🔰گفتوگو با مجتبی سلطانی احمدی پژوهشگر تاریخ؛
قیام حسین(ع) در آیینه مذاهب اسلامی
🔸عاشورا فراتر از یک رویداد تاریخی صرف، همچنان زنده، فعال و موضوع بحثهای مستمر علمی است. درک جامع و دقیق این رویداد بزرگ، مستلزم رویکردی انتقادی و همهجانبه به منابع اصلی است، به ویژه آنکه نظرگاه ها و تفسیرهای متنوع فرقه ها و جریان های فکری مختلف جهان اسلام را نیز مد نظر قرار دهد.
🔸بررسی نگرش مذاهب مختلف نسبت به قیام عاشورا این امکان را فراهم میکند که تفاوتها و اشتراکات اعتقادی، فقهی و فرهنگی آنان بهتر شناخته شود. این شناخت میتواند به درک عمیقتر از تاریخ اسلام و نحوه شکلگیری هویتهای مذهبی کمک کند. آشنایی با دیدگاههای مختلف درباره عاشورا، زمینهساز گفتوگوی سازنده میان مذاهب اسلامی میشود. این گفتگوها میتواند به کاهش سوءتفاهم ها، رفع تعصبات و ایجاد فضای همزیستی مسالمتآمیز کمک کند. عاشورا نه تنها یک رویداد مذهبی، بلکه یک رخداد سیاسی و اجتماعی تاریخی است که در طول قرون، الهامبخش جنبشها و مقاومتهای سیاسی و اجتماعی بوده است. فهم نگرشهای مختلف نسبت به آن، به تحلیل نقش عاشورا در تحولات تاریخی و معاصر کمک می کند.
🔸همه گروه ها و فرقههای اسلامی، هر یک به نوعی از قیام امام حسین (ع) تجلیل کرده اند. گاه از منظر اخلاقی و انسانی، گاه از زاویه سیاسی و ظلم ستیزی، و گاهی با تأکید بر عبرت های تاریخی و اجتماعی. این تفاوت دیدگاه ها، نه تنها تهدیدی برای وحدت نیست، بلکه می تواند به درک عمیق تر، دقیق تر و جامع تری از این قیام کمک کند.
ibna.ir/x6zxn
@ibna_official
🔰بازخوانی اصلاحطلبی حسینی در «عاشورا؛ اصلاح و فساد»؛
الگویی برای تمام دورانها
🔸کتاب «عاشورا؛ فساد و اصلاح» اثری است برگرفته از سلسله سخنرانیهای دکتر داود فیرحی که نگاهی عمیق و جامعهشناختی به پدیده عاشورا دارد. این اثر، فراتر از روایتهای سنتی، با بررسی زمینههای اجتماعی، سیاسی و دینی حادثه کربلا، عاشورا را در بستر دولت، مشروعیت، بیعت، اصلاح و فساد تفسیر میکند و با نگاهی نو، خواننده را به تاملی دوباره در چیستی و چرایی قیام امام حسین (ع) دعوت مینماید.
🔸یکی از فصول مهم کتاب با عنوان «عاشورا و اخلاق مقاومت» به تحلیل قیام امام حسین (ع) در بستر قدرت مرکزی خلافت میپردازد. فیرحی تأکید میکند که عاشورا نه در خلأ، بلکه در بطن یک دولت عظیم اسلامی شکل گرفت. این نگاه، ما را به سوی درک عاشورا بهعنوان واکنشی عقلانی و اخلاقی به یک ساختار سیاسی منحرف سوق میدهد. قیامی که نه در حاشیه، بلکه در دل نظام شکلگرفته علیه اصول همان نظام است. این تحلیل عاشورا را به مثابه «مقاومت درونساختاری» میفهمد؛ نه خروجی صرفاً دینی یا نظامی.
