🔰وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دیدار با سفیر قزاقستان در تهران:
فارابی پل ارتباطی میان ایران و قزاقستان است / زبانشناسی نقش بهسزایی در اشتراکات فرهنگی دو کشور دارد
🔸سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، در دیدار با اونالبایف، سفیر قزاقستان در تهران، با بیان اینکه دو کشور ایران و قزاقستان اشتراکات فرهنگیتاریخی بسیاری دارند، گفت: از برگزاری هفتههای فرهنگی ایران و قزاقستان در دو کشور استقبال میکنیم.
🔸برگزاری سمینار، همایش علمی و فیلمسازی مشترک میتواند در این زمینه مورد توجه قرار گیرد چراکه پیش از این درمورد ابنسینا اقداماتی از ایندست انجام شده و بازخورد مطلوبی را از مخاطبان دریافت کرده است.
🔸پل ارتباطی میان دو کشور و زبانشناسی میتواند حوزهای قابل توجه باشد، هنر نیز میتواند در این مسیر مورد توجه قرار گیرد، مثلاً در حوزه موسیقی کلاسیک، معاصر و نواحی، زمینههای قابل توجهی برای ارتباطات مشترک وجود دارد.
🔻 در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6yQ2
@ibna_official
🔰گفتوگوی «ایبنا» با نوید پورمحمدرضا، پژوهشگر و مدرس سینما؛
«نظریههای انتقادی روایت» میگویند محتوای فکری و جهانبینی مولف مهمتر از ساختار است
🔸نوید پورمحمدرضا از مدرسان سینما گفت:
باید به «نظریههای انتقادی روایت» توجه کنیم. نظریههایی که صرفاً دنبال فرمول دادن نیستند، بلکه در پی درک عمیقتر از روایت و شیوه معناسازی آناند. این نظریهها کمک میکنند تا متوجه شویم صرفاً ساختار روایی کافی نیست و مهمتر از ساختار، محتوای فکری، جهانبینی، نگاه مؤلف است. اساساً نقدی که به نظریه عملی روایت و کتابهای راهنمای فیلمنامهنویسی از جنس رابرت مککی وارد شده، همین است.
🔸این نظریهها آنقدر در فکر سر و سامان دادن داستان به شکل صوریاند که چندان ذهنمشغولی درباره زیرمتنها، مضامین، مفاهیم استخراجی و یا استنباطی ندارند.
🔸در همینباره نظریهپردازان روایت، یک پیشنهاد دارند و میگویند در کنار نظریه عملی روایت، شاخه مهم دیگری وجود دارد به نام نظریه انتقادی روایت! چرا که فهم یک روایت در گرو تسلط بر ساختار نیست بلکه مستلزم این است که به پیوند ظرف و مظروف فکر کنیم، به اینکه بنا بر ملزومات مظروفی که قرار است در ظرف جای بگیرد، ظرف و ساختار در چه مواقعی و به چه صورت ممکن است تغییر شکل دهد؟ مطالعات انتقادی و یا نظریه انتقادی روایت، جایی است که میتواند ما را بیشتر متوجه این امکان کند.
🔻در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6yQd
@ibna_official
🔰ادبیات اقلیمی- ۱۸
ادبیات بومی مازندران در محاق/ ظرفیتهایی که خاک میخورند
🔸وقتی صحبت از ادبیات بومی مازندران میشود، آه از نهاد خیلی از فعالان ادبی استان بر میآید و تقریباً صحبتهای بیشتر آنها هم مشترک است. اینکه هرچند ادبیات مازندران غنی و پر ظرفیت است اما، آنطور که باید از ظرفیت ادبی و متخصصان آن در استان بهرهگیری نمیشود.
