🔰مدیرعامل جدید تعاونی چاپخانهداران در گفتوگو با ایبنا؛
اصلاح ساختار چاپ؛ شعار نیست، برنامه است
🔸مدیرعامل تعاونی چاپخانهداران گفت: اصلاح و بهروزرسانی ساختارسازمانی و اقتصادی کردن عملکرد تعاونی همچنین بهروزرسانی سیستم تأمین با اتکا به ارتباطات بینالمللی و شرکای قدرتمند داخلی از اهداف پیش روی تعاونی است.
🔸در این مسیر ما قصد داریم از ساختار سنتی عبور کنیم و به یک نهاد اقتصادی حرفهای پویا و چابک تبدیل شویم و به تعریف دیگر از فعالیتهای صنفی سنتی، به سمت یک تعاونی اقتصادی مدرن حرکت کنیم.
🔸همچنین تلاش داریم که کنترل قیمت و موجودی محصولات را بهتر از قبل انجام دهیم و در این مسیر به کمک همه فعالان صنعت چاپ نیاز داریم تا نهتنها آینده تعاونی را بسازیم، بلکه بتوانیم آینده صنعت چاپ کشورمان را نیز تغییر دهیم.
🔻در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6yVQ
@ibna_official
🔰به مناسبت عید قربان؛
عاشقانهای در میعادگاه دلدادگی
🔸صدای محمدحسین سوز عجیبی داشت تمام طواف را با روضه همراه کرده بود، طوریکه اطرافیان با شنیدن صدایش میسوختند و اشک میریختند. در صفا و مروه، پس از دعاها، باز هم روضه میخواند، اما این بار مرجان روضهای خواند و دلش را به آتش کشید. «باید بگیم خوشبه حالت هاجر! اون قدر که رفتی و اومدی؛ بالاخره آب برای اسماعیلت پیدا شد، کاش برای رباب، هم آب پیدا میشد!»
🔸به بهانه این عید، نگاهی انداختیم به کتاب «قصه دلبری» که روایتی عاشقانه میان شهید محمدحسین محمدخانی و همسرش، مرجان است. داستانی که از دل نفرت آغاز شد و به عشقی عمیق و الهی رسید؛ عشقی که در نهایت به گذشتن ختم شد. گذشتن از عزیزترینها برای رضای خدا. عشقی که تجلی تسلیم در برابر خواست الهی بود.
🔸این اثر، به قلم محمدعلی جعفری، روایتی است از زندگی شهید محمدحسین محمدخانی؛ جوانی از فعالان بسیج دانشجویی که نقش پررنگی در عملیاتهای تفحص پیکر شهدای دفاع مقدس داشت. در همان روزهایی که مشغول فعالیتهای فرهنگی و جهادی در بسیج بود، دلباخته دختری شد که حیا و نجابتش دل محمدحسین را برده بود.
🔻در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6z67
@ibna_official
🔰نگاهی به وجوه مشترک فیلم رسول صدرعاملی و رمان فرهاد حسنزاده/ نوجوانی و سرگردانی در خیابان
🔸فراتر از وفاداری اثر به رمان یا ایجاد موقعیتی دراماتیک از روایت داستانی آن، «زیبا صدایم کن» را شاید بیشتر فیلم تیم نویسندگان آن پیش میبرد. در اجرا و کارگردانی و حتی مضامین، جهانی تازه خلق نمیشود و آنچه از متن رمان به فیلمنامه تبدیل شده، شاید اصلیترین برگ برنده فیلم باشد.
🔸اینکه پس از گذشت دههها فیلمسازی از این ویژگی برای انتخاب اثری جهت اقتباس بهره میبرد؛ میتواند سیر تطور شخصیت نوجوان را در سینمای او مورد بررسی قرار داد. بعد از سه گانه «دختری با کفشهای کتانی»، «من ترانه ۱۵ سال دارم» و «دیشب باباتو دیدم آیدا»؛ حالا «زیبا صدایم کن» ادامه همان قصهگویی در فضاهای بیرونی و شهری با دختری سردرگم در بستر جامعه و خانوادهای فرو پاشیده و ناامن، روایت سینمایی را شکل میدهد. اگر چه هر کدام از این فیلمها خط سیر و داستان خود را دارند اما با کمی تفاوت، شباهت این شخصیتها بیشتر از یک موتیف یا عنصری تکرارشونده در فیلمهای صدرعاملی به نظر میرسد.
