🔰نسل زد و بازتعریف مطالعه کتاب در جهان چندرسانهای
🔸در روزگاری که واهمه از مرگ کتاب و پایان عصر ادبیات بارها در رسانهها تکرار شده، نسل زد با گوشیهای هوشمند، ویدیوهای کوتاه و کتابهای مانگا آمده تا ادبیات را از نو معنا کنند.
🔸نکته شایان توجه آن است که نسل زد، با پشت سر گذاشتن تعریفهای کلاسیک و محدود از ادبیات، بهسوی قلمروهایی تازه از معنا و خیال حرکت کرده است. از کتابهای عاشقانه تا کتابهای مانگا و مصور، از داستانهای مستندگونه تا روایتهای آخرالزمانی، این نسل بهدنبال پناهگاهی است در برابر فشاری که زیستن در عصر دیجیتال بر روان وارد میکند. کتابخانههای دبیرستانی در انگلستان مملو از پسرانی است که در صف مطالعه کتابهای داستانی میایستند؛ کتابفروشیهای آنلاین، فروش نجومی ژانرهایی را ثبت میکنند که زمانی در سایهی ادبیات فاخر پنهان مانده بودند؛ و در همین حال، کانالهای نقد کتاب در یوتیوب و بوکتاک، به میدانهای گفتوگو درباره آثار کلاسیک و معاصر بدل شدهاند.
🔻در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6yQm
@ibna_official
🔰گفتوگو با محسن فخری درباره کتاب «در کشوری آزاد» وی اس نایپل؛
نایپل نگاه سانتیمانتال به جهان سوم ندارد
🔸محسن فخری، مترجم کتاب «در کشوری آزاد»، گفت: نایپل نویسندهای سانتیمانتال نیست. در آثارش قربانیسازی نمیبینیم. مثلاً شخصیتهای کتاب حاضر خود مسئول بسیاری از آلامی هستند که بر آنها رفته؛ آنها خاکستریاند و ما گاهی با آنها همدردی میکنیم، گاهی دوستشان نداریم و گاهی به آنها میخندیم؛ آنها نه کاملاً قربانیاند و نه صددرصد بیتقصیر.
🔸این اثر، مجموعهای از روایتهای مجزاست که با محوریت داستان اصلی با عنوان «در کشوری آزاد» شکل گرفتهاند. در این کتاب، علاوه بر داستان اصلی، دو داستان کوتاه مهم دیگر نیز وجود دارد؛ «یکی از هزار» و دیگری «بگو چه کسی را کشتم». همچنین، پیشدرآمد و سخنآخر کتاب سبکوسیاق سفرنامهای دارند که بیش از آنکه خصوصیات داستانی داشته باشند، حالوهوای سفرنامهنویسی دارند. این مجموعهداستان با همین ساختار متفاوت در سال ۱۹۷۱ موفق به دریافت جایزه بوکر شد.
🔸نایپل نویسندهای رئالیست است و آثارش عمدتاً با سبک و سیاقی رئالیستی نگاشته شدهاند. حتی در روایتهایی که از تکنیکهای خاصی مثل شکست زمان استفاده شده، باز هم در کلیت با سبکهای پستمدرن فاصله دارد. این روایتها بیشتر در پی ترسیم واقعیت اجتماعیاند تا بازیهای فرمی.
🔻در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6yRh
@ibna_official
🔰ایبنا بررسی کرد؛
تقویت اقتصاد نشر؛ پیام همسایگی بازیگران نشر در صحنه نمایشگاه کتاب
🔸با توجه به عقدقراردادهای همکاری از نخستین تجربه همسایگی ناشران الکترونیکی با ناشران کاغذی در نمایشگاه کتاب ۱۴۰۴ بهنظر میرسد میتوان انتظار داشت، تداوم این حضور، کوچک شدن بازار غیرقانونی کتابهای الکترونیکی و افزایش توان نشر کتاب خواهد بود.
🔸بسیاری از کارشناسان معتقدند نشر الکترونیک امروزه نهتنها یک ابزار، بلکه یک انقلاب در دسترسی، تولید و توزیع دانش و محتواست. با گسترش هوش مصنوعی، انتظار میرود آینده نشر دیجیتال حتی تعاملیتر، شخصیسازیشدهتر و در دسترستر از قبل باشد. بنابراین از قدرت نشر الکترونیک نمیتوان غافل بود چراکه امروزه بسیاری از علاقهمندان به کتاب و کتابخوانی از زمان خود استفاده میکنند و به کتابهای صوتی گوش میدهند، حتی بسیاری از بانوان خانهدار به هنگام فعالیت روزمره از این فرایند بهره میبرند.