حسن شیردل نویسنده اهل و ساکن بابل:
🔸فارغ از تأثیر انکارناشدنی ادبیات روسیه بر جریان ادبی دنیا، در بطن ادبیات بومی، استان مازندران به دلیل مجاورت با کشور روسیه، افسانهها، داستانها و مشترکات ادبی زیادی با این کشور دارد. همچنین ورود شیعیان به این استان به عنوان یک منطقه امن برای اختفا از دست دشمنان نیز سبب شده تا افسانهها و داستانهایی در دل ادبیات بومی شکل بگیرد که لایههای مذهبی و جوانمردی و رشادت دارند.
🔸اینکه لازمه فراگیر شدن ادبیات بومی، بسترسازی به صورت کشوری است را گوشهای در ذهنتان نگه دارید، این بار میخواهم بگویم که ماجرای پرداختن به ادبیات بومی در حال حاضر میدانید مثل چیست؟ مثل انتخاب واژه پیامک بعد از فراگیر شدن کلمه مسیج است. یعنی نباید بگذاریم کار که از کار گذشت و دیگر به سختی بتوان کاری کرد، آنوقت یادمان بیاید که باید اقدامی بکنیم. در حال حاضر هم ادبیات بومی کشور پر از ظرفیتهای بی نظیری برای پرداخت و روایت است که امیدوارم هرچه زودتر به این نتیجه برسیم که باید برای آن کاری مفید انجام دهیم.
🔸زمانی در طول تاریخ، در ایران به زبان تبری سخن میگفتهاند و بسیاری از کلماتی که در فارسی اصیل استفاده میشود، بازمانده زبان تبری است که با واژگانی که همین الان در مازنی گفته میشود، یکی است. مثلاً در فارسی به طناب «رسن» میگویند که با مازنی یکی است و خیلی از واژههای دیگر. گستردگی زبان مازنی بسیار زیاد است و این ظرفیتها زمانی میتواند در ادبیات کشور جریان ساز شود که بهای لازم به آن داده شود. ناشران پای کار بیایند و چند کتاب شکیل منتشر کرده و روانه بازار کنند.
🔻در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6yc8
@ibna_official
🔰ترجمه ادبی در گفتوگوی ایبنا با لیلی گلستان:
شاهکارهای کلاسیک باید هر دهه بازترجمه شوند
🔸لیلی گلستان، نویسنده و مترجم، در گفتوگو با ایبنا گفت: با توجه به اینکه زبان متحول میشود و تغییر میکند، باید آثار کلاسیک بعد از هر ۱۰ یا ۱۵ سال از نو ترجمه شوند.
🔸ترجمه دوباره آثار کلاسیک از مباحث مهم در حوزه ترجمه ادبی است. از این آثار، اغلب ترجمههایی قدیمی وجود دارد و مترجمانی بعد از سالها که از ترجمههای قبلی بعضی از این آثار میگذرد، آنها را دوباره ترجمه کردهاند. چهبسا این پرسش پیش بیاید که آیا بازترجمه آثار کلاسیک کاری ضروری است و اگر ضروری است، دلیلش چیست؟ لیلی گلستان در پاسخ به این سوال، با تأکید بر اینکه ترجمه دوباره آثار کلاسیک پس از چندین دهه باید حتماً انجام شود، عنوان کرد: زبان متحول میشود و تغییر میکند؛ بنابراین بعد از هر ۱۰ یا ۱۵ سال لازم است شاهکارهای ادبیات کلاسیک از نو ترجمه شوند. من به این موضوع خیلی اعتقاد دارم.
🔸گلستان همچنین درباره وضعیت ترجمه ادبی نسبت به دهههای گذشته بیان کرد: مترجمهای خیلی خوبی آمدهاند ولی ترجمههای بد هم خیلی زیاد شده؛ این مورد به ناشران مربوط میشود که باید سختگیر باشند ولی متأسفانه به شدت آسانگیر شدهاند. چند سال پیش خانمی به من زنگ زد که اجازه میدهید بیایم از کتابخانه شما یک اثر مهم کلاسیک را برای ترجمه انتخاب کنم؟ گفتم «کتابهای من همه به زبان فرانسوی هستند، شما فرانسه میدانید؟» گفت «بله هفته پیش در کلاس فرانسه اسمنویسی کردهام!»
