🔰درباره کتاب«اقتصاد از دیدگاه انسانی» اثر محمد طبیبیان؛
جستوجوی عدالت، رفاه و کرامت
هیچ دانشی بهاندازه اقتصاد به ساخت آینده انسان یاری نرسانده
🔸️نگاهی اجمالی به اثر طبیبیان نشان میدهد اقتصاد آنگونهکه در این کتاب روایت شده تنها زبان اعداد و نمودارها نیست، بلکه بهقول «قصهای است از آرزوهای انسان، از جستوجوی او برای عدالت، رفاه و کرامت».
🔸️طبیبیان در این کتاب، کینز و رکود بزرگ را نیز در سه فصل تحلیل کرده است. آقای کینز و کلاسیکها، نظام نظری کینز، نظریه ناکافی بودن مصرف، تعارض امساک، ضریب فزاینده مالی، ضریب فزاینده در بودجه متعادل، و ساختار اقتصاد از دیدگاه کینیز در این کتاب بررسی شده است. به این فهرست میتوان افزود، مواردی همچون وجه تحلیلی الگوی کینز، تعادلبخشی پولی در الگوی کلان کینز، و الگوهای کاربردی کلان. طبیبیان، فصلی را نیز به «جابهجایی تاریخی در دیدمان اقتصاد و سیاست اقتصادی کلان» اختصاص داده است که در آن، میلتون فریدمن پیش روی خواننده قرار میگیرد. بررسی تاریخ پول، نهادهای پولی و آموزههای آن، قاعده تیلور، دو نتیجه پایا از نظریه فریدمن و نظایر آن از دیگر بخشهای فصل دوم کتاب است.
🔸️از نگاه مولف، اقتصاد از دل فلسفه و اخلاق برآمد، از حقوق طبیعی الهام گرفت و همراه با دگرگونی اندیشههای سیاسی و اجتماعی، مسیر خود را یافت. بهنوشته طبیبیان «این سفر تاریخی را از سوداگری و فیزیوکراسی آغاز کردیم، از نگاه ژرف کلاسیکها گذشتیم، از شور و شوق مارکس و نقدهای او شنیدیم و با نئوکلاسیکها و مطلوبیتگراها در اندیشه قانون و رفاه عمومی همراه شدیم. در قرن بیستم، کینز در دل بحران، با شهامت ندای مدیریت تقاضا را سر داد و پس از او فریدمن و همفکرانش در هیاهوی رکود تورمی، اهمیت پول و انتظارات را برجسته کردند». مخلص کلام آنکه، هر یک از این اندیشمندان همچون فانوسی در میانه طوفان، راهی تازه پیش پای بشر گشودند، اما در همه این تحولات، یک حقیقت ثابت مانده است: «اقتصاد دانشی است در خدمت انسان.» بهباور مولف، این دانش با نگاهی سختگیر به واقعیتهایی همچون محدودیت منابع، کاستیهای فردی و نهادی، و توان خلاقیتهای فناورانه نظر دارد، اما در بنیاد خود زاده دغدغه بهروزی انسانهاست.
ibna.ir/x6Hh2
@ibna_official
🔰مروری بر «جایگاه زن در تاریخ ایران» اثر شیرین بیانی؛
بانی و پاسدار فرهنگ و تمدن
🔸شیرین بیانی، استاد تاریخ ایران نوشت: «زن به نوعی از سویی بانی و از سوی دیگر پاسدار فرهنگ و تمدن اولیه بوده که به نسلهای بعدی منتقل شده است.»
🔸در تاریخ و فرهنگ ایرانزمین، زنان همواره حضوری پررنگ و نقشی درخشان داشتهاند. نگاهی به یادگارهای برجای مانده از ادوار گوناگون، همچون کتیبهها، سفالینهها، نگارهها و کتابهای کهن نشان میدهد که زنان در پهنه جامعه، بهویژه در عرصههای فرهنگ و تمدن بسیار نقشآفرین بودهاند.
🔸این تاریخنگار برجسته، پژوهشگر و استاد ممتاز دانشگاه تهران در کتاب «جایگاه زن در تاریخ ایران»، جایگاه زنان را در تاریخ ایران عمیقا مورد بررسی قرار داده است.