🔸یکی از خلاقانهترین مباحث کتاب، تحلیلی است که فیرحی از «مفهوم اصلاح» ارائه میدهد. در فصولی چون «عاشورا و مفهوم اصلاح؛ بازگشت به بنیانگذار» و «هدف اصلاح در نهضت عاشورا»، او وصیت امام حسین (ع) به محمدبنحنفیه را محور تحلیل قرار میدهد؛ آنجا که امام هدف قیام خود را «اصلاح امت جدش» عنوان میکند.
ibna.ir/x6zvj
@ibna_official
🔰روایت مستوفیالممالک از نذری دادن در عصر ناصری؛
روضهخوانی قجری
از سینه زنی داشها تا آش شله قلمکار خیرالنسا
🔸عبدالله مستوفی: روز تاسوعا و عاشورا گذشته از مشغولیات روضه، ما مشغله دیگری هم داشتیم و آن کمک به تقسیم نذری بود. پدرم نمیدانم در نتیجه چه پیشامد و در چه دورهای از ادوار زندگی خود نذری کرده بود که در هریک از این دو روز ۵۰ مَن برنج پلو میکردند و به مردم میدادند. این نذری در پنج شش دیگ بزرگ ریخته میشد، دیگ اول آن سه ساعت به ظهر مانده حاضر بود.
🔸روایتهای داستانی این کتاب که به قصه بلند خوشخوانی میمانند، گاه موجب خنده میشوند و گاهی دلسوزی برای وطن. داستان زندگانی من، از شیرینی و تلخی و گزارش ستمگریهای دودمان قاجار در ایران سرشار است. روایت مستوفی از تاریخ اجتماعی دوره قاجار، بیش از اینکه روایتی شخصی درباره خودش باشد، از احوال و اوضاع ملک و مملکت آن عصر گزارش میدهد. نثر وی در این کتاب، همان نثر دوره قاجار و پهلوی است، اما مخاطب امروز نیز آن را شیرین و روان مییابد و با خواندنش با واژگان تازهای آشنا می شود. نویسنده میکوشد که در روایتهایش سوگیری نکند و بی گمان، تلاشهای او را در این باره نمیتوان بی ثمر دانست.
🔸مستوفی درباره رسم سینهزنی میگوید: «یکی از عزاداریهای توده مردم، بهخصوص داشها، سینهزنی بود! که عدهای از اهل هر محل در تکیه یا میدان سرمحله جمع شده یکی نوحهخوانی میکرد و باقی به نوای نوحهخوان سینه میزدند.
ibna.ir/x6zvs
@ibna_official
🔰'گفتوگو با م. مؤید، نویسنده کتاب «حسین علی، درود خداوند بر او»؛
عاشورا در جان ادبیات ما جاری است
🔸محمدحسین مهدوی (م. مؤید)، شاعر و نویسنده، در کتاب «حسین علی، درود خداوند بر او» عاشورا را نه فقط روایت، که تجربه کرده است. او با نثری شاعرانه و استناد به منابع تاریخی، کوشیده تصویر تازهای از کربلا ارائه دهد. روایت او از واقعه عاشورا در این کتاب نه فقط براساس اسناد تاریخی بلکه روایتی برآمده از دل است.
🔸در مورد سابقه مقتلنویسی در ادبیات فارسی باید بگویم که خودم زیاد مقتل نخواندهام، اما میدانم یکی از آثار بسیار خوب در این زمینه، اثریست از خوارزمی. من این کتاب را پس از چاپ کتاب خودم تهیه کردم. با وجود اینکه نویسندهاش شیعه نیست، ولی بسیار خوب نوشته است.
