🔰لناز رستمزاد در گفتوگو با ایبنا؛
یک وَن برای دیدن، کشف کردن و همراه شدن در ماجرا
🔸الناز رستمزاد گفت: در ترجمه مترجم باید خود را با شخصیتها یکی بداند. معمولا در ترجمههایم این سبک را رعایت میکنم که قبل از نوشتن ترجمه با فضای داستان و شخصیتها همگام میشوم و خود را به جای آنها تصور کرده و سپس ترجمه را انجام میدهم تا بتوانم آن موقعیت را به درستی درک کنم. هر چقدر هم باشد زبان مادری من ترکی است و برای نوشتن ترجمه مجبور هستم یکبار به زبان خودم قابل فهم بدانم و سپس متن را به زبان فارسی و معادل آن برگردانم.
🔸رستمزاد که در حوزه ترویج و تسهیلگری کتاب نیز فعالیت دارد، در این گفتوگو از دشواریهای ترجمه ادبیات کودک، اهمیت هماهنگی متن و تصویر، ضرورت فاصله گرفتن از ترجمه تحتاللفظی و نقش مترجم در حفظ صدای نویسنده میگوید. او معتقد است مترجم نباید در جایگاه معلم قرار بگیرد و مفاهیم آموزشی را با توضیحهای اضافه به کودک تحمیل کند؛ بلکه باید اجازه دهد پرسشگری و خلاقیت از دل داستان شکل بگیرد.
🔸️معتقدم کتاب کودک باید مفهومی را به کودک منتقل کند و ذهن او را با سوالاتی از خود و کشف خود و دنیایش درگیر کند. در آثار دیگر نویسنده (عایشهنور کورتولوش پلتک) نیز همین نگاه به تخیل، بازی، کشف و ماجراجویی دیده میشود. در مجموعه (Mavi mini) نیز کودک با مفاهیمی مانند پیدا کردن جزئیات، تقویت حافظه دیداری، شناخت آدمها و تجربه سفر و خانواده درگیر میشود.
🔸هنگام ترجمه نمیتوان فقط جملههای زبان مبدا را جداگانه دید. باید به فضای تصویری، حالت شخصیتها، جزئیات صحنه نیز توجه کرد. بعضی واژهها حتی در تبدیل به زبان مقصد نیز آن مفهوم اصلی خود در زبان مبدا را از دست میدهند که من در این کتاب نیز به چند مورد برخوردم و مجبور به تغییر به سبک زبان مقصد (فارسی) و سن مخاطب شدم.
🔸️این کتاب میتواند برای کودک شبیه سفر کوچک باشد که همراه خانواده جاده، طبیعت، شخصیتها، تصاویر و اتفاقهای پیشبینی نشده را در کنار هم تجربه میکند. اما مهمتر از رسیدن به مقصد خود مسیر است. اگر بخواهم به والدین سخنی را بگویم، این کتاب فرصتی است برای این که همیشه پاسخ سوالهای کودک را بدهیم، گاهی همراه او سوال کنیم، اجازه دهیم خودش بخشی از داستان را کشف کند. شاید همین نگاه یکی از زیباترین ویژگیهای ادبیات کودک باشد.
ibna.ir/x6Jwn
@ibna_official
🔰در پانزدهمین عصر بخارا مطرح شد/۳
۲۸ مرداد ۱۳۳۲ از منظر منافع ملی
🔸ولی نصر گفت: رهبران انقلاب اسلامی بر این باور بودند که ایران در دوران پهلوی، بهویژه پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، در واقع به یک مستعمره تبدیل شده بود. البته من با این نظریه (که ایران صرفاً یک مستعمره بود) موافق نیستم و معتقدم آن کودتا بسیار سادهانگارانه به عنوان نبردی میان «خوب و بد»، «قدرتهای خارجی در برابر ملیگرایی ایران» یا «دیکتاتوری در برابر دموکراسی» تحلیل شده است
🔸️به نظر من، جمهوری اسلامی از سال ۱۳۵۷ به بعد، بهویژه بینشی بسیار واضح و ثابت در مورد منافع ملی و امنیت ملی داشته است و این نگرش، ریشه در تاریخ دارد. در واقع فکر میکنم انقلاب ایران در مقطع وقوعش، چه در جناح مذهبیاش که تحت مدیریت آیتالله خمینی بود و چه در بخش غیرمذهبیاش که در حیطه جریانهای چپ و طرفداران جبهه ملی و دموکراسی قرار داشت، بینشی ویژه نسبت به تاریخ ایران داشتند. بهخصوص کسانی که انقلاب را ممکن ساختند و رهبرانی که آن را تثبیت کردند، ایران را در طول دو قرن پیش از خود، مملکتی ضعیف میدیدند؛ یعنی ایرانی که در دوران قاجار، زیر سایه استعمارگران بود.
🔸بینشی که من در این کتاب مطرح کردهام نیز بر همین محور است که اگر به منابعی که عملکرد و تصمیمگیریهای جمهوری اسلامی را تحلیل میکنند بازگردیم، میبینیم که این نظام از سال ۱۳۵۷ به تدریج خود را با راهبردی کلان عجین کرد که محور آن «حفظ استقلال ایران» است؛ راهبردی که در آن، جمهوری اسلامی حاضر است برای پاسداشت این استقلال، هر هزینهای را بپردازد. در واقع، ایران در یک نبرد تقریباً پنجدههای با ایالات متحده برای حفظ این استقلال درگیر شده است. این روند ابتدا با بیرون راندن آمریکا از ایران (بهویژه پس از ماجرای گروگانگیری در سفارت) آغاز شد و از آن زمان، جمهوری اسلامی همواره تلاش کرده است تا آمریکا را از مرزهای خود دور کرده و گامبهگام از خاورمیانه خارج سازد. نزاع با آمریکا در لبنان، تقابل در عراق و سرمایهگذاری در نیروهای نیابتی در سراسر خاورمیانه، همگی در راستای تحقق این راهبرد کلان پدید آمدهاند.
🔸️من فکر میکنم، مناظره آینده ایران را شکل خواهد داد؛ بین مردم و حکومت و حتی در داخل حکومت. یعنی احتیاج به ایجاد یک توازن بین استقلال و آنچه مردم میخواهند، یعنی رفاه، آرامش و تعامل با بقیه جهان. ولی این مناظره قابل فهم خواهد بود، مگر اینکه ما ریشههای تاریخیاش را بشناسیم و بتوانیم دنبال بکنیم که چطور این ریشههای تاریخی در طول زمان و در حیطه منازعات و اتفاقات مختلفی که افتاده، از زمان انقلاب تا به امروز، شکل گرفته و اصولاً به این فهم برسیم که راهبرد کلان جمهوری اسلامی یکی از مهمترین ستونهای جمهوری اسلامی، یکی از مهمترین عوامل نظام و اصولاً از خصوصیات جمهوری اسلامی در ظرف پنج دهه گذشته بوده است
ibna.ir/x6JvV
@ibna_official
🔰گفتوگو با کارگردان نمایش «آذرمیدخت» درباره یک اقتباس تاریخی؛
آذرمیدخت چگونه از یک شخصیت تاریخی به یک انسان نمایشی تبدیل شد؟
🔸 نمایش تاریخی زمانی از بازسازی صرف گذشته فاصله میگیرد که بتواند از دل اسناد و روایتهای تاریخی، جهان انسانی شخصیتها را کشف کند. کارگردان و بازیگر نمایش «آذرمیدخت»، با تأکید بر اینکه تئاتر نباید کتاب تاریخ را روی صحنه تکرار کند، از فرآیند تبدیل یکی از زنان فرمانروای دوره ساسانی به شخصیتی نمایشی سخن گفت.