🔸به نظر میرسد اثر هر قدر از منطق داستانی رمان حسنزاده فراتر میرود، نمیتواند ایدههای تصویری خود را بر واقعیت باور پذیر منطبق سازد و زمانی که سیر شخصیت را در مسیر درستی داستانی رمان پیش میبرد، همه چیز به خوبی میتواند مخاطب را با خود همراه سازد.
🔻در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6z66
@ibna_official
🔰تحلیل اجتماعی-سیاسی فیلم «لانتوری»/ بازخوانی رنجهای پنهان جامعه معاصر
🔸نشست تخصصی پخش و تحلیل فیلم سینمایی «لانتوری» به کارگردانی رضا درمیشیان، با حضور دکتر محمدجواد غلامرضا کاشی، استاد فلسفه سیاسی و عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی، در دفتر انجمن علوم سیاسی ایران برگزار شد.
🔸فیلم ما را وارد جهانی از سخنها، پلاکاردها، و شعارها میکند. از روانشناس و جامعهشناس گرفته تا فیلسوف و پلیس و حزباللهی، هر یک جایگاهی دارند و حرفی برای گفتن. اما هیچکدامشان جدی نیستند. زبان در این فیلم زوالیافته است؛ زبان بیجان، زبان مرده، زبانی که بهجای اینکه روشنگر باشد، موجب کور شدن میشود.
🔸کاشی این زبان زوالیافته را عامل غفلت جمعی دانست و خاطرنشان کرد که فیلم از دو ساحت سخن میگوید: یکی زبان رسمی، و دیگری رنجهای پنهان مردمی که به حاشیه رانده شدهاند.
🔸کاشی با اشاره به نظریههای آرنت و دریدا، بخشایش را راهی برای رهایی از چرخه انتقام توصیف کرد: جامعهای که نمیبخشد، در زندان حافظه زخمهایش باقی میماند. حافظههای زخمی اگر التیام نیابند، آینده را میسوزانند.
🔻در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6z6b
@ibna_official
🔰مروری بر کتاب «در آبادی» یوگنی زامیاتین؛
داستانی بلند از نویسندۀ اولین رمانِ ممنوعه در شوروی
🔸«در آبادی» با سبکی ساده و بیانی طنزآمیز به قعر جامعه روسیه در دورانی بحرانی از تاریخ این کشور نقب میزند و روسیهای را به تصویر میکشد که در منجلاب فقر و مسائل سیاسی و اقتصادی و اجتماعی دستوپا میزند و به سراشیب سقوط افتاده است.
🔸شخصیت اصلی داستان «در آبادی» نوجوانیست به نام باریبا و داستان، از خلال روایت رنجها و فلاکتهای او، تصویری از جامعهای به دست میدهد که غرق در فقر و عقبماندگی و انواع مصائب خاصِ جوامع عقبمانده است.
🔸«در آبادی» داستانیست که چیرهدستی زامیاتین را، هم در شخصیتپردازی و هم در فضاسازی، نشان میدهد. فضاسازی در این داستان، نقشی موثر در ترسیم وضعیت تباهی دارد که زامیاتین با طنز تلخ و نقادانۀ خود از آن پرده برمیدارد.
🔸جالب اینکه «درآبادی» اولین داستان زامیاتین است. این داستان اولین بار در سال ۱۹۱۳ منتشر شد و مورد تحسین نویسندگان و منتقدان ادبی، از جمله ماکسیم گورکی، قرار گرفت و زامیاتین اینگونه با همان اولین اثر خود، در ادبیات روسیه پا سِفت کرد.
