🔰روایت ایبنا از کتابفروشیهای محلی - ۳۳
حافظ؛ غزلسرای کتاب محله تهراننو
🔸پیرمرد دوباره پشت پیشخوان برمیگردد؛ به همان جایی که سالها از عمرش را در میان کتابها و آدمها گذرانده است و حالا در آستانه ۸۰سالگی، هنوز آخرین کسی است که شبها کرکره کتابفروشی را پایین میکشد.
🔸آنجا، میان بوی کاغذ و ردیف کتابهایی که هرکدام قصهای در سینه دارند، جهانگیری بیشتر شبیه صاحبخانهای است که به دیدار همخانهایهای قدیمیاش آمده باشد. خنده از صورتش دور نمیشود و کلامش گرم و بیتکلف است. کافی است سر صحبت باز شود؛ آنوقت خاطره پشت خاطره از راه میرسد و نام کتابها و نویسندگان در گفتوگو جان میگیرد.
🔸همصحبتی با او، که سالها تجربه از دنیای کتاب در کولهبار دارد، حظی وافر است؛ سفری کوتاه میان خاطرهها، کتابها و روزگاری که کتابفروشی فقط محل خریدن کتاب نبود، پاتوقی بود برای دیدن، شنیدن و کمی بیشتر فهمیدن.
🔸کتاب را بیحساب و کتاب به قفسهها نمیسپرد. پیش از هر خرید، گوشش به حرف مردم بود؛ به جوانهایی که دنبال کتابی تازه میگشتند و خانوادههایی که هرکدام ذائقه و علاقهای داشتند. جهانگیری از دل همین همصحبتیها میفهمید چه کتابی باید به «حافظ» راه پیدا کند.
🔸در میان همه این خاطرهها، رؤیایی قدیمی هنوز رنگ نباخته است؛ رؤیای داشتن کتابفروشی بزرگ و چندطبقهای با قفسههای بلند و کتابهای رنگارنگ و خواندنی. جهانگیری میگوید: «هر وقت به خارج از کشور میرفتم، خودم را به حضور در نمایشگاهها محدود نمیکردم و حتماً به کتابفروشیها هم سر میزدم. کتابفروشیهای بزرگ و گستردهای میدیدم. یادم میآید در ژاپن به کتابفروشی هفتطبقهای رفتم که جذابیت زیادی داشت. همان زمان با خودم گفتم کاش شرایطی پیش بیاید که من هم یک کتابفروشی بزرگ و چندطبقه تاسیس کنم.»
ibna.ir/x6HYg
@ibna_official
🔰احسان دوستمحمدی در گفتوگو با ایبنا مطرح کرد؛
«شفقت» دریچهای به روی شناخت چین معاصر
🔸احسان دوستمحمدی، مترجم، گفت: لونی نویسندهای نیست که با احساساتگرایی خواننده را تحت تأثیر قرار دهد. برعکس، با نثری خویشتندار، آرام و دقیق رنج را نشان میدهد و اجازه میدهد شرایط و موقعیتها خود گویا باشند. به نظرم قدرت اصلی رمان همین سادگی ظاهری است.
🔸آنچه برای من در کتاب «شفقت» پیش از هرچیز جالب و جذاب بود این بود که لونی به زندگی کارگری نه از بیرون، و نه با نگاه صرفاً جامعهشناسانه بلکه به زندگی آنان از درونِ و بر اساس تجربهای واقعی، ملموس و شخصی مینگرد. در این رمان، ما با زندگی انسانی روبهرو هستیم که زیر فشار تاریخ، اقتصاد، خانواده و کار باید مدام خودش را بازتعریف کند. این جنبه برای من بسیار مهم بود، چون ادبیات چین برای خوانندگان فارسیزبان اغلب یا با سنتهای کهن شناخته میشود یا با نامهای معروف و بزرگ. اما «شفقت» دریچهای به روی شناخت چینِ معاصر و طبقات کمتر دیدهشدهی آن باز میکند.