🔸️ویژگی مهم این اثر، بازگشت به ساختار مونولوگ و قرار گرفتن تمام بار روایت بر دوش یک بازیگر است؛ انتخابی که هم امکان تمرکز بیشتر بر ذهنیت شخصیت اصلی را فراهم میکند و هم بازیگر را با چالش خلق چندین جهان شخصیتی، بدون اتکا به حضور بازیگران متعدد، مواجه میسازد.
🔸️در تئاتر، تاریخ نقطه آغاز است، نه پایان. ما باید بتوانیم از دادههای تاریخی به سمت کشف جهان انسانی شخصیت حرکت کنیم. در مورد آذرمیدخت نیز تلاش کردیم به جای تمرکز صرف بر وقایع بیرونی، به شرایط درونی وی نزدیک شویم؛ اینکه چگونه یک انسان در موقعیتی قرار میگیرد که باید میان قدرت، اخلاق، احساسات شخصی و شرایط سیاسی تصمیم بگیرد.
🔸️نمایشنامهنویس باید تاریخ را بهخوبی بشناسد، اما نباید اسیر جزئیات تاریخی شود. هنر نمایشنامهنویسی در این است که بتواند از دل اسناد، موقعیتهای دراماتیک استخراج کند و شخصیتهایی خلق کند که برای مخاطب امروز نیز زنده و قابل لمس باشند.
🔸️به اعتقاد من، ماندگاری آثار تاریخی دقیقاً در همین تعادل شکل میگیرد؛ جایی که پژوهش، پشتوانه تخیل میشود و تخیل نیز تاریخ را از یک روایت ایستا به تجربهای انسانی و زنده تبدیل میکند.
🔸️به اعتقاد من، وفاداری به تاریخ فقط به معنای تکرار جزئیات تاریخی نیست. گاهی ممکن است یک اثر تمام جزئیات ظاهری یک دوره را رعایت کند، اما نتواند روح آن دوره یا انسانهای آن زمان را منتقل کند.
🔸️برای من، مهمترین مسئله وفاداری به هسته انسانی شخصیت بود. اینکه آذرمیدخت چه دغدغههایی دارد، چه تضادهایی را تجربه میکند و چگونه در برابر موقعیتهای دشوار واکنش نشان میدهد.
ibna.ir/x6Jh9
@ibna_official
🔰باز هم تعطیلی یک کتابفروشی دیگر؛
تعطیلی چشمه جم؛ تکرار حذف کتابفروشی از شهر
🔸کتابفروشی چشمه جم پس از پنج سال فعالیت، بهدلیل افزایش هزینههای اجاره و جابهجایی، جمعه گذشته تعطیل شد؛ با این حال، استقبال مخاطبان در دو روز پایانی فعالیت، جلوهای از پیوند کتابفروشی با مخاطبانش بود.
🔸علی رستگار، مدیر امور مشتریان نشر چشمه درباره تعطیلی کتابفروشی چشمه جم گفت: مدتی قبل از سوی مجتمع اعلام شد که باید به واحدی در طبقه پایین منتقل شویم، واحد جدید بزرگتر بود و اجاره بیشتری داشت و از نظر دکور و سایر هزینهها اما برای ما هزینهبرتر بود.
🔸وی افزود: همان کتابفروشی در جای قبلی هم سودآور نبود؛ بنابراین با جابهجایی، باید هزینههای بیشتری پرداخت میکردیم و طبقه پایینتر نیز مزیت خاصی نداشت. به همین دلیل اعلام کردیم که جابهجا نمیشویم و برای تمدید قرارداد در محل قبلی آماده هستیم.
🔸️رستگار، با اشاره به شعبههای چشمه در شمال تهران که پیش از این تعطیل شدهاند، افزود: شعبههایی مانند چشمه پریس، چشمه رایزن، چشمه جم و چشمه شعبه فلامک را طی سالهای اخیر به دلایل مختلف که بخش عمده آنها اقتصادی بوده، تعطیل کردیم، اما هنوز امیدواریم و تلاش ما این است که با ایجاد مکانهای جدید، حضور خود را در نقاط مختلف شهر گسترش دهیم.
ibna.ir/x6JsH
@ibna_official
🔰حسین انتظامی در مرا سم رونمایی «صندوق توسعه فرهنگ و هنر»
مفهوم «فرهنگبنیان» در کنار مفهوم «دانشبنیان» قرار گیرد
🔸معاون توسعه مدیریت و منابع وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی گفت: خوب است مفهوم «فرهنگبنیان» در مقررات بالادستی، در کنار مفهوم «دانشبنیان» قرار گیرد تا مشخص شود هردو یک مفهوم را دنبال میکنند.