🔻در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6z6f
@ibna_official
🔰در گفتوگو با ایبنا مطرح شد؛
مجموعه شعر «به وقت درخت» نگاهی عمیق به عشق، انسانیت و طبیعت دارد
🔸 شاعر، نویسنده و پژوهشگر زبان و فرهنگ محلی اراک، درباره مجموعه شعر «به وقت درخت» اثر مرتضی لطیفی، شاعر، نویسنده و مثنویپژوه اراکی گفت: این کتاب تازه منتشر شده، سفری شاعرانه به دنیای عشق، طبیعت و انسانیت است و با نگاهی صادقانه، روح خواننده را به تماشای معصومیت، درد و زیبایی دعوت میکند.
🔸علمدار با اشاره به حضور پررنگ عناصر طبیعت در این اثر افزود: تصویرسازیها و ایماژهای شاعرانه، مخاطب را به دنیای خاطرات کودکی و معصومیتی از دسترفته میبرند. این کتاب، اشک و لبخند را توأمان به دل خواننده مینشاند.
🔸وی درباره ویژگیهای محتوایی کتاب گفت: «به وقت درخت» با وجود حجم اندکش، اثری دارای معنا و تجربه زیسته است؛ ساده، بیادعا و درست مانند خودِ نویسنده. مرتضی لطیفی در سطرسطر کتاب حضور دارد؛ گویی ایستاده بالای سر خواننده از عشق و عرفان سخن میگوید.
🔻در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6z63
@ibna_official
🔰همزمان با ۱۶ خرداد سالروز فوت نادر ابراهیمی اتفاق افتاد؛
امیرکبیر ۴۰ کتاب بازنشر شده نادر ابراهیمی را به موزه او اهدا کرد
🔸همزمان با ۱۶ خرداد سالروز فوت نادر ابراهیمی، بازنشر جدید کتابهای این نویسنده توسط انتشارات امیرکبیر به کتابخانه او در خانه شعر و ادبیات اهدا شد.
🔸مجدالدین معلمی مدیر انتشارات امیرکبیر: به نظرم ویژگی مهم قلم نادر ابراهیمی توجه ویژه او به اقتضاعات زمان بوده است. او در زمان پهلوی در فضای روشنفکری غرق نشد و نسبت به ظلم زمان واکنش نشان داد و بعد از انقلاب نیز خودش را جزئی از مردم میدید و متناسب با حال زمان قلم میزد و همین امر قلمش را جاودان کرد.
مهدی قزلی مدیر خانه شعر و ادبیات: علاوه بر ۴۰ جلد بازنشرهای اهدایی امیرکبیر و دیگر آثار نادر ابراهیمی در موزه، آنچه که میتواند محل رجوع باشد، کتابهای نادر ابراهیمی هستند. در این موزه کتابهای شخصی نویسنده از هدایا گرفته تا دستنوشتههایش وجود دارد و سیر مواجهات او با آثارش در این مجموعه قابل بازبینی است و اگر کسی بخواهد بداند نادر ابراهیمی چگونه زندگی کرد، به چه چیزهایی علاقه داشت و چه کتابهایی برایش مهم بودند با دوری در موزه میتواند به این اطلاعات دست پیدا کند. حتی دانشجویانی که بخواهند درباره این نویسنده تحقیق کنند حتماً باید سری به موزه او بزنند.
🔻در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6z6n
@ibna_official
🔰چرا خواندن رمان تجربه بهتری است؟
دو روایت از سرگذشت ندیمه
🔸مجله سواپسنترال طی مقالهای به تفاوتهای سریال اقتباس شده از سرگذشت ندیمه نوشته مارگارت اتوود پرداخته و عنوان میکند که جزئیات پنهان رمان اصلی در سریال مغفول مانده و به خاطر همین خواندن رمان اصلی تجربه بهتری به مخاطب انتقال میدهد.
🔸در رمان، ندیمهای به نام «آفرد» از جهانی بیزمان برای ما سخن میگوید. نامش نه اسم حقیقی او بلکه مالکیت او را نسبت به فرماندهاش نشان میدهد. (Of-Fred). او زنی است خالی از تاریخ، از نام، از آینده. زبان او پارهپاره است، گویی تکههایی از حافظه را در بطری انداخته و به دریا سپرده است. اتوود نه فقط یک داستان، که تجربهای ذهنی خلق کرده؛ خواننده در ذهن آفرد اسیر میشود، همانگونه که او در نظام گیلعاد به بند کشیده شده است.