🔸بهگمان من «شفقت» در این رمان به معنای دلسوزی ساده یا نوعی ترحم نیست. لونی نمیخواهد برای شخصیتهایش اشک بخرد یا آنها را قربانیان مطلق نشان دهد. او آدمها را همانطور که هستند نشان میدهد، با ترسها، اشتباهها، ضعفها و تلاشهایشان برای ادامه دادن زندگی. شفقت در این کتاب یعنی اینکه بتوانیم شرایط سخت انسانها را بفهمیم، بیآنکه زود دربارهشان قضاوت کنیم.
🔸برای من «شفقت» در دنیای لونی یعنی توانایی دیدن انسان معمولی در میان فشارهای بزرگ تاریخی، بی آنکه او را کوچک کنیم، قهرمانسازی کنیم یا به یک قربانی ساده فروبکاهیم. این رمان به ما یادآوری میکند که تحولات اقتصادی فقط در آمار، سیاست و برنامههای کلان اتفاق نمیافتند، بلکه این تحولات از بدن، خانه، سفره، شغل، رابطهها و خاطرههای آدمهای عادی عبور میکنند.
ibna.ir/x6HTw
@ibna_official
🔰«مصدق بدون نفت» در گفتوگو با رسول رئیس جعفری در سالگرد ۳۰ تیر؛
نهضت ملی شدن نفت در ایران شاهنامه آزادی است
🔸رسول رئیس جعفری گفت: محمدعلی موحد که بسیار انسان محتاطی در قضاوتهای علمی است، به عنوان یک حقوقدان دقیق و ریزبین از داستان مصدق و نهضت ملی شدن نفت با عنوان «شاهنامه آزادی» یاد میکند. او میگوید: داستان مصدق و نهضت ملی شدن نفت در ایران شاهنامه آزادی است، یک داستان به بنبست رسیده است که نور امیدی برای آینده را روشن میکند.
🔸من در کتاب «مصدق بدون نفت از تولد تا ۱۳۲۰» به دنبال این بودم که مصدق را در چارچوب توانمندیهای علمی، توانمندیهای سیاسی و تجربههای زیسته اجتماعی او معرفی کنم و نشان بدهم که مصدقی که میشناسیم یک ریشههای عمیق علمی، تجربه زیسته اجتماعی قوی و یک تکنوکرات با سابقه اجرایی بالا در مناصب مختلف سیاسی و مالی است و شاید در نسلهای گذشته وقتی در مورد مصدق صحبت میشد، خیلیها میدانستند که او مستوفی، معاون وزیر مالیه، وزیر امورخارجه بوده و سابقه والیگری فارس و آذربایجان و چند دوره سابقه نمایندگی مجلس را داشته و در کسب و کار به عنوان یک بزرگ مالک، اراضی کشاورزی گسترده را اداره میکرد و با نیروی کار کف جامعه در ارتباط بود.
🔸در این کتاب نشان دادم که رجال شریفی بودند که درد کشور را داشتند، مثل مستوفیالممالک، مشیرالدوله، موتمنالملک، تقیزاده، علا، مثل خودِ رضاخان سردار سپه که در دوره نخستوزیری خویش با اقتدار اجرایی که داشت و همفکری گستردهای که با رجال خوشنام کشور داشت، دوره موفقی از اصلاحات اقتصادی و اجتماعی را ایجاد کرده بود و مثل تمام حکومتهایی که با مقبولیت گستردهای بر سر کار میآیند، اما بعد به سمت استبداد کشیده میشوند، اگر به آن استبداد کشیده نمیشد، شاید سرنوشت کشور به سمتی دیگر میرفت
ibna.ir/x6J2J
@ibna_official
🔰محرم به روایت آیین و ادبیات/قم؛
قدیمیترین دسته عزاداری ایران با قدمتی ۴۰۰ ساله
🔸دسته عزاداری «چهل اختران» در ماه محرم با قدمتی ۴۰۰ ساله را میتوان از قدیمیترین دستههای عزاداری ایران عنوان کرد
🔸برخی از این آئینهای سوگواری و عزاداری که میراثی ماندگار و ارزشمند از گذشته است به ثبت ملی رسیده و همچنان نیز در میان مردم جریان دارد و در برخی از تالیفات، آثار، مقالات و ادبیات آئینی از این مراسم یاد شده است.