🔸یکی از خلأهایی که در سالهای گذشته احساس میشد، همین موضوع بود؛ کسانی که در حوزههای مهندسی و تولید فعالیت میکردند، خیلی زود مفهوم «دانشبنیان» را درک کردند و توانستند از این ظرفیت و شیوهها برای رشد و ارتقای صنایع خود استفاده کنند اما در حوزه فرهنگ، هنوز این اتفاق به معنای واقعی شکل نگرفته است.
🔸️برای اینکه این صندوق صرفاً در حد مراسم و اتفاق مقطعی باقی نماند و حرکت آن متوقف نشود، حتماً برای سنجش عملکرد آن شاخص تعریف کنیم.
🔸️ باید مشخص باشد که در ماههای آینده صندوق چه میزان تأمین مالی خواهد داشت، چه تعداد از فعالان حوزه فرهنگ و هنر از خدمات آن استفاده خواهند کرد و چه تعداد از بنگاههای فرهنگی و هنری میتوانند از این صندوق بهره ببرند.
ibna.ir/x6JwM
@ibna_official
🔰وقتی بیگانگی دیگر جذاب نیست؛
رمانهای نسل هزاره در دام ملال
🔸منتقد مجله آتلانتیک طی یادداشتی به قلم جم کالدر، معتقد است بسیاری از رمانهای نسل هزاره به جای روایت خلاقانه از اضطراب و بیگانگی انسان امروز، خود به اسارت همان ملالی درآمدهاند که قصد توصیفش را دارند
🔸شاید این بزرگترین پارادوکس ادبیات عصر دیجیتال باشد. نویسنده میخواهد درباره نسلی بنویسد که اسیر صفحههای درخشان تلفن همراه شده است، اما خود روایت نیز به همان اندازه سطحی و گذرا میشود. در چنین وضعیتی، رمان دیگر رقیب شبکههای اجتماعی نیست؛ بلکه نسخهای کندتر از همان تجربه است.
🔸قدرت ادبیات اما همیشه در جای دیگری بوده است. رمانهای ماندگار، حتی در تاریکترین روایتها، پنجرهای به جهان میگشایند. آنها کنجکاوی را زنده نگه میدارند؛ همان ویژگیای که انسان را از ماشین و الگوریتم متمایز میکند. ادبیات قرار نیست فقط واقعیت را ثبت کند؛ باید لایههای پنهان آن را آشکار سازد، به رنج معنا بدهد و از دل روزمرگی، لحظهای از شگفتی بیافریند.
ibna.ir/x6JbT
@ibna_official
🔰پروین قائمی در گفتوگو با ایبنا از «زن سفیدپوش» گفت؛
کالینز، آنسوی سایهی دیکنز
🔸«زن سفیدپوش» نوشته ویلکی کالینز یکی از درخشانترین ملودرامهای تاریخ ادبیات است که حالا با ترجمهای تازه از پروین قائمی و آذرمیدخت کاوهخوری منتشر شده است. اما ترجمه اثری با این حجم از جزئیات حقوقی و لایههای اجتماعی چه چالشهایی دارد؟ در این مصاحبه، پروین قائمی از تجربهاش در مواجهه با دنیای پیچیده ویلکی کالینز میگوید.