🔸اتوود در رمان، با استفاده از زبانی استعاری، چندلایه و گاه مبهم، تجربهای از نااطمینانی خلق میکند. ما همانقدر از گیلعاد میدانیم که آفرد میداند، یا بهتر بگوییم، به خاطر میآورد. در پایان رمان، حتی مشخص نیست که آیا او نجات یافته یا به سرنوشتی سیاهتر دچار شده است. اما سریال، با عبور از این پایان و ساخت فصلهای متوالی، ژوئن را به شخصیت قهرمانگونهای بدل میکند که برخلاف نسخه ادبیاش، سرنوشتش روشن و پرحادثه است.
🔻در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6z48
@ibna_official
🔰۷ پیشنهاد کتاب برای علاقهمندان به بازی تاج و تخت
🔸روزنامه یواسای تودی به مخاطبان خود پیشنهاد میکند که اگر نمیتوانید صبر کنید تا «بادهای زمستان» و فصل سوم «خانه اژدها» بیاید، این هفت کتاب فانتزی مشابه «بازی تاجوتخت» را امتحان کنید.
🔸به نقل از یواسای تودی، بیش از یک دهه است که «جرج آر. آر. مارتین» نویسنده مجموعه داستانهای «ترانه یخ و آتش» کتاب جدیدی منتشر نکرده و هنوز طرفدارانش را برای انتشار رمان آخر این مجموعه با عنوان «بادهای زمستان» در انتظار گذاشته است. او در مصاحبههای زیادی گفته است که این رمان به این زودیها تمام نمیشود و حتی گفته که این رمان به نفرین زندگیاش تبدیل شده است.
🔸یکی از آخرین مصاحبههای مارتین با مجله تایم بود که گفته بود: «شکی نیست که بادهای زمستان ۱۳ سال دیر شده است. هنوز رویش کار میکنم. گاهی پیشرفت میکنم و گاهی چیزهای دیگر حواسم را پرت میکند.»
🔻در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6yYV
@ibna_official
🔰بلاگرکتاب؛ دوست یا رقیب کتابفروشها -۱
کتاببلاگرها سلیقهساز شدهاند
🔸دوست کتابفروش داشته باشیم
مدیر انتشارات قایق، معتقد است؛ «بلاگرهایی که اخلاق حرفهای داشته و نقد منصفانه ارائه دهند، میتوانند ماندگار و جایگزین منتقدان سنتی شوند.»
🔸بلاگرها به اعتقاد وحید تیموری، کتابفروش و مدیر نشر «قایق» باید سه ویژگی تخصص، شفافیت و تعامل با مخاطب را داشته باشد. وی با ۱۷ سال سابقه کتاب فروشی، دنیای نشر را تجربه میکند. وی بر ترکیب «بلاگر واقعی» تاکید دارد و به خبرنگار ایبنا میگوید: بلاگرهای مطرح گاهی میتوانند در یک هفته، هزاران نسخه از یک کتاب را به فروش برسانند.» تیموری داشتن دوست کتابفروش را برای کتابدوستان واجب میداند و میگوید: «مشتری کتابفروشیها به دو دسته تقسیم میشوند، مشتریان حرفهای که نقدهای بلاگر را بررسی و سپس با کتابفروش مشورت میکنند و دسته دوم مشتریان شبکههای مجازی که صرفاً معرفی بلاگر را دنبال کرده و بدون در نظر گرفتن دیدگاه کتابفروش خرید خود را انجام میدهند اما من همیشه بر این باور بودم، کسی که کتاب میخرد باید برای خود یک راهنما داشته باشد.»
🔸بسیاری از مشتریان متأثر از بلاگرها، به سراغ کتابهایی میروند که معرفی شدهاند. برای مثال، کتاب «گندزدایی از مغز» پس از معرفی ازسوی مهمان برنامه تلویزیونی آقای صحت، از چاپ اول به چاپ بیستم و بیشتر رسید. بلاگرهای مطرح گاهی میتوانند در یک هفته، هزاران نسخه از یک کتاب را به فروش برسانند.