🔸این استاد برجسته دانشگاه تهران در شرح جایگاه زن در آغاز دوران آریایی به ظهور زردشت پیامبر اشاره میکند و هوتوسا(آتوسا) همسر کیگشتاسب را اولین کس و اولین زنی میداند که به دین او گروید. در ادامه به اسپندارمذ اشاره میکند و در شرح سپندارمذ مینویسد: «زردشت در گاتها هجده بار از سپندارمذ یاد میکند: «در پرتو خرد پاک مرا با عشق و مهربانی جهانی بیارای که خواهیم دید این پدیده چیست؟ سپندارمذ کارهای بهشتی را نیز عهدهدار است و زردشت از او میخواهد که «در روز رستاخیز در آمرزیدن او و پسرانش، وی را یاری دهد و فرمانروایان خوب را روی زمین یاری دهد.»
🔸در ادامه به زن از دیدگاه مولانا جلالالدین و تصوف و عرفان میپردازد: «مولانا از نیروی جوشان زنان که در پرده مانده و به هدر میرفت، به خوبی آگاه بود؛ زیرا در نظر وی زن و مرد تفاوتی با یکدیگر نداشتند و میبایست هر دو را تحت تعلیم و تربیت گرفت و همه را با هم به سوی جامعه آرمانی خود که همانا رسیدن به کمال و در نتیجه خوشبختی بود، سوق داد و «از اکسیر لدنی بر مس وجود ایشان نثار کرد تا کیمیا شوند و آنگاه جهان دگرگون گردد.» با این طرز تفکر، زنان به دنیای بهشتی وی راه یافتند.»
ibna.ir/x6HHm
@ibna_official
🔰گفتوگو با «مهراب رجبی»، البرزپژوه؛
«کرج شناسی»؛ از تاریخ و جاینامها تا هویت یک شهر
🔸مهراب رجبی، پژوهشگر و البرزپژوه همزمان با انتشار کتاب کرجشناسی، از روند شکلگیری این اثر و نگاه خود به تاریخ، فرهنگ، جغرافیا و جاینامهای کرج سخن گفت. کتابی که به گفته او تلاشی برای بازخوانی هویت شهری است که شناخت آن میتواند به درک دقیقتر تاریخ و فرهنگ ایران کمک کند.
🔸این نگاه که کرج سالها زیر سایه تهران قرار داشته، تا اندازهای درست است، اما لزوماً امر مذمومی نیست. مهم آن است که کرج با تکیه بر پیشینه تاریخی و فرهنگی خود، جایگاه مستقلش را بیش از پیش تثبیت کند و خود نیز صاحب سایه باشد؛ چنانکه گفتهاند: «آیا شنیدهای که سایه عنقا مبارک است».
🔸مخاطب کتاب را هم پژوهشگران میدانم و هم شهروندان علاقهمند؛ زیرا معتقدم هر دو گروه در شناخت تاریخ و هویت شهر نقش دارند. چنانکه مولانا میگوید: «تشنگان گر آب جویند در جهان/آب هم جوید به عالم تشنگان». کرج از نظر سطح سواد، دانشگاه و جمعیت فرهیخته جایگاه ممتازی دارد، اما در عین حال آثار فرهنگی نباید به دام عوامزدگی بیفتند. طی دو دهه گذشته، میان من و مخاطبان آثارم نوعی تعامل و شناخت متقابل شکل گرفته و همین ارتباط به ایجاد تعادل میان زبان علمی و نثر عمومی کمک کرده است.
🔸مهمترین پیام این کتاب، ضرورت شناخت است؛ شناخت کرج، مقدمهای برای ایرانشناسی است. هر اندازه شناخت ما از گذشته، فرهنگ و هویت این سرزمین عمیقتر باشد، تصمیمگیری برای آینده نیز دقیقتر و مسئولانهتر خواهد بود.
ibna.ir/x6HZz
@ibna_official
🔰نگاهی به فیلم «کارآگاهان گوسفند»؛
از رمانی پرفروش تا فیلمی که همه را غافلگیر کرد
🔸وقتی هیچکاک یکی از بهترین فیلمهای خود را با محوریت و نام «پرندگان» ساخت، شاید هیچگاه فکر نمیکرد دنیای انسان و حیوان در پرده سینما تا این حد مخاطب را مجذوب خود کند.
🔸این بازنمایی در نوع بهرهگیری از تواناییهای حیوانات در رفع نیازهای انسانی رو به تکامل گذارده و با استفادههای متعدد، حیوانات حالا و به مرور روند و شکل اهلی کردنشان در سیر تاریخ متحول شده است. از توانایی بیان واژگانی تا تجسس و زندهیابی در عملیاتهای نجات و خبر رسانی و ... گسترده شده است. سینما این روند سلسله مراتبی اهلی کردن را از نظر دور نداشته است.
🔸به نوعی همراه با کشاورزی، اهلی کردن حیوانات به مثابه ضابطه گذر جوامع انسانی به حال کنونیشان ارزیابی شده و بنابراین به یکی از نکات مهم مطالعه انسان بدل میشود.
🔸این مطالعه اما در زبان سرخوشانه و پر از فضای فیلم بالدا مرزهای باورپذیری را رد کرده اما اتفاقا به همین دلیل سرگرمکننده است. فیلمی که در آن گوسفندان، حرف میزنند، مظنونین را زیر نظر دارند، کتاب معرفی و قرض میدهند و عجیب اینکه تمام این افعال در بستر فضای فانتزی فیلم می نشیند. بیرون نمیزند و به خوبی کار میکند.
ibna.ir/x6HMn
@ibna_official
🔰گفتوگوی ایبنا با نمایشنامهنویس قزوینی؛
نمایشنامهنویسی در قزوین در سایه فقدان حمایت و کمبود آموزش
🔸حامد مکملی کارگردان تئاتر و نمایشنامهنویس قزوینی گفت: نمایشنامهنویسی تئاتر با وجود اهمیت بالایی که دارد کمتر مورد توجه قرار میگیرد.
🔸با توجه به اینکه این حوزه از نظر اقتصادی چندان قادر به تأمین معیشت فعالان خود نیست، در میان شاخههای مختلف هنری، بهویژه تئاتر و تصویر، بخش نمایشنامهنویسی و نویسندگی با وجود اهمیت بالایش کمتر مورد توجه قرار میگیرد. در حالی که دستکم میتوان گفت یکی از ارکان اصلی تولید یک اثر نمایشی یا تصویری، متن آن یعنی نمایشنامه یا فیلمنامه است. با این حال، به اندازه اهمیتش مورد توجه قرار نمیگیرد؛ چه از سوی گروههای اجرایی و چه از سوی نهادها و بخشهای حمایتی و تصمیمگیر که باید این چرخه را پشتیبانی کنند.
🔸وقتی آموزش نباشد، طبیعی است که نتیجه هم مطلوب نخواهد بود. بارها با جوانان و نوجوانانی مواجه شدهام که آثارشان را برایم میفرستند؛ در میان آنها استعدادهای قابل توجهی دیده میشود، اما به دلیل نبود حمایت، آموزش و پرورش درست، بسیاری از این استعدادها یا از بین میروند، یا دلسرد میشوند و کنار میکشند، یا به حوزههای دیگر هنری و حتی مشاغل غیرهنری روی میآورند. این یکی از دلایل مهمی است که چرا نمایشنامهنویسی در کشور ما و حتی در استان ما رشد قابل توجهی ندارد. البته این موضوع فقط به نمایشنامهنویسی محدود نیست؛ اساساً هنر در کشور ما آن طور که باید جدی گرفته نمیشود و کمتر به عنوان یک شغل و حرفه پایدار به آن نگاه میشود.
ibna.ir/x6HsL
@ibna_official
🔰نگاهی به «دره دراز» مجموعه داستان کوتاه از جان استاینبک؛
درخشش زندگیهای کوچک در اقلیم سالیناس
🔸اقلیم اصلی داستانهای «دره دراز» دره سالیناس و حوالی مونتری است؛ جایی با مزرعهها، کارگران فصلی، خانههای روستایی و آدمهایی که در ظاهر سادهاند، اما در درون، صحنه نبردی خاموشاند.