🔸 ترجمه این اثر تلاش کردیم در عین حفظ روانی و سلاست زبان فارسی، زبان خاص فاخر او را پیدا کنیم و خوشبختانه در بسیاری از بخشها موفق شدیم. بیتردید تسلط همکارم خانم کاوه بر ادبیات و تاریخ آن دوران نقش اساسی را در انتقال مفاهیم مستتر در رمان ایفا کرد. بدون اشراف بر این نکات، ترجمه این کتاب به این صورت ممکن نبود، ازجمله تسلط ایشان بر نکات حقوقی مخصوصا ارث.
🔸برای من دقت نظر و پرداخت دقیق شخصیتها، موقعیتها و احوال افراد بسیار جذاب بود. البته ترجمه این اثر به توصیه خانم کاوه صورت گرفت که آثاری از این دست و مخصوصا آثار کالینز را با دقت مطالعه کرده بودند. من تا قبل از این اثر کالینز را نمیشناختم و این ژانر ادبی برایم جذابیت خاصی نداشت.
ibna.ir/x6JwT
@ibna_official
🔰روایت شرمین نادری از ترویج کتاب و کتابخوانی؛
مروج صلحم، کتاب در دستم
🔸️شرمین نادری معتقد است، مروجان کتابخوانی، سرباز صلح هستند و نباید بهخاطر جنگ، کتاب و آگاهی را از کودکان دریغ کنیم.
،🔸️«همیشه میگویم آتش جنگ، چراغ آموزش را خاموش میکند». ادامه میدهد انگار تمام این سالها، آدمهایی مثل عبدالحکیم بهار، محبوبه نیکنظر و دهها مروج دیگر، سعی کردهاند یک کار انجام دهند و نگذارند چراغ کتابخانهها، حتی وسط جنگ، خاموش بماند وقتی آتش جنگ میخواهد چراغ آموزش را خاموش کند..
🔸️حتی در شرایط جنگی، مدرسه ساختهاند، مدرسهای که پارسال، در جنگ ۱۲ روزه، ساخت آن آغاز شده بود ادامه پیدا کرد؛ چون منطقه روستایی بود و اتفاقات کمتری در آنجا میافتاد. وقتی درباره ارسال کتاب سخن میگوید، پشت این کار فقط ارسال چند بسته کتاب نیست. نزدیک ۵۰ کتابدار را میشناسند؛ آدمهایی که از آنها درخواست کتاب کردهاند. میگوید برخی از این کتابدارها خودشان تبدیل به «کتابخانه مادر» شدهاند. کژال بیگلری در سنندج یکی از آنهاست که با سه، چهار کتابخانه روستایی در ارتباط است و بر اساس تشخیص خودش کتابها را به آن کتابخانهها میفرستد.
🔸اگر کتابخوانی گاهی برای بعضیها «پز» است، اشکالی ندارد. چه بهتر که کتاب خواندن و کار فرهنگی پز باشد. میگوید آدمهایی را دیده که دوست دارند نشان بدهند کتاب میخوانند. به نظر او، حتی اگر انگیزهشان پز دادن باشد، باز هم اتفاق بدی نیست.
🔸️کسانی که کتاب میخوانند، بین خودشان رمز دارند. کدهایی که آنها را وادار به گفتوگو میکند. ممکن است عقاید شما و یک نفر دیگر صددرصد متفاوت باشد، اما وقتی یک کتاب مشترک خواندهاید، حرف یکدیگر را گوش میدهید. «این مهم است». به نظر او، واقعیت کتاب همین است
ibna.ir/x6Jwd
@ibna_official
🔰بازاندیشی در محافظهکاری اسکروتن در گفتوگو با شاهین زینعلی؛
چگونه میتوان هم محافظهکار بود، هم دچار تصلب فکری نشد
🔸بهگفته زینعلی: « از نظر اسکروتن، اگرچه در دنیای امروز مسائل و مشکلات بسیاری وجود دارد اما چیزهای زیبایی هم هست که از جهان قدیم برجا مانده و باید حفظ شوند. او این محافظت را نیز در گروی بازاندیشی مداوم درباره آن امور دانسته و از این منظر در میان محافظهکاران نیز شاید بتوان گفت جایگاه منحصر بهفردی دارد، چراکه بهصورت معمول، محافظهکاران خود به بدبینی شهرهاند.»
