🔰گفتوگوی ایبنا با مهدی چاوشور، مترجم کتاب؛
«راهنمای راتلج بر دراماتورژی» میتواند زمینهساز تحولی اساسی در آموزش آکادمیک تئاتر در ایران باشد
🔸در دوران پرشتاب تحولات تئاتری، دراماتورژی دیگر صرفاً نامی بر نقش مشاور کارگردان نیست؛ بلکه به یکی از مفاهیم مرکزی در نقد، تولید و بازخوانی تئاتر معاصر بدل شده است.
🔸در کتاب «راهنمای راتلج بر دراماتورژی»، تمایز بنیادینی میان دو تلقی از دراماتورژی برقرار شده است: نخست، دراماتورژی بهمثابهی «عملکرد» یا کنش خلاق در فرایند تولید نمایش، و دوم، دراماتورژی به مثابه «نظام معرفتی» یا نحوهای خاص از اندیشیدن دربارهی ساختار، روایت، بدن، تاریخ و ایدئولوژی. این تمایز دوگانه نه صرفاً در سطح مفهومی بلکه در سازماندهی ساختاری کتاب نیز بازتاب یافته است.
🔸بخشهایی از کتاب که به جایگاه تاریخی و عملی دراماتورژها در نظامهای تئاتری جهان (از آلمان و ایالات متحده گرفته تا ایران، چین و آفریقای جنوبی) میپردازند، نمود عینی تلقی اولاند؛ در حالی که فصولی که در آنها از دراماتورژی بهعنوان شیوهای نظری برای مواجهه با ساختارهای ایدئولوژیک و اشکال جدید میانرشتهای یاد میشود، ناظر به دراماتورژی در مقام ابزار معرفتشناختی است. در ترجمه فارسی این اثر نیز با وقوف دقیق به اهمیت این تمایز مفهومی، راهبردی تحلیلی اتخاذ شده است تا ضمن وفاداری به لحن و تنوع زبانی متن اصلی، دوگانگی یادشده بهگونهای قابل فهم در زبان فارسی بازتولید شود.
ibna.ir/x6zSB
@ibna_official
🔰معرفی «یک روز از زندگی عابد سلامه»؛
کودکان فلسطینی، زنده زنده در آتش اسرائیل سوختند
🔸تراژدی که در جاده مرگ رقم خورد
«یک روز از زندگی عابد سلامه: موشکافی یک تراژدی در بیتالمقدس»، روایت یک روز از زندگی عابد سلامه نیست؛ بلکه بازتابی از زندگی روزمره هزاران فلسطینی است که هر روز با کشتار، تحقیر و درد از دستدادن عزیزانشان زندگی میکنند.
🔸دیوار حائل، سازهای بتنی و بلند است که اسرائیل در اوایل دهه ۲۰۰۰ ساخت تا مناطق فلسطینینشین کرانه باختری را از مناطق تحت کنترل خود، بهویژه اطراف بیتالمقدس، جدا کند. هدف اعلامشده اسرائیل از ساخت این دیوار، جلوگیری از ورود مهاجمان فلسطینی بود، اما پیامدهای آن فراتر بود. دیوار، عملاً هزاران فلسطینی را از شهر بیتالمقدس، مراکز درمانی، مدارس و محل کارشان جدا کرده و زندگی روزمرهی آنها را با مشکلات فراوانی روبهرو کرده است. بسیاری از بخشهای دیوار درون کرانه باختری ساخته شدهاند و زمینهای فلسطینیان را مصادره کرده یا آنها را در محاصره قرار دادهاند. فلسطینیها این دیوار را آپارتاید میخوانند.
🔸داستان با تصادف مرگبار یک اتوبوس مدرسه فلسطینی با یک تریلی در حومه بیتالمقدس یا اورشلیم آغاز میشود. فرزند پنجساله عابد، میلاد، در این حادثه کشته میشود.
ibna.ir/x6zRq
@ibna_official
🔰ایبنا بررسی کرد؛
ضرورت «بازاریابی جغرافیایی» کتابفروشیهای محلی
🔸بازاریابی جغرافیایی برای کتابفروشیهای محلی، نه ابزار لوکس که یک ضرورت حیاتی است. در شرایطی که فروش آنلاین در حال بلعیدن بازار سنتی است، دیدهشدن در «جستوجوهای محلی» میتواند رمز بقا باشد.
🔸«بازاریابی محلی» یا «جغرافیایی» به زبان ساده یعنی حضور هوشمندانه در نتایج جستوجوی آنلاین برای مخاطبانی که در همان محدوده جغرافیایی به دنبال محصول یا خدماتی میگردند.