🔸واکنشهای اولیه به این مجموعه، آمیزهای از تحسین و تردید بود. برخی منتقدان آن را نه «ژرف» و نه «بزرگ» دانستند و حتی گاه به احساساتیبودن بعضی داستانها خرده گرفتند. با این حال، همان منتقدان نیز به «صراحت تأثیرِ» نثر او اذعان داشتند: کیفیتی که باعث میشود داستانها، هرچند درباره زندگیهای کوچک باشند، با درخششی زنده در ذهن بمانند. خوانندگان اما نظر دیگری داشتند؛ کتاب ماهها در فهرست پرفروشها ماند، اتفاقی کمسابقه برای یک مجموعهداستان. شاید دلیلش این بود که استاینبک بیآنکه ادعای نظریهپردازی داشته باشد، انسان را در عریانترین شکلش روایت میکرد.
🔸«دره دراز» دامنه عاطفی گستردهای را در بر میگیرد: از ترس و خشونت تا طنز و شفقت؛ از سیاست تا جنسیت؛ از لحظههای بیادعا تا بحرانهای حاد. شاید همه داستانها به یک اندازه موفق نباشند و برخیشان برای خواننده امروز چالشبرانگیز جلوه کنند، اما مجموعه نشان میدهد که استاینبک بیش از آنچه گمان میرفت، دامنهای وسیع و مهارتی پخته دارد. او به دنبال اثبات ایدهای خاص نیست؛ درباره انسان مینویسد، زیبا یا مشمئزکننده، چنان که هست. همدلی عمیق او با آدمها، و تواناییاش در فشردهکردن یک جهان در چند صفحه، دلیل ماندگاری این کتاب است. «دره دراز» ثابت میکند که زندگیهای کوچک، اگر درست دیده شوند، میتوانند به اندازه هر حماسهای درخشان باشند.
ibna.ir/x6HVB
@ibna_official
🔰با شعار «مطالعه جهان، میراث فرهنگی و سفرهای لذتبخش»
آغاز به کار سیوششمین نمایشگاه کتاب هنگکنگ با تمرکز بر ادبیات جهان
🔸ادبیات جهان، گفتوگوی فرهنگی و ترویج کتابخوانی محورهای اصلی سیوششمین نمایشگاه کتاب هنگکنگ است؛ رویدادی که امسال با حضور صدها ناشر و برگزاری بیش از ۶۰۰ برنامه فرهنگی، مخاطبان را با فرهنگ و ادبیات کشورهای مختلف آشنا میکند.
🔸یکی از محورهای مورد توجه نمایشگاه امسال، ترویج مطالعه در میان کودکان و نوجوانان در شرایطی است که استفاده روزافزون از تلفنهای همراه و ابزارهای دیجیتال، زمان مطالعه نسل جوان را کاهش داده است. تنوع کتابهای کودک و نوجوان، برگزاری کارگاههای آموزشی و برنامههای تعاملی از جمله اقداماتی است که برای ترغیب خانوادهها به مطالعه در نظر گرفته شده است
ibna.ir/x6HZC
@ibna_official
🔰روایتی از پنج قرن ادبیات؛
قهرمانمرعش؛ شهری که پنج قرن با شعر و ادبیات زیسته است
🔸بسیاری از شهرهای تاریخی جهان با کاخها، قلعهها یا بناهای باستانیشان شناخته میشوند؛ اما قهرمانمرعش در جنوب ترکیه هویت خود را بیش از هر چیز در شعر، ادبیات و روایتهای شفاهی جستوجو کرده است. شهری که اکنون به عنوان نخستین و تنها «شهر خلاق ادبیات» ترکیه در شبکه شهرهای خلاق یونسکو شناخته میشود، پیشینهای نزدیک به پنج قرن در پرورش شاعران، نویسندگان و اندیشمندان دارد.
🔸پژوهشگران ادبیات معتقدند هویت فرهنگی این شهر بر چهار پایه استوار است؛ سنت عرفانی، فرهنگ عاشیقها و روایتهای شفاهی، میراث فکری و اندیشهورزی و در نهایت ادبیات معاصر ترکیه. پیوند این چهار جریان، قهرمانمرعش را از قرن شانزدهم میلادی تاکنون به یکی از مهمترین کانونهای ادبی جهان ترک تبدیل کرده است.
