eitaa logo
آنـــاشید | آنا نعمتی
1.1هزار دنبال‌کننده
76 عکس
6 ویدیو
0 فایل
سند زده دل من را خدا به نامِ علی! ✨از تبار نور کارورز مُدامِ قَلَم وَ کَلام وَ تَصویر وَ صِدا؛ مربی و ایده‌پرداز 🖋️🎭📷🎙️📚 هر آنچه که هست، از جان برآید. جان را به نامِ آدمش منتشر کنید...🙏🏻 @Annashid | به گوش
مشاهده در ایتا
دانلود
• من خیلی دقت کردم. صدایی که تو حرمِ امیرالمومنین غالبه، همهمه‌ست. مثل صدایِ ظهرای جمعه‌ی خونه‌ی آقاجون. که بچه‌ها تو حیاط آب بازی می‌کنن و دنبال هم میدوَن‌. مردا با هم حرف می‌زنن و خانوما تو آشپزخونه بساط ناهار رو آماده می‌کنن. حرم امیرالمومنین، الحق که خونه‌ی پدریه. حتی صداش. عطرش. آرامشش. فرشاش. صحنش! رحمتِ به جانِ اولین نفری که گفت نجف خونه‌ی بابامه! | @ianashid
وارد طریق مشایه می‌شم. روایت‌های اینجا خیلی شنیدنیه! اگه عمری بود، باز هم از نجف می‌نویسم...
• بسم‌الله و بالله قدم‌های عمود اول، تقدیم به روحِ بلند سیدانِ محور مقاومت. امام خمینی و حضرت آقا و سیدحسن نصرالله و سید‌ابراهیم رئیسی... | @ianashid
• عمود ۶۳؛ دارم فکر می‌کنم شصت و سه سالگی چطوریه؟ که برای بعضیا سالِ رسیدن به آغوش خداست. اصلا من شصت و سه سالگی رو می‌بینم؟ تا اونموقع چقدر تونستم برای ایرانِ اسلامی مفید باشم؟ عمرم چطور گذشته؟ | @ianashid
• داریم از گرما هلاک می‌شیم. مدام فکر می‌کنم حتی اگه زنجیر و شلاق و سیلی و توهین و و گرسنگی و تشنگی و راس‌های به نی‌ شده و شتر بی جهازم نبود، همین تیغ آفتاب به تنهایی برای پرپر کردن نازدونه‌های ابی‌عبدالله کافی بوده... | @ianashid
• عمودهای پیش رو به نیابت از تمامِ بانوان بارداری که فرزندی از شیعیان امیرالمؤمنین رو در بطن دارن و سنگینیِ حمل نذاشت که بیان. | @ianashid
🕊استاد محمود فرشچیان؛ اسطوره‌ی قلم و رنگ در هنر ایرانی به آغوش سیدالشهدا پر کشید. 🕯«عصر عاشــــورا» از برجسته‌ترین آثار این هنرمند بود که روح عرفان و فرهنگِ ایرانی-اسلامی را در نگارگری جاودانه کرد. دخترانِ سامیه به تاسی از این اثر ارزشمند، به استادِ بزرگوارِ هنرِ ایران ادای احترام کردند. ❤️‍🩹🥀 💠 @samiieh_art
• گفت: به میزبان‌تون امر و نهی نکنید. شاید اون آدم بزرگِ قبیله‌ش باشه! مفهوم این جمله رو امشب فهمیدم. مردی که جلوی پای بابا زانو زده بود و التماس می‌کرد مهمونِ خونه‌ش باشیم، مهندسِ بین‌المللی بود. کتابای کتابخونه و مدارکِ متعدد رویِ دیوارِ منزلش اینو بهم گفت. | @ianashid
• به جاده خیره شدم و فکر می‌کنم سیستم سیدالشهدا اینطوریه که یهو چشم باز می‌کنی می‌بینی دارن می‌برنت کربلا. من کلا بیست دقیقه فرصت داشتم که از بهت دربیام و وسیله جمع کنم و راهی شم. چشم که باز کردم دیدم مهرانم. تو اینطوری می‌پسندی آقا؟ منم پسندم آنچه را جانان پسندد! | @ianashid
• عمودهای پیش‌رو به نیابت از استاد فرشچیان و تمام کسانی که استعدادها و توانمندی‌شون رو برای اهل‌بیت و انقلاب اسلامی خرج کردن. | @ianashid
• فکر کنم پرچم ایران روی کوله‌م رو دید که دویید سمتم: خانم ایرانی؟ با لبخند جوابشو دادم. چشماش درخشید. دست و پا شکسته بهم فهموند، موشک‌های ایرانی رو دوست داره و از نابودی اسرائیل خوشحال می‌شه. خوب که دقت کردم دیدم تو چشماش ردِ موشکیِ فتاح بود که می‌درخشید. | @ianashid
• پسربچه‌ی ده ساله، به دور از چشمِ بنی‌بشر و جاده داشت گاریِ سنگینِ یخ رو هول می‌داد. تنها، سر ظهر، اوج گرما، بدون مزد و تشویق و تشکر. اینا رو میبینم و همش دعا می‌کنم که خدایا عمل ما رو به اخلاص نزدیک بفرما. | @ianashid