🔻در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6yQW
@ibna_official
🔰ادبیات اقلیمها- ۱۹
جایگاه نامناسب ادبیات لرستان در کشور/ مردم استان حمایت جدی از زبان مادری خود ندارند
🔸 پژوهشگر لرستانی با اشاره به جایگاه نامناسب ادبیات بومی لرستان در کشور، گفت: لازم است دید گذشتهنگر به ادبیات و فرهنگ بومی در لرستان اصلاح شود تا شاهد شکوفایی این فرهنگ باشیم.
🔸وی با اشاره به اینکه، پیوستار زبان مردم لر بیشتر به شکل شفاهی، شعر، قصه و متل است، افزود: ادبیات در استان لرستان بسیار غنی است و شاعران و نویسندگان بزرگ در دورههای مختلف از جمله در دربار اتابکان، نشان از شکوفایی ادبیات و فرهنگ در منطقه لر کوچک یا همین استان لرستان فعلی است.
🔸مومنی موگویی درباره انتقال فرهنگ بومی استان به سایر نقاط کشور از طریق نویسندگان بومی گفت: متاسفانه چون نه مردم استان و نه نهادهای متولی امر فرهنگی و ادبی در این استان حمایت چندانی از زبان مادری و ادبیات خود ندارند، ما نتوانستهایم به صورت موثری فرهنگمان را در سطح کشور معرفی کنیم.
🔸آینده ادبیات لرستان در اختیار نسل جدید و متولدین دهه ۷۰ و ۸۰ شمسی است؛ اگر این نسل ارزشی برای زبان مادری و فرهنگ بومی خود قائل باشند ما میتوانیم به آینده زبان و ادبیات و فرهنگ مردم لر چه لک، چه مینجایی و چه بختیاری و… امیدوار باشیم وگرنه زبان و ادبیات مردم این استان به یاد و خاطرهها میپیوندد.
🔻در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6xNT
@ibna_official
🔰گفتوگو با علیرضا بهشتی به مناسبت درگذشت السدیر مکاینتایر ؛
فضیلتگرای ارسطویی
🔸به نظر میرسد تفسیری که مکاینتایر از نظریه بحران معرفتشناختی ارائه میدهد، ما را در فهم تحولات فکری تاریخ ایران بسیار کمک میکند.
🔸مکاینتایر فیلسوف اخلاق و فیلسوف سیاسی محسوب میشود. البته خودش را محدود به فلسفه تحلیلی نمیکند، همچنانکه تمامی جماعتگرایان اینطور هستند، و برای هرآنچه در فلسفه که به کار آید محدودیتی برای خود قائل نیستند. البته مکاینتایر نسبت به هر یک، نقدهایی را دارد، فلسفه تحلیلی، پدیدارشناختی و … همه اینها را بررسی میکند و دیدگاههای خاص خودش را دارد. مکاینتایر به یک معنا، یک موسس است. وی در زمینه عدالت، بحثهای مفصلی دارد که متأسفانه از سهگانه مهمش، کتاب نخست آن «بحث از فضیلت» به فارسی ترجمه شده و نثر نسبتاً خوبی دارد، و کتاب سوم آن «سه تقریر رقیب در پژوهش اخلاقی» نام دارد، اما کتاب میانی این سهگانه که اهمیت بسیاری هم دارد و میبایست ترجمه شود، تاکنون ترجمه نشده، «عدالت چه کسی و کدامین عقلانیت» نام دارد.
🔻در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6yR6
@ibna_official
🔰نگاهی به ترجمههای تاریخی حسن کامشاد در گفتوگو با معصومعلی پنجه؛
مسکوب به کامشاد گفت تاریخ بیهقی بخواند
🔸معصومعلی پنجه گفت: نکتهای که باید به آن اشاره کنم این است که هیچ یک از ترجمههای مرحوم حسن کامشاد صرفا ترجمه نیست، یعنی زندهیاد حسن کامشاد یک مترجم مولف بود.
🔸او از پایهگذاران نسل جدید فارسی است و یک کتاب خوشخوانی هم دارد که کمتر در مورد آن صحبت شده است، کتاب «مترجمان و خائنان» او میتواند راهنمای خوبی برای مترجمان باشد. کتاب «مترجمان و خائنان» کتابی خواندنی است و عنوان جالبی هم دارد. کتاب دیگر او «حدیث نفس» در واقع خودزندگینامه او و بسیار خواندنی است.
🔸اگر در حوزه ترجمه از مکتب دقت صحبت کنیم، میتوانم بگویم یکی از نمایندگان اصلی مکتب دقت در ترجمه مرحوم حسن کامشاد بود. زمانی که کتابهای او را میخوانیم، کمتر اشکالی میبینیم و من تا آنجا که به یاد دارم، اشکالی ندیدم. البته این دقت او و بیاشکال بودن نیز دلیل دارد. اگر خاطرات مرحوم کامشاد را خوانده باشید، او میگوید آن نقطه آغازی که توانست به این نثر پخته، سخته، جاندار، زنده و به تعبیر امروزیها فاخر برسد، به پیشینه مطالعاتی او برمیگردد.
🔻در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6yRT
@ibna_official
🔰قهرمان فراموششده یا بازمانده زیرک؛
آیا نقطهویرگول در معرض انقراض است؟
🔸پرسش اصلی اینجاست: آیا ادبیات امروز جرات بازی دوباره با چنین نشانههایی را دارد؟ یا محکوم است که تنها از پشت شیشه نوستالژی، نقطهویرگول را تماشا کند؟
🔸نقطهویرگول، این نشانه نحیف اما کارآمد، دیگر محبوب دانشجویان بریتانیایی نیست؛ بخشی از نسلی که شاید یا آن را نمیشناسند یا دیگر به آن نیازی احساس نمیکنند. گویی روح زمانه به سوی سادگی میل میکند. جملههایی کوتاه، ساختاری بیپیچوخم، و نگارشی که با دستورات کلاسیک بیگانه است.
🔻در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6yQs
@ibna_official
🔰میرکیانی در گفتوگو با ایبنا مطرح کرد:
بازنویسی؛ پلی میان ادبیات کهن و دنیای کودکانه امروز
🔸محمد میرکیانی، نویسنده کودک و نوجوان، بازنویسی و بازآفرینی ادبیات کلاسیک را راهی برای پیوند نسل امروز با گنجینه ادبیات کهن میداند. او معتقد است با سادهسازی و جذابکردن قصههای قدیمی، میتوان کودکان را به دنیای غنی حکایتها و افسانهها علاقهمند کرد و زمینهای برای آشنایی عمیقتر آنان در آینده فراهم آورد.
🔸به گفته نویسنده مجموعه سه جلدی «بچههای کوچه»، بازنویسی و بازآفرینی برای کودکان با بزرگسالان تفاوت دارد. به این معنی که هسته اصلی ادبیات کلاسیک ما را فلسفه و مفاهیم فلسفی تشکیل میدهند و پرداخت این موضوع برای بچهها و انتخاب زبان مناسب برای آنها، کار دشواری است.
🔸در ادبیات ما قصه، حدیث، داستان، روایت و حکایت مترادف با یکدیگرند. اصلاً ادبیات کلاسیک ما چون گلستان، منطقالطیر، مثنوی، کلیله و دمنه بر پایه قصه استوار است. یعنی مجموعه اتفاقاتی که توالی دارند و به دنبال هم رخ میدهند. به همینجهت باید توجهبرانگیز و قابل پیگیری باشند.
🔻در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6yRy
@ibna_official
🔰رابرت مکفارلین در گفتوگو با گاردین:
گاهی حس میکردم رودخانه مرا مینوشت!
🔸رابرت مکفارلن ساختار کتاب جدیدش را به «چرخه آب» مانند کرده است. سفری که از چشمههای نزدیک خانهاش آغاز، از کوهستانها به دریا سرازیر و در نهایت به همان چشمهها بازمیگردد. او میگوید در این میان، زبانش نیز چنان سیال شده که گویی «رودخانه او را مینوشته است».
🔸این کتاب در ابتدا به عنوان کتابی درباره «زندگی» تصور شده بود. البته این یک گستاخی مضحک بود، اما واقعاً سرچشمه این بود: داستانهایی که ما درباره آنچه زنده و آنچه مرده است میگوییم چیست، و این داستانها چگونه با داستانهایی که قدرت درباره آنچه زنده و آنچه مرده است میگوید، مقایسه میشود؟ عقلگرایی و ابزارانگاری، به نقل از آیزاک نیوتن، داستانی در حال حاضر غالب درباره رودخانهها به عنوان «ماده بیجان و زمخت» روایت میکنند؛ درباره رودخانهها به عنوان چیزی بیش از «ارائهدهندگان خدمات». اما سلطه کامل آن داستان خطرناک است.
🔻در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6yMP
@ibna_official
🔰ناتوانی دنیای تصویر از بازنمایی اندیشه نویسندگان بزرگ
چرا اقتباس از رمانهای فلسفی شکست میخورد؟
🔸همیشه قرار نیست اقتباس از آثار ادبی شاخص موفقیتآمیز باشد. گاهی اقتباس از یک رمان معروف باعث ساخته شدن فیلمی ضعیف میشود و به شکست میانجامد. در این میان پرداختن به رمانهای فلسفی کاری سختتر به نظر میرسد و معمولاً حاصل اقتباس از این رمانها، به فیلمهایی ضعیف تبدیل میشود.
