eitaa logo
آنـــاشید | آنا نعمتی
1.1هزار دنبال‌کننده
76 عکس
6 ویدیو
0 فایل
سند زده دل من را خدا به نامِ علی! ✨از تبار نور کارورز مُدامِ قَلَم وَ کَلام وَ تَصویر وَ صِدا؛ مربی و ایده‌پرداز 🖋️🎭📷🎙️📚 هر آنچه که هست، از جان برآید. جان را به نامِ آدمش منتشر کنید...🙏🏻 @Annashid | به گوش
مشاهده در ایتا
دانلود
• موکبا و تنوع پذیرایی از زائرا رو می‌بینم و با خودم می‌گم کاش این موکبا تا غزه ادامه داشت... | @ianashid
• نخل‌ها به اعتبارِ نام توست که قد می‌کشند و ثمر می‌دهند. چه حلویاتی باشد آن رطبی که به ذکر تو جان گرفته! | @ianashid
• پیرمرد نمی‌تونست راه بره. طی چند دقیقه‌ای که داشتم نگاهش می‌کردم، شاید حدود ده یازده متر حرکت کرد. ولی داشت می‌رفت. داشت خودشو می‌کشید سمت تو. اشک می‌ریخت و حرکت می‌کرد. وجودت چه مغناطیسی داره که هرکس هر جوری هست می‌خواد خودشو برسونه بهت؟ | @ianashid
• بین جیغ و داد و خنده‌های دخترونه، پیکسلش توجه‌م رو جلب کرد. بهش اشاره کردم. خندید و به عربی گفت: فلسطین! فلسطینِ همیشه پیروز! ما هدیه‌ها و خوراکیایی که بهمون می‌دن رو می‌خوایم بفرستیم برای فلسطین! فلسطین، کبوترِ زخمیِ خونین و صبور و عزتمند و غیورِ ما؛ با هزاران کیلومتر فاصله مرهم می‌شیم برات. کاش افاقه کنه... | @ianashid
• یجوری دست بندازین دور گردن رفقای امام‌حسینی‌تون، که آخر مسیرتون خودِ سیدالشهدا باشه. چه تو حیات، چه تو ممات. الهی که سه‌تاتون سر رو دامن آقا بذارین. به یادِ همه‌ی رفقای خودم💚 | @ianashid
• به خودم اومدم دیدم داره دستمو می‌بوسه و گریه می‌کنه. بهت‌زده از اینکه کی رسید به من و از کجا اومد، دستمو از دستش کشیدم و سرش رو بغل گرفتم. با گریه و خنده، عربی فارسی مخلوط بهم گفت: ایرانی؟ ایرانیِ امام‌رضا؟ با موشکِ خیبر؟ بیا عزیزم. بیا منزل ما. منت بذار. زمینِ ما برای شما ایرانی‌های شجاع و آسمون‌ هم برای موشک‌های قوی‌تون. بیا پیش ما که خونه‌ی ما هم بوی امام رضا بگیره... با شنیدن این حرفا، انگار دهین به رگ‌هام تزریق شد. شیرینیِ عجیبی نشست تو جونم که، من هموطن امام‌رضام! و خداروشکر کردم که در پناه گنبد طلای آقا امام رضا(ع) عزتی به کشورم داده، که هرکس ما رو می‌بینه از قدرت ایران حرف می‌زنه. از ایستادگی و شجاعتش. از اینکه بالاخره یکی تونسته جلوی ابرقدرت دنیا وایسته. کسی نمی‌گه تو از ایرانی؟ آها همونی که تو جنگ شکست خورد و فرار کرد. دمِ همه‌ی شیربچه‌های حیدر کرار گرم، که یکاری کردن تو دنیا سرمون با افتخار بالا باشه و بگیم ما ایرانی هستیم. | @ianashid
• به یاد مادران و پدران غزه؛ که وقتی کودکان‌شان طلب آب می‌کنند کاری از دستشان برنمی‌آید. | @ianashid
• قبول شد توبه‌ی من؟ شنیدم اسمتو گریه کردم... | @ianashid
اللهم الرّزقنا توفیق زیارة قبر الحسين في الدّنيا و شفاعة الحسين في الآخرة. زیر قبه گفتم. هنوز اینجام و دلم برات تنگ شده. کمتر از چهل‌ روزم رسیدم بهت دوباره الحمدالله. ذهنم بساطِ روضه‌ش رو برده چیده روی محملِ یه خواهر... | @ianashid
• خدا فرمود این پنج اسم را بگو که کشتی تو در امان باشد. و نوح گفت. و به نام پنجم که رسید، حزنی در دلش نشست. و کشتی آرام گرفت. تو که هستی که نامِ شریفت اذن و اجازه‌ی انبیاست؟ که مامن است؟ نوح‌نبی را می‌بینم که تمام‌قد به خدمت در سفینه‌النجاه تو ایستاده. السلام علیک یا نبی‌الله | @ianashid
• کلی کلمه آماده کرده بودم! چیده بودمشون تو طبق به رسم زنای عرب، و دسته‌بندی کرده بودم. اینا تشکراست، اینا التماس‌دعاها، اینا گریه‌ها، اینا خواسته‌ها و... تا رسیدم به شما، طبق از روی سرم افتاد. بین دست و پای جمعیت گم شد. من بودم و دریایِ وجود تو. که کاش همیشه گم‌شده‌ی این دریا باشم. که تلاطمِ دریایِ شما، از امنیتِ ساحلِ وجود آدم‌ها امن‌تره! | @ianashid