🔰اقتباس در سینمای مسعود کیمیایی در گفتوگو با احمد طالبینژاد؛
خلاقیت کیمیایی به داستانها رنگ و بوی دیگری میدهد/ دولتآبادی را تحریک کردم علیه کیمیایی واکنش نشان دهد
🔸نامهای که کیمیایی در دهه ۶۰ در مجله فیلم منتشر کرد را من از ایشان گرفتم و در اختیار مجله قرار دادم. در آن نامه کیمیایی در جواب اعتراض دولتآبادی گفته بود که «به وقار ۱۰ جلدی کلیدر باشید و اعتراض نکنید.
🔸بهطور کلی موضوع اقتباس در سینمای ایران از دیرباز قابل بحث و چالش بوده است. بسیاری از فیلمهایی که در دوران فیلمفارسی ساخته میشدند، از داستانهای کلاسیک ایرانی اعم از «شاهنامه» و منظومههای عاشقانه مثل «لیلی و مجنون» و «شیرین و فرهاد» اقتباس میشدند. اقتباس بود اما اقتباس فیلمفارسی بود، فیلمهای صرفاً سرگرم کننده بودند. اما در دورانی که موج نوی سینمای ایران به وجود آمد تعداد قابل توجهی فیلم خوب بر مبنای ادبیات خوب آن دوران ساخته شدند که نمونه آن «خاک» و «داش آکل» مسعود کیمیایی است.
🔸فیلم و آن هم فیلم اقتباسی ساختن حوصله میطلبد. اگر قرار است از یک اثر ادبی اقتباس کنید باید درباره آن بسیار مطالعه کنید و وقت صرف کنید. به هر حال در شرایط کنونی آقای کیمیایی در این سن و سال با وجود بیماری و مشکلاتی که دارد دیگر حوصله دوران جوانی و میانسالی را ندارد که سراغ آثار ادبی برود. خود او پر از ایده و فکر است و متاسفانه این فکرها و ایدهها گاهی خوب قوام نمییابد و تبدیل به فیلم میشوند.
ibna.ir/x6zZm
@ibna_official
🔰به بهانه سالروز عملیات والفجر۳؛
نبردی در سایه؛ ۱۷ روزی که جنگ بیتغییر ماند
ناکامی ارتش عراق در بازپسگیری ارتفاعات کلهقندی
🔸عملیات والفجر۳ در مردادماه ۱۳۶۲ با هدف آزادسازی ارتفاعات مرزی و تأمین امنیت محور ایلام، مهران و دهلران، در منطقه عمومی مهران اجرا شد. این عملیات که بهمدت ۱۷ روز ادامه داشت، با مشارکت گسترده یگانهای ارتش و سپاه، به آزادسازی بخشهایی از خاک ایران، انهدام تجهیزات سنگین ارتش عراق و پاکسازی برخی مسیرهای مواصلاتی منجر شد.
🔸هدف اصلی عملیات والفجر ۳، تثبیت محور ارتباطی میان ایلام، مهران و دهلران، افزایش امنیت تردد نیروها و ممانعت از استقرار ارتش عراق در دشت بدره عنوان شده بود. در واقع، با استقرار نیروهای ایرانی در ارتفاعات مرزی، تلاش شد خطوط دفاعی ارتش عراق به عقب رانده شود و برتری موضعی در این بخش از مرز حاصل شود.
🔸یکی از مهمترین نتایج عملیات، تأمین تنگه کنجانچم بود که نقش کلیدی در کنترل جادههای مواصلاتی منطقه و جلوگیری از تحرکات ارتش عراق داشت. این تنگه، بهواسطه موقعیت جغرافیایی، میتوانست مسیر ارتباطی مهران با سایر مناطق مرزی را ایمنسازی کند.
🔸بر اساس روایات میدانی، پس از بروز دشواریهایی در آزادسازی برخی ارتفاعات مهم، تصمیمگیری فرماندهان برای استفاده از گردانهای تخصصی و ورود مستقیم فرماندهان ارشد مانند شهید محمدابراهیم همت به خط مقدم، موجب تغییر معادلات شد.
ibna.ir/x6zYR
@ibna_official
🔰نقد «تجاوز به ذهن» باحضور عبدالرحمن نجلرحیم و محمد مهدی اردبیلی؛
آزادی در بستر بدن و جامعه معنا مییابد
🔸نجلرحیم گفت: نویسنده آزادی را تنها در پرتو تنهایی فردی، بازگشت به خود و دوری از جمع میداند؛ اما آزادی فقط در ذهن و انزوا حاصل نمیشود بلکه در بستر بدن و جامعه نیز معنا مییابد.