🔸یکی از ویژگیهای منحصربهفرد این شهر، همزیستی سنت شفاهی و ادبیات مکتوب است. در حالی که در بسیاری از فرهنگها این دو مسیر جدا از یکدیگر رشد کردهاند، در قهرمانمرعش، موسیقی عاشیقی و شعر مکتوب در کنار هم شکل گرفتهاند و «ساز» و قلم نویسنده از یک ریشه فرهنگی مشترک تغذیه کردهاند.
🔸️در این شهر حتی جملهای مشهور وجود دارد که میگوید: «هر خانه، یک شاعر پرورش میدهد.» جملهای که بیش از آنکه اغراقآمیز باشد، بازتاب جایگاه زبان و ادبیات در زندگی روزمره مردم قهرمانمرعش است
ibna.ir/x6HYQ
@ibna_official
🔰مدیر انتشارات قایق در گفتوگو با ایبنا مطرح کرد؛
کتابخوانی با گفتوگو جان میگیرد
🔸مدیر انتشارات قایق معتقد است، باشگاههای کتابخوانی در سالهای اخیر توانستهاند مخاطبان تازهای را به کتابفروشیها جذب کنند اما ادامه این مسیر بدون مدیریت تخصصی، انتخاب درست کتاب و بهبود شرایط اقتصادی دشوار است.
🔸افراد به دنبال این هستند که از طریق کتاب، شناخت بیشتری نسبت به خود، جامعه و اتفاقات پیرامونشان پیدا کنند. وقتی فردی وارد یک کتابفروشی میشود و میبیند در آنجا باشگاه کتابخوانی فعالی وجود دارد و نشستهایی درباره همین موضوعات برگزار میشود، طبیعی است که برای حضور در این برنامهها علاقهمند شود.
🔸 یکی از مهمترین دستاورد باشگاه کتابخوانی فقط این نیست که اعضای آن کتابهای بیشتری بخوانند، ابلکه باید احساس کنند به جمع فرهنگی تعلق دارند. بسیاری از افراد در زندگی روزمره فرصت گفتوگو درباره کتاب، اندیشه و دغدغههای فکری خود را پیدا نمیکنند. باشگاه کتابخوانی این امکان را فراهم میکند که انسانها با وجود تفاوت سلیقه و دیدگاه، کنار یکدیگر بنشینند، صحبت کنند، از هم یاد بگیرند و به مرور یک جامعه کوچک فرهنگی شکل بگیرد. اگر این حس تعلق ایجاد شود، اعضا حتی فراتر از یک جلسه یا یک کتاب، ارتباط خود را با کتابفروشی و با یکدیگر حفظ خواهند کرد.
🔸باشگاههای کتابخوانی در سالهای اخیر، نقش مهمی در معرفی کتاب و تقویت جریان کتابخوانی داشتهاند، ادامه داد: البته در کنار این فرصتها، چالشهایی نیز وجود دارد. یکی از مهمترین مشکلات این است که هنوز تعداد افرادی که بتوانند کتابهای مناسب را انتخاب کنند و جلسات کتابخوانی را به شکل حرفهای مدیریت کنند، محدود است. برگزاری یک باشگاه کتابخوانی تنها به جمع شدن چند نفر و معرفی یک کتاب خلاصه نمیشود.
ibna.ir/x6HTc
@ibna_official
🔰حمید قلیپور در تشریح ویژگیهای فلسفه در روسیه؛
فلسفه در اسارت
🔸کاربست ایدههای فلسفی در واقعیت اجتماعی از خصیصههای مهم فلسفه روسی است
🔸قلیپور معتقد است: امروزه متأسفانه در سراسر جهان فلسفه به اسارت درآمده و این اسارت به نفع نظم موجود یعنی سرمایهداری است که محصول تصمیم کاملاً سیاسی است. برخلاف شعارهای موجود در ایدئولوژی سرمایهدارانه و لیبرالی اعم از آزادی و برابری، بر این باورم که تکصدایی و عدمتنوع از مشخصههای فلسفه و بهطور کلی زندگی بشر در نظم سرمایهداری است. گویی فلسفه را درون آکادمیها حبس کردهاند، چشمانش را بستهاند تا واقعیت اجتماعی را نبیند و نتواند آن را تغییر دهد.