🔻در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6yNs
@ibna_official
🔰محبوبه نجفخانی در گفتوگو با ایبنا:
ما با فاجعه ترجمه روبهرو هستیم
🔸به گفته مترجم مجموعه «جودی دمدمی» و آثار رولد دال، یک تعداد ناشر حرفهای و فعال در ایران وجود دارند که با سختی و زحمت، کتابها را انتخاب و برایشان بازاریابی میکنند. آنسوی جریان هم انبوهی از ناشران بهخط شدهاند تا فقط جملهها را پس و پیش و طرح جلد پرزرق و برقی انتخاب کنند. به همینجهت، آنچه امروز با آن روبهروییم «فاجعه ترجمه» است.
🔸شما به انبوه ناشرانی که در نمایشگاه حضور دارند نگاه کنید؟ از بین این همه ناشر به چند نشر فعال و حرفهای میتوان اشاره کرد. در صورتیکه اوضاع نشر کشورهای دیگر به این شکل و حالت نیست. یک سری ناشر حرفهای وجود دارند که سالهاست در این زمینه فعالاند. اما چون ما قانون کپیرایت نداریم، هر روز به تعداد ناشرانی که از روی دست هم کپی میکنند اضافه میشود.
🔻در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6yFc
@ibna_official
🔰به مناسبت سوم خرداد؛
ناگفتههایی از اتاق جنگ درباره آزادسازی خرمشهر
🔸ساعت هشت صبح بود که داد و بیداد و فریاد آنها بلند شد. گفتند: ما زدیم، خوب هم گرفته. عراقیها جلوی ما دستها را بالا بردهاند ولی تعداد آنها دست ما نیست… بالاخره به خونینشهر رسیدیم و خرمشهر را گرفتیم.
🔸سپهبد صیاد شیرازی یکی از ارکان طراحی عملیات برای آزادسازی خرمشهر بود. او درباره وضعیت دسترسی به خرمشهر و مشکلات پیش رو چنین میگوید: «فقط مانده بود خونینشهر. از شمال تا منطقه طلاییه جلو رفته بودیم و در کوشک به جاده زید حسینیه رسیده بودیم و الحاق انجام شده بود. جاده اهواز به خونینشهر هم کاملاً باز شده بود. پادگان حمید هم آزاد شده بود و سه قرارگاه روی یک خط قرار داشتند.
🔸طراح عملیات آزادسازی خرمشهر پس از تشریح وضعیت مشکلاتی که نیروهای با آن درگیر بودند و بیتابی مردم برای آزادسازی خرمشهر درباره نحوه اخذ طرح خود برای آزادسازی خرمشهر چنین مینویسد: «رفتیم به اتاق جنگ. اعضای ستادمان رفتند و من و فرمانده سپاه تنها شدیم. دوتایی حالت عجیبی پیدا کرده بودیم، از بس فشار روحی و روانی به ما وارد شده بود. لشکرهایی که در اختیار داشتیم، اسمشان لشکر بود ولی رمق از افتاده بودند.
