•
وَ تَرْحَمَنی
شاید حسین این قسمتِ کمیل را نمیخوانْد؛ که رضا بقضا گفت و ۱۹۵۰...
| @ianashid
•
فی جَمیعِ الاْحْوالِ مُتَواضِعاً
نفسهای آخرش در محرابِ قتلگاه به سجده بود. چه ادبی داری حسین در برابر خالقت...
| @ianashid
•
اَللّهُمَّ وَ اَسْئَلُکَ سُؤالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فاقَتُهُ
حالا زینب بعدِ چهل روز، برای دقایقی بارِ سنگین رسالت را کنار تربت برادر رها کرده است. چه یکباره تهیدست شدی زینب! که دستی برای به محمل نشاندنت نبود. کجا بودند علمدار و موذن و سروقامتان سپاهِ حسین روزِ یازده؟
| @ianashid
•
اَللّهُمَّ عَظُمَ بَلائی وَ اَفْرَطَ بی سُوءُ حالی
«پس از تو اف بر این دنیای پربلا که زشتیاش از حد گذشت».
زینالعابدین پایین پا را نشان داد: بهشت زیر پای باباست؛ اکبر. و زینب به یادِ نالهی برادر چنین گفت.
| @ianashid
•
اِلهی وَرَبّی مَنْ لی غَیْرُکَ؟
بین تمام سختیها و فراقها و اهانتها ذکرِ قنوت هرشب زینب بوده؛ چه دلربایی از خدا کردی زینتِ آفرینش. زینتِ علی!
| @ianashid
•
لَمْ اَحْتَرِسْ فیهِ مِنْ تَزْیینِ عَدُوّ (از فریبکاری آرایش دشمنم نهراسیدم)
حسین جان! کاخشان را ویرانه کردم! نه برق شمشیرهایشان لرز به جانم انداخت، نه مستیِ خندههایشان، نه زیادی عدهشان. از خیزرانشان ولی...
| @ianashid
•
فَلَکَ الْحَمْدُ عَلَیَّ فی جَمیعِ ذلِکَ
پایِ مکتب صبرِ علی و تسلیمِ فاطمه بزرگ شده. لب به شکایت بگشاید؟
زینبی که دردانهیِ دردانهی خداست؛ حسین...
| @ianashid
آنـــاشید | آنا نعمتی
• فَلَکَ الْحَمْدُ عَلَیَّ فی جَمیعِ ذلِکَ پایِ مکتب صبرِ علی و تسلیمِ فاطمه بزرگ شده. لب به شکایت
•
زینبی که زینتِ زینتِ خلقت است؛ علی...
چشم همه عارفان بر حـرم مرتضــیست
چشمِ علی هر زمان، بر حرمِ زینـب است
| @ianashid
•
یا رَبِّ ارْحَمْ ضَعْفَ بَدَنی وَ رِقَّةَ جِلْدی
گردنهایمان سوخته بود. از زیرِ چادر و روسری. سوختگیاش، به در بندِ طناب بودن میمانست. درمان میکردیم و سراپا اشک بودیم برای گردنِ آن نازنین امامِ تبداری، که برای آنکه از شترِ بیمحمل نیفتد به شکمِ حیوان زنجیر شده بود...
بیهیچ پوششی، زیرِ تیغِ آفتاب، زیرِ حرارتِ فلز، آه...
خدایا برای روضهی صبر و غیرتِ امام سجاد به ما اشکِ فراوان بده...
#جاده_میگوید
| @ianashid
•
هَیْهــــاتَ! باور نمیکنم!
همین یک کلمه برای روضهخوانی زینب کافیست. که نگاهِ بهتزده و گریانش را به دشت بدهد و دستی به زانو بکشد و آهِ خستهاش نصفه از سینه بیرون بیاید...
| @ianashid
•
وَ هذا ما لا تَقُومُ لَهُ السَّمواتُ وَالاَْرْضُ
چه بغضی در گلوی زمین و آسمان است. چه صبری و چه امتحانی!
روزگاری چون عاشورا گذراندهاند و ساعتِ سهی آن و شام غریبانش، اسارت رفتنِ آلالله دیدهاند و زینب را در میانِ حرامیان به مکشوفات وجوهنا، و همچنان سرپایند. و باید بمانند تا قیامت. کاش کسی برای دل زمین و آسمان روضه میخواند...
| @ianashid
•
خیلی خستهم. سفر اربعین و بعد هم پیادهروی تا حرم سیدالکریم، و بدوبدوهایِ روزمرهی زندگی و آماده شدن برای مراسم آخر صفر و...
دو هفتهی سنگین و پر گریه و پر حرکت و پر تلاطم. و دارم فکر میکنم به زینب کبری و چهل روز تلاطم و دوندگی و خستگی و نگرانی و لطمه خوردن...
| @ianashid