eitaa logo
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)
789 دنبال‌کننده
15.3هزار عکس
177 ویدیو
7 فایل
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) Ibna.ir ارتباط مستقیم با تحریریه ۰۲۱۶۶۹۶۶۲۰۶ 📌 آدرس ایبنا در شبکه‌های اجتماعی: @ibna_official ارتباط با ادمین @ZA20241403
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰گزارش تصویری کتابخانه وزیری یزد 🔸کتابخانه وزیری یزد که در مجاورت مسجد جامع یزد قرار دارد، پنجمین کتابخانه بزرگ کشور و بزرگترین کتابخانه وقفی استان یزد است که با وجود ۶ هزار نسخه خطی، ۶ هزار کتاب چاپ سربی و سنگی و هزاران سند قدیمی، یکی از گنجینه‌های مکتوب ایران به شمار می‌رود. ibna.ir/x6JsY @ibna_official
🔰پنجمین قسمت پادکست هفتگی خبرگزاری کتاب ایران منتشر شد؛ قاچاق کتاب و دغدغه‌های ادبیات کودک در «ایبنا پلاس» 🔸در پنجمین قسمت «ایبنا پلاس»، به سراغ ادبیات کودک رفته‌ایم و درباره قاچاق کتاب با جعفر همایی، مدیر نشر نی، گفت‌وگو کرده‌ایم؛ همچنین در این قسمت، سایه برین مهمان برنامه است و به موضوعات روز ادبیات کودک و نوجوان می‌پردازیم. ibna.ir/x6JrY @ibna_official
🔰چهره‌هایی که اصفهان را نوشتند- ۹ فرشچیان؛ هنرمندی که ادبیات و مضامین دینی را به جهان تصویری خود وارد کرد 🔸محمود فرشچیان را نمی‌توان تنها با عنوان نگارگر اصفهانی معرفی کرد؛ نسبت او با این شهر به محیطی بازمی‌گردد که در آن معماری، خوشنویسی، کاشی‌کاری، صنایع دستی و هنرهای تصویری بخشی از زندگی فرهنگی بودند. یک نویسنده و پژوهشگر هنر، در نخستین سالگرد درگذشت فرشچیان این شهر را یکی از مهم‌ترین لایه‌های شکل‌دهنده شخصیت هنری او می‌داند. 🔸نباید همه ویژگی‌های فرشچیان را به اصفهان نسبت داد. وی بعدها مسیر آموزشی و تجربی متفاوتی را طی کرد و با هنر خارج از ایران نیز مواجه شد. بنابراین بهتر است بگوییم اصفهان یکی از مهم‌ترین لایه‌های شکل‌دهنده شخصیت هنری وی بود، نه اینکه تمام زبان هنری وی را محصول مستقیم مکتب اصفهان بدانیم. 🔸باید میان سبک شخصی و مکتب هنری تفاوت گذاشت. سبک شخصی یعنی هنرمند مجموعه‌ای از ویژگی‌های قابل تشخیص ایجاد کرده است؛ اما مکتب زمانی شکل می‌گیرد که یک زبان هنری بتواند در نسل‌های بعدی به‌صورت خلاقانه ادامه پیدا کند و نظریه، آموزش و جریان اجتماعی پیرامون آن شکل بگیرد. 🔸️فرشچیان نشان داد که می‌توان با سنت وارد گفت‌وگو شد و از آن زبان تازه‌ای ساخت. اکنون این مسئولیت بر عهده نسل‌های بعدی است. آنها نباید فرشچیان را تکرار کنند؛ باید همان پرسش تاریخی را در شرایط جدید دنبال کنند. ibna.ir/x6Jsz @ibna_official
🔰مدیر کتابفروشی چشمه کارگر در گفت‌وگو با ایبنا تاکید کرد؛ باشگاه کتابخوانی؛ جایی میان فرهنگ و بازار 🔸مدیر کتابفروشی چشمه کارگر، معتقد است، هدف باشگاه‌های کتابخوانی آشتی دادن مردم با کتاب است و انتخاب آثار نیز با رأی و نظر اعضای باشگاه انجام می‌شود؛ موضوعی که به افزایش مشارکت مخاطبان، معرفی و فروش بیشتر کتاب‌ها کمک می‌کند. 🔸وی با اشاره به تأثیر این جلسات بر گسترش فرهنگ کتابخوانی، بیان کرد: برگزاری باشگاه‌های کتابخوانی اتفاق بسیار ارزشمندی است و خوشبختانه شاهد هستیم که بخش قابل توجهی از مردم به سمت کتاب سوق پیدا کرده‌اند. خوشحال‌کننده است که می‌بینم افراد دغدغه‌مند پیدا کردن و خواندن کتاب‌های خوب هستند و درباره آن‌ها گفت‌وگو می‌کنند. 