🔰گسترش دیپلماسی فرهنگی ایران و اندونزی؛
از تولیدات مشترک سینمایی تا حضور در نمایشگاه کتاب تهران
🔸معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و فادلی زون، وزیر فرهنگ اندونزی در حاشیه یازدهمین اجلاس وزیران فرهنگ بریکس در دیداری دوجانبه بر ضرورت نوسازی روابط فرهنگی و تقویت دیپلماسی فرهنگی تاکید کردند.
🔸در این نشست دوجانبه، محورهای کلیدی متعددی برای همکاریهای آینده مطرح شد که در صدر آنها، توسعه مراودات در حوزه نشر و ادبیات قرار داشت. در همین راستا، فادلی زون با ابراز تمایل برای حضور پررنگ و قدرتمند کشورش در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، آن را فرصتی مغتنم برای تعمیق پیوندهای فرهنگی میان دو کشور برشمرد.
🔸در ادامه، تولیدات مشترک سینمایی بهعنوان یکی دیگر از ظرفیتهای مهم دیپلماسی فرهنگی مورد بحث قرار گرفت و طرفین بر اشتیاق برای اجرای پروژههای سینمایی مشترک، همکاری برای حفظ و مرمت میراث فرهنگی و تاریخی و همچنین گسترش تعاملات در زمینه صنایع فرهنگی ملموس و ناملموس به توافق رسیدند
ibna.ir/x6Jrb
@ibna_official
🔰واکاوی جایگاه شعر سایه در گفتوگو با مسعود جعفری جزی؛
ماندگاری هوشنگ ابتهاج؛ تلاقی هنر و سیاست در غزل
🔸️آیا سادگی زبانی هوشنگ ابتهاج، یک نقطه ضعف ادبی است یا نوعی «سادگی هنرمندانه» در تراز حافظ؟ و آیا گرایشهای سیاسی یک شاعر میتواند بر ارزش ادبی آثار او سایه بیندازد؟ مسعود جعفری جزی، عضو پیوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در این گفتوگو به بررسی جایگاه متمایز سایه در چشمانداز غزل معاصر میپردازد. او با تحلیل تقابل فرمال ابتهاج با شهریار و منزوی و بررسی پیوند هنر و سیاست، تبیین میکند که چگونه «جوهره هنر»، فارغ از جنجالهای گذرا و تلاطمهای سیاسی، صدای سایه را در آیندههای دور ماندگار خواهد کرد.
🔸غزل ابتهاج صدای مخصوص به خودش را دارد. غزل او نه در چارچوب غزل سنتی معاصر میگنجد (مانند غزل عماد خراسانی و شاعران سنتگرا) و نه در آن غزلی که امروز «غزل نو» مینامیم و بعدها شاخههای جدیدتری مثل غزل پستمدرن از آن درآمد؛ هیچیک از این دستهبندیها کاملاً بر غزل ابتهاج منطبق نیست؛ چرا که او صدای مخصوص به خودش را دارد.
🔸غزل او، برخلاف غزل شهریار، از نظر فرم، صورت و قالب نیز ویژگی خاصی دارد. در شعر شهریار، برای مثال، بعضی غزلها بسیار خوب شروع میشوند اما ممکن است ابیاتی سست داشته باشند و شعر فراز و فرود داشته باشد؛ در حالی که در شعر ابتهاج، در بسیاری از غزلها، یکدستی، انسجام و معماری کاملتری میبینیم. این، به نظر من، یکی از مهمترین جنبههای شعر اوست.
🔸️جوهر هنر، خودش را حفظ میکند و از خودش دفاع میکند. اگر بگوییم مثلاً سایه، شاملو یا براهنی به خاطر چپگراییشان آثارشان ارزشمندی ندارد، مثل این است که کسی بیاید بگوید دیوان حافظ را باید دور بریزیم و ارزشی ندارد، چون حافظ مدح شاهشجاع و دیگران را گفته و مثلاً مداح بوده است.
ibna.ir/x6Jrs
@ibna_official
🔰اولینهای داستاننویسی/ همدان؛
پایهگذار داستاننویسی در همدان کیست؟
همدان -
🔸️ موسی نثری کبودراهنگی پایهگذار داستاننویسی بومی در همدان است، کسی که به زبان عربی مسلط بوده و از فرهنگیان و روشنفکران بزرگ همدان در دوره مشروطیت و بعد از دوره پهلوی اول و پهلوی دوم است.