🔸بازتاب عاشورا در ادبیات فارسی بسیار گسترده است، چون امام حسین (ع) شخصیتی ماندگار است؛ مثل اکسیژن در هوا. وقتی نوزادی در شکم مادر هفتماههاش لگد میزند، مادر از شدت درد میگوید «آخ یا حسین». یعنی آن صدا را جنین میشنود. برای همین حتی کسانی که ادعای دینی ندارند، در شب عاشورا دگرگون میشوند.در ادبیات عرفانی هم ردّ آن دیده میشود. مثلاً مولوی در شعر «کجایید ای شهیدان خدایی» مستقیم به این فضا پرداخته. ولی به نظرم از همه بهتر، مهیار دیلمی است. او در کودکی اسیر شد، ششساله بود و در بغداد پرورش یافت و بعدها یکی از بزرگترین شاعران عرب شد. آثارش در چهار جلد منتشر شده و فوقالعاده است.
ibna.ir/x6zxt
@ibna_official
🔰رسول جعفریان در بررسی مقتلها بررسی کرد؛
عاشورا میان تاریخ و روایت
🔸رسول جعفریان با اشاره به دو گونه منابع مستند و آثار روایی و داستانی درباره عاشورا گفت: این روایت باید نسبت خود را با واقعیت حفظ کند و اگر داستان و حکایت بر کلیت واقعه غلبه کند، تحریف رخ میدهد.
🔸یکی نگارش اصل وقایع بدون مداخله و جانبداری و قضاوت است که اصطلاحاً «تاریخ واقع گرا» نامیده می شود. در مقابل، تاریخ تفسیری داریم که در آن، وقایع خاص گزینش و همراه با جهت گیری و تفسیر خاص ارائه میشود و اصطلاحاً «روایت» نامیده میشود. البته برخی معتقدند تاریخ واقع گرا نداریم و همه کتب و اسناد تاریخی، دارای جهت گیری و قضاوت و جانبداری است. برخی هم معتقدند تاریخ متعلق به گذشته است و روایت معنا ندارد، بلکه تاریخ مجموعه همین روایتها از گذشته است.
🔸علاوه بر تاریخهای مذهبی و قدسی، تاریخ های ملی گرا هم سوگیری دارند و آنها هم بخشی از وقایع را قربانی جهتگیری در روایت می کنند، مثلاً جنگ جهانی اول تحت تاثیر ملی گرایی و نژادپرستی شکل گرفت. بنابراین باید پیش فرض های هر روایت را بدانیم تا بتوانیم آن روایت را درست تحلیل کنیم.
🔸ایدئولوژی هم روایت منطبق با جهتگیری خود را تولید میکند، مانند روایت تاریخی که مارکسیستها ارائه دادند. یا مثلاً مسلمانان وقتی اندلس را گرفتند، جنایتهای فراوانی در آن کردند و فتوحات با ظلم و ستم زیادی همراه شد، اما این ظلم و ستمها کجای منابع تاریخی ماست؟ در سوی مقابل، مغول هم در کنار ظلم و ستم، افقهای مدرنی گشود، اما این جنبه مثبت در روایت ما دیده نمی شود.
ibna.ir/x6zxy
@ibna_official
🔰بررسی تطبیقی اسطوره سیاوش و واقعه عاشورا؛
از آتش تا عطش؛ سوگ سیاوش در آینه عاشورا
🔸مرگ سیاوش، تنها یک اسطوره نیست؛ آینهای است که در آن، تاریخ، معنا، و اخلاق به هم میرسند. همانگونه که عاشورا، تنها یک واقعه نیست، بلکه نظامی رمزی و احساسی و اخلاقی است. از همینجاست که ایرانی میتواند هم عاشورا را بفهمد و هم سوگ سیاوش را بخواند؛ زیرا هر دو، در عمق جان، به یک اندوه ریشهدار گره خوردهاند: اندوه حقیقتِ بیپناه در برابر قدرت، اندوه حقِ مظلوم در برابر شمشیر ظالم.
