🔰گفتوگو با سامان صفرزائی مترجم«احساسات سیاسی»؛
عشق، جان گمشده سیاست
🔸لیبرالیسم اگر نتواند در برابر بحرانهای اجتماعی و فرهنگی، زبان عاطفه و کرامت را بازیابد، بهراحتی به پوستهای حقوقی، و در نهایت به ابزاری در دست نیروهای غیردموکراتیک بدل میشود. ما این خطر را در جهان امروز بارها دیدهایم. عدالت بدون عشق، به عدالت سرد و بیجان میانجامد؛ و نوسبام با شجاعت، این جانِ گمشده را دوباره به لیبرالیسم بازمیگرداند.
🔸لیبرالیسم برای تحقق عدالت، نیازمند «فضیلتهای عاطفی» است—و نهادهای دموکراتیک باید این فضیلتها را از طریق آموزش عمومی، هنر، موسیقی، ادبیات، آیینهای جمعی، و حتی نمادهای ملی پرورش دهند. او مینویسد: «عشق، نقطۀ آغاز است—نه احساسات بیمنطق، بلکه عشق به کرامت انسانی، عشق به تنوع، عشق به نهادهایی که ما را به یکدیگر پیوند میدهند.
🔸برخلاف تصوری که گاه در سطح تحلیلهای سیاسی کلاسیک دیده میشود، عواطف سیاسی در جوامعی با سرکوب مزمن نه تنها از میان نمیروند، بلکه در ساحت ناخودآگاه جمعی انباشته، زخمخورده و مشتاق بروز میمانند. بههمین دلیل، برخلاف نگاهی که سیاست را به عرصۀ نخبگان یا نهادهای رسمی محدود میکند، نوسبام بر آن است که عواطف، بنیان هستیشناسانه سیاستاند—و در جوامعی چون ایران، این امر نهفقط یک ایده، بلکه تجربهای تاریخی است.
🔸در جوامعی با پیشینه استبداد، بازسازی عواطف سیاسی از آموزش مدنی یا ساختارهای حقوقی آغاز نمیشود، بلکه از احساس امکانپذیری حقیقت، صداقت، کرامت، و مشارکت آغاز میشود.
ibna.ir/x6zNj
@ibna_official
🔰معنای بازاندیشی انتقادی در سنتهای دانشی؛
سنت بهمثابه شریک تفکر
🔸راه مشترک سنتگرایان و سنتستیزان
سنت ایرانی، نه چونان گذشتهای سپریشده و دورافتاده، بلکه بهمثابه سایهای زنده و پیوستهحاضر، در تاروپود وجود ما تنیده است. این سایه، چه در تلاش فرار از آن باشیم و چه در کوشش برای چنگ زدن به آن، ما را رها نمیکند.
🔸این نوشتار میکوشد تا با نگاهی انتقادی و سوبژکتیو، سنتهای دانشی را نه بهمثابه بت یا دشمن، نه پناهگاه یا زندان، بلکه بهعنوان امکانی برای آفرینش، بازسازی و گفتوگو بازشناسد. سنت، در این نگاه، میدانی است برای درگیری خلاق، کاوش دیالکتیکی و بازاندیشی مولد. هدف نه ستایش سنت است و نه نفی آن، بلکه گشودن راهی برای مواجههای آگاهانه و پویا با آن، مواجههای که به جای بازتولید یا انکار، به بازآفرینی و زایش منجر شود.
🔸سنتگرایان، با چسبیدن به ظاهر سنت، آن را به مجموعهای از قواعد خشک و بیروح تقلیل میدهند. این گروه، در تلاش برای حفظ اصالت، از پویایی و زایندگی سنت غافل میمانند و آن را در قفسی از تعصب محبوس میکنند. از سوی دیگر، سنتستیزان، با ادعای تجدد و گسست از گذشته، گمان میبرند که میتوانند سنت را بهکلی کنار بگذارند. اما این گسست، اغلب ظاهری است. آنها، چه در زبان، چه در شیوه تفکر و چه در رفتار، همچنان در چارچوبهایی عمل میکنند که ریشه در همان سنت دارند. بهعنوان مثال، بسیاری از روشنفکران ایرانی که در قرن گذشته با شعار تجدد به نفی سنت پرداختند، در عمل نتوانستند از الگوهای فکری و فرهنگیای که از سنت به ارث برده بودند، کاملاً جدا شوند.