🔸بهعنوان مثال وقتی کاربری در یکی از خیابانهای تهران یا هر نقطه دیگری از ایران، عبارت «کتابفروشی نزدیک من» یا «خرید کتاب رمان» در محله زندگیاش را جستوجو میکند، تنها فروشگاههایی در نتایج دیده میشوند که در نقشه گوگل، اطلاعات دقیقی دارند، بهروزرسانی شدهاند و توانستهاند با بهینهسازی محتوای دیجیتال خود، موتورهای جستوجو را متقاعد کنند که «درستترین پاسخ» هستند.
🔸کتابفروشیها بیش از آنکه فقط کالا بفروشند، حامل بخشی از حافظه فرهنگی و اجتماعی هر محلهاند. اگر این حافظه قرار است بماند، باید زبان مخاطب امروز را بشناسد - و یکی از مؤثرترین زبانهای این نسل، موتور جستوجوست.
🔸بنابراین به زبان ساده، اگر کتابفروشی محلی در گوگل پیدا نمیشود، برای بسیاری از مشتریان بالقوه، اصلاً وجود خارجی ندارد.
ibna.ir/x6zVz
@ibna_official
🔰نویسنده کتاب «چه کسی داستانم را خواهد گفت؟» در گفتگو با گاردین:
این فقط یک کوچ نیست؛ سقوط یک زندگی جمعی است!
🔸کتاب «چه کسی داستانم را خواهد گفت؟: دفترچه خاطرات غزه» نوشته نویسندهای بینام، روایتی است از سقوط نهتنها دیوارها، که فروپاشی یک زندگی جمعی. در سایه بمبها و آوارگی دائمی، معنای خانه برای هزاران نفر از اهالی غزه رنگ باخته است. اکنون، هجرتی اجباری جریان دارد که نه تنها چهارچوبهای خشت و گل، که ریشههای هویت و خاطره را نیز درهم میشکند.
🔸این روزها، نویسندهای فلسطینی بینام و بینشان از گوشهای دور از خانه برای گاردین مینویسد: از زندگیای که روزی داشت و تبعیدی که حالا سهم او و میلیونها نفر دیگر شده است. بیستویک ماه است که این نویسنده، جز تماشای جهانِ رو به فروپاشی پیرامونش، کاری از دستش برنمیآید. خاطرات او نه گزارش نظامی است و نه تحلیلی رویدادمحور؛ مجموعهای است از چیزهایی که به مرور، یکییکی از دست داده است: خانهای که بنا بود تا آخر عمر پناهش باشد؛ شغلی که هر صبح امید بازگشت به آن را داشت و شهری که قرار بود مکانی برای زندگی باشد، نه جایی برای به گور رفتن.
🔸او مانند بسیاری دیگر در غزه، به دورههایی که همهچیز یکشبه به جهنم بدل میشود، عادت داشت. اما اینبار متفاوت بود؛ این بار نه فقط خانهها ویران شدند، بلکه یک جمعیت کامل از میان رفت. آماری که امروز همه میدانند: بیش از ۵۷ هزار کشته و ۱.۹ میلیون آواره.
ibna.ir/x6zV5
@ibna_official
🔰گفتوگوی گاردین با گونبریت سوندستروم:
رمان من اثری فمینیستی به معنای رایج نیست!
🔸گونبریت سوندستروم با رمان «نامزدی»، تصویری متفاوت از زن و روابط عاشقانه ارائه میدهد؛ روایتی که فراتر از کلیشههای رایج فمینیستی است. او تأکید میکند داستانش نه مروج جدایی، بلکه نشاندهنده حق انتخاب و فردیت زنان است.
🔸واقعیت این است که «نامزدی» تنها یک رمان عاشقانه معمولی نیست، بلکه قصه زنی است که تمایلی ندارد صرفاً بهخاطر در دسترس بودن و تبعیت از هنجارها، خودش را فدا کند. مارتینا و گوستاو، شخصیتهای اصلی، در دانشگاه با یکدیگر آشنا میشوند. گوستاو خواهان رابطهای سنتی است، اما از دیدگاه مارتینا، دقیقاً همین ساختار به تهدیدی علیه آزادی و پویایی زندگی تبدیل میشود.
🔸«نامزدی» بیش از آنکه درباره تجربه دوست داشتن باشد، به موضوع دوست داشته شدن و کنار زدن مرکزیت مردان در روابط میپردازد. سوندستروم میگوید: «این کتاب خیلی مدرنتر از آن است که بسیاری فکر میکنند. حتی امروز نیز شگفتآور است که شخصیت زن داستان اینهمه جسارت دارد.»
ibna.ir/x6zVc
@ibna_official
🔰غمانگیزترین رمانهای فانتزی؛
مرثیههایی به زبان داستان
🔸اگر از پایانهای خوش و قهرمانهای همیشهپیروز خستهاید، مطالعه این رمانها توصیه میشود ولی داستان این رمانهای فانتزی فقط اشک است و اندوه، شکست و فراموشی است.
🔸اربابان تاریکی کشته شده؟ شاهزادگان نجاتیافته؟ سرزمینهای آزادشده؟ نه، خبری از اینها در این فانتزیها نیست. گاهی زندگی آنطور که میخواهیم پیش نمیرود. قهرمان شکست میخورد. عاشقان میمیرند. آدمبدها پیروز میشوند. اگر حالتان ابری است، اگر دنبال تخلیه عاطفی هستید، اگر نیاز به یک گریه دارید، این رمانهای فانتزی همان نسخهای است که تجویز شده است.
🔸در دنیای کتابهای غمانگیز، ترانه آشیل دقیقاً همان تعریفیست که باید از غم داشت.
🔸در دنیای فانتزی غمانگیز، کمتر کسی به پای گای گوریل کی میرسد. تیگانا، اوج هنرش در آفرینش اندوه است.
ibna.ir/x6zQq
@ibna_official
🔰به انتخاب سایت ماریس؛
برترین کتابهای فانتزی قرن بیست و یکم
🔸فانتزی یکی از محبوبترین و گستردهترین ژانرهای ادبیات و سرگرمی است. در این ژانر، وقایع، شخصیتها و دنیاها اغلب به گونهای طراحی میشوند که قوانین طبیعی و منطقی دنیای واقعی را نقض می کنند و بر پایه جادو، موجودات خیالی و دنیاهای ساختهشده قرار دارند. در داستانهای فانتزی، جادو و قدرتهای خارقالعاده نقشی کلیدی دارند. این نیروها ممکن است در همه جای جهان فانتزی وجود داشته باشند یا تنها در اختیار برخی شخصیتها باشند.
🔸سرافینا نوشته ریچل هارتمن:
سرافینا دختری با استعداد موسیقی است که دربار سلطنتی را با هنر خود مسحور کرده – اما رازی بزرگ دارد. وقتی شاهزادهای به قتل میرسد و مظنون اصلی اژدهایان هستند، او باید با دقت در سیاستهای پرتنش انسان و اژدها حرکت کند تا جنگی ویرانگر را متوقف کند.
🔸فراتر از جنگهای عمیق نوشته پل استوارت و کریس ریدل:
این مجموعه در دنیایی عجیب روی لبهای از یک پرتگاه بزرگ اتفاق میافتد. داستانهای متنوع و موجوداتی فراموشنشدنی بهویژه با طراحیهای گرافیکی تیره و ترسناک کریس ریدل، این سری را فراتر از داستانهای کودکانه میبرد – کابوسهای نوجوانان از همینجا شروع میشود!
ibna.ir/x6zDM
@ibna_official
🔰گفتوگو با سامان صفرزائی مترجم«احساسات سیاسی»؛
عشق، جان گمشده سیاست
🔸لیبرالیسم اگر نتواند در برابر بحرانهای اجتماعی و فرهنگی، زبان عاطفه و کرامت را بازیابد، بهراحتی به پوستهای حقوقی، و در نهایت به ابزاری در دست نیروهای غیردموکراتیک بدل میشود. ما این خطر را در جهان امروز بارها دیدهایم. عدالت بدون عشق، به عدالت سرد و بیجان میانجامد؛ و نوسبام با شجاعت، این جانِ گمشده را دوباره به لیبرالیسم بازمیگرداند.
🔸لیبرالیسم برای تحقق عدالت، نیازمند «فضیلتهای عاطفی» است—و نهادهای دموکراتیک باید این فضیلتها را از طریق آموزش عمومی، هنر، موسیقی، ادبیات، آیینهای جمعی، و حتی نمادهای ملی پرورش دهند. او مینویسد: «عشق، نقطۀ آغاز است—نه احساسات بیمنطق، بلکه عشق به کرامت انسانی، عشق به تنوع، عشق به نهادهایی که ما را به یکدیگر پیوند میدهند.