🔸️این کتاب دارای نثری ساده و قابل فهم برای عموم علاقهمندان به اندیشه سیاسی است و میتواند یک راهنمای به نسبت جامع و اولیه برای شناخت اندیشه محافظهکاری باشد که بر خلاف تصور در ایران بسیار ناشناخته و مبهم است. انگیزه من نیز برای ترجمه این اثر همین ابهامزدایی و شناساندن آن به عموم موافقان و مخالفان آن در حد توان است تا در تحلیلها و داوری مسائل و مباحث مرتبط سیاسی که این قسم عناوین و اصطلاحات در آنها بسیار به کار میرود، شناخت درستی از آن پیدا کنند.
🔸️محافظهکاری مانند اسکروتن همانقدرکه بر حفظ تأکید دارد، بهدلیل اینکه میداند پذیرش تغییر، خود گاهی کلید ثبات و حفظ است، پذیرای تغییرات نیز هست و از تصلب دوری میکند. او و سایرین تنها به این اصل محافظهکارانه پایبندند که در هر تغییری، سهم تغییر باید کمینه و سهم حفظ بیشینه باشد تا از تبعات تغییرات ناگهانی اجتناب کنیم.
🔸️تفسیر ایدئولوژیک از محافظهکاری، امری اجتنابناپذیر است و در هر جامعهای، از آنجاکه پیکار و رقابت سیاسی وجود دارد و ایدئولوژی نیز ابزار آن است نمیتوان انتظار داشت تفاسیر ایدئولوژیک از مکاتب سیاسی وجود نداشته باشد. حتی شاید بتوان گفت وجود آنها لازم و ضروری است. اما مشکل از جایی ناشی میشود که ایدئولوژی جای تفکر فلسفی را گرفته و تبدیل به یگانه منبع تفکر شود. از آنجاییکه بهخصوص در جامعه ما خویشتنداری بهعنوان یک فضیلت سیاسی چندان پررنگ نیست و باورمندان به ایدئولوژیها به چیزی جز پیادهسازی بیکموکاست آن رضایت نمیدهند، مسائل لاینحل و پیچیدهتر میشوند.
🔸محافظهکارانی مانند اسکروتن معتقدند آنچه باعث میشود دموکراسیها با وجود تمام مشکلاتی که به وجود آورده و تنفری که گاه از سیاستمداران ایجاد کردهاند فرونپاشند، امری فراتر از سیاست است. آنها اگرچه امروزه دیگر «فرد» و حقوق آن را به رسمیت میشناسند، اما مانند گذشتگان خود به یک «ما» و یک اول شخص جمع معتقدند که وجود آن است که جوامع را سرپا نگه میدارد. یک وفاداری ماقبل سیاسی پیش از قرارداد اجتماعی بهعنوان نطفه زایش جامعه سیاسی وجود دارد که حفظ آن برای موجودیت جامعه سیاسی ضروری است و این وفاداری جمعی عمدتاً در نهادهای کهن مانند خانواده و مذهب و امثالهم و از طریق آنها تبلور مییابد که مدتها پیش از قرارداد فرضی عینیت یافتهاند.
ibna.ir/x6JwS
@ibna_official
🔰پژوهشی تازه درباره حافظه فرهنگی اصفهان؛
ثبت تاریخ فرهنگی اصفهان و مفاخری که به متن روایت آمدهاند
🔸 کتاب «جایی کمی دورتر» حاصل بیش از سه سال و نیم پژوهش میدانی مهدی تمیزی است که در جلد نخست، زندگی و آثار ۴۰ نامآور فرهنگی و هنری اصفهان را بررسی میکند و حالا با ثبت تاریخ فرهنگی اصفهان، مفاخر این استان از حاشیه به متن روایت آمدهاند
🔸️مهدی تمیزی: من نامآور بودن را از معنای مطلق شهرت به معنای اصالت و برتری در اثر میدانم. بهگونهای، تفاوت میان فرد مشهور و فرد نامآور، تفاوت میان شنیده شدن و درک شدن است. فرد مشهور ممکن است به دلیل هوش، جایگاه اجتماعی یا حتی جنجالهای روز، در افکار عمومی بازتاب داشته باشد، ولی این بازتاب لزوماً نشاندهنده کیفیت حضور او در جهان نیست.