ibna.ir/x6zVV
@ibna_official
🔰لذت پنهانی خواندن شبانه؛
شب، پناهگاهی است برای زیستن و چه پناهی بهتر از کتاب؟
🔸اگر روز، میدان جنگی است برای بقا، شب، پناهگاهی است برای زیستن. و چه پناهی بهتر از کتاب؟ شاید به همین دلیل است که هنوز، با وجود تمام خستگیها، گوشیهای هوشمند، سریالها، خبرها و هزار حواسپرتی دیگر، باز هم شبها، ما به سراغ کتابها میرویم.
🔸خواندن در شب، تنها یک عادت نیست. نوعی آیین است، آری، آیینی پنهانی، شخصی، همچون راز گفتن با ذهنی که سالها پیش این واژهها را نوشته و حالا در دل تاریکی دوباره با تو حرف میزند. لحظهای که خانه آرام میگیرد، آدمها در خواباند و دنیا دست از شلوغی کشیده، کتابها جان میگیرند. گویا کلمات، تنها در شب جرات گفتنِ تمام آنچیزی را دارند که در روشنایی نمیگویند.
🔸خوب میدانم که کتابخوانی در تاریکی، چیزی فراتر از مطالعه است؛ آدابی دارد، آیینی بیصدا. نه شبیه خواندن در اتوبوس است، نه در سالن کتابخانه، نه حتی در یک کافهی شلوغ. شب، کتاب را از فرم بیرونیاش میرهاند و بدل به پنجرهای میکند که به درونت باز میشود. یک پردهی ضخیم میان تو و جهان میافتد؛ دیگر صدای خیابان، هشدار پیامک، تماسهای کاری یا گفتوگوهای تکراری وجود ندارد. تو میمانی و واژههایی که شبیه پچپچِ آشنای مادربزرگ هستند، وقتی که قصهای را شبهنگام برایت تعریف میکرد. با گذشت سالها، آن عادت شبانه به آیینی پختهتر بدل شد. حالا دیگر نه زیر پتو، بلکه با لیوانی چای، رو به پنجرهای نیمهباز، در اتاقی نیمهروشن، واژهها را جرعهجرعه مینوشم.
ibna.ir/x6zVZ
@ibna_official
🔰پنگوئنِ کوچک، استعاره بزرگ؛
نگاهی به اقتباس متفاوت پیتر کاتانئو از کتاب تام میچل
🔸«درس های پنگوئن» فیلمی کمدی و درام محصول سال ۲۰۲۴ به کارگردانی پیتر کاتانئو و با بازی استیو کوگان و جاناتان پرایس است.
🔸کتاب «درسهای پنگوئن» روایتی است صمیمی و طنزآمیز از یک معلم بریتانیایی که در دههی ۱۹۷۰ در یکی از مدرسههای شبانهروزی آرژانتین تدریس میکرد و طی یک اتفاق عجیب، یک پنگوئن نجاتیافته را با خود به مدرسه آورد. در نسخه مکتوب، این ماجرا بیش از هر چیز، روایتگر پیوندی انسانی با یک حیوان است؛ اما فیلم کاتانئو، این خاطرهی نسبتاً شخصی را به زمینهای سیاسی-اجتماعی پیوند میزند و از دل آن، روایتی دربارهی «انسانیت در دل بحران» میسازد.