🔸️در همدان نخستین فردی که قلم به دست گرفت و شروع به نوشتن کرد، یکی از همان افراد عصر مشروطه به نام موسی نثری کبودراهنگی بود. موسی نثری کبودراهنگی به واقع پایهگذار آن چیزی بود که در سطح ملی نه در سطح همدان دو داستان معروف نوشت، یکی به نام داستان غیرت یا غیرتنامه که به اواخر دوره صفویه و قوای عثمانی برمیگردد که نوار غربی ایران تا حدود خرمآباد را تصرف کردند.
🔸️آزاد همدانی، غمام همدانی، نثری همدانی، محمدحسن خان فریدالدوله گلگون و... از جمله افرادی بودند که زندگینامهای از خود باقی نگذاشتهاند، اینها باید در زندگینامه خود اشاراتی به مسائل فرهنگی، اجتماعی و سیاسی و هر آنچه که گزارشی از ساختار آن دوران بوده میکردند تا بعدها نیز تبدیل به اسناد ماندگاری شود.
🔸اگر به حوزه داستان نویسی ایران با دقت نگاه کنیم حوزهای داریم که تهران کنونی به عنوان مرکز است و سپس سه کانون اصفهان، تبریز، مشهد را میتوان اشاره کرد. درست است که در همدان داستانهایی نوشته شده ولی واقعیت این است که در قیاس با این سه کانون، همدان در زمینه داستان کوتاه و نیمه بلند، رمان و نمایشنامه کار شاخصی ندارد.
ibna.ir/x6J6C
@ibna_official
🔰معیارهای پیشبینی دقیق در بازار کتاب/ ۴
اعتماد ابدی به برند شاید تله برای ناشر حرفهای باشد
🔸محدتقی حقبین، معتدئق است؛ ناشران حرفهای و شناختهشده نیز نباید تصور کنند که صرفاً به دلیل شناختهشدن برندشان دیگر نیازی به معرفی و ارتباط با مخاطب ندارند.
🔸️ناشران حرفهای که در موضوعات و گونههای مشخص فعالیت میکنند و در آن حوزهها شناخته شدهاند، تقریباً مخاطبان خود را پیدا کردهاند. آنها میدانند حداقل چه تعداد مخاطب دارند و شناخت نسبتاً دقیقی از جامعه هدف خود به دست آوردهاند؛ بنابراین میتوانند حداقل تیراژ یک کتاب را با اطمینان بیشتری تولید کنند.
🔸امروزه ناشرانی داریم که بهطور همزمان در دهها حوزه و ژانر فعالیت میکنند، اما به دلیل اینکه مخاطبان آثارشان آنها را میشناسند یا برند ناشر شناخته شده است، میتوانند در بازار موفق باشند. این تجربه در صنعت نشر جهان نیز وجود دارد و مخاطبان، برخی ناشران را میشناسند و به انتخاب آنها اعتماد دارند.
🔸ناشر باید واحد بازاریابی خود را فعال کند و بخش روابط عمومی و ارتباطات خود را جدی بگیرد. یکی از مسائلی که ناشران در تمام دنیا برای آن تلاش میکنند، شناساندن برند خود به مخاطب است.
🔸️در شرایط کنونی نشر ایران، گاهی یک کتاب که مخاطب کافی پیدا نمیکند میتواند ناشر را با مشکلات جدی مواجه کند و حتی زمینه آسیب اقتصادی شدید به یک مجموعه نشر را فراهم آورد. رسوب کتابها در قفسه و انبار، سرمایه ناشر را درگیر میکند و به همین دلیل ناشر باید برای کاهش این آسیب، شناخت دقیقتری از بازار داشته باشد.
ibna.ir/x6HW7
@ibna_official
🔰گفتوگو با مترجم کتاب «بدک نیستم» درباره جهان فکری کیشلوفسکی؛
پشت فیلمهای کیشلوفسکی، آدمی خجالتی و فروتن ایستاده است
🔸️مترجم کتاب «بدک نیستم» گفت: فکر میکنم سینمای او پر از ایهام و استعاره است. گمان میکنم شاید اینکه جامعه ایران در ادبیات فارسی خود آغشته به استعاره و ایهام است، یکی از دلایل علاقه سینمادوستان به فیلمهای او باشد
🔸️در ایران چندین کتاب درباره او ترجمه شده، حتی مجموعه داستان از او منتشر شده. حداقل خود من هفت یا هشت کتاب میشناسم که درباره او به فارسی ترجمه شده. جای این کتاب را به این دلیل خالی دیدم که نسبت به کتابهای دیگر ویژگی متمایزی دارد؛ به این معنا که به صورت بیواسطه در گفتوگو با کیشلوفسکی نوشته شده و بخشهای از کتاب از زبان خود او روایت میشود.