🔸آنطور که پیداست طرح صیادشیرازی در زمان مطرح شدن با فرماندهان با اما و اگرهایی همراه بود و عدهای از چهرههای شاخص جنگ با آن چندان موافقتی نداشتند. صیاد طرح آزادسازی خرمشهر را چنین تشریح میکند: «حالا طرح چه بود؟ آن طرحی که به عنوان جرقه امید و امداد الهی در ذهن خود احساس کریم، این بود که گفتیم درست است ما ۲۵ روز است که در حال جنگیم و فرماندهان میگویند که بریدهایم و نیروهایمان باید بازسازی شوند ولی این را نمیتوانیم نادیده بگیریم که اگر قرار باشد خونینشهر آزاد شود، الان باید آزاد شود. این را هم میدانیم که نیرویش را نداریم که آزادش کنیم ولی حداقل میتوانیم خونینشهر را محاصره کنیم. یعنی از یک جایی برویم بین خونینشهر و شلمچه. آن دفعه که نتوانستیم از شلمچه برویم، حالا از یک جای دیگر میرویم که آسانتر باشد و اعلام میکنیم خونین شهر را محاصره کردهایم. همین باعث میشود که نیروها بیشتر و زودتر به جبهه بیایند و ما تقویت شویم. این طور توی ذهن ما بود، آنچه به ذهن آمده بود، این بود. تصویری از آزادسازی نبود، بلکه محاصره خونین شهر بود تا در قدم بعدی شهر آزاد شود…»
🔻در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6yQC
@ibna_official
🔰نگاهی به ترجمههای فلسفی حسن کامشاد؛
نگهداشتن سیخ بخاری برای تهدید دیگران
🔸با درگذشت حسن کامشاد، ترجمه فارسی یکی از دقیقترین و اصیلترین صداهای خود را از دست داد. مترجمی که با گزینش و برگردان آثار کلیدی فلسفه، تاریخ و اندیشه، نسلی از ایرانیان را با ویتگنشتاین، پوپر و گردر آشنا کرد. او پلی بود میان جهان اندیشه و زبان فارسی.
🔸حسن کامشاد صرفاً مترجم نبود؛ او یک برگزیننده فرهنگی بود. ترجمههای او بر اساس نیازهای فکری زمانه انجام میشدند. در دهههایی که جامعه ایرانی با بحرانهای هویتی، سیاسی و معرفتی دست به گریبان بود، آثار کامشاد چون پلی بودند به سوی اندیشههای جهانی، گفتوگو با دیگر فرهنگها، و بازاندیشی در بنیادهای فکری.
🔸سبک او در ترجمه، وفادار اما نه خشک، و روان اما نه سطحی بود. او مترجمی بود که با وسواس علمی و تعهد فرهنگی، معنا را از یک زبان به زبان دیگر منتقل میکرد، بیآنکه از زیبایی یا دقت بکاهد. اکنون با درگذشت او، بخشی از حافظه فلسفی و تاریخی ما خاموش شده است، اما آثارش همچنان زندهاند. چه بسا نسل جدیدی از مترجمان، محققان، و خوانندگان از طریق همین کتابها با جهانی گستردهتر از مرزهای جغرافیایی آشنا شوند.
🔻در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6yQb
@ibna_official
🔰گزارش ایبنا از نشست «انقلاب فرهنگی، دانشگاه و سیاست»؛
انقلاب برای انقلاب
🔸عصر روز چهارشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۴۰۴، نشست «انقلاب فرهنگی، دانشگاه و سیاست» در خانه اندیشمندان علوم انسانی برای نقد و بررسی کتاب «انقلاب سوم» برگزار شد.
🔸پورجوادی ضمن اشاره به ماهیت تاریخی و درازمدت وقوع انقلابها اشاره کرد" هر انقلابی تمهیدات و مقدماتی دارد که بدون آنها رخ نمیدهد؛ برای فهم مقدمات انقلاب اسلامی ایران باید به دهه ۱۳۴۰ شمسی -۱۹۶۰ میلادی نگریست. برخی معتقدند در همین زمان یک انقلاب فرهنگی در آمریکا نیز رخ داد. پس از یاس و ویرانی که از دو جنگ جهانی حاصل شده بود، در اروپا و آمریکا توجه به معنویت رفتهرفته افزایش یافت. در قرن نوزدهم غربیها گمان میکردند با علم و صنعت پیشرفت تاریخی پیوسته، تصمین شده است اما جنگهای جهانی این تصور را ابطال کرد. در دهه ۱۹۶۰، توجه به ادیان شرقی و رویکردهای معنوی شرقی مثل ذن ژاپنی، هندوئیسم، و عرفان و تصوف اسلامی چشمگیر بود.