🔸یکی از هوشمندانهترین تصمیمات فیلمساز در اقتباس، جابجایی مرکز ثقل داستان از فرد به جامعه است. در حالی که کتاب، بیشتر از نگاه خودنگارانه نویسنده روایت میشود و تمرکز اصلیاش بر رابطهی مرد و پنگوئن است، فیلم بهطور هوشمندانهای این رابطه را در بستر بحرانیتر و سیاسیتری قرار میدهد: آرژانتینِ سال ۱۹۷۶، درست در آستانه یکی از خشنترین دورههای دیکتاتوری نظامی. این پسزمینه سیاسی در کتاب حضوری کمرنگ دارد، اما در فیلم، دیوارهای مدرسه نهفقط مرز فیزیکی، بلکه نشانهای از فاصلهی اخلاقی و انسانی با آنچه در بیرون میگذرد، میشوند.
ibna.ir/x6zTt
@ibna_official
🔰آسیبشناسی نشر بومی- ۷
اما و اگرهای احیای جایگاه ناشران چهارمحالی/ گلایههای دوسویه ناشران و مولفان
🔸 نشر بومی در استان چهارمحال و بختیاری مانند بسیاری دیگر از استانها دچار آسیبهایی است ولی برای احیای این جایگاه و زدودن آسیب از چهره نشر استان، اما و اگرهایی وجود دارد.
🔸نوعی باور فرهنگی در میان نویسندگان وجود دارد که «چاپ کتاب در تهران» معادل کیفیت، اعتبار و پرستیژ بیشتر است. این نوع تلقی که ناشی از تمرکز تاریخی فعالیتهای فرهنگی در پایتخت است، باعث شده تا ناشران استانی صرفنظر از تلاششان، در ذهن بسیاری از مؤلفان، به عنوان گزینه «دوم» تلقی شوند.
🔸یکی از چالشهای جدی در حوزه نشر استانها، بیاعتمادی روزافزون مؤلفان بومی نسبت به ناشران محلی است.
🔸این عدم تمایل، ریشه در مجموعهای از مشکلات ساختاری و رفتاری در حوزه نشر استانی دارد که در ادامه به ترتیب آنها را بیان میکنم؛ نخست، فقدان ناشری صاحبنام و معتبر در سطح ملی در استان، یکی از دلایل اصلی است. مؤلفان تمایل دارند آثارشان در مجموعههایی منتشر شود که از اعتبار، نفوذ و شبکه توزیع گستردهتری برخوردار باشند، ویژگیهایی که عمدتاً در ناشران تهرانی یافت میشود.
🔸حلقه مفقودهای است که باعث میشود زنجیره تولید تا مصرف فرهنگی در استانها ناقص باقی بماند و تا زمانی که راهحل سیستماتیکی برای آن اندیشیده نشود، ناشر استانی در جایگاه رقابتی قرار نخواهد گرفت.
ibna.ir/x6znq
@ibna_official
🔰گفتوگوی اختصاصی ایبنا با محمود عابدی؛
تصحیح متون ادبی، بدون عشق و آگاهی ممکن نیست
🔸محمود عابدی، محقق و مصحح برجسته، گفت: اگر کسی علاقه دارد متنی را تصحیح کند، باید اطلاعات جانبی آن را هم پیدا کند. تصحیحکردن متنی مثل «شاهنامه» و امثال آن، افتخار بزرگی است، خدمت بزرگی است. ولی مقدمات بسیاری لازم دارد. یکی از این مقدمات، خوب خواندن همان «شاهنامه» است. این کار به مداومت، ممارست، و مطالعه دائم نیاز دارد. امیدوارم که آیندگان ما بیش از ما در این راه آماده شوند و اطلاعات اولیه را کسب کنند.
🔸منظور از «تصحیح متون» در اینجا این است که یک متن کهن، با استفاده از نسخههای خطی، چنان به خواننده امروز عرضه شود که گویی خود مؤلف آن را چنین نوشته است. طبعاً این متون متعلق به سالهای بسیار دور هستند و تنها از طریق نسخههای خطی میتوان به آنها دست یافت. ما باید آن متون را چنان عرضه کنیم که مقصود مؤلف حفظ شود.
🔸یک مصحح زمانی که متن را تصحیح میکند، به ارزشهای آن معتقد باشد و باور داشته باشد که این کتاب چنان ارزشی دارد که میتوان عمری را صرف آن کرد. سوم اینکه باید از زبان مؤلف، تاریخ حیات مؤلف و نیز تاریخ عصر مؤلف آگاهی داشته باشد. باید از زبان، تاریخ و جغرافیای دیگر حوزهها هم اطلاعات خوبی داشته باشد.
