•
داریم از گرما هلاک میشیم.
مدام فکر میکنم حتی اگه زنجیر و شلاق و سیلی و توهین و و گرسنگی و تشنگی و راسهای به نی شده و شتر بی جهازم نبود، همین تیغ آفتاب به تنهایی برای پرپر کردن نازدونههای ابیعبدالله کافی بوده...
#جاده_میگوید
| @ianashid
•
عمودهای پیش رو
به نیابت از تمامِ بانوان بارداری که فرزندی از شیعیان امیرالمؤمنین رو در بطن دارن و سنگینیِ حمل نذاشت که بیان.
#جاده_میگوید
| @ianashid
هدایت شده از کانون فرهنگی سامیه ☫
🕊استاد محمود فرشچیان؛ اسطورهی قلم و رنگ در هنر ایرانی به آغوش سیدالشهدا پر کشید.
🕯«عصر عاشــــورا» از برجستهترین آثار این هنرمند بود که روح عرفان و فرهنگِ ایرانی-اسلامی را در نگارگری جاودانه کرد.
دخترانِ سامیه به تاسی از این اثر ارزشمند، به استادِ بزرگوارِ هنرِ ایران ادای احترام کردند. ❤️🩹🥀
#گروه_هنری_سامیه
💠 @samiieh_art
•
گفت: به میزبانتون امر و نهی نکنید. شاید اون آدم بزرگِ قبیلهش باشه!
مفهوم این جمله رو امشب فهمیدم.
مردی که جلوی پای بابا زانو زده بود و التماس میکرد مهمونِ خونهش باشیم، مهندسِ بینالمللی بود. کتابای کتابخونه و مدارکِ متعدد رویِ دیوارِ منزلش اینو بهم گفت.
#جاده_میگوید
| @ianashid
•
به جاده خیره شدم و فکر میکنم
سیستم سیدالشهدا اینطوریه که یهو چشم باز میکنی میبینی دارن میبرنت کربلا.
من کلا بیست دقیقه فرصت داشتم که از بهت دربیام و وسیله جمع کنم و راهی شم. چشم که باز کردم دیدم مهرانم.
تو اینطوری میپسندی آقا؟
منم پسندم آنچه را جانان پسندد!
#جاده_میگوید
| @ianashid
•
عمودهای پیشرو به نیابت از استاد فرشچیان
و تمام کسانی که استعدادها و توانمندیشون رو برای اهلبیت و انقلاب اسلامی خرج کردن.
#جاده_میگوید
| @ianashid
•
فکر کنم پرچم ایران روی کولهم رو دید که دویید سمتم: خانم ایرانی؟
با لبخند جوابشو دادم. چشماش درخشید. دست و پا شکسته بهم فهموند، موشکهای ایرانی رو دوست داره و از نابودی اسرائیل خوشحال میشه. خوب که دقت کردم دیدم تو چشماش ردِ موشکیِ فتاح بود که میدرخشید.
#جاده_میگوید
| @ianashid
•
پسربچهی ده ساله، به دور از چشمِ بنیبشر و جاده داشت گاریِ سنگینِ یخ رو هول میداد. تنها، سر ظهر، اوج گرما، بدون مزد و تشویق و تشکر.
اینا رو میبینم و همش دعا میکنم که
خدایا عمل ما رو به اخلاص نزدیک بفرما.
#جاده_میگوید
| @ianashid
هیچوقت فکر نمیکردم یه روزی که به نیابتت بخوام قدم بردارم، عنوان شهید اومده باشه پشت اسمت. من شما رو خیلی یاد کردم سید. شما رو دیدم تو مشایه. سر سفرهی سیدالشهدا یادمون کن...
شهید سید حسن نصرالله
در راهپیمایی اربعین
تصویر از هوش مصنوعی
| @ianashid
•
کاروان، پشتِ کاروان میومد و سلول به سلول تنم این تک مصرع رو میخوند. کی گفته روضهی هفت کلمهای نداریم؟ کی گفته کلمات وزن ندارن؟ انگار هر حرفِ این مصرع، هزار تُن وزن داره. استخونام داره از سنگینی این غم از هم میپاشه. آه زینب...
#جاده_میگوید
| @ianashid