🔸فراستخواه گفت: پویاییهای ویژه جامعه ایران به پیدایش ظرفیتهایی امیدبخش میانجامد. هنوز در ایران علاقه و تب و تابی برای معرفت وجود دارد و مردم ایران میتوانند از دل دیستوپیا، دگرفضاهایی بیافرینند. دگرفضاهای علمی، ادبی و فرهنگی که پس از انقلاب پدید آمد از اهمیت زیادی برخوردار است همینطور فضای شهری، مدنی و سازمانهای مردمنهاد.
🔻در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6yQy
@ibna_official
🔰ایبنا از وضعیت نشر عراق گزارش میدهد؛
عراق؛ دروازه ورود کتابهای فارسی به دنیای عرب
🔸اشتراکات فرهنگی و دینی ازجمله مهمترین شاخصها برای تعاملات فرهنگی بهویژه در حوزه تبادلات کتابمحور است و ایران و عراق با پیشینه تاریخی و تمدنی، با تکیه بر این اشتراکات دروازههای بالقوهایبرای صادرات کتاب دو کشور هستند.
🔸تائر جعفر العصامی، ناشر و نایبرئیس اتحادیه ناشران عراق درباره تحولات نشر عراق در دوره سقوط صدام و حمله آمریکا و داعش به این کشور میگوید: نشر عراق بعد از سال ۲۰۰۳ و سقوط صدام، یک آزادی در نشر پیدا کرد و کتابهایی که تا آن زمان ممنوع بود، منتشر شد و به همین دلیل، مخاطبان زیادی در بازار نشر این کشور پیدا شدند، حتی پیشرفت خوبی در بخش توسعه کتابخانهای حاصل شد.
🔸نائبرئیس اتحادیه ناشران عراقی درباره فعالیت نشر عتبات در عراق میگوید: نشر عتبات در این کشور فعالیت کتابخانهای و انتشارات قوی دارد. مثلاً «عتبةالعلویه» نخستینبار با حضور در سیوششمین دوره نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران این رویداد را تجربه کرد. واسطه حضور آنها اتحادیه ناشران عراق بود؛ قبلاً تصور این بود که عتبات فقط محل توزیع و عرضه کتابهای قرآنی و دینی است اما انتشارات «عتبهالعویه» که در نمایشگاه کتاب ۱۴۰۴ تهران دو غرفه داشت؛ در موضوعات مختلف فلسفی و تاریخی کتاب منتشر میکند و زائران میتوانند بعد از زیارت عتبات از کتابخانههای آنجا استفاده کنند.
🔻در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6yGh
@ibna_official
🔰گشتی در کارنامه ادبی حسن کامشاد؛
کامشاد در ادبیات
🔸کسانی هستند که نماد زیستِ بهتمامی فرهنگیاند، چه در زیست روزانه و مراوداتشان و چه آن هنگام که به خلوت میروند و پشت میز کار مینشینند. کامشاد، بهگواه آثار و تجربه زیستهاش، یکی از این کسان بود و از معدود بازماندگان نسلی که تاریخی پرماجرا را زیستند؛ تاریخی که نامهای بزرگ و چهرههای تأثیرگذار فرهنگی از هر گوشه و کنجوکنارش هویداست؛ نامهایی که جابهجای «حدیث نفس» کامشاد میدرخشند. او خود نیز یکی از همین نامهاست بر پیشانی فرهنگ ایران.
🔸حدیث نفس اما جدا از روایت جذاب و ارزشهای ادبیاش از وجهی دیگر نیز مهم است؛ کامشاد بهدلیل زیستن در مهمترین دورههای تاریخ معاصر ایران و قرار داشتن در جایگاهی نزدیک به بسیاری از شخصیتهای تأثیرگذار فرهنگی این کشور و آشنایی و دوستی با بسیاری از اهل فرهنگ، از جمله تعدادی از برجستهترین چهرههای ادبیات معاصر ایران، نظیر ابراهیم گلستان و شاهرخ مسکوب، خود بخشی از این تاریخ بود.