🔸در اقلیم جان و جغرافیای جانباختگان، آنجا که تاریخ با اسطوره درهم میتند و افسانه با حقیقت همخانه میشود، دو چهره تابناک از دو افق دور اما همخون، بر قلههای حافظه جمعی ایرانیان قرار گرفتهاند: سیاوش، سلاله کاووس، که بیگناه در دشت توران قربانی شد، و حسین (ع)، فرزند فاطمه و علی، که در صحرای کربلا، شهادت را چون شکوهی آسمانی برگرفت. این دو، چون دو بیت از یک غزل بلندند؛ یکی در شاهنامه، دیگری در مقتل عاشورا. ایده این نوشتار از گفتوگویی ژرف با دکتر محمود فتوحی رودمعجنی برخاست؛ آنزمان که سخن از لایههای تو در توی هویت ایرانی-اسلامی برگرفت. این جستار نه صرفاً در پی همسانسازی این دو روایت است، بلکه در تلاش برای نشاندادن سازوکارهای همپوشان آنها در جان ایرانی؛ همانجا که حافظه تاریخی و اسطورهای در یک همآوایی فرهنگی، مویه میکنند و در واقع تأملیست بر نسبت عاشورا و سیاوش، و آن «مویهی جمعی» که چونان رودی از جان ایرانیان گذشته است.
ibna.ir/x6zxv
@ibna_official
🔰آیینهای محرمی استانها به روایت پژوهشگران- ۱۲
«چکچکو»؛ سنتی ۳۰۰ ساله/ نمادی از اتحاد مردم در غم و مصیبت کربلا
🔸«چکچکو» یکی از آیینهای عزاداری ویژه ماه محرم است که همچنان در برخی از مناطق فارس، بهویژه شهرستانهای استهبان و نیریز رواج دارد و نمادی از اتحاد مردم در غم و مصیبت کربلاست.
🔸«چکچکو» در عصر روز عاشورا برگزار می شود و میراث معنوی مردم استهبان است که قدمت ۳۰۰ ساله دارد و سال ۱۳۸۸ در فهرست میراث معنوی ایران ثبت شده است. این مراسم آئینی محرم در میدان اصلی شهر برگزار می شود.
🔸در این آیین، عزاداران با در دست داشتن چوبهای بلند، صدای خاصی ایجاد میکنند که به نام «چکچکو» شناخته میشود. این چوبها را بهطور هماهنگ به یکدیگر میزنند و صدای آنها در فضای عزاداری ایجاد میشود. این مراسم غالباً با شعرخوانی و مرثیهخوانی همراه است و هدف اصلی آن، همدلی و ابراز سوگ نسبت به مصیبتهای امام حسین (ع) و یاران ایشان است. البته در برخی مناطق این مراسم با شعارهای خاصی همراه است که از دل تاریخ و فرهنگ بومی مردم بیرون آمده و به نوعی بیانگر پایداری و فداکاری در کربلاست.
🔸آیین «چکچکو» حداقل از دوره قاجار در منابع شفاهی منطقه فارس و جنوب ایران ثبت شده است. بسیاری از افراد مسن در این مناطق این مراسم را از اجداد خود به یاد دارند و آن را بهطور نسل به نسل منتقل کردهاند. این آیین در حقیقت ترکیبی از سوگواری مذهبی و زیباییشناسی خاص محلی است. چکچکو نه تنها یک آیین عزاداری است، بلکه یک نماد از اتحاد مردم در غم و مصیبت کربلاست و ارتباط معنوی عمیقی با عاشورا دارد.
ibna.ir/x6zsc
@ibna_official
🔰آیینهای محرمی استانها به روایت پژوهشگران- ۱۳
شعر و تعزیه پررنگترین گونهها برای بیان مفاهیم عاشورا درهرمزگان/ استفاده از تشبیهات و استعارههای دریایی
🔸 مولف و محقق هرمزگانی عنوان کرد: شعر و تعزیه (شبیهخوانی) به طور ویژهای پررنگترین گونهها برای بیان مفاهیم عاشورایی در هرمزگان است.
🔸در هرمزگان، شعر و تعزیه (شبیهخوانی) به طور ویژهای پررنگترین گونهها برای بیان مفاهیم عاشورایی هستند. البته گونههای دیگر نیز حضور دارند، اما وزن این دو بسیار بیشتر است.
🔸استفاده از تشبیهات و استعارههای دریایی، اشاره به جغرافیا و طبیعت بومی (دریا، موج، باد، نخل، گرما) برای بیان مصیبت و رشادت، و زبان صمیمی و گویشی، شعر عاشورایی هرمزگان را منحصر به فرد میکند.
🔸مضامین عاشورایی در هرمزگان نیز تحت تأثیر فرهنگ بومی، سوز درونی و نحوه برگزاری عزاداریها قرار میگیرد، مهمترین مضامین عبارتند از مصیبت وارده بر کودکان در روز عاشورا (به ویژه علی اصغر (ع) که این مضمون به شدت با حس مادری و خانوادگی قوی در فرهنگ جنوب و نیز بیپناهی در برابر ظلم (که شاید در تاریخ ساکنان ساحل نشین تجربه شده) همنواست.
ibna.ir/x6zts
@ibna_official
🔰تعزیه و جایگاه آن در هنر امروز در گفتوگو با داود فتحعلیبیگی؛
نباید از منظر درام غربی به تعزیه نگاه کرد/ قرار نیست همه پدیدههای نمایشی مطابق تعریف ارسطو باشد
🔸در هنر نمایش باید هم ویژگیهای دیداری و هم ویژگیهای شنیداری را در نظر گرفت، تعزیه پر از نشانه است و در هر بخش آن منطقی نهفته است. ابداع کنندههای آن انسانهای آگاهی بودهاند.
🔸تعزیه یا شبیهخوانی دقیقاً از آئین برآمده است؛ به همین جهت جزو نمایشهای آئینی ایران و دنیا محسوب میشود. باید دید به این پدیده بسیار مهم و پراهمیت چگونه میتوانیم نگاه کنیم تا بتوانیم برای تئاتر امروز از آن بهره ببریم. این مسیر را برخی از پیشکسوتان و بزرگان این حوزه مانند بهرام بیضایی، محمد رحمانیان یا دیگران رفتهاند و به نوعی تجربه کردهاند که چگونه میتوان در ساختار دراماتیک هنر شبیه خوانی برای تئاتر امروز استفاده کرد. یکی از نکات حائز اهمیت در این حوزه این است که در هنر شبیهخوانی، متن و اجرا تابعی از یکدیگر است؛ یعنی ساختار متن، گونهایست که حتماً باید به این شیوه اجرا شود. در شیوه اجرایی هم قراردادهای خاص وجود دارد.
🔸قرار نیست همه پدیدههای نمایشی دنیا مطابق تعریف ارسطو از درام باشد و این نگاه درستی نیست. ارسطو درام یونان را تعریف میکند. هر قوم و ملتی به ویژه ملتهای متمدن و با سابقه دیرینه مثل ایران، هند و چین جهانبینی خاص خود را دارند و بر اساس این جهانبینی پدیدههای نمایشی را به وجود آوردهاند.
ibna.ir/x6zxx
@ibna_official
🔰ماه محرم در تهران قدیم از زبان یک رزمنده دفاع مقدس؛
ظهر عاشورا و نذر قمهزنی که ممنوع شد
🔸اداره هیئت در آن سالها آسان نبود. برای برگزاری مراسم عزاداری باید از کلانتری مجوز گرفته میشد. مأموران شاه بر حرکت دستهها و نوع اشعار مداحی نظارت داشتند. در بخشی از خاطرات سید ابوالفضل کاظمی به روند گرفتن مجوز و مواجههاش با مأموران اشاره میکند. «کلانتری مرا به عنوان بانی هیئت خواست؛ یک کاغذ داد دستم و گفت بنویس: ناظر هیئت کیه، بانی کیه، روضهخوان و خواننده کیه».