🔸این اثر از نظر موضوعی، در مرز میان روانشناسی تبلیغاتی، روانکاوی، فلسفه سیاسی و نقد نظامهای تمامیتخواه قرار میگیرد و تلاش دارد تجربیات دوران فاشیسم و کمونیسم را تحلیل کند.
🔸مرلو تاکید میکند که آزادی سیاسی تنها زمانی امکانپذیر است که آزادی ذهنی نیز وجود داشته باشد. او آموزش و پرورش را مهمترین راه دفاع از آزادی میداند.
🔸برای رسیدن به آزادی، باید به بدن احترام گذاشت. بهویژه بدن زنان، که همواره محمل تبعیض و کنترل بوده است. راه رهایی تنها در آموزش نیست، بلکه در آگاهی از ارزش بدن و پذیرش تنوع انسانی است.
محمد مهدی اردبیلی:
🔸علمزدگی کتاب، آنهم از نوع نیمهقرن بیستمی، باعث شده که به پرسشهای فلسفی اساسی چون آزادی، اراده، قدرت، و سوژه نپردازد. آزادی در این کتاب، چیزی فروکاستهشده به استقلال فردی در انتخاب سبک زندگی است، در حالی که امروز ما میدانیم همین استقلال فردی نیز برساختهی ساختارها و نظامهای تولید معناست.
🔸در بخشی از کتاب، مرلو از تسلط فرهنگ بر روح انسان میگوید، از رامسازی مردم توسط دانش روانشناختی تجاری، و از تبدیل مردم به خریدارانی مطیع. این هشدارها، امروز از همیشه معاصرترند.
ibna.ir/x6zZ2
@ibna_official
🔰بارکر در گفتوگو با بوکپریزر:
نویسندگی را حرفهای عمیقاً تنها و بیپناه میدانم!
🔸بارکر با بیپردهگویی از تجربههای شخصیاش میگوید، جایی که ساعتهای طولانی تنهایی و غوطهوری در دنیای داستانها، نویسندگی را به حرفهای منزوی بدل میکند. او معتقد است حتی دستاوردهای بزرگ نیز نمیتوانند خلأ بیپناهی این مسیر را پُر کنند.
🔸صدای بارکر از خانهاش در کانتی دورهام به گوش میرسد، اما دنیای روایت او جایی میان حاشیه شمال انگلستان و جبهههای جنگ جهانی اول در نوسان است. او سالها پیش با رمانهایی چون «یونیون استریت» و «خانهات را منفجر کن» به ادبیات وارد شد؛ آثاری که بیپروا زخمهای روزمره زنان طبقهی کارگر را به صفحه آوردند: تجاوز، فقر، خشونت و دردی که هر روز تکرار میشود. با این حال، نویسنده میداند که گاهی لازم است عقب بنشیند و همه چیز را به تخیل خواننده بسپارد: «در رمان اولم، صحنه تجاوز عیناً وجود ندارد؛ تنها یک وقفه روایی است و باقی را ذهن خواننده میسازد و همین مؤثرتر از هر توصیف مستقیم است.»
بارکر نویسندگی را حرفهای عمیقاً تنها و بیپناه میداند: «ما نویسندهها همدیگر را میبینیم، اما دربارهی نوشتن کمتر صحبت میکنیم؛ بیشتر حرفها حول پول، ناشر و قرارداد است.» ارتباط با خواننده اما چیزی است که به کار معنا میدهد؛ اعتراف میکند زمانی متوجه واقعیت یافتن یک کتاب میشود که بازخورد خوانندگان را میشنود..
ibna.ir/x6zYT
@ibna_official
🔰«دیوانگی را به روش خودم تجربه کنم»؛
پیوند خاطره و تاریخ با معماری خانه
🔸در رمان «دیوانگی را به روش خودم تجربه کنم»، ایلین فینی با هوشمندی تمام، خانه را به پناهگاهی برای خاطرات و تاریخ بدل میسازد. داستان کلر اوکانر با تلاقی گذشته و حال، نشان میدهد چگونه معماری یک خانه میتواند حامل زخمها و روایتهای نسلها باشد.
🔸رمان با ترسیم بازگشت کلر به روستای آتِنری آغاز میشود و از همان ابتدا نشانههای ساختار تو در توی روایت در متن نمایان است. لایه روایت خانوادگی کلر به طور مداوم با میانپردههایی از خاطرات گذشتگان و افسانههای بومی درهم میآمیزد و خانه اوکانر، نه صرفاً یک اقامتگاه یا پسزمینه رویدادها، بلکه شخصیت اصلی و زندهای در داستان است. تواریخ محلی مانند اشارات به «تور بالی لی» (خانه ییتس)، پارک کول، و حکایتهای مربوط به حملات ارتش انگلستان، نقش پویایی در لایهگذاری معنایی اثر دارند. اما این قرار دادن تاریخ در دل روایت، صرفاً تزئینی نیست؛ بلکه ریشه هویت و رنج نسلهای مختلف خانواده اوکانر را آشکار میسازد.
🔸قوت اصلی رمان، به اجماع بیشتر منتقدان، در پیوند ظریف گذشته و حال، و خلق روایتی چندصدایی و عمیق قرار دارد؛ خصوصاً در شیوهای که نویسنده از طریق خاطرات خانوادگی، جغرافیا و روابط انسانی، معنای تداوم حافظه، درد و شفای جمعی را در یک بستر ملموس و معاصر قرار داده است.
ibna.ir/x6zRp
@ibna_official
🔰از سوی نشر نوبنیاد «فروغ ایران» منتشر شد؛
روزنوشتهای شادمان
🔸کتاب «فخرالدین شادمان، روزنوشتهای شادمان» به کوشش عباس میلانی و کیومرث قرقلو از سوی نشر فروغ ایران منتشر شد .
🔸این کتاب که یکی از نخستین نمونههای ایرانی در گونه یادداشتهای روزانه است، جلد اول از مجموعه شش جلدی روزنوشتهای سید فخرالدین شادمان است؛ همچنین نخستین کتابی است که از سوی نشر نوبنیاد «فروغ ایران» به زیور طبع آراسته شده است.
🔸این یادداشتها نه تنها دلایل پیوستن نسل نخست روشنفکران طرفدار تجدد به پروژه پهلوی و چگونگی به حاشیه رانده شدن آنها را روشن میکنند بلکه به خوبی نشان میدهند که شادمان چگونه از این نوشتهها به عنوان ابزاری برای بیان تجربیات ادبی و شخصی خود بهره میبرد. خطوط کلی زندگی پرحادثه و تأثیر گذار او به شکلی دقیق و جزئی در این دفترهای روزانه منعکس شدهاند.
ibna.ir/x6zY9
@ibna_official
🔰پدیدهای نو اما ریشهدار در طراحی کتاب؛
اسپرج؛ جایی که کتاب به بوم نقاشی بدل میشود
این لبههای رنگخورده و خیالانگیز، نهتنها جسم کتاب را به صحنه زیباییشناسی بازمیگردانند، بلکه تجربه خواندن را از نو تعریف میکنند
🔸اسپرج بیش از آنکه صرفاً مد روز باشد، بیانیهای است در ستایش «دیدن» کتاب. اینکه لبههای صفحه که معمولاً نادیده گرفته میشوند، خودشان به میدان روایت و نشانهگذاری تبدیل شوند، نوعی اعتراض خاموش به نادیده انگاری ابعاد زیباییشناسانه کتاب است. خواندن، در سنتی که اسپرج از آن الهام میگیرد، نه صرفاً عملی ذهنی، بلکه تجربهای حسی، کامل و همهجانبه است: دیدن، لمس کردن، حتی شنیدن خشخش ورقها و بوی کاغذ.
🔸اسپرج تنها یک تکنیک چاپی نیست. نوعی بیانیه زیباشناسانه است دربارهی اهمیت فرم، درباره تعلق ما به اشیای معنادار، و درباره آیندهای که شاید دوباره به لمس، نگاه و حس بها میدهد. اگر کتاب قرار است در دنیای امروز زنده بماند، باید مثل گذشته نه فقط حامل داستان، که خود روایتگر باشد حتی از حاشیه.
ibna.ir/x6zWC
@ibna_official
🔰همکاری انتشارات دانشگاه جانز هاپکینز برای آموزش هوش مصنوعی
🔸انتشارات دانشگاه جانز هاپکینز اعلام کرد که قصد دارد آثار نویسندگان خود را در اختیار شرکتهای هوش مصنوعی قرار دهد تا برای آموزش مدلهای زبانی پیشرفته مورد استفاده قرار گیرند.
🔸قرارداد نهایی هنوز نام شرکتی که مدل هوش مصنوعی را توسعه میدهد مشخص نکرده و جزئیاتی درباره مبلغ دریافتی نیز منتشر نشده است. با این حال، این قرارداد از تولید محتوای رقیب توسط هوش مصنوعی جلوگیری خواهد کرد.
🔸پیشبینی میشود که درآمد نویسندگان از این قراردادها برای هر عنوان کمتر از ۱۰۰ دلار باشد، اما پاپ تاکید کرده که مجموع این درآمد میتواند منبع قابل توجهی برای حفظ ماموریت غیرانتفاعی انتشارات باشد.
ibna.ir/x6zWT
@ibna_official
🔰گفتوگو با سیدیحیی یثربی به مناسبت بزرگداشت شیخ اشراق؛
سهروردی فاقد اندیشه سیاسی است
🔸ارسطو و ملاصدرا بس است؛ فلسفه امروزمان را داشته باشیم
پژوهش واجبترین نیاز جامعه است، علم با پژوهش به پیش میرود. غرب فهمیده که ارسطو نقص دارد، نقص را رفع کرده و فیزیک جدید نیوتن را ایجاد کرده است.
🔸 «حکمتالاشراق» همان فلسفه ابنسینا است با اندکی اختلاف. سهروردی عارف صوفی هم بود مثل بسیاری از صوفیان دیگر. او مخالف تقلید بود و نصحیت میکرد که علم با مالدوستی جمع نمیشود.
🔸سهروردی راه ویژهای ندارد. همان مسیر ابنسینا است که سهروردی اصطلاحات آن را تغییر داده است. مثلاً ابنسینا میگوید «واجب و ممکن»، سهروردی میگوید «غنی و فقیر».
🔸سهروردی فاقد اندیشه سیاسی است. به باور او، هرکس که در عرفان جایگاه دارد و سرآمد است، تنها اوست که حق حکومت دارد. به خاطر همین عقایدش هم محاکمه شد، چون ادعا میکردند منظور خودش بوده و دنبال حکومت است.
🔸امروز پژوهش مشکل بزرگ ماست، چون راه آن را بلد نیستیم و با وجود بودجههای اختصاص یافته، نه وزارتخانه و نه حوزه آن را مدیریت میکنند. در این میان، هیچ کار علمی هم انجام نشده که تحولی در فکر و فرهنگ جامعه ما ایجاد کند. تنها با الفاظ و مفاهیم بازی کردهایم، میگویند «علیت در نظر ابنسینا و غزالی». این دو مورد پیشتر تحقیق شده و نیازی به کار جدید ندارد.
ibna.ir/x6zZN
@ibna_official
🔰کارنامه ادبی رضا جولایی در گفتوگوی ایبنا با مشیت علایی؛
جولایی فقط داستان مینویسد، بیآنکه بخواهد چهره شود
🔸مشیت علایی، منتقد ادبی، گفت: آقای جولایی هیچوقت اهل فعالیت رسانهای و ژورنالیستی نبوده. حتی در زمانهایی که آثارش بسیار مورد توجه قرار میگرفتند، خودش در حاشیه میماند. جولایی صرفاً نویسنده است؛ فقط داستان مینویسد، بیآنکه بخواهد چهره شود.
🔸ویژگی مهم آثار جولایی، در کنار پرداخت هنرمندانه و نثر غنی، نگاه عمیق او به قدرت، فساد، و ساختارهای فرسودهی اجتماعی در بستر تاریخ است. او بهخوبی نشان میدهد که چگونه اشرافیت، استبداد، خفقان و مناسبات طبقاتی، نهتنها ساختار اجتماعی را تحتتأثیر قرار میدهند، بلکه روان و اخلاق فردی را نیز شکل میدهند یا ویران میسازند. از همین روست که گرچه زمینه داستانها اغلب تاریخیست، اما مفاهیم آنها به دوره تاریخی و زمان و مکان و جغرافیای خاصی محدود نیست.
🔸نوشتههای او شاعرانهاند، اما سبک او آنقدر متمایز نیست که بتوان آن را شاخص نامید. نثرش از ویژگیهای سبکهای آسیایی بهره دارد، با زبانی دورانی و تاریخی، اما در عین حال چیزی نیست که بگوییم منحصر به فرد است. این البته به معنای ضعف کار او نیست؛ اتفاقاً او تسلط چشمگیری بر زبان فارسی دارد و از تعابیر و واژگان فارسی بهخوبی بهره میبرد.
