•
خدایا
به همهی آدمهای محترمی که با زبون روزه تو این روزای جنگیِ آخر سالی، قصد و نیتِ باز کردنِ گره از مشکل مردم رو دارن، توان بده💚
| @ianashid
•
لغتنامهی دهخدا میگوید:
شخم زدن یعنی؛ شیار کردن زمین برای کاشتن بذر.
قرار است در سرزمینِ مقدسِ اشغالی، به دستِ ایرانیان نجیب پس از هفتاد و اندی سال باز هم درختِ زیتون کاشته شود. انشاءالله.
«آنا نعمتی»
| @ianashid
•
و من با هر صدایی که بشنوم، بلافاصله میگم:
اللهم الجعلنی فی الدرعک الحصینة التي تجعلُ فیها من تُرید...
اللهم احفظ قائدنا الخامنهای...
| @ianashid
•
خدایا ممنونیم که از بین همهی کشورای دنیا، ایرانِ عزیز ما رو برای گرفتن حق مظلوم انتخاب کردی.
| @ianashid
•
نکنه تو این شرایط از زندگی عقب بمونیما! هر ثانیه چک کردن کانالهای خبری هیچ سودی نداره، جز دیدن چندتا عکس و فیلم تکراری. پاشو دو صفحه کتاب بخون. اتاقت رو گردگیری کن. یکم به عضلات گرفتهت نرمش بده. برای افطار یه غذای جدید امتحان کن. جزهای عقب موندهی قرآنت رو ادامه بده. جنگ، یه بخشی از زندگیمونه. نه همش...
| @ianashid
•
حالا امیرالمومنین خودش فرماندهی را به عهده گرفته. عباس دست بر بازویشان میگذارد و علیاکبر شخصا نگهبانِ موشکهایشان تا قلبِ دشمن است. سیدالشهدا برایشان دعا میکند و جناب معزالمومنین، امام مجتبی، لقمهی افطارشان را از بهشت میفرستد.
فاطمهی زهرا مادرانه دستی به سرشان میکشد و مگر چه خبر است که بیشتر از تمام شبها برایِ مدافعان پای لانچر بریز و بپاش میکنند؟
موج پنجاه و ششم است و رمزِ عملیات به نامِ ناموسِ آلالله زینب کبریست. پس پا به فرار بگذارید که شمشیرِ تمام اهلبیت و غیرتیهای آزادمرد عالم، یک جا بر سرتان فرود خواهد آمد!
«آنا نعمتی»
| @ianashid
•
ما جنگزدهایم.
سحرگاه بمبها بیدارمان میکنند و لالاییمان زوزهی جنگندههاست. روزها عزیزانمان را از زیر آوار خانههامان بیرون میکشیم و شبها به غیرت و شرافت، به بانگ الله اکبر، خیابانهای منتهی به ظهور را متر میکنیم؛ ما کوچهگردیم. به استقامتِ کلمهی آزادگی، زیر باران موشک ایستادهایم و چتر ایمان برافراشتهایم و خم به ابرو نیاوردهایم. کنارِ گوشمان را میزنند و آسمانمان را به دودِ خیانت و خباثت سیاه میکنند و ما در پناهِ خدای خامنهای پلک بر هم نمیزنیم؛ ما مردِ میدانیم.
به رسانههای غرب و شرق بگو هر تصویری از مردمان زهوار در رفتهی جنگزدهی بقچه به دست و خاکی دارند را دور بریزند! که ما پایتختنشینها، سرافرازترین جنگزدههای جنگاورِ جنگبلدِ تاریخ، مفهومِ جدیدی از جنگ را به دنیا ارائه میکنیم...
«آنا نعمتی»
| @ianashid
•
ماها که نمیدونیم!
حتما مادرت عین نه ماهی که ثانیه به ثانیه منتظرِ بغل کردنت بوده به این فکر میکرده چه اسمی برازندته. یحتمل از بینِ همهی اسمای قشنگِ دنیا هم یکیشو برات گلچین کرده بود. تا اینکه وسطِ توپ و ترقهی جنگ و اضطراب و دلهره، نور و روشنی و برکت و دلخوشیِ خونه شدی. و مادرت فکر کرد چه اسمی شایستهتر از پهلوون جنگ جمل و دلگرمیِ این روزای ایران؟ همونی که اسمش بعدِ کلی تشویش مرهم دلا شد و آرامش تو خونه به خونهی ایران ساکن. اسمت رو گذاشت مجتبی. چون تو همهی دلخوشی مادرت بودی. منتها چشمایِ حسود این دنیا، اون لبخند و خوشی رو به مامان و خواهرک دو سالهت ندید عزیزکم.
مامانت حتما برات آرزوهای زیادی داشت. الان به شعف داره میبینه که تو امشب کوچیکترین فرماندهی ایرانی. که موجِ جدید عملیاتِ شیربچههای حیدر، به یاد توعه آقا مجتبی سه روزه...
«آنا نعمتی»
| @ianashid
•
ما خيلى گناه داريم،
ماه رمضان هم كه دارد میرود...
- استاد علی صفایی حائری
| @ianashid
•
سر و سامان بدهی یا سر و سامان ببری
سرِ من سوی شما میل پریدن دارد...
| @ianashid