🔸ظهر عاشورا و نذر قمهزنی؛ یکی از بخشهای متفاوت کتاب است. سیدابوالفضل برای نخستینبار نذر قمهزنیاش را در ظهر عاشورا انجام داد. همراه با چند نفر از دوستانش به محله جوادیه رفتند. صبح زود حلیم خوردند، کفن پوشیدند و جلوی سر خود را تراشیدند. محله جوادیه به قمهزنی شناخته میشد و جمعیت زیادی آنجا حضور داشت. همراه دسته شدند و فردی با قمه، جلوی سرشان را برید. با وجود اینکه بار اولشان بود، دردی احساس نکردند. سال بعد در محل خودشان قاسم معمار برایشان قمه زد. قاسم این کار را خوب بلد بود، اما نگرانی اصلیشان داوود نیازی بود که هنگام قمهزنی کنترلش را از دست میداد و ضربههایش شدیدتر از بقیه میشد. داوود از نوجوانی این نذر را داشت و هر سال انجامش میداد. از سال ۱۳۷۲ که قمهزنی ممنوع شد، دیگر ادامه نداد و سال بعد بهدلیل سکته مغزی درگذشت.
ibna.ir/x6zxD
@ibna_official
🔰نگاهی به کتاب «سرباز روز نهم»؛
«مصطفی»، رسم سربازی حضرت عباس را خوب بهجا آورد
🔸شهید مصطفی صدرزاده، از فعالان فرهنگی و اعضای بسیج در شهریار که از کودکی نذر حضرت ابوالفضل (ع) بود و در مسیر زندگیاش، رسم وفاداری و علمداری را بهخوبی آموخت. با آغاز درگیریها در سوریه، تصمیم گرفت برای کمک به نیروهای مدافع حرم اعزام شود. پس از چند بار تلاش، نهایتاً در قالب لشکر فاطمیون به سوریه رفت. مصطفی صدرزاده در چند مرحله مجروح شد اما به فعالیت خود ادامه داد. در نهایت، در نهم محرم ۱۳۹۴، ظهر روز تاسوعا، در جریان یک عملیات نظامی در جنوب غربی حلب شهید شد.
🔸مصطفی نوجوانی خود را وقف مسجد، بسیج، هیئت و فعالیتهای فرهنگی و نظامی کرد. حدود ۱۳ یا ۱۴ سال داشت که وارد پایگاه بسیج محله شد. محله کهنز شهریار آن روزها مسجد نداشت. مجوز پایگاه بسیج را هم با کلی زحمت گرفته بودند. مصطفی همراه بچههای پایگاه، صندوقی تهیه کرده و به آرامستان رضوان شهریار میرفتند تا برای ساخت مسجد کمک مالی جمع کنند. در نهایت، با همت آن بچهها، مسجد ساخته شد.
ibna.ir/x6zxz
@ibna_official
🔰قیام امام حسین (ع) به روایت بلعمی- بخش دهم؛
اکنون شهید بدان گیتی رفتند و به بهشت جاودانه رسیدند
🔸زینب گفت: خدای- عزوجل- کشتن برایشان قضا کرده بود، به سر گور خویش آمدند تا آنجا کشته شدند. و خدای- عزوجل- ایشان را با شما، پیش خود بدارد و داد ما از شما بستاند. ای عبیدالله، مرگ نعمت بود ایشانرا که دایم از شما برنج بودند و اکنون- شهید- بدان گیتی رفتند و به بهشت جاودانه، رسیدند.
🔸عبیدالله- لعنه الله- از سخنان او در خشم گفت و گفت: ترا هنوز زفانست که چنین سخن توانی گفتن؟ و خواست زینب را عقوبت کند. عمر بن سعد گفت: ایهالامیر، المراه لاتوخذ بالکلام. زنانرا به گفتار نگیرند. پس عبیدالله، به علیالاصغر نگریست و گفت: این غلام کیست؟ عمر گفت: پسر حسین است. عبیدالله گفتا: یا غلام چه نامی؟ گفت: علی. عبیدالله عمر بن سعد را گفت نه بنامهاندر گفته بودی که علی- پسر حسین- را کشتیم؟ عمر گفت: حسین را دو پسر بود علی نام. آن یکی حرب کرد و کشته شد و این حرب نکرد.
🔸عبیدالله گفت: ای غلام، آن برادرت که خدای او را بکشت، او مهتر بود یا تو؟ گفت: آن برادر که شما او را بکشتید از من مهتر بود.
ibna.ir/x6zxB
@ibna_official