🔸آقای جولایی را میتوان در رده نویسندگان داستان تاریخی قرار داد. مثل نویسندگان بزرگی که در رماننویسی تاریخی شهرت دارند. او بیشتر روایتگر تاریخ است، اما با زاویه دیدی تحلیلی.
ibna.ir/x6B23
@ibna_official
🔰گفتوگوی ایبنا با محمدرضا ترکتتاری، مترجم «چشم عکاس»؛
جان سارکوفسکی معمارِ گفتمانِ امروزِ عکاسی هنری است
🔸محمدرضا ترکتتاری، مترجم کتاب «چشم عکاس» معتقد است جان سارکوفسکی نه فقط مورخ و مدیر موزه، بلکه معمار گفتمان امروز عکاسی هنری است؛ او مرجعِ معیار «نگاه عکاسانه» است و آثار و اندیشههایش هنوز ستون بحثهای نظری و آموزشی عکاسی محسوب میشود.
🔸سارکوفسکی معرف عکاسانی بود که در دوره خودشان پیشرو و امروز کلاسیک شمرده میشوند. عکاسان بنامی مثل فریدلندر، دایان آربس، وینوگراند و بسیاری دیگر که در آن زمان عکاسانی گمنام و جوان بودند به همت سارکوفسکی آثارشان دیده شد و عکاسان مشهورتری مثل رابرت فرانک، واکر اوانز و بسیاری دیگر هم با نمایشگاهها و کتابهای سارکوفسکی به جایگاهی که شایستگیاش را داشتند رسیدند.
🔸در عکاسی، اندیشه و جهانبینی و فرم و تکنیک، به شکل جدانشدنیای به هم آمیختهاند؛ اندیشه و جهانبینی عکاس نقطه آغاز و موتور محرکِ عکسِ خوب است ولی این اندیشه، بدون تحقق در فرم و تکنیک، راه به جایی نمیبرد. در عکس خوب، تکنیک و فرم و جهانبینی از هم تفکیک پذیر نیستند؛ هیچ عکاس بزرگی به صرف تکنیک یا صرف اندیشه جاودان نشده.
🔸سارکوفسکی در این باره میگوید: «عکس خوب هرگز فقط بهخاطر دقت فنی یا زیبایی فرم ماندگار نمیشود. هر قاب، روایتی از نگاه، از «شیوه دیدن» عکاس است.» اگر فقط تکنیک باشد، عکس میشود نمایشگاه مهارت، یعنی پوچ و بیروح و اگر فقط ایده و اندیشه باشد، اما نتواند فرم مناسبی پیدا کند، میشود شعار یا ادعا؛ و نه هنر.
ibna.ir/x6zYb
@ibna_official
🔰«سرمایهداری؛ یک تاریخ مختصر» در گفتوگو با مهشید کریمایی مترجم؛
موتور آزادی فردی یا عامل نابرابری ساختاری
🔸مهشید کریمایی گفت: سرمایهداری مفهومی چندوجهی است. در گفتمانهای نئولیبرال، با بار معنایی مثبت و به مثابه موتور رشد و آزادی فردی معرفی میشود. در مقابل، در گفتمانهای عدالتمحور و زیستمحیطی، سرمایهداری در حکم عامل نابرابری، بحرانهای مالی و تخریب منابع طبیعی مورد انتقاد قرار میگیرد.
🔸سرمایهداری در طول زمان و در مناطق مختلف به اشکال گوناگونی ظاهر شده است. این تنوع نه تنها تاریخی، بلکه ساختاری نیز هست. به طور کلی، نویسنده از پنج نوع اصلی سرمایهداری نام برده است: سرمایهداری تجاری که مبتنی است بر مبادله کالا، تجارت بینالمللی، بانکداری و شرکتهای سهامی طی قرون ۱۶ تا ١٨. سرمایهداری صنعتی قرن نوزدهم که مبتنی است بر تولید انبوه، کارخانهها و نیروی کار مزدی. سرمایهداری مالی که از قرن بیستم به بعد بر سرمایهگذاری، بازارهای مالی، بورس و بانکهای بزرگ و سرمایهگذار تمرکز دارد. سرمایهداری نئولیبرال که بر بازار آزاد، خصوصیسازی و کاهش نقش دولت تاکید دارد. سرمایهداری آگاهانه که از قرن بیستم مطرح شده و تلاشی است برای ترکیب سودآوری با مسئولیت اجتماعی و اخلاقی.
🔸نقد چب به سرمایهداری همچنان پابرجاست، اما تمرکز آن تا حدودی تغییر یافته است. در گذشته، تمرکز بر استثمار طبقه کارگر، از خود بیگانگی نیروی کار و نابرابری ساختاری بود. امروزه، نقدها بیشتر بر بحرانهای زیست محیطی، نابرابری درآمدی و بی مسئولیتی ساختاریافته در بخش مالی متمرکزند.
ibna.ir/x6zQx
@ibna_official