🔸برپایی دسته «چهل اختران» قم با قدمتی ۴۰۰ ساله را یکی از این آئینها است .دسته «چهل اختران» در روز عاشورا از بارگاهی که به «چهل اختران» شهرت دارد و در خیابان آذر که از بافت تاریخی شهر قم به شمار میرود و همچنین از مرقد مطهر پسر امام جواد علیهالسلام که به امامزاده موسی مبرقع معروف است حرکت خود را شروع میکند.
ibna.ir/x6HHb
@ibna_official
🔰رسانهها و تحولات سیاسی در ایران در گفتوگو با محمود مقدس؛
رسانهها و بحران هویت در ایران
🔸بهگفته محمود مقدس: «نویسندگان انقلاب ایران را نه صرفاً نتیجه بحران ساختاری، بلکه نمونهای از یک بحران هویت جمعی عمیق ارزیابی میکنند و بر این باورند که این بحران هویت نه یک تضاد ساده میان سنت و مدرنیته، بلکه میان فرایند مدرنیزاسیون وابسته و خودکامانه و زبانی سنتگرایانه مبتنی بر فرهنگ بومی بود که طی آن ساختارهای ارتباطی رقیب تعاریف و چشماندازهای متفاوتی از اجتماع ملی عرضه میکردند.»
🔸نویسندگان کتاب معتقدند رسانهها در جهان سوم اغلب بخشی از ساختارهای قدرت دولتهای اقتدارگرا هستند، هرچند ابزار مقاومت در برابر این دولتها هم محسوب میشوند. آنها انقلاب ایران را نه صرفاً نتیجه بحران ساختاری، بلکه نمونهای از یک بحران هویت جمعی عمیق ارزیابی میکنند و بر این باورند که این بحران هویت نه یک تضاد ساده میان سنت و مدرنیته، بلکه میان فرایند مدرنیزاسیون وابسته و خودکامانه و زبانی سنتگرایانه مبتنی بر فرهنگ بومی بود که طی آن ساختارهای ارتباطی رقیب تعاریف و چشماندازهای متفاوتی از اجتماع ملی عرضه میکردند. در ایران یک هویت «ابتدایی» ناگهان از سوی چندین نیرو مورد تهدید واقع شد: توسعه پرشتاب، راهبرد توسعهای که سخت به غرب وابسته بود و رژیمی سرکوبگر که سعی داشت این هویت سنتی را هرچه بیشتر تضعیف کند. با سیاسی شدن مذهب، این پدیده بهطرز غیرعادیای شکل یک نیروی سیاسی/ ایدئولوژیک نیرومند را به خود گرفت و همبستگیای را شکل داد که توانست ایدئولوژیهای سکولار را به چالش بکشد.
🔸رسانهها بحران هویت در ایران را که فرایند توسعه سریع اما وابستهای را تجربه میکرد تشدید نمود و واکنش سنتگرایانه را برای «محافظت» از هویتهای قدیمیتر شتاب بخشید. یک زبان قدرتمند و عمومی ضدامپریالیستی علیه جریان فرهنگی شکل گرفت که ایرانیان آن را تضعیفکننده هویت خویش میدیدند.
ibna.ir/x6J4T
@ibna_official
🔰یادداشت فاطمه علیاصغر در سوگ اسماعیل یغمایی؛
باستانشناسی که خانهنشین شد
آرزوی او چاپ کتابهایش بود
🔸فاطمه علیاصغر در یادداشتی نوشت: «اسماعیل یغمایی» را جامعه باستانشناسی به کلنگ طلاییاش میشناختند. او دانشآموخته دانشگاه تهران بود از دانشجویان مستقیم دکتر «عزتالله نگهبان». حالا او از میان ما پرکشیده و رفته و میراثش برای ما کاوشهای ماندگارش، پژوهشهای گستردهاش، کتابهایش و از همه مهمتر میهندوستی است.
🔸راهی که او انتخاب کرده بود،آن هم سالهایی که میراثفرهنگی هنوز مطالبه عمومی نشده بود،تبعات جبرانناپذیری برایش داشت و منجر به بازنشستگی زودهنگام او شد. مردی که زندگیاش راپای حفاظت از تاریخ و میراث باستان ایران گذاشت ناگهان خانهنشین شد با حداقل حقوق بازنشستگی. او پرنیان ومهرداد، همسروپسرش را که هر دو به بیماری ام اس مبتلا بودند، از دست داد.پس از مرگ آنها دیگر تنها شده و تمام آرزویش این بود که کتابهایش منتشر شوند،کاری که وظیفه انتشارات پژوهشگاه میراثفرهنگی بود؛ اما روند اداری طولانی وزجرآور، نبودبودجه، بیمهریها وهزار و یک ماجرای دیگر مانعی برای تحقق این آرزو بود.
ibna.ir/x6J5G
@ibna_official
🔰مروری بر کتاب «یک ماهی روی درخت»؛
روایتی الهامبخش از کشف استعدادهای پنهان
🔸«یک ماهی روی درخت» با نگاهی انسانی و امیدوارکننده، به موضوع تفاوتهای فردی، اهمیت شناخت استعدادهای نهفته و نقش خانواده و معلمان در شکوفایی تواناییهای کودکان میپردازد. این کتاب یادآور میشود که معیارهای رایج برای سنجش موفقیت، همیشه نمیتوانند تصویر کاملی از تواناییهای انسان ارائه دهند و هر فرد ظرفیتهای منحصربهفردی دارد که تنها در شرایط مناسب آشکار میشود.
🔸«یک ماهی روی درخت» روایتی از امید، خودباوری و کشف تواناییهایی است که شاید در نگاه نخست دیده نشوند. این اثر با پیامی روشن، مخاطب را به این باور میرساند که هر انسان استعداد ویژهای دارد و موفقیت زمانی معنا پیدا میکند که فرصت شکوفایی این استعدادها فراهم شود؛ همانگونه که از یک ماهی نمیتوان انتظار داشت از درخت بالا برود، بلکه باید به او فرصت داد در جایی که توانمند است، بدرخشد.
ibna.ir/x6HM7
@ibna_official
🔰مروری بر کتاب «کارکردهای سیاسی و هویتی موزه هنرهای معاصر تهران»؛
موزهای در میانه قدرت و هنر
🔸کتاب «کارکردهای سیاسی و هویتی موزه هنرهای معاصر تهران (۱۳۵۶-۱۳۸۴)» نوشته فیروزه ثقفی که به تازگی از سوی نشر شیرازه منتشر شده، تلاشی است برای خوانش دوباره این تاریخ پر فراز و نشیب.
🔸این کتاب در دو بُعد کارکرد سیاسی و کارکرد هویتی به بررسی نقش و جایگاه موزه هنرهای معاصر تهران میپردازد و به شکلی پژوهشی و تحلیلی به موزه هنرهای معاصر تهران (تَم) به مثابه یک نهاد فرهنگی و سیاسی مینگرد و آن را فقط یک گالری نمایش آثار هنری نمیبیند.
🔸این کتاب با بهرهگیری از اسناد آرشیوی، تاریخ شفاهی و تحلیل گفتمان، تلاش میکند نشان دهد که «موزه» چگونه به میدان رقابت برای تثبیت هویت سیاسی و فرهنگی در ایران بدل شده است. با نگاهی به دو بازه زمانی کلیدی که در این کتاب (و در تاریخ هنر معاصر ایران) که اهمیت ویژهای برخوردار است.
🔸برای درک عمیق تر کتاب می بایست به نقطه عطف این اثر یعنی دوره مدیریت علیرضا سمیعآذر (از سال ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۴) به تفصیل پرداخت و زوایای اوج و شکوه موزه هنرهای معاصر را نشان داد. همانطور که در کتاب فیروزه ثقفی نیز بهطور مفصل بررسی شده، به عنوان «دوران طلایی» یا «دوران تحول مدرنیستی» در تاریخ موزه شناخته میشود.
🔸️ثقفی در این اثر، با رویکردی چندوجهی که اسناد آرشیوی، تحلیل گفتمان، و گاهی تاریخ شفاهی را در بر میگیرد، نشان میدهد که چگونه موزه در دورههای مختلف مدیریتی و با توجه به شرایط سیاسی و اجتماعی، کارکردهای متفاوتی را تجربه کرده است. دوره اول (۱۳۵۶ تا ۱۳۵۹) با تأسیس و تلاش برای ورود به عرصه بینالمللی آغاز میشود، دهه ۱۳۶۰ شاهد انزوای نسبی و تمرکز بر «هنر متعهد» و «هنر انقلاب» و در نتیجه، چالش با میراث مدرنیستی گنجینه است.
ibna.ir/x6J5k
@ibna_official
🔰بازخوانی یک شاهکار ادبی؛
خواندن «ایلیاد» تجربهای شبیه چرخیدن در فضای مجازی است
🔸شاید عجیب به نظر برسد، اما خواندن ایلیاد، حماسه جاودانه هومر، برای مخاطب امروز بیش از آنکه یادآور متنی کهن و دور از دسترس باشد، تجربهای شبیه بالا و پایین کردن بیوقفه ویدیوهای کوتاه در تیکتاک، اینستاگرام یا یوتیوب است.
🔸️ایلیاد نشان میدهد که انسان هزاران سال پیش نیز با همین ریتم عاطفی و همین نیاز به تجربه لحظههای پرکشش، روایت میساخته و روایت میشنیده است. از این منظر، شاهکار هومر نه یادگاری خاموش از گذشته، بلکه اثری زنده است که همچنان با شیوه توجه و دریافت مخاطب امروز سخن میگوید.
ibna.ir/x6HRS
@ibna_official
🔰درسهایی برای داستان گویان؛
الزامات حیاتی یک قصهگوی بزرگ
🔸این یادداشت با استناد به آرای چهرههای شاخصی چون ریلکه و کانتی، خلاقیت را محصول مستقیم انباشت تجربههای عینی و مشاهده دقیق جهان میداند و استدلال میکند که یک قصهگوی اثرگذار، بیش از مهارتهای فنی، نیازمند مواجهه بیواسطه با واقعیتهای بنیادین زندگی و توانایی در بازنمایی مفاهیم انسانی است.
🔸برای آنکه قصهگو بتواند چنین دنیای باورپذیر و فریبندهای خلق کند و از ورطه عمیقی که میان آگاهیِ انسانها دهان گشوده است بپرد، گریزی ندارد جز آنکه به «کتابخانه عظیم تجربهها» متوسل شود. او باید از سرتاسر طیف بیکران احتمالات زندگی، برداشتهای خود را گرد آورد؛ یعنی همان بلوکهای سازندهای که زیربنای کار ترکیبی و خلاقانه ما را تشکیل میدهند.
«قصهگو، فراتر از خواندن تمام آثار کلاسیک درباره عشق و حماسه، باید خود رنجهای جانکاهی در راه عشق کشیده باشد، طعم گسِ فقدان محبوب را چشیده باشد، شرابهای ناب بسیار نوشیده باشد و با انسانهای بیشماری در سوگشان همناله شده باشد. او باید بارها در چشمان مرگ خیره شده و اسرار پرندگان و جانوران را آموخته باشد. فراتر از اینها، او باید از چنان انعطافی برخوردار باشد که در یک چشمبرهمزدن، خود را در کالبد یک گدا یا یک خلیفه بازشناسی کند.»
ibna.ir/x6HGP
@ibna_official
🔰نقدی بر«با من به بوسنی میآیی؟؛ بازگشت ادیتا به وطن»؛
مهاجری که حس تعلق به وطن او را به بازگشت ترغیب کرد
در صورتی که اصولا باید مینوشت: "روی فرمان ضرب میگرفت"
🔸همانگونه که از عنوان کتاب برمیآید، داستان درباره بوسنی و هرزگوین و خاطرات دختری نوجوان به نام «ادیتا» است که با آغاز جنگ بوسنی به همراه خانوادهاش به آلمان پناهنده میشود. پس از پایان جنگ، حس تعلق به وطن او را به بازگشت ترغیب میکند؛ تصمیمی که آغازگر چالشهای فراوانی در مسیر زندگی اوست. روایت کتاب، علاوه بر جنبه داستانی، تصویری از پیامدهای جنگ، مهاجرت و بازسازی هویت در جامعه پس از جنگ ارائه میدهد.
🔸ترجمه و ویرایش این اثر با کاستیهای چشمگیری همراه است که نمیتوان از کنار آنها به سادگی گذشت. در ترجمه آثار داستانی که جنبه تاریخی و سیاسی نیز دارد، صرف تسلط بر زبان مبدأ کافی نیست و مترجم باید آشنایی نسبی بر زمینه تاریخی، جغرافیایی و سیاسی موضوع نیز داشته باشد؛ زیرا مخاطب انتظار دارد اطلاعات ارائهشده در کتاب از دقت لازم برخوردار باشد.
ibna.ir/x6J4h
@ibna_official
🔰نگاهی به کتاب «دینهای ایران باستان» اثر ریچارد فولتس؛
چند هزار سال دینداری ایرانیان
🔸«دینهای ایران باستان» اثری است که میکوشد تاریخ دین ایرانی را از محدوده شناختهشده زرتشتیگری فراتر ببرد و آن را در افقی چند هزار ساله و اوراسیایی قرار دهد. ارزش اصلی کتاب در این است که خواننده را با این واقعیت روبهرو میکند که بسیاری از عناصر فرهنگ ایرانی، از اسطورهها و آیینها گرفته تا مفاهیم مربوط به نظم، قهرمانی و آخرالزمان، حاصل فرایندی طولانی از مهاجرت، اختلاط فرهنگی و تحول تاریخیاند.
🔸یکی از مهمترین ویژگیهای کتاب، فاصله گرفتن آن از روایت ملیگرایانه رایج درباره ایران باستان است. فولتس از همان صفحات نخست تأکید میکند که هویت ایرانی پدیدهای تاریخی و پیچیده است و نباید آن را امری ثابت و ازلی تصور کرد. او یادآور میشود که مفهوم «ایران» در طول تاریخ دگرگون شده و همواره با زبان، سرزمین و تعامل اقوام مختلف شکل گرفته است.
🔸یکی از جذابترین بخشهای فصل، تحلیل واژه «آریایی» است. نویسنده نشان میدهد که این واژه در اصل معنایی نزدیک به «آزادگان» یا «شریفان» داشته و بعدها به نام قومی و سرزمینی تبدیل شده است. اما اهمیت این بحث در آن است که فولتس آشکارا با سوءاستفادههای نژادپرستانه از مفهوم آریایی مقابله میکند. او یادآور میشود که نظریههای برتری نژادی قرن نوزدهم و بیستم برداشتهایی تحریفشده از دادههای زبانشناختی بودند. این موضعگیری نشان میدهد که کتاب صرفاً پژوهشی تاریخی نیست، بلکه مداخلهای در یکی از مهمترین مناقشات فکری مرتبط با تاریخ ایران نیز هست.
ibna.ir/x6Hq4
@ibna_official