🔸️جایگاه فلسفه در روسیه صرفاً محدود به آن نوع نظرورزی نمیشود که تنها پیرامون امور انتزاعی است و امتداد اجتماعی ندارد. با مطالعه تاریخ سرگذشت آن، به نظر میرسد این فلسفه همواره در تلاش است تا شکاف میان نظر و عمل را تا جای ممکن به حداقل برساند. از رهگذر پر کردن چنین شکافی، ایدههای خود را میآزماید و پیشروی میکند. کاربست ایدههای فلسفی در واقعیت اجتماعی یکی از خصیصههای مهم فلسفه روسی است که به احتمال زیاد ریشه در سنتهای روسیه بهویژه مسیحیت ارتدوکس دارد. همین خصیصه سبب شده تا ایدههای فلسفی بیشتر رنگ و بوی اجتماعی به خود بگیرد و فیلسوفانی استاندارد آنطورکه در فلسفه غرب سراغ داریم نظیر کانت، هگل و ... پرورش پیدا نکنند.
🔸چرنیشفسکی که از فیلسوفان بزرگ روسی است، راه هرتسن را تکامل بخشید. آثار او به قدری ارزشمند است که مارکس برای مطالعه آنها شروع به یادگیری زبان روسی کرد. چرنیشفسکی بر این باور بود که ملتهای عقبمانده در توسعه اجتماعی میتوانند با تأثیرپذیری از ملتهای توسعهیافته مراحل میانجی را طی نکنند و در عوض حرکت جهشواری داشته باشند. مطابق با دیدگاه او، روسیه این امکان را دارد که از مالکیت اشتراکی زمین مستقیماً به سوسیالیسم جهش کند و مرحله میانی کاپیتالیسم را بدون تجربه از سر بگذراند. نارودنیکها برای رسیدن به آیندهای سوسیالیستی در روسیه بر نقش تعیینکننده دهقانها و کمون روستایی تماماً تأکید داشتند. همین تأکید باعث شد که در اواخر قرن نوزدهم، پیشبینیهایشان نقش بر آب شود، چراکه کمون روستایی نیز در نظم کاپیتالیستی ادغام شد و دهقانها غالبا به دنبال مالکیت خصوصی بودند.
🔸گویی فلسفه را درون آکادمیها حبس کردهاند، چشمانش را بستهاند تا واقعیت اجتماعی را نبیند و نتواند آن را تغییر دهد. به همین دلیل، موضوعات مورد مطالعه در این دیسیپلین (بهویژه در فلسفه تحلیلی) غالباً محدود به معرفتشناسی و آن دسته از موضوعات بیفایده اخلاقی شده که بیشتر شبیه بازی زبانی است، تا یک فعالیت علمی واقعی! معتقدم فلسفه به دور از واقعیت اجتماعی و فهم آن نمیتواند چیزی جز بیهودهگویی باشد. در چنین حالتی، صرفاً اصطلاحات قلمبهسلمبه بیفایده ابداع میشود و عدهای بهزعم خودشان در حال فلسفهورزی هستند، حالآنکه اندک ثمری در ابداعاتشان نیست. خب بسیار واضح است که در چنین وضعیتی انتظار از فلسفهورزی متفاوت مضحک است. فلسفهورزی مادامکه آزاد نباشد، به این معنا که سیاسی نشود و با مسائل اجتماعی نقادانه رویارویی نکند، تکصدا و منفعل میماند و از خلاقیت سهمی نخواهد برد. روسیه نیز از این وضعیت مستثنا نیست. با اینحال، میتوان به این دلیل که میراث مارکسیستی از گذشته در آن موجود است، به کورسوی امیدی برای تنوع قائل شد، هرچند صدای متفاوت امروزه بسیار کم است.
ibna.ir/x6HYR
@ibna_official
گزارش ایبنا از مشهد؛
پیرمردی که با کتابها نفس میکشد
🔸️در میان هیاهو و زندگی پرشتاب شهرنشینی، کتابفروشی حسینی در خیابان دکتر شیخ، ۴۱ سال است که به پناهگاهی برای عاشقان کتاب تبدیل شده است. پشت این قفسههای پر از کتاب، پیرمردی ۸۷ ساله به نام یدالله حسینی، دبیر بازنشسته تاریخ، با لبخندی گرم و روحیهای سرشار از عشق به دانش و آگاهی، هر روز با مشتریانش در مورد کتابها و قصههایشان حرف میزند.