🔸️عنوان «بدک نیستم» انتقالدهنده حالوهوا و جهانبینی خود کیشلوفسکی است.
این عنوان یک عنوان روزمره است و اگر کسی حال ما را بپرسد شاید زیاد از آن استفاده کنیم. در عین حال رنداندگیای دارد که به فضای کیشلوفسکی نزدیک است؛ او با گفتن بدک نیستم دارد دیدگاه خودش را به دنیا نشان میدهد.
🔸️یعنی معتقد است دنیا کامل نیست، خودم هم کامل نیستم، همه چیز خوب و عالی نیست اما بد هم نیستم. اصولا کیشلوفسکی را بهعنوان فیلمساز خوشبینی نمیشناسند. فیلمساز واقعبینی است و بدک نیستم دقیقا همین تعادل بین تلخی و میلاش برای زیستن را منعکس میکند.
🔸صادقانه بخواهم بگویم خواندن این کتاب بدون دیدن فیلمهای کیشلوفسکی یک مواجهه ناقص است. اگرچه شاید خواندن کتاب مقدمهای باشد برای اینکه مخاطب بعد از آن، فیلمهای کیشلوفسکی را ببیند یا اینکه اگر با سینمای او آشناست این کتاب میتواند پیوست خوبی برای تکمیل ذهنیت او باشد. اما در هر حال نباید فراموش کنیم که این کتاب درباره یک فیلمساز است و راه آشنایی با یک فیلمساز هم دیدن فیلمهای اوست.
ibna.ir/x6JrG
@ibna_official
🔰نگاهی به کتاب ۱۹۱۳، سال پیش از طوفان؛
قبل از بحران بزرگ
🔸تاریخ معمولاً با جنگها، انقلابها، قراردادهای سیاسی و نام فرمانروایان روایت میشود، اما گاه برای شناخت یک دوره تاریخی باید از زاویهای متفاوت به آن نگریست؛ از خلال زندگی روزمره انسانهایی که هنوز نمیدانند جهانشان تا چند ماه دیگر برای همیشه دگرگون خواهد شد. کتاب «۱۹۱۳؛ سال پیش از طوفان» دقیقاً چنین رویکردی دارد.
🔸️این کتاب را میتوان مهمترین اثر ایلیس دانست؛ اثری که نام او را فراتر از محافل دانشگاهی مطرح کرد. اگر بسیاری از مورخان برای توضیح سالهای منتهی به جنگ جهانی اول به سراغ آرشیوهای نظامی و اسناد سیاسی میروند، ایلیس مسیر دیگری را انتخاب میکند؛ او وارد خانه نویسندگان، آتلیه نقاشان، کافههای روشنفکری، سالنهای تئاتر و خیابانهای برلین، پاریس و وین میشود تا نشان دهد تمدن اروپا درست پیش از فروپاشی، چگونه زندگی میکرد.
🔸️یکی از مهمترین ویژگی های کتاب، شکستن مرز میان تاریخ و ادبیات است. ایلیس از اسناد تاریخی بهره میگیرد، اما آنها را به زبان خشک پژوهشهای دانشگاهی روایت نمیکند. او با استفاده از نامهها، خاطرات، یادداشتهای روزانه و روایتهای معاصران، فضایی داستانی خلق میکند که در عین جذابیت، به واقعیت تاریخی وفادار میماند. همین ویژگی باعث شده است که بسیاری از منتقدان، این اثر را نمونهای موفق از «تاریخنگاری روایی» بدانند؛ روشی که در آن دقت پژوهشی با جذابیت روایت در هم میآمیزد.