🔸مسئولیت تصحیح متن، کار سادهای نیست؛ ما در برابر خوانندگان مسئولیتی داریم. این متون امانتی است که تاریخ به دست ما سپرده و قرار است آن را به آنها بسپاریم. بنابراین در برابر آنها مسئولیتی عمده داریم.
ibna.ir/x6zW6
@ibna_official
🔰نقش روانشناسی عامه پسند در شکلگیری باورهای غلط و سطحینگری؛
وقتی روانشناسی مُسَکّن میشود
🔸روانشناسی زرد، پدیدهای فراگیر در عصر اطلاعات، با سادهسازی مفاهیم پیچیده روانشناختی، نهتنها درک عمیق را به حاشیه میراند، بلکه با ترویج باورهای سطحی و نادرست، به بیاعتمادی عمومی به دانش علمی دامن میزند. این رویکرد عامهپسند، که در رسانهها و فضای مجازی ریشه دوانده، چگونه تفکر انتقادی را تضعیف کرده و چه تأثیری بر فرهنگ جامعه دارد؟
🔸اگر به تحلیل فلسفی و تاریخی این پدیده بنگریم، باید گفت که روانشناسی زرد، در اصل، نتیجهای طبیعی از تمایل انسانها بهدست آوردن آگاهی سریع و کمهزینه است. در نگاه فلسفی، این پدیده میتواند بهعنوان نوعی تداوم در پیروی بشر از شهودگرایی و سادهسازی حقیقت فهمیده شود، حقیقتی که در بسیاری از فرهنگها و جوامع، بهویژه در ایران، بهدلیل نیازهای فوری و نبود آموزشهای جامع، بهراحتی در مسیر سطحینگری و تقلیدهای بیفکر جای میگیرد. این روند، اما، باعث میشود تا عواقب اجتماعی و فرهنگی آن بهمراتب بلندمدتتر و پیچیدهتر گردد، زیرا باورهای سطحی جایگزین دانشهای بنیادین میشوند و این، نتیجهای است که در کاهش اعتماد به علوم معتبر و ایجاد نوعی بیاعتمادی عمومی نسبت به آموزشها و منابع علمی منجر میشود.
🔸روانشناسی زرد نوعی فرآیند ساختاری است که حقیقت را در حاشیه مینشاند و آن را در قالبهای کوتاه و جذاب تیرهوتار مینمایاند.
ibna.ir/x6zVx
@ibna_official
🔰چرا تاریخ در گفتوگو با نادره جلالی؛
مردم به دنیا آمدند، رنج کشیدند و مردند!
🔸نادره جلالی: در طی سالیان متمادی و حجم عظیمی از کتابها که حاصل تاریخ سرگذشت بشر بوده و سرانجام پادشاه رو به مرگ از یکی از مورخان زبده دربار میخواهد که حال که خوانش تمامی این کتب از سرگذشت جوامع بشری برای وی ممکن نیست، پس در سه کلمه برای او خلاصه کند، نشان از اهمیت فهم تاریخ حتی به هنگام زوال دارد. پاسخ این بود: مردم به دنیا آمدند، رنج کشیدند و مردند!
🔸پاسخ دقیق و مستقیمی برای تعریف چیستی تاریخ وجود ندارد و مورخان و فیلسوفان تاریخ نیز دربارۀ اینکه تاریخ چیست و بسیاری از پرسشهای دیگر در این حوزه اتفاق نظر ندارند. بهویژه اینکه، پاسخ به این پرسش با شکلگیری مکتبهای گوناگون تاریخنگاری و با توجه به اینکه نوع نگاه پایهگذاران و پیروان این مکاتب در طول زمان تغییر و تحول مییابد، تعاریف متنوعی به خود میگیرد. اما از آنجایی که انسان، زمان و مکان، سه پدیدهای است که هر مورخی با آن سر و کار دارد، شاید بتوان بر این مبنا یک تعریف پایه و در عین حال جامعی از تعریف تاریخ ارائه داد که شامل هر طیفی از مخاطبان این پرسش باشد..