🔸برخلاف تصوری که گاه در سطح تحلیلهای سیاسی کلاسیک دیده میشود، عواطف سیاسی در جوامعی با سرکوب مزمن نه تنها از میان نمیروند، بلکه در ساحت ناخودآگاه جمعی انباشته، زخمخورده و مشتاق بروز میمانند. بههمین دلیل، برخلاف نگاهی که سیاست را به عرصۀ نخبگان یا نهادهای رسمی محدود میکند، نوسبام بر آن است که عواطف، بنیان هستیشناسانه سیاستاند—و در جوامعی چون ایران، این امر نهفقط یک ایده، بلکه تجربهای تاریخی است.
🔸در جوامعی با پیشینه استبداد، بازسازی عواطف سیاسی از آموزش مدنی یا ساختارهای حقوقی آغاز نمیشود، بلکه از احساس امکانپذیری حقیقت، صداقت، کرامت، و مشارکت آغاز میشود.
ibna.ir/x6zNj
@ibna_official
🔰معنای بازاندیشی انتقادی در سنتهای دانشی؛
سنت بهمثابه شریک تفکر
🔸راه مشترک سنتگرایان و سنتستیزان
سنت ایرانی، نه چونان گذشتهای سپریشده و دورافتاده، بلکه بهمثابه سایهای زنده و پیوستهحاضر، در تاروپود وجود ما تنیده است. این سایه، چه در تلاش فرار از آن باشیم و چه در کوشش برای چنگ زدن به آن، ما را رها نمیکند.
🔸این نوشتار میکوشد تا با نگاهی انتقادی و سوبژکتیو، سنتهای دانشی را نه بهمثابه بت یا دشمن، نه پناهگاه یا زندان، بلکه بهعنوان امکانی برای آفرینش، بازسازی و گفتوگو بازشناسد. سنت، در این نگاه، میدانی است برای درگیری خلاق، کاوش دیالکتیکی و بازاندیشی مولد. هدف نه ستایش سنت است و نه نفی آن، بلکه گشودن راهی برای مواجههای آگاهانه و پویا با آن، مواجههای که به جای بازتولید یا انکار، به بازآفرینی و زایش منجر شود.
🔸سنتگرایان، با چسبیدن به ظاهر سنت، آن را به مجموعهای از قواعد خشک و بیروح تقلیل میدهند. این گروه، در تلاش برای حفظ اصالت، از پویایی و زایندگی سنت غافل میمانند و آن را در قفسی از تعصب محبوس میکنند. از سوی دیگر، سنتستیزان، با ادعای تجدد و گسست از گذشته، گمان میبرند که میتوانند سنت را بهکلی کنار بگذارند. اما این گسست، اغلب ظاهری است. آنها، چه در زبان، چه در شیوه تفکر و چه در رفتار، همچنان در چارچوبهایی عمل میکنند که ریشه در همان سنت دارند. بهعنوان مثال، بسیاری از روشنفکران ایرانی که در قرن گذشته با شعار تجدد به نفی سنت پرداختند، در عمل نتوانستند از الگوهای فکری و فرهنگیای که از سنت به ارث برده بودند، کاملاً جدا شوند.
ibna.ir/x6zVV
@ibna_official
🔰لذت پنهانی خواندن شبانه؛
شب، پناهگاهی است برای زیستن و چه پناهی بهتر از کتاب؟
🔸اگر روز، میدان جنگی است برای بقا، شب، پناهگاهی است برای زیستن. و چه پناهی بهتر از کتاب؟ شاید به همین دلیل است که هنوز، با وجود تمام خستگیها، گوشیهای هوشمند، سریالها، خبرها و هزار حواسپرتی دیگر، باز هم شبها، ما به سراغ کتابها میرویم.
🔸خواندن در شب، تنها یک عادت نیست. نوعی آیین است، آری، آیینی پنهانی، شخصی، همچون راز گفتن با ذهنی که سالها پیش این واژهها را نوشته و حالا در دل تاریکی دوباره با تو حرف میزند. لحظهای که خانه آرام میگیرد، آدمها در خواباند و دنیا دست از شلوغی کشیده، کتابها جان میگیرند. گویا کلمات، تنها در شب جرات گفتنِ تمام آنچیزی را دارند که در روشنایی نمیگویند.
🔸خوب میدانم که کتابخوانی در تاریکی، چیزی فراتر از مطالعه است؛ آدابی دارد، آیینی بیصدا. نه شبیه خواندن در اتوبوس است، نه در سالن کتابخانه، نه حتی در یک کافهی شلوغ. شب، کتاب را از فرم بیرونیاش میرهاند و بدل به پنجرهای میکند که به درونت باز میشود. یک پردهی ضخیم میان تو و جهان میافتد؛ دیگر صدای خیابان، هشدار پیامک، تماسهای کاری یا گفتوگوهای تکراری وجود ندارد. تو میمانی و واژههایی که شبیه پچپچِ آشنای مادربزرگ هستند، وقتی که قصهای را شبهنگام برایت تعریف میکرد. با گذشت سالها، آن عادت شبانه به آیینی پختهتر بدل شد. حالا دیگر نه زیر پتو، بلکه با لیوانی چای، رو به پنجرهای نیمهباز، در اتاقی نیمهروشن، واژهها را جرعهجرعه مینوشم.
ibna.ir/x6zVZ
@ibna_official
🔰پنگوئنِ کوچک، استعاره بزرگ؛
نگاهی به اقتباس متفاوت پیتر کاتانئو از کتاب تام میچل
🔸«درس های پنگوئن» فیلمی کمدی و درام محصول سال ۲۰۲۴ به کارگردانی پیتر کاتانئو و با بازی استیو کوگان و جاناتان پرایس است.
🔸کتاب «درسهای پنگوئن» روایتی است صمیمی و طنزآمیز از یک معلم بریتانیایی که در دههی ۱۹۷۰ در یکی از مدرسههای شبانهروزی آرژانتین تدریس میکرد و طی یک اتفاق عجیب، یک پنگوئن نجاتیافته را با خود به مدرسه آورد. در نسخه مکتوب، این ماجرا بیش از هر چیز، روایتگر پیوندی انسانی با یک حیوان است؛ اما فیلم کاتانئو، این خاطرهی نسبتاً شخصی را به زمینهای سیاسی-اجتماعی پیوند میزند و از دل آن، روایتی دربارهی «انسانیت در دل بحران» میسازد.
🔸یکی از هوشمندانهترین تصمیمات فیلمساز در اقتباس، جابجایی مرکز ثقل داستان از فرد به جامعه است. در حالی که کتاب، بیشتر از نگاه خودنگارانه نویسنده روایت میشود و تمرکز اصلیاش بر رابطهی مرد و پنگوئن است، فیلم بهطور هوشمندانهای این رابطه را در بستر بحرانیتر و سیاسیتری قرار میدهد: آرژانتینِ سال ۱۹۷۶، درست در آستانه یکی از خشنترین دورههای دیکتاتوری نظامی. این پسزمینه سیاسی در کتاب حضوری کمرنگ دارد، اما در فیلم، دیوارهای مدرسه نهفقط مرز فیزیکی، بلکه نشانهای از فاصلهی اخلاقی و انسانی با آنچه در بیرون میگذرد، میشوند.
ibna.ir/x6zTt
@ibna_official
🔰آسیبشناسی نشر بومی- ۷
اما و اگرهای احیای جایگاه ناشران چهارمحالی/ گلایههای دوسویه ناشران و مولفان
🔸 نشر بومی در استان چهارمحال و بختیاری مانند بسیاری دیگر از استانها دچار آسیبهایی است ولی برای احیای این جایگاه و زدودن آسیب از چهره نشر استان، اما و اگرهایی وجود دارد.
🔸نوعی باور فرهنگی در میان نویسندگان وجود دارد که «چاپ کتاب در تهران» معادل کیفیت، اعتبار و پرستیژ بیشتر است. این نوع تلقی که ناشی از تمرکز تاریخی فعالیتهای فرهنگی در پایتخت است، باعث شده تا ناشران استانی صرفنظر از تلاششان، در ذهن بسیاری از مؤلفان، به عنوان گزینه «دوم» تلقی شوند.
🔸یکی از چالشهای جدی در حوزه نشر استانها، بیاعتمادی روزافزون مؤلفان بومی نسبت به ناشران محلی است.
🔸این عدم تمایل، ریشه در مجموعهای از مشکلات ساختاری و رفتاری در حوزه نشر استانی دارد که در ادامه به ترتیب آنها را بیان میکنم؛ نخست، فقدان ناشری صاحبنام و معتبر در سطح ملی در استان، یکی از دلایل اصلی است. مؤلفان تمایل دارند آثارشان در مجموعههایی منتشر شود که از اعتبار، نفوذ و شبکه توزیع گستردهتری برخوردار باشند، ویژگیهایی که عمدتاً در ناشران تهرانی یافت میشود.
🔸حلقه مفقودهای است که باعث میشود زنجیره تولید تا مصرف فرهنگی در استانها ناقص باقی بماند و تا زمانی که راهحل سیستماتیکی برای آن اندیشیده نشود، ناشر استانی در جایگاه رقابتی قرار نخواهد گرفت.
ibna.ir/x6znq
@ibna_official