🔸️مهمترین نقطه قوت کتاب را باید در نگاه انسانی آن به تاریخ دانست. در این اثر، شخصیتهای بزرگ تاریخی از جایگاه اسطورهای خود پایین میآیند و به انسانهایی واقعی تبدیل میشوند؛ نویسندگانی که نگران نقد آثارشان هستند، نقاشانی که در خیابانهای شلوغ به دنبال سوژه میگردند، جوانانی که هنوز آینده خود را نمیشناسند و روشنفکرانی که بیخبر از فاجعهای قریبالوقوع، زندگی روزمرهشان را ادامه میدهند.
ibna.ir/x6HSd
@ibna_official
🔰درباره فرایند شکلگیری فکر و اثر علمی در جستاری از خسرو باقری؛
نوشتن از نوعی نارضایتی، پرسش و درگیری فکری آغاز میشود
🔸خواندن، نوشتن و عبور از اندیشههای دیگران
فرایند نوشتن از کاغذ و قلم آغاز نمیشود؛ از نوعی نارضایتی، پرسش و درگیری فکری آغاز میشود. خواندن باید نخست به فهم، سپس به نقد و در نهایت به عبور از اندیشههای پیشین منجر شود. پژوهشگر باید بتواند همدلانه بخواند، منصفانه نقد کند و سرانجام سهم مستقل خود را به وجود آورد.
🔸️نقد کردن به معنای مخالفت شتابزده نیست. نقد باید پخته و روشمند باشد. یکی از بهترین تمرینها این است که پژوهشگر از خود بپرسد: اگر این نقد را در برابر نویسنده قرار دهم، او چه پاسخی خواهد داد؟ باید بتواند پاسخ احتمالی نویسنده را با توجه به مجموعه آثار و دستگاه فکری او بازسازی کند. گفتوگو با دیگران و حتی در صورت امکان با خود نویسنده نیز میتواند به محک زدن اعتبار نقد کمک کند.
🔸️یکی از عناصر مهم در شکلگیری اندیشه، «نارضایتی» است؛ البته نه نارضایتی غرولندکننده، بلکه نوعی نارضایتی فکری و مولد. رضایت کامل میتواند به سکون منجر شود. پژوهشگر باید بتواند بگوید آنچه موجود است، برای من کافی نیست و باید امکان دیگری را جستوجو کرد. این نارضایتی اگر جدی باشد، انسان را رها نمیکند و او را به مطالعه، نقد و نوشتن وامیدارد.
🔸️ایدهآلها برای نقد واقعیت ضروریاند. اگر ایدهآلی نداشته باشیم، چرا باید از وضعیت موجود ناراضی باشیم؟ عدالت، قانونهای موجود را به چالش میکشد، زیرا همیشه میان آنچه هست و آنچه باید باشد فاصلهای وجود دارد. بنابراین، پژوهشگر باید هم واقعیت را ببیند و هم افقی را که میتواند آن را نقد کند.
ibna.ir/x6JqL
@ibna_official
🔰سیدمحمد میرموسوی در گفتوگو با ایبنا:
روستا مظهر کار و تلاش برای کودک ایرانی است
🔸سیدمحمد میرموسوی گفت: وظیفه داستان و هنر داستاننویسی دوری از سخنرانی، شعارزدگی و نفوذ مستقیم در داستان است . وظیفه نویسنده نشان دادن بخشی از زندگی و پر رنگ کردن موضوع، البته بدون هر گونه جانبداری، حتی تحلیل و حمایت از یک فکر و اندیشهای. در این جا کودک است و کار درس و کمک به خانواده. خواننده با همذاتپنداری خود باید پیام داستان را پیدا کند. پدر، مادر، نوجوان و محیط پیرامون هر کدام برای خواننده پیام ویژهای دارند
🔸️روستا فضای کار ، تلاش ، همراهی و همدلی است. در این محیط همه باید کار بکنند تا امور زندگی بچرخد، حتی زنان و دختران و پسران بیشتر از همه. روستا محل مصرف نیست، محل و مظهر تولید است. و خورد و خوراک و حتی پوشاک مردم کشور را تولید میکند. برای تولید بهتر و رسیدن به روشهای جدید بچههای روستاییی هم درس میخوانند و هم در عمل آن را تجربه میکنند. آنها از کودکی با کار آموخته میشوند. کار در شالیزار، پنبهزار و گلهداری.کار جوهر نوجوان روستایی است.
