•
گفت: خوش به حال اونی که الان نشسته و نمیدونه سیدالشهدا، اربعینشو امضا کرده!
دوساعت بعد خبر رسید باید راهی بشه...
| @ianashid
•
بسم الله و بالله...
خودت برا این زیارت، کولهی راهمو بستی. وگرنه من کجا و شبای مشایه کجا؟
#جاده_میگوید
| @ianashid
•
قدمهای این مسیر، بهطور ویژه تقدیم به:
تمامی مرزداران و مدافعان امنیت و سلامت و جان بر کفانِ ایران و جهان اسلام.
| @ianashid
•
خیلی مردی جناب امیرالمومنین!
که هروقت سرگردون و ترسیده و خسته بودم، آغوش باز کردی و گفتی بیا بابا. بیا ببینم چیشده دخترم...
هرچند که من دختر خوبی برات نبودم :)
| @ianashid
•
نزدیک ضریح امیرالمومنین (ع) گفت:
خب حالا وقتشه همهی شعرایی که این مدت برامون خوندی رو بخونی. اینجا جاشه.
جلوی امیر بیان و ابراز وجود؟ تموم وجودم به رعشه افتاد. ما دو خط شعری که حفظ باشیم و بارها تکرارش کرده باشیم رو بخوایم جلوی شما بخونیم به تته پته میفتیم.
بعد امیرِ ما خطبهی بینقطه داره...
هزار هزار مرتبه شکر بابت شیعهی همچین مردی بودن؛ که تو هر زمینهای صاحب علم و قدره!
| @ianashid
•
اسکار شیرینترین لحظهی نجفِ این اربعین میرسه به اونجا که تو صف زیارت با افتخار فریاد زدیم:
حیدر حیدر
خیبر خیبر یا صهیون!
خدایا به حقِ امیرالمومنین، افتخارِ نابودی جهود رو به ما شیعیانِ ایرانی بده.
#جاده_میگوید
| @ianashid
•
یکی دو روزی بود که نتونسته بودیم غذای سیر بخوریم. تو صحن حضرت زهرا بودیم و بچهها گرسنه. بوی غذا پیچید. یاد سه ساله دخترکی افتادیم که میگفت:
ز خانههـا همـــه بـــوی طعــام میآمـد
ولی به جان تو بابا، گرسنه خوابیدم...
#جاده_میگوید
| @ianashid
•
خوشسلیقهتر از آدمی که صحن حضرت زهرا رو طراحی کرده، نمیشناسم.
ترکیب خونهی عروس و مدینهالنبی.
آینهکاری و گچبریهای سفید و ملیح و ستونهای مرمر بلند قامت.
رحمت به پدر و مادرت مهندس.
#جاده_میگوید
| @ianashid
•
من همهی جونم و وجودم رو جا گذاشتم لا به لای شاخ و برگ انگورِ ضریح امیرالمومنین...
چی بنویسم الان؟ چی دارم که بگم؟
| @ianashid
•
تو صفِ زیارت حرم مولیالموحدین، چشم سپرده بودم به ملاحت و ظرافت آینهکاریایی که تو حرم بود؛ یه مدلش که روی در و دیوار بود و یه مدلش هم تو چشم محبین و شیعههای مرتضی علی.
که چشمام روشن شد به جمالِ نورانی شیرپسرش.
رحمت به روح خودت و امواتت بیاد بانوی محترمهای که از مردترینِ روزگار، پیش مردترینِ مردان دوعالم اینطور یاد کردی💚
اینجا جا داشت صد و ده بار شکر کنم که
شیعهی مرتضی علی هستم و هموطنِ سیدعلی💚
#جاده_میگوید
| @ianashid
•
وقتی میام نجف، همیشه به این فکر میکنم که
خدا اینهههههمه بند و بساط به هم زده، هفت آسمون و کهکشون و زمین و میلیاردها جاندار و بیجان و نباتات و جمادات و... آفریده؛ فقط و فقط برای اینکه قدرت خودش رو در خلقت بشری مثل امیرالمؤمنین به نمایش بذاره! برای خلقت وجهالله...
#جاده_میگوید
| @ianashid
•
خوشا به بختِ بلندِ دانشجوها و نویسندههای نجف.
اولِ سال تحصیلشون یا موقع امتحانا یا وقتِ نوشتن متن جدید، چندتا مداد خودکار میخرن و میان حرم متبرکشون میکنن و بعد یکیشو گرو میذارن بین دینارا و ریالا و انگشترای تو ضریح.
فکر کن! بِ بسمالله درس خوندن و قلم زدن، بری از اول معلم عالم و استادِ کلام اجازه بگیری و مدد بخوای...
#جاده_میگوید
| @ianashid