🔸از آنجایی که گورستانها به جای یک فضای مرده، یک متن زنده هستند، میتوانیم به شاخصهای همچون کالبدشناسی مرگ بپردازیم. گورستان، آرشیوی باز در فضای شهری است. گورستانها برخلاف آنچه عموم مردم و بهویژه عموم مدیران و مسئولان تصور میکنند، تنها جایی برای خاکسپاری پیکر مردگان نیست؛ گورستانها در واقع آرشیوی باز و بیصدا از تمدن یک شهر هستند. هر گورستان، با شیوه و آیینهای خاکسپاری، سنگ آرامگاهها و اشیاء وابسته به خاکسپاری و آرامگاه، معماری و نقشها و خطها، دارای دادههای ارزشمندی هستند؛ برای نمونه: سند تاریخی و اجتماعی بودن گورستانها از جایی سرچشمه میگیرد که کتیبههای تایپوگرافی و نقوش، نامها، زادروزها، روزهای درگذشت و شغلها، نقشه دقیق لایههای اجتماعی یک دوره را ترسیم میکنند. از راه گورستان میتوان فهمید که در یک دوره، نامگذاریها، شغلها، پسندها و زیباییشناسیها چگونه بودهاند و نیز طبقات اجتماعی چگونه توزیع میشدند، سلسله مراتب قدرت چگونه بوده و حتی تغییرات جمعیتشناختی شهر چگونه رخ داده است. باید آگاهی پیدا کنیم و آموزش ببینیم که گورستانها نمایشگاه فرهنگی بیزمان هستند که در آن، سبکهای ملی و محلی در تلاقی با جریانهای جهانی، خود را نشان میدهند.
🔸کتاب «جایی کمی دورتر» که با تمرکز بر نامآوران فرهنگ و هنر آرامستان باغ رضوان اصفهان پژوهش و نوشته شده، فراتر از یک روایت محلی، یک استراتژی برای دیپلماسی فرهنگی و ارائه هویت شهری در سطح جهانی است. فارسی انگلیسی بودن این کتاب، نشان میدهد که هدف، صرفاً ثبت تاریخ نیست، بلکه بومیسازی جهانی است؛ یعنی تبدیل یک روایت بسیار خاص و محلی به زبانی که برای جامعه علمی و فرهنگی جهان قابل فهم و تحلیل باشد.
ibna.ir/x6Jvz
@ibna_official
🔰گفتوگو با مترجم کتاب «هندوئیزم: از دیانت تا سیاست»؛
بزرگترین دموکراسی مورد تحسین جهانیان
ردپای این هاضمه فرهنگی قوی در نام خیابانها بر جای مانده است
🔸امیرحسین ذکرگو گفت: هندوستان برای دهههای متمادی به عنوان بزرگترین دموکراسی مورد تحسین جهانیان بود. اما اینک به نظر میرسد سیاست، به نام دیانت، برای منافع فرقهای، زور بازوی خود را بر معنویت تحمیل کرده است. درباره «ظرفیت همزیستی با ادیان دیگر» مطالعه تاریخ هند نشان میدهد که آئین هندو از انعطاف و پذیرایی بیمانندی نسبت به اقوام و ادیان دیگر برخوردار بوده است. ردپای این هاضمه فرهنگی قوی در نام خیابانها بر جای مانده است.
🔸در این کتاب، به موضوع سیال بودن مفهوم «هندوئیزم» و اینکه چه کسی را میتوان «هندو» خواند، با ذکر مثالهای ملموس پرداخته شده است. این مضمون، زیر عناوینی چون «هندوئیزم به عنوان دین قومی»، «هندوئیزم به مثابه یک دین جهانی»، «رابطه میان عناصر قومی و جهانی»، و «خدمات هندوئیزم به حیات دینی معاصر» مورد بحث قرار گرفته است.
🔸️البته هندوئیزم از لحاظ تکثُرِ مفاهیم، از دیگر ادیان شناخته شده، خصوصا ادیان ابراهیمی، متنوعتر است. این تنوع، تنها محصول تفاسیر متضاد از یک پدیده واحد نیست، بلکه «سیال بودن» امری باطنی است که در جایجای متون هندویی به آن اشاره شده است.
🔸در خصوص «ظرفیت همزیستی با ادیان دیگر» مطالعه تاریخ هند نشان میدهد که آئین هندو از انعطاف و پذیرایی بیمانندی نسبت به اقوام و ادیان دیگر برخوردار بوده است. ردپای این هاضمه فرهنگی قوی در نام خیابانها بر جای مانده است.
ibna.ir/x6Jxm
@ibna_official
🔰حبیب یوسفزاده در گفتوگو با ایبنا؛
هر اثر داستانی که با طنز آمیخته باشد، تأثیرگذارتر است
🔸حبیب یوسفزاده گفت: دستوپنجه نرم کردن با فقر و تنگدستی، خودش نوعی جنگ است؛ بهویژه در شرایط جنگی که مردم بیشتر در مضیقه هستند. این هم در واقع روی دیگر سکه و سمت دیگر جبهه است. خیلی از آثار داستانی هستند که در واقع پشت جبهه را روایت میکنند تا ترجمان آن چیزی باشند که در جبهه اتفاق افتاده است.
🔸یوسفزاده در این کتاب، با تکیه بر طنز و موقعیتهای داستانی، ماجرای موشکی عملنکرده را روایت میکند که در یک مزرعه فرود میآید و واکنش اهالی را به دنبال دارد. در این میان، خنده و شوخطبعی در کنار مفاهیمی همچون ترس، اضطراب، همدلی، امید و تابآوری قرار میگیرند تا تصویری متفاوت از روزهای جنگ پیش روی مخاطب نوجوان قرار گیرد. نویسنده معتقد است طنز میتواند راهی برای نزدیکتر شدن نوجوان امروز به تجربهای تاریخی باشد که خود آن را از نزدیک لمس نکرده است.
🔸مخاطب، بهویژه مخاطب نوجوان، ذاتاً گرایش به طنز دارد. طنز و شوخطبعی در خون نوجوان است. گاهی در مدرسه دیده میشود که نوجوانی زیر میز، خیلی قایمکی، دارد کاریکاتور معلمش را میکشد یا سعی میکند از طریق شوخطبعی، در واقع ابرازگری کند، خودش را نشان بدهد و جلب توجه کند. به همین علت فکر میکنم طنز قالب جذابی برای مخاطب است و هر اثر داستانی که با طنز آمیخته باشد، تأثیرگذارتر و برای مخاطب جذابتر خواهد بود.
🔸️خیلی آدمها، به قول معروف، هزینه میکنند تا بترسند و بعدش بخندند. این مرز باریک باعث میشود این موقعیتها با هم در تعامل و دادوستد باشند. شما به گونهای از داستانهای طنز یا فیلمهای طنز که نگاه میکنید، نوعی اضطراب هم در آنها وجود دارد؛ اضطراب و آمیخته با ترس را در بسیاری از فیلمهای کمدین معروف، هارولد لوید، میبینیم که از یک برج بلند آویزان شده و عقربه آن ساعت، آن برج را دو دستی چسبیده است. یک دفعه عقربه هم کنده میشود. شما دلتان یک دفعه میریزد، ولی در پس ذهنتان به رفتارهای او هم میخندید. این چیز جدیدی نیست و بنده هم سعی کردم به حد بضاعت، از این ویژگی و از این در واقع مجاورت طنز و ترس استفاده کنم در این داستان.
ibna.ir/x6JxC
@ibna_official