذهنَم مونده...
موسیقی کلاسیک با خواننده های قدیمی که پایه ثابت ماشینشون بود هم اونشب پلی بود
داشتیم آدم ها و اتفاقای دانشگاه رو به شکل کاملا باحالی (کلمه ای براش پیدا نمیکنم شاید بشه گفت شبیه گل انداختن حرف ها موقع سبزی پاک کردن خانم ها) تحلیل میکردیم
یادمه کلی نگران امتحانی بودم که خراب کرده بودم و غر میزدم
ولی الان حتی نمره اون امتحان یادم نمیاد
دوستَم از خاطره جی پی اس بودنش میگفت که چون یه دوربرگردون رو جا انداخته بود مجبور شدن کل اصفهان رو ور بزنن
یه حس باحال غیر قابل توصیف
امشب که دوباره قراره برم اعتکاف این خاطره برام زنده شد
تموم لحظه هاش...
برف پشت شیشه مسجد وسط محوطه دانشگاه
سَحَر هایی که من به زور هم بیدار نمیشدم و لحظه اذان سرعت2x بودم
خلوت های شبانه
آخ شیطنت ها و خنده های عمیق و از ته دلمون
دورهمی های بعد افطار
چرت زدنامون جلوی سخران های مراسم ها
آخ ثانیه ثانیه اعتکاف دانشجویی خاطره است
پر از حسی که میدونی قراره برات خاطره خفن بسازه...
"یادداشت های ماهی"
@iammahiii