🔸️زیرزمین خانهام پر از کتاب است، در خانهام در گلمکان هم کتابخانهای با حدود ۱۰۰ جلد کتاب دارم، روی تراسِ باغام در گلمکان هم حدود ۱۰۰ جلد کتاب دارم. روی تختم در خانه هم پر از کتاب است. با کتاب زندگی میکنم، با کتاب میخوابم و قبل از خواب هم در ذهنم کتابها و مسائل مهمی که خواندهام را مرور میکنم. تمام زندگیام کتاب است.
🔸️ من به خاطر همین کتابها زنده هستم، با دیدن این کتابها روحیه میگیرم، ۸۷ سالم است اما هر روز برای این کتابها به این کتابفروشی میآیم.
🔸️ مردم در سالهای اخیر نسبت به دهه ۶۰ بیشتر به کتابخوانی و مطالعه علاقهمند شدهاند. خوانندگان کتاب به شرطِ اینکه کتابِ بابِ طبعشان را پیدا کنند، بیشتر شدهاند. مردم هر کتابی را نمیخوانند به عنوان نمونه تاریخ را دوست دارند، مخصوصا تاریخ ادیان. اما در ابتدای آغاز به کارم، مردم به اندازه امروز به کتاب علاقه نداشتند
ibna.ir/x6HcL
@ibna_official
🔰گفتنیهای داریوش مودبیان از اسلامیر مروژک و آثارش؛
مروژک با تمثیل، سازوکار استبداد را افشا میکرد
🔸داریوش مودبیان نویسندگی اسلاومیر مروژک را منحصربهفرد و غیرقابل تقلید دانست و طنز او را جهانشمول توصیف کرد که با چرخشی مدام میان خنده و اندیشه، باعث شده است آثار این نویسنده همچنان تازگی خود را حفظ کنند و تاریخ مصرف نداشته باشند.
🔸اولین بار برای جشن هنر شیراز در سال ۱۳۴۹ به ایران آمده بود. البته آشنایی ما با آثار او به سالها قبل برمیگردد. در ایران نخستین بار در سال ۱۳۴۵، از طریق ترجمههای فخری گلستان از مجموعه داستان «فیل» با آثارش آشنا شدیم که در انتشارات روزن منتشر شد. بعد از آن ایرج زهری پس از بازگشت به ایران در سال ۱۳۴۷، تعدادی از نمایشنامههای کوتاه او را ترجمه کرد.
🔸️مروژک برای بازتاب مستقیم زندگی روزمره مردم کوچه و بازار نمینوشت، بلکه بیشتر به بررسی موقعیتهای استثنایی انسانها میپرداخت. شخصیتهای آثارش عمدتا کهنالگو یا آرکیتایپ هستند؛ به همین دلیل مخصوصا در آثار اولیهاش شخصیتها معمولا نامهای فردی و مشخص ندارند و با عنوانهایی مانند مرد، مرد اول، فروشنده، سفیرکبیر و... شناخته میشوند. این شخصیتها بیش از آنکه افراد مشخصی باشند، الگوها و نمادهایی تمثیلیاند.
🔸️مروژک عناصر برگرفته از جامعه را دگرگون میکند، به آنها نیرویی درونی و تمثیلی میبخشد و شخصیتهایش را در موقعیتهایی خاص قرار میدهد. این موقعیتهای به ظاهر استثنایی، بهتدریج به موقعیتهایی جهانشمول تبدیل میشوند.
🔸مروژک پس از چخوف یکی از پراجراترین نمایشنامهنویسان معاصر در ایران، دستکم در ۵۰ سال اخیر بوده است. البته این استقبال تا حد زیادی مرهون تلاش مترجمان بهویژه زندهیاد ایرج زهری است که نقش بسیار مهمی در معرفی مروژک به تئاتر ایران و مخاطبان ایرانی داشت.
ibna.ir/x6HSC
@ibna_official