eitaa logo
آنـــاشید | آنانعمتی
1هزار دنبال‌کننده
97 عکس
8 ویدیو
0 فایل
سند زده دل من را خدا به نامِ علی! ✨از تبار نور کارورز مُدامِ قَلَم وَ کَلام وَ تَصویر وَ صِدا 🖋️🎭📷🎙️📚 هر آنچه که هست، از جان برآید. جان را به نامِ آدمش منتشر کنید... @Annashid | به گوش
مشاهده در ایتا
دانلود
• خیلی خرسندم که شما را این‌جا زیارت کردم و عذرخواهی می‌کنم از شما که در میان آفتاب و هوای گرم، مدّتی انتظار کشیدید. و تحمّل این گرما و زحمت‌ها را کردید. از استقبال شما و از محبّت شما صمیمانه متشکّرم. - قائد شهید امت اسلامی | ۷ شهریور ۷۸ | @ianashid
آنـــاشید | آنانعمتی
تو هم ای نازِ مطلق، از همان بالا ببین ما را*
• نور از چشم‌هامان رفته. و ضربان از قلب‌مان. و نمک از نان‌مان. و طراوت از آب‌. و تو نیز از تهران... | @ianashid
اینک شما و وحشتِ تهرانِ بی‌ علی...*
• پایم را که از سالن بیرون می‌گذارم باد گرمی به صورتم می‌خورد. دمی می‌گیرم و چشم می‌بندم و سلام می‌دهم. می‌گویم: این زیارت مشهد تماما به نیابت از رهبرم. چشم‌هایم را باز می‌کنم که حرکت کنم. در قدم اول، عکست را روی دیوار موکب کنار ایستگاه می‌بینم. ایستاده‌ای در نهایت شکوه. مثل همیشه لبخند برلب داری. دیدنت دلم را گرم می‌کند. علمدارِ رشیدِ کربلا نگهدارت باشد آقای خوش قد و قامت. برایت لاحول می‌خوانم و چشم‌های مهربان و لبخند شیرین و انگشتانِ کشیده و عقیق سرخت را رد می‌کنم. از پیچ و خم صحرای عبایت هم می‌گذرم. پایین عکست را کلمه‌های سرخی زینت داده‌اند. دوباره و سه‌باره نگاه می‌کنم. به خط خون نوشته‌اند رهبر شهید. آه. دنیا پیش چشمانم خراب می‌شود. عزیزدلم تو واقعا رفته‌ای؟ انگار یادم آمده باشد الان برای چه اینجا هستم. بغضی به وسعت مشهد توی گلویم بساط پهن می‌کند. اشکی به داغیِ نبودنت روی گونه‌ام می‌چکد و همزمان زمزمه می‌کنم: به نیابت از رهبرم. و رهبر شهیدم... | @ianashid
• حالا امیرالمومنین سرش به غرور بلند است. پیشِ تمام انبیاء و رهبرانِ تاریخ و ملائکه. که خوب ببینید پسر مرا! مردترینِ عالم، به شعف و اشتیاق آغوش باز کرده برای صالح‌ترین ذریه. خوش آمدی به سرزمین مادری و به خانه‌ی پدری. دلتنگت بودیم سیدعلی... | @ianashid
• یا مرتضی علی پسری داشتی، چه شد...؟ | @ianashid
بر شانه می‌برند امامِ قبیله را...*
• حضرتِ جنگاورِ صفین و کربلا، بازویِ قدرتمند حیدر و حسین، یلِ نامدارِ میدان‌های عرب و عجم، شیر غیرتمندِ ام‌البنین ایستاده به انتظار. نخل‌ها به احترام حضورش کمر خم کرده‌اند. چشم می‌گرداند در پی‌ات. سال‌ها منتظرت بوده. که به تأسی از او، علمدارِ خیمه‌‌ی ما بودی و بارِ امنیت‌مان را به دوش کشیدی. حالا بیش از پیش سراپا شبیهش شدی. آقایِ رشیدِ خوش قد و قامتِ ما. همان‌طور تکه تکه... با تنی مجروح... و خانواده‌ات را مشایعت می‌کنی به نینوا. صدای گرمِ ژنرالِ قدرتمند بنی‌هاشم در آسمان می‌پیچد: «هلابیکم سیدعلی. خوش‌آمدی یارِ وفادارِ ما.» هیچ‌کس مثلِ عباسِ پهلوان در شأن استقبال تو نیست جنابِ جهان‌پهلوان؛ سیدعلی شهید... «آنا نعمتی» | @ianashid
• زنان و رقیه‌ی خردسالش، تشریفاتِ این سفرِ سید بودند. او با دستِ خالی به ملاقات حسین (ع) نمی‌رود. چون از نسلِ مردانِ رضا بقضائک است... | @ianashid