🔸️روستا مظهر کارو تلاش و تولید است. فرزند روستایی از راه کار و تولید هم میآموزد و هم به امرار و معاش خانواده کمک میکند باید همهی نوجوانان بیاموزند که کارکردن و حرفهآموزی عزت است و تنبلی و تنپروری خفت. اگر مردم کار نکنند زندگی متوقف خواهد شد. باید هم کار کرد، هم درس خواند و هم مسولیت پذیرفت تا در زندگی موفق شد. نوجوان روستایی بدون هیچ ادعایی چنین است.
🔸️داستان نشان میدهد نوجوان روستایی راحتطلب و خوشنشین نیست و کار میکند و کار کردن به عنوان یک عمل نیک و پسندیده باید در کل جامعه گسترش یابد.
ibna.ir/x6JqY
@ibna_official
🔰انتشارات دانشگاه تهران منتشر کرد؛
«چنین گفت مجتهد فلسفه» به روایت شهید علی لاریجانی
🔸شهید لاریجانی که خود از شاگردان برجسته دکتر مجتهدی بود، در این اثر تأکید کرده است که فلسفه در نگاه استاد مجتهدی، نشان از صلابت و استحکام فرهنگی یک ملت دارد و عامل و سرّ تحرک و پویایی فرهنگ است.
🔸️کتاب «چنین گفت مجتهد فلسفه» که در ۱۸۸ صفحه منتشر شده است، تلاشی است برای ترسیم سیمای فکری و اخلاقی استاد فقید دکتر کریم مجتهدی؛ فیلسوفی که فلسفه برای او تنها یک رشته دانشگاهی نبود، بلکه راهی برای زیستن و فهم جهان به شمار میرفت. شهید لاریجانی در این اثر که حاصل دو سخنرانی و چند گفتار تحلیلی است، از دکتر مجتهدی به عنوان «تحفهای در قلمرو فلسفه ایران» یاد کرده است
ibna.ir/x6JqM
@ibna_official
🔰مارک بلوخ و میراث روششناختی او:
آموزههایی از پیشۀ مورخ
🔸میراث روششناختیِ مارک بلوخ حصارهای صلبِ میان رشتههای متنوع علوم انسانی را فرو ریخت و راه را برای تکامل تاریخنگاریِ مدرن به دست نسل دوم، بهویژه فرناند برودل، هموار ساخت.
🔸مارک بلوخ در تبیین متدولوژی پژوهشیِ خویش در «پیشۀ مورخ»، معرفتِ تاریخی را دانشی ماهیتاً «واسطهمند» و نامستقیم معرفی میکند. او بر این باور است که چون مورخ هرگز از این امکان برخوردار نیست که رخدادهای گذشته را به طور بیواسطه و عینی ببیند، ناگزیر است حقیقت را صرفاً از طریق «ردپاها» و اسنادِ بهجامانده در بستر زمان ردیابی کند. با وجود این، شالودۀ معرفتشناختیِ اندیشۀ او بر این اصلِ انتقادی استوار است که اسناد تاریخی بهخودیخود موجوداتی خاموش، منفعل و فاقد قابلیت روایتگریاند.
🔸مارک بلوخ در تبیین متدولوژی پژوهشیِ خویش در «پیشۀ مورخ»، معرفتِ تاریخی را دانشی ماهیتاً «واسطهمند» و نامستقیم معرفی میکند. او بر این باور است که چون مورخ هرگز از این امکان برخوردار نیست که رخدادهای گذشته را به طور بیواسطه و عینی ببیند، ناگزیر است حقیقت را صرفاً از طریق «ردپاها» و اسنادِ بهجامانده در بستر زمان ردیابی کند. با وجود این، شالودۀ معرفتشناختیِ اندیشۀ او بر این اصلِ انتقادی استوار است که اسناد تاریخی بهخودیخود موجوداتی خاموش، منفعل و فاقد قابلیت روایتگریاند. از منظر بلوخ، این اوراق و نشانهها تنها زمانی زبان میگشایند و پرده از رازهای گذشته برمیدارند که پژوهشگر با ذهنیتی فعال، پرسشگر و مسلح به یک «پرسشنامۀ پیشینی»، به استنطاقِ هوشمندانۀ آنها بپردازد.
ibna.ir/x6Jnw
@ibna_official
🔰کتاب، حافظهی بلندمدت علم؛
وقتی علم دوباره به گذشته برمیگردد
🔸از بتن دو هزارسالهی رومی تا نسخههای نجومی و پزشکی؛ چگونه کتابها دانش علمی بشر را از نسلی به نسل دیگر رساندهاند؟
🔸️یکی از بزرگترین فناوریهای بشر برای مقابله با فراموشی، خودِ نوشتن بوده است. تجربهی انسان بدون ثبت مکتوب، به حافظهی افراد و انتقال شفاهی وابسته میماند. اما نوشتن اجازه میدهد یک مشاهده، محاسبه، دستور ساخت یا نظریه از عمر صاحب آن بسیار بیشتر دوام بیاورد. کتاب این امکان را به شکلی گستردهتر فراهم کرد. دانشمندی میتواند چیزی را ثبت کند که چند قرن بعد، دانشمند دیگری آن را بخواند، نقد کند و تغییر دهد. به این ترتیب، علم فقط با کشف پیش نمیرود؛ با ثبت و انتقال نیز پیش میرود. بنابراین تاریخ علم و تاریخ کتاب را نمیتوان کاملاً از یکدیگر جدا کرد.
🔸️متون گذشته ترکیبی از مشاهدهی دقیق، تجربهی عملی، نظریه، باورهای زمانه و گاهی خطا هستند. ارزش آنها در این نیست که همهی پاسخهای امروز را از پیش در اختیار داشتهاند. ارزش آنها در این است که ردپای تلاش انسان برای فهم جهان را حفظ کردهاند. دانش امروز میتواند از این ردپا استفاده کند؛ اما باید آن را آزمایش کند. به همین دلیل بازگشت علم به کتابهای قدیمی به معنای بازگشت به گذشته نیست. اتفاقاً برعکس است: علم به گذشته برمیگردد تا سؤال تازهای برای آینده پیدا کند.
ibna.ir/x6JrL
@ibna_official
🔰بررسی کتاب «آن سوی اضطراب» اثر مارتا بک؛
اضطراب راه است، نه مانع
رابطهای که فرهنگ مدرن آن را وارونه فهمیده است
🔸کتاب تازهی مارتا بک استدلال میکند که اضطراب پیامرسانی است که جامعهی مدرن آن را خاموش کرده، و آن اختلالی نیست که باید سرکوب شود.
🔹️بخش مهمی از کتاب به مفهومی اختصاص دارد که بک آن را «مارپیچ اضطراب» مینامد؛ چرخهای بازخوردی که در آن ذهن برای هر نگرانی توضیحی میسازد و سپس تلاش میکند با کنترل بیشتر آن را مهار کند. اما این تلاش برای کنترل، خودش سوخت تازهای برای اضطراب فراهم میآورد. بک این الگو را به فعالیت نیمکرهی چپ مغز نسبت میدهد؛ بخشی که مسئول تحلیل، زبان و طبقهبندی است و در برابر هر نشانهی مبهم، توضیحی میسازد و سپس به دنبال راهی برای در اختیار گرفتن اوضاع میرود.
🔸یکی از بخشهای قابلتأمل کتاب، نقدی است که بک به جوامع موسوم به «ویرد» (WEIRD) وارد میکند یعنی جوامع غربی، تحصیلکرده، صنعتی، ثروتمند و دموکراتیک. به گفتهی او، این جوامع معمولاً تفکر تحلیلی و بهرهوری مادی را بر همدلی و معنا ترجیح میدهند، و همین اولویتبندی زمینهساز افزایش اضطراب جمعی میشود. این بخش از کتاب، هرچند کوتاه، رگهای انتقادی نسبت به سبک زندگی مدرن دارد که آن را از حوزهی صرف روانشناسی فردی خارج میکند و به حوزهی نقد فرهنگی نزدیک میسازد.
🔸نقطهی قوت اصلی کتاب، توانایی بک در ترکیب زبان علمی با روایت شخصی است. او تجربههای خودش و مراجعانش را در کنار یافتههای علوم اعصاب میگذارد و از این ترکیب، متنی میسازد که برای مخاطب عمومی قابلفهم است بیآنکه سطحی جلوه کند. مفهومسازی او دربارهی «مارپیچ اضطراب» در برابر «مارپیچ خلاقیت» نیز ابزاری مفهومی بهدست میدهد که خواننده میتواند آن را در زندگی روزمره به کار ببرد.
ibna.ir/x6Jd3
@ibna_official