🔸اقتباسهای ضعیف از رمانهای فلسفی نشان میدهد دنیای تصویر همچنان در انتقال و بیان مفاهیم عمیق فلسفی از دنیای کلمات عقبتر است.
🔸وقتی رمانی فلسفی به قلم نویسندههای توانایی مثل یالوم، کوندرا و ساراماگو نوشته میشود، دیگر به سخت میتوان تمام جزئیات فکری و ذهنی نویسنده را به فیلم انتقال داد. اینجا جایی است که دوربین و تصویر در مقابل کتاب و کلمات عقب مینشینند و نظاره میکنند که اندیشه از طریق کلمات و کتاب بهتر منتقل میشود.
🔻در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6yRX
@ibna_official
🔰نویسنده کتاب «ستاره ای که ماه شد» در گفت و گو با ایبنا؛
مخاطب خاکستری با داستان ارتباط بهتری برقرار میکند
🔸مصطفی رضایی، نویسنده گفت: در کتاب «ستارهای که ماه شد»، از روایت مستند صرف فاصله گرفتم، چرا که معتقدم مخاطب عام، بهویژه مخاطب خاکستری، با زبان داستانی بهتر ارتباط برقرار میکند.
🔸هدف ما این بود که کتابی بنویسیم که هم جذابیتها و عناصر داستانی را داشته باشد و هم شخصیت شهید را بهصورت کامل معرفی کند. از آنجا که شهید سید حسن نصرالله خود در دوره حیاتش مصاحبههایی داشته است و درباره خودش صحبت کرده بود، تصمیم گرفتیم سبک روایت متفاوتی اتخاذ کنیم. بنابراین روایت را در قالب ۵۰ برش داستانی، با ۵۰ راوی، ۵۰ مکان و ۵۰ زمان مختلف تنظیم کردیم.
🔸معمولاً در روایت زندگی شهدا دو روش وجود دارد؛ یکی نقل برشهایی از زندگیشان بهصورت مستند و دیگری داستانیسازی این برشها برای جذابتر شدن. من در این کتاب از روایت مستند صرف فاصله گرفتم، چرا که معتقدم مخاطب عام، بهویژه مخاطب خاکستری، با زبان داستانی بهتر ارتباط برقرار میکند. البته مستند بودن وقایع را حفظ کردهام، اما با فضاسازی، شخصیتپردازی و عناصر داستانی، آنها را به شیوهای ادبی بازآفرینی کردهام.
🔻 در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6yR7
@ibna_official
🔰جشن خوردادگان آیینی برای پاسداشت آب؛
نیایش بر لب جویبار و چشمهها
🔸امشاسپند خورداد نگهبان آبها است، هم در جهان مادی و هم در اندیشهی مینوی. در اوستا آمده است که ایزد تیشتر، همان ستارهی بارانآور، با همکاری باد و فروهر نیاکان نیک، آب را از آسمان به زمین میآورد و همه جا را سیراب میکند.
🔸در فرهنگ ایرانی، آب همواره سرچشمهی زندگی، آبادانی و خنکای جان بوده است. نیاکان ما در سرزمینی خشک میزیستهاند و به خوبی میدانستند که آب، بخشش بزرگ اهورامزدا است. از این رو، در جشن خوردادگان به کنار رودخانهها، چشمهها و دریاها میرفتند، آب را ستایش میکردند، نیایش میخواندند و با شادمانی و پوشیدن لباسهای نو این دادههای اهورایی را گرامی میداشتند.
🔸 نیاکان ما که در فلات خشک ایران میزیستند، با نگاهی ژرف و ارجدار به پدیدههای طبیعی مینگریستند. آنها دریافتند که آب نه تنها نیاز زیستی، بلکه مایهی آبادانی، کشاورزی، زایش و پیوند مردمان است. از این رو، آب را همسنگ با روشنایی، زندگی و پاکی دانسته و در آیینها و جشنها جایگاهی ویژه برای آن در نظر گرفتند.
🔸امشاسپند خورداد در متنهای کهن به گونهای روشن بیان شده است. چهارمین یشت از یشتهای بیست و یک گانه اوستا، ویژه ستایش و نیایش امشاسپند بانو خورداد است که در آن یشت از زبان اهورامزدا یادآور میشود که «… یاری و رستگاری و رامش و بهروزی خورداد را برای مردمان اشون بیافریدم…» و سپس تاکید میشود هر آن کس که خورداد را بستاید همانند آن است که همه امشاسپندان را ستایش کردهاست.
🔻در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6yRJ
@ibna_official