🔻در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6z4W
@ibna_official
🔰وضعیت نقد ادبی در ایران در گفتوگوی ایبنا با بهمن نامور مطلق؛
نتوانستهایم نقدِ بومی بسازیم
🔸بهمن نامور مطلق گفت: زیرساختهای لازم برای نقد ادبی فراهم نشده است. همچنین، خود منتقدان نتوانستهاند فعالیتهای بومی را بهاندازه کافی گسترش دهند. در بسیاری از موارد، ما با روشها و پیکرههای غربی آثار را بررسی میکنیم؛ مثلاً با رویکرد پدیدارشناسی، که هم روش و هم پیکره از غرب گرفته شده است. این امر ما را در ایران با یک بحران مضاعف مواجه کرده است.
🔸بهطور کلی، نقد ادبی در دنیا دچار بحران شده است، زیرا تحولات بسیاری در حال رخ دادن است. رویکردهای نقد بر اساس نظریهها شکل میگیرند و با توجه به سرعت بالای تحولات، بهویژه در حوزه هوش مصنوعی و کارهایی که انجام میدهد، ما در یک مقطع گذار قرار داریم. امروزه حتی در خلق آثار ادبی و هنری، با پدیدههایی مانند مؤلفان هوش مصنوعی مواجه هستیم. این وضعیت، مقطع کنونی را به یکی از بحرانیترین دورهها برای نظریهها، نقد ادبی و هنر تبدیل کرده است.
🔸برای ایجاد جریان نقد ادبی بومی، به نظریههای بومی نیاز داریم. اما مشکلات متعددی در این مسیر وجود دارد. ما رسانههای تخصصی نقد، مانند مجلات، نداریم و تشکلهای حرفهای برای منتقدان وجود ندارد. اگر گفتوگویی میان منتقدان شکل بگیرد، میتوان به رویکردهای تازه و نظریههای بومی رسید.
🔻در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6z3V
@ibna_official
🔰امروز سالمرگ کارل گوستاو یونگ است؛
سفر به قطب دیگر جهان
🔸یونگ خیالپردازیها یا رؤیاهای آگاهانه برانگیخته شده خود را در «کتابهای سیاه» ثبت میکرد. این دفترهای خاطرات، دفتر ثبت خاطرات بالینی یونگ هستند که همزمان با «سختترین آزمایش» او که وی بعدها آن را «سفر اکتشافی به قطب دیگر جهان» توصیف کرد، به رشته تحریر درآمد.
🔸بخشی از شرح وقایع روزانه یونگ که مورد توجه ویژه قرار میگیرد، از دومین دفتر از هفت دفتر خاطرات، در شب ۱۲ نوامبر ۱۹۱۳ آغاز میشود. انگیزه یونگ انجام یک «آزمایش» دشوار روی خود بود که طی آن، بدون توجه به وقایع روزمره زندگی عادیاش، با محتویات ذهن خود مواجهه میگشت. نوشتههای این دفتر خاطرات تا چندین سال بعد ادامه یافت و شش دفتر بعدی را نیز دربرگرفت. یونگ در این دفترها، تجربیات تخیلی و رؤیایی خود را در طول دوره تحولی که «رویارویی با ناخودآگاه» مینامید، ثبت کرده است.
🔸نگارش یادداشتهای یونگ تا تابستان ۱۹۱۴ ادامه یافت. پس از آن بود که وقفهای در تحریر نوشتههای دفتر خاطرات یونگ بین ژوئن ۱۹۱۴ و اواخر تابستان ۱۹۱۵ رخ داد. در این دوره، یونگ، نخستین پیشنویس «کتاب جدید» را به نگارش درآورد.
🔸پس از آغاز جنگ جهانی اول در اوت ۱۹۱۴، یونگ دریافت که تجربیات رؤیاییاش در طول سال گذشته نه تنها اهمیت شخصی داشته، بلکه با حیاتی فرهنگی نیز گره خورده است. وی طی سالهای ۱۹۱۴-۱۹۱۵، سه دفتر خاطرات تکمیلشدهاش را گردآوری کرد و بر هر بخش، تفسیری افزود. این پیشنویس بعدها نقطه آغاز نگارش «کتاب سرخ» گشت.
🔻در ایبنا بخوانید:
ibna.ir/x6z4w
@ibna_official