🔻در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6yQv
@ibna_official
🔰اثر دیگر از نویسنده «مردی به نام اوه»؛
انتشار رمانی جدید از فردریک بکمن
🔸فردریک بکمن، نویسنده سوئدی به تازگی رمان جدیدی تحت عنوان «دوستان من» را منتشر کرده که با استقبال مخاطبان و منتقدان روبهرو شده است.
🔸این رمان که به سیاق همیشگی بکمن، با نثری شاعرانه، طنزی لطیف و نگاهی انسانگرایانه نوشته شده، قصه چهار نوجوان را روایت میکند که در شهری کوچک و ساحلی، پیوندی عمیق و نجاتبخش را تجربه میکنند. شخصیتهای اصلی داستان تابستانهای خود را در اسکلهای متروک میگذرانند؛ جایی که با شوخیهای کودکانه، رازهای سر به مهر و شورشهای نوجوانانه، به ساختن دوستیای ماندگار میپردازند؛ دوستیای که نهتنها بر زندگی آنان سایه میافکند، بلکه سالها بعد سرنوشت فردی دیگر را نیز دستخوش تغییر میکند.
🔸در گفتوگویی که بهتازگی از سوی انجمن کتابفروشان مستقل آمریکا منتشر شده، بکمن درباره فرآیند نوشتن این رمان گفته است: «نوشتن برای من، نوعی بحثوجدل با شخصیتهایم در خلوت است. گاهی آنها مرا ترک میکنند، گاهی برمیگردند، و گاهی به من میآموزند که چطور خودم را بهتر بشناسم»
🔻در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6yPj
@ibna_official
🔰کارنامه حسن کامشاد، در گفتوگوی ایبنا با عبدالله کوثری؛
حسن کامشاد با شادی و رضایت از انجام رسالتش از این دنیا رفت
🔸عبدالله کوثری در گفتوگو با ایبنا گفت: درگذشت حسن کامشاد ضایعهای بزرگ برای فرهنگ و ادبیات ایران است. او زندگی پرباری داشت و با ترجمههای ارزشمندش خدمتی بزرگ به وطنش کرد. کامشاد و دوست نزدیکش، شاهرخ مسکوب، نمونههایی درخشان از فرزندانی بودند که به وظیفه فرهنگی خود در قبال جامعه عمل کردند.
🔸کامشاد در انتخاب کتابهایش برای ترجمه بسیار هوشمندانه عمل میکرد. آثار او معمولاً کتابهایی بودند که تأثیری عمیق بر مخاطب میگذاشتند و به تأمل در مسائل اجتماعی و تاریخی دعوت میکردند. برای مثال، ترجمه «سیر نابخردی» خوانندگان را به تأمل درباره تاریخ بشر و چرخه جنگها، از گذشته تا جنگ ویتنام، واداشت. این کتاب نشان داد که بشر، با وجود ادعای پیشرفت، همچنان درگیر نابخردیهای خود است. انتخابهای او نشاندهنده عمق مطالعه، تفکر و تعهدش به معرفی آثاری بود که صرفاً سرگرمکننده نبودند، بلکه تأملبرانگیز و تأثیرگذار بودند.
🔸مهمترین ویژگی کامشاد، تعهد او به انتخاب آثاری بود که نهتنها ارزش ادبی داشتند، بلکه به مخاطب کمک میکردند تا عمیقتر به مسائل اجتماعی و تاریخی بیندیشد. او با ترجمه کتابهایی تأثیرگذار، بهویژه در حوزه تاریخ و علوم اجتماعی، نشان داد که یک مترجم میتواند فراتر از انتقال متن، در شکلگیری اندیشه و فرهنگ جامعه نقش داشته باشد. این تعهد و دقت در انتخاب آثار، میتواند برای نسل جوان الگویی ارزشمند باشد.
🔻در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6yQL
@ibna_official