🔸️وی یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های باشگاه‌های کتابخوانی را ایجاد حس تعلق و مشارکت در میان اعضا دانست و ادامه داد: مخاطب احساس می‌کند بخشی از یک جمع فرهنگی است و می‌تواند آزادانه دیدگاه‌ها و برداشت‌های خود را درباره کتاب با دیگران به اشتراک بگذارد. برای حضور در چنین فضایی نیز نیازی نیست فرد متخصص یا فعال حوزه کتاب باشد؛ تنها علاقه به خواندن و گفت‌وگو درباره کتاب کافی است ibna.ir/x6J23 @ibna_official
🔰به مناسبت سالروز وفات پیامبر اکرم(ص)؛ سیره حضرت رسول (ص) به روایت ابن اسحاق 🔸در راستای «سیرت رسول‌الله»(ص)، تنها کتاب جامع و مدونی که به جای مانده و به دست ما رسیده است کتاب محمدبن اسحاق (متوفی در سال ۱۵۰ یا ۱۵۱ هجری) است که اخبار و روایات مربوط به ظهور اسلام و شرح احوال و مغازی و سرایای پیغمبر اکرم را دربردارد. 🔸️جمع‌آوری و تدوین اخبار و روایات مربوط به آغاز دین اسلام و شرح احوال و تاریخ غزوات یا جنگ‌های حضرت رسول اکرم محمد بن عبدالله(ص) از نیمه دوم قرن اول هجری در مدینه شروع شد. از مصنفات قرن اول و اوائل قرن دوم اثر مهمی به جای نمانده است و فقط از طریق کتاب‌های بعدی است که می‌توان از اخبار و آثاری که در آن زمان در مدینه شایع بوده است، اطلاع یافت. 🔸محمدبن اسحاق اخباری را که جمع‌آوری کرده و همچنین کتاب خود را که درباره شرح احوال پیغمبر اکرم(ص) تدوین نموده است برای شاگردان و راویان چندی تقریر کرده است. از آن جمله یکی زیاد بن عبدالله البکائی(متوفی در ۱۸۵) است که محمدبن اسحاق کتاب خود را دو بار به او املاء کرده و او آن را به رشته تحریر درآورده است. شاگرد بکائی ابومحمد عبدالملک بن هشام (متوفی در ۲۱۸) آن کتاب را پس از استماع از استاد خود و حذف فقراتی و آوردن اضافاتی چند بصورتی که اکنون موجود و به سیره رسول‌الله یا السیره‌النبویه مشهور است و چند بار در اروپا و مصر به چاپ رسیده تدوین کرده است. 🔸کتابی که اکنون در دسترس ما قرار دارد ترجمه‌ای است از همان سیرت رسول‌الله از روایت ابن‌هشام که یکی از علمای ابرقوه در دهه دوم قرن هفتم آن را از عربی به فارسی درآورده است. 🔸این کتاب مشتمل است بر سی باب که از نسب پیغمبر ما، علیه‌الصلوه‌ والسلام شروع می‌شود و تا وفات پیغمبر، علیه‌السلام و حکایت زنان حضرت پیغمبر علیه‌الصلوه والسلام و حکایت خلافت ابوبکر و بیعت صحابه با وی ادامه می‌یابد. ibna.ir/x6Jtp @ibna_official
🔰به مناسبت سالروز وفات پیامبر اکرم(ص)؛‌ پیامبری در متن زندگی مردم بازخوانی سیمای نبوی در نسبت با ثروت، عدالت و مسئولیت اجتماعی 🔸محمد (ص) پیامبری بود که در متن زندگی مردم حضور داشت؛ در بازار راه می‌رفت، بازرگانان را هدایت می‌کرد، ثروت را ابزار عدالت می‌دانست و در برابر فساد و تکاثر با قاطعیت می‌ایستاد 🔸متون حدیثی و تاریخی از حضور گسترده پیامبر (ص) در بازارهای مکه و مدینه، از نظارت، صیانت، هدایت و اصلاح بازار و حرکت آن به سوی عدالت خبر می‌دهند. شاید یکی از اسرار لطیف تعبیر «وَیَمْشُونَ فِی الْأَسْوَاقِ» در آیه «وَما أَرْسَلْنا قَبْلَکَ مِنَ الْمُرْسَلِینَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَیَأْکُلُونَ الطَّعامَ وَیَمْشُونَ فِی الْأَسْواقِ» (فرقان/۲۰) نیز همین باشد؛ اینکه حضور در بازار نسبتی ذاتی با رسالت دارد. بازار همان‌گونه که می‌تواند آوردگاه عدالت و توحید باشد، می‌تواند میدان استثمار، تکاثر، شرک و فریب نیز باشد و پیامبران را نشاید که از آن غفلت ورزند. آنان باید در میان مردم باشند، رنج و فقر آنان را بشناسند، مترفان و اهل تکاثر را هشدار دهند و مناسبات اجتماعی را از درون اصلاح کنند؛ و این همان تفاوت بنیادین بازار با مسجد است. 🔸این تصویر پویا و اجتماعی از پیامبر اکرم (ص)، ما را به نقد یکی از ریشه‌دارترین انگاره‌های تمدن اسلامی نیز رهنمون می‌کند؛ انگاره‌ای که می‌توان آن را «پارادایم تصوف و ایدئولوژی زهد» نامید. این پارادایم بر دنیاگریزی و مخالفت با ثروت استوار است و طی قرون متمادی تصویری همسو با آرمان‌های خود از شخصیت و سیره رسول خدا (ص) ارائه کرده است. امروز نیز در بسیاری از منابر و رسانه‌های جهان اسلام، همین تصویر زاهدانه از پیامبر بازتولید می‌شود؛ تصویری که تأثیرات عمیقی بر فرهنگ، تمدن، سبک زندگی و حتی نگرش مسلمانان به دانش و اقتصاد برجای نهاده است. ibna.ir/x6JsZ @ibna_official
🔰نگاهی به «با عشق از میدان جنگ» و «سراغم را از جنگ بگیر»؛ صدای آدم‌هایی که قرار نبود تاریخ شوند 🔸نامه‌های جنگی از این نظر اسناد تاریخی عجیبی‌اند. آنها الزاماً قرار نبوده‌اند «تاریخ» باشند. نویسنده آنها اغلب نمی‌دانسته روزی کسی در قرن بیست‌ویکم آنها را خواهد خواند. نامه برای مخاطبی مشخص نوشته شده بود: معشوق، همسر، مادر، پدر، فرزند یا دوستی که در خانه مانده بود. همین خصوصی‌بودن، ارزش آنها را بیشتر می‌کند. آنها به جای آنکه تصویری رسمی از جنگ ارائه دهند، نشان می‌دهند جنگ با انسان چه می‌کند 🔸نامه، جنگ را از عدد و گلوله به انسان و کلمه بازمی‌گرداند. یک نامه می‌تواند تمام آن میلیون‌ها نفر را برای چند دقیقه به یک نفر تقلیل دهد؛ یک سرباز که دلش برای خانه تنگ شده، زنی که نمی‌داند شوهرش زنده است یا نه، مادری که منتظر خبری از پسرش است، یا جوانی که در فاصله‌ای دور از خانه، در میان گِل و گلوله یا اگر کمی خوش‌شانس باشد، گُل و گلوله، هنوز درباره آینده‌ای معمولی خیال می‌کند. 🔸حدود یک قرن از پایان جنگ جهانی اول و بیش از هشت دهه از پایان جنگ جهانی دوم گذشته است، اما نامه‌ها هنوز زنده‌اند. شاید دلیلش این باشد که آنها، برخلاف بسیاری از اسناد رسمی، درباره پیروزی و شکست حرف نمی‌زنند؛ درباره زندگی حرف می‌زنند. در آنها، تاریخ بزرگ ناگهان کوچک می‌شود و در اندازه یک دست‌خط، یک پاکت، یک جمله عاشقانه یا یک خبر کوتاه جا می‌گیرد 🔸در میان این نامه‌ها، نامه والتر بِست، سرباز آلمانیِ واحد ضدتانکِ ورخامت که در نبرد استالینگراد جنگید، شاید بیش از همه این حسرت را به یاد ما می‌آورد. او در جنگ کشته شد و در روستای اورخوواتکا در روسیه به خاک سپرده شد؛ نه در سرزمین خودش، نه در کنار خانواده‌اش و نه در همان خانه‌ای که آرزوی بازگشت به آن را داشت. حتی آن‌قدر خوش‌شانس نبود که در خاک وطنش دفن شود تا همسرش ریا به تعبیر خودش «ریای کوچکم، عزیز دلم»، هر یکشنبه، شاخه‌ای بنفشه بر مزارش بگذارد؛ همان بنفشه‌ای که سال‌ها پیش، رولان لیتن، سرباز شاعر جنگ جهانی اول، در شعرش از جنگل پلاگ‌استریت برای معشوقش فرستاده بود: «کاش این نامه با سرعتی همانند افکارم به دستت می‌رسید، یا حتی بیشتر... ای کاش خودم با همان سرعت نزدت می‌آمدم. در آن صورت همیشه کنارت بودم و دیگر نیازی به سفر نداشتیم...» ibna.ir/x6Js8 @ibna_official