🔰از جادوی هرمان هسه تا تسلیبخشی جیمز بالدوین؛
چرا کتاب میخوانیم؟
🔸کتابها پادزهری در برابر تنهایی وجودی ما هستند، آنها ما را با دیگری روبهرو میکنند و در همان حال به خودمان برمیگردانند. اما هیچ دانشی جایگزین تجربه مستقیم زندگی نمیشود. ماریا پاپووا در این متن با تکیه بر شعر کوتاه هرمان هسه و اشاره به تأملی از جیمز بالدوین و مارسل پروست، از نسبتی میگوید که میان خواندن، خودشناسی و تجربه مستقیم زندگی برقرار است.
🔸️جیمز بالدوین نگاهی جامعهشناختی و همدلانه به امر خواندن دارد. او در گفتگوهایش و بهویژه در مقاله سال ۱۹۶۲ خود با عنوان «فرآیند خلاق» و مصاحبه معروفش با مجله لایف در سال ۱۹۶۳، از تجربه خواندن اثر داستایفسکی و دیکنز یاد میکند. بالدوین میگوید خواندن به ما یادآوری میکند که رنجهایمان بیسابقه نیستند و همین رنجها ما را به بقیه انسانها پیوند میزنند. از نظر او، هنرمند یک «تاریخنگار عاطفی» است که وظیفه دارد شکوه و سرنوشت محتومِ شناختِ خویشتن را به تصویر بکشد.
ibna.ir/x6J8G
@ibna_official
🔰فصل تازهای در تجربه مطالعه؛
هوش مصنوعی امکان گفتوگو درباره کتابها را فراهم کرد
🔸نسل جدیدی از ابزارهای هوش مصنوعی با افزودن قابلیت گفتوگو به کتابهای الکترونیکی و صوتی، به خوانندگان امکان میدهد هنگام مطالعه درباره شخصیتها، مفاهیم و رویدادهای کتاب پرسشهای خود را مطرح کنند؛ فناوریای که در کنار استقبال کاربران، نگرانیهایی درباره حق مؤلف نیز ایجاد کرده است
🔸رشد این ابزارها همزمان نگرانیهایی درباره حق مؤلف ایجاد کرده است. سینای ایآی اعلام کرده تنها از کتابهای موجود در مالکیت عمومی یا آثاری استفاده میکند که مجوز نویسندگان، ناشران یا صاحبان حقوق آنها را دریافت کرده باشد.
🔸️همه از این فناوری استقبال نکردهاند. انجمن نویسندگان آمریکا در ماه دسامبر از قابلیت «از این کتاب بپرس» آمازون انتقاد کرد و گفت این سرویس بدون دریافت مجوز ارائه شده، درآمدی برای نویسندگان و ناشران ایجاد نمیکند و به صاحبان آثار نیز حق انتخاب نمیدهد. این انجمن هشدار داد که چنین رویهای میتواند «سابقهای خطرناک» در استفاده از آثار دارای حق نشر توسط ابزارهای هوش مصنوعی ایجاد کند.
ibna.ir/x6Jf9
@ibna_official
🔰نگاهی به «چرا ایالات متحده از ایران شکست خورد؟»؛
اراده یا قدرت؟ مسئله دقیقاً همین است!
🔸میتسوگو سایتو، دیپلمات برجسته ژاپنی کتاب «چرا ایالات متحده از ایران شکست خورد؟» تنگه هرمز را نه فقط یک مسیر آبی، بلکه یک ترانزیستور سیاسی توصیف میکند که سیگنالهای نظامی را به شوکهای اقتصادی جهانی تبدیل میکند.
🔸️برای فهم زاویه دید مولف، شناخت پیشینه او راهگشا و ضروری است. سایتو نزدیک به چهار دهه در دستگاه دیپلماسی ژاپن فعالیت کرده و مأموریتهایش او را به مصر، عربستان سعودی، اسرائیل، عراق، امارات، عمان و ایران برده است. او در عمان و ایران سفیر بوده و از معدود دیپلماتهای ژاپنی است که محیطهای سیاسی ایرانی، عربی و اسرائیلی را از نزدیک تجربه کردهاند. همین حضور میدانی به او امکان داده تفاوت زبانهای امنیتی را نه فقط در اسناد، بلکه در دل محاسبات متعارض دولتها ببیند. تهدیدی که در یک پایتخت ابزار چانهزنی تلقی میشود، ممکن است در پایتخت دیگر نشانه آمادهشدن برای حمله باشد و اقدامی که یک طرف بازدارندگی مینامد، برای طرف دیگر دلیلی برای تسریع آمادگی دفاعی میشود.
🔸️کتاب توضیح میدهد که برای اثرگذاری بر محاسبات واشینگتن، نیازی به بستن فیزیکی تنگه نیست؛ بلکه کافی است ادراک ناامنی در بازارها ایجاد شود. او یادآوری میکند که تنگه هرمز محل تلاقی نفت چند کشور و به طور میانگین محل عبور و مرور ۱۸ الی ۲۵ درصد نفت جهان است و برای کشتیهای شرکتهای مختلف، بیمهگران بینالمللی و اقتصادهای صنعتی دوردست اهمیتی ویژه دارد. شرکت کشتیرانی برای تغییر مسیر منتظر غرقشدن کشتی خود نمیماند؛ افزایش احتمال حمله، بالا رفتن حق بیمه و دشواری تأمین خدمه برای بازنگری در تصمیم کافی است و بازار انرژی نیز برای واکنش به کمبود قطعی صبر نمیکند. تهدیدی که در جغرافیایی محدود شکل گرفته، از مسیر هزاران تصمیم اقتصادی تکثیر میشود؛ ناو جنگی میتواند از یک نفتکش محافظت کند، اما نمیتواند تردید بیمهگران و معاملهگران انرژی را از میان ببرد.
🔸️نویسنده تصور فروپاشی سریع را به چالش میکشد؛ این تصور معمولاً بر این فرض استوار است که نارضایتی اقتصادی و حمله خارجی جامعه را بیدرنگ به شورش و سپس تغییر حکومت سوق میدهد، در حالی که تغییر سیاسی گسترده به لایه رهبری جایگزین، سازمانهای سراسری و برنامه انتقال قدرت نیاز دارد. شهروند ایرانی و ناراضی از سیاست داخلی، لزوماً فروپاشی نظم عمومی یا مداخله خارجی را نمیپذیرد. نارضایتی بهتنهایی نظم تازهای نمیسازد و در نبود بدیل روشن، ممکن است به احتیاط و ترجیح ثبات بر خلأ قدرت منجر شود.
ibna.ir/x6Jy3
@ibna_official
🔰گزارش ایبنا از یک کتابخانه تخصصی در گرمه؛
جنگ نابرابر کتاب و موبایل؛ کتابخانهای که تصمیم گرفت نبازد
🔸 کتابخانه تