eitaa logo
آنـــاشید | آنا نعمتی
1.1هزار دنبال‌کننده
76 عکس
6 ویدیو
0 فایل
سند زده دل من را خدا به نامِ علی! ✨از تبار نور کارورز مُدامِ قَلَم وَ کَلام وَ تَصویر وَ صِدا؛ مربی و ایده‌پرداز 🖋️🎭📷🎙️📚 هر آنچه که هست، از جان برآید. جان را به نامِ آدمش منتشر کنید...🙏🏻 @Annashid | به گوش
مشاهده در ایتا
دانلود
• حضورِ شهدا خیلی حس می‌شه. علی‌الخصوص شهدای جنگ تحمیلی ۱۲ روزه. علی‌الخصوص شهید علیرضا خلج و شهید حسن مهدی‌پور. به رسمِ زمینی‌ها،‌ به یادتون قدم برداشتم. به رسمِ آسمونی‌ها برام دعا کنین. | @ianashid
• فکر کنم اینجا تنها جایی تو دنیاست که دیگا هرچقدر روسیاه‌تر باشن، خوشبخت‌ترن. چون هرچی سیاه‌تر باشن، نشون از قدمت و عمرِ خدمتشون داره. خدایا ما رو هم از شدت کار، روسیاهِ دم و دستگاه سیدالشهدا و روسفید پیشِ حضرت زهرا کن. الهی آمین. | @ianashid
• پاکستانیا بعدِ یه هفته تو راه بودن، تازه رسیدن به مشایه. آذربایجانیا دورِ پرچم یا ابالفضل حلقه زدن و سینه می‌زنن. افغانستانیا با سر و روی خاکی، مسیر رو می‌دون به سمت حرم. عراقیا به زانو میفتن تا خاکِ کفش زائرا رو تمیز کنن. یمنیا با خنجرِ پرِ شالشون، نور عینی برات می‌خونن. همه‌ی توشه‌ی اهالی کنیا و چاد و لیبی، یه دست لباس تنشونه و عشقی که از شما به دل دارن. موبورایِ چشم رنگیِ قهوه‌نوشِ آلمانی و فرانسوی و روسیه‌ای هم، نمک‌گیرِ چای تلخ عراقی شدن. منم از ایرانم. و دارم فکر می‌کنم از گوشه گوشه‌ی دنیا دست ماها رو گرفتی و کشوندی پیش خودت. روزِ قیامتم وقتی صدا زدن این اصحاب الحسین؟ این عشاق الحسین؟، همینجوری دست می‌ندازی از بین جمعیت سوامون کنی آقای امام‌حسین؟ | @ianashid
• ما سختی می‌کشیم تو این راه؟ امثال این مردِ عزتمندِ عاشق رو می‌بینم و خجالت می‌کشم. منِ سراپا ادعا... | @ianashid
• خدا دختر را آفریده تا صفتِ «جمیل» خودش را به رخِ مخلوقات بکشاند. وگرنه آفرینش این ملیحِ دوست‌داشتنیِ ریحانه، چه دلیل دیگری می‌تواند داشته باشد؟ | @ianashid
• ایستادگی و پابرجاییِ ستون این موکب‌ها به شانه‌ی شماست علمدار. همان‌طور که نخل امنیتِ این مسیر را خون‌تان آبیاری کرده و حیات بخشیده... | @ianashid
• خوشبخت‌ترن حسینیه‌ی دنیایی! در مشایه جا خوش کردی و به نامِ بلند امِ عباس زینت گرفتی! من اگر حسینیه بودم، کاش تو بودم. | @ianashid
• موکبا و تنوع پذیرایی از زائرا رو می‌بینم و با خودم می‌گم کاش این موکبا تا غزه ادامه داشت... | @ianashid
• نخل‌ها به اعتبارِ نام توست که قد می‌کشند و ثمر می‌دهند. چه حلویاتی باشد آن رطبی که به ذکر تو جان گرفته! | @ianashid
• پیرمرد نمی‌تونست راه بره. طی چند دقیقه‌ای که داشتم نگاهش می‌کردم، شاید حدود ده یازده متر حرکت کرد. ولی داشت می‌رفت. داشت خودشو می‌کشید سمت تو. اشک می‌ریخت و حرکت می‌کرد. وجودت چه مغناطیسی داره که هرکس هر جوری هست می‌خواد خودشو برسونه بهت؟ | @ianashid