🔸ابتداییترین و اساسیترین فایدۀ تاریخ همین عبرتآموزی بود. هم متون مقدس دینی بر آن تأکید میکردند و از پیروان خود میخواستند که با نگاه و مطالعۀ بقایا و آثار گذشتگان عبرت بیاموزند و هم مورخان کلاسیکی که علاوه بر وقایعنگاری به تأمل در آثار گذشتگان میپرداختند، بر این جنبه از فواید تاریخ تأکید داشتند.
ibna.ir/x6zVv
@ibna_official
🔰گفتوگو با معصومه یزدانی درباره کتاب «هفت تا کاسه، هفت تا خونه»؛
دغدغهام دیدن و پذیرفتن تفاوتهاست
🔸معصومه یزدانی، نویسنده ادبیات کودک و نوجوان، در گفتوگو با ایبنا گفت: یکی از دغدغههای من بهطور کلی در نوشتن داستانها و کتابهایم، دیدن و پذیرفتن تفاوتهاست. پذیرش تفاوتها از نظر من یعنی نه ترحم میکنیم، نه نه از فردی که به هر دلیل با ما تفاوت دارد دوری میکنیم و او را نادیده میگیریم.
🔸یکی از دغدغههای من بهطور کلی در نوشتن داستانها و کتابهایم، دیدن و پذیرفتن تفاوتهاست. پذیرش تفاوتها از نظر من یعنی نه ترحم میکنیم، نه از فردی که به هر دلیل با ما تفاوت دارد دوری میکنیم و او را نادیده میگیریم. این دغدغه در طراحی شخصیتهای کتابهای «سینسینا کارآگاه میشود»، «پیشی کوچولو چند انگشت داری»، «فینچول، مورچهای که میخواست داماد ملکه بشود» هم وارد شده است. چون فکر میکنم وقتی بچهها افرادی را که به هر دلیلی تفاوتهای ظاهری یا حتی فرهنگی با آنها دارند، ببینند و بهعنوان افرادی عادی که نیازها و ضرورتهای متفاوتی دارند بپذیرند، شرایط زندگی همدلانه و انسانی با دیگران در جامعه فراهم میشود.
🔸ممکن است برای هر کدام از ما شرایطی پیش بیاید که بهطور موقت یا دائمی تغییراتی در جسم و تواناییهای جسمیمان ایجاد شود. من عمداً سعی میکنم در کتابهایم شخصیتهایی طراحی کنم که با وجود محدودیتهایی که دارند، پرشور و پرتوان زندگی میکنند و در جامعه حضور مثبت و تاثیرگذار دارند.
ibna.ir/x6zTW
@ibna_official
🔰نگاهی به کتاب «پذیرش شکست» نوشته مارال لطیفی؛
چگونه طبقه متوسط فقیرتر شد؟
🔸کتاب «پذیرش شکست» اثری قابل تامل و مهم در حوزه علوم اجتماعی ایران برای توضیح چگونگی افزایش نابرابری و کاهش قدرت سیاسی و اجتماعی و اقتصادی طبقه متوسط در یک دهه اخیر است.
🔸طبقه متوسط در دوران جدید مهمترین عامل(agent) در تغییر و تحولات سیاسی و اجتماعی محسوب میشود. در جامعه معاصر ایران نیز این طبقه نقش کلیدی در جنبشهای سیاسی و اجتماعی ایفا کرده است. نویسنده در کتاب حاضر کوشیده «افت اقتدار و قدرت» این اقشار میانی جامعه شهرنشین ایرانی را در سی و پنج سال گذشته نشان دهد.
🔸به باور او روند فقیرشدن و افت اقشار میانی از سالهای پایانی دهه ۱۳۶۰ آغاز شد، یعنی «با پیش گرفتن انواع سیاستهای شناخته شده برای کاهش نقش دولت در اقتصاد، مانند خصوصیسازی، آزادسازی واردات، تعدیل نیروهای انسانی، کاهش چشمگیر یارانهها و …» اما این روند از ابتدای دهه ۱۳۹۰ با اجرای موج جدیدی از سیاستها از جمله شوکدرمانی در حاملهای انرژی و نرخ ارز شدت بیشتری یافت به گونهای که رفاه ایرانیان در دهه ۱۳۹۰ به شدت افت کرد. افزایش نابرابری یکی از پیامدهای این روند است که به معنای ثروتمندتر شدن پردرآمدها و فقیرتر شدن کمدرآمدترینها است و موجب کوچکتر شدن لایههای میانی درآمدی و سقوط صاحبان درآمدهای متوسط به سطوح پایین میشود.
ibna.ir/x6zWh
@ibna_official
🔰بازخوانی «خاطرات ریمون آرون»؛
مدافع لیبرالیسم محافظهکارانه
🔸کتاب، جمعبندی زندگی پربار علمی یک فیلسوف و جامعهشناس طی پنجاه سال حضور فعال در صحنهی بینالمللی در عصر ایدئولوژیهاست.
🔸از مهمترین بنیانهای اندیشهی آرون، تأکید او بر مرز میان دانش و سیاست است که همچون وبر، بر عبور نکردن از آن تأکید داشت. از نگاه آرون، نمیتوان در عین حال دانشمند و سیاستورز بود، بیآنکه به یکی از این دو خیانت نکرد. با اینحال، این بدان معنا نبود که استاد دانشگاه نقشی در نقد سیاست ندارد. آرون خود با نگارش مقالات و سرمقالههایی در نشریاتی چون فیگارو و کمانتر کوشید تا در مقام روشنفکری مسئول، سیاستهای داخلی و خارجی دولتها را از منظر عقلانیت نقاد بررسی کند.
🔸یکی از محورهای کتاب، بازتاب رابطهی پرکشمکش میان ژان پل سارتر و ریمون آرون است؛ دو روشنفکر تأثیرگذار فرانسوی که راهشان از دوران دانشجویی در دانشسرای عالی آغاز و نهایتاً در بزنگاههای سیاسی و فلسفی از یکدیگر جدا شد. در طول زمان، سارتر چپگرایی رادیکال، و آرون، لیبرالی محافظهکار گردید. کتاب خاطرات، با نثری پخته و مملو از ظرافت، این جدال را از منظری تاریخی روایت میکند که بازهی آن از ترک مناظرهای رادیویی پس از مقایسهی دوگل با هیتلر توسط سارتر، تا انتقاد تند آرون از گزارش سفر سارتر به اتحاد جماهیر شوروی، نیز هجونامه نیشدار سارتر در مه ۱۹۶۸ گسترده است.
ibna.ir/x6zVT
@ibna_official
🔰یادداشت؛
بازخوانی یک سوءبرداشت تاریخی در خوانش آثار موریس پِزار
🔸موریس پزار، باستانشناس فرانسوی آنچه از «دفن نخل» در بوشهر گزارش کرده، ناشی از برداشتی نادرست در ترجمه یا تحلیل است. بهاحتمال زیاد، این تعبیر نمونهای از روشهای بومی و اقلیمی کاشت درخت در مناطق گرم و کمآب جنوب ایران بوده است.
✍سید محمدرضا بلادی، نویسنده و پژوهشگر:
🔸موریس پِزار در گزارشی از مشاهدات خود، به گودالهایی اشاره میکند که در آنها نخل کاشته شده بود. برخی پژوهشگران از جمله فرانچسکا گرِلوت سوسینی بر پایه همین توصیف، این عمل را آیینی تدفینی مرتبط با کیریریشا، ایزدبانوی ایلامی دانستهاند. ووتر هنکلمن نیز در کتاب «خدایان دیگری که هستند» به همین روایت ارجاع داده و مینویسد:
🔸«یک رسم محلی جالب توجه، یعنی کندن گودالهایی برای دفن نخلها، توسط (موریس) پِزار در شبهجزیره بوشهر، لیان باستانی مشاهده شده است. او در این خصوص به سازهای باستانی اشاره میکند که ظاهراً برای همین منظور طراحی شده بود، اما در مورد قدمت آن اظهار نظری نمیکند. گرِلوت نیز با احتیاط، مراسم دفن نخل را به آیینی مرتبط با کیریریشا نسبت داده است(Henkelman, 2008, p. 330).»
ibna.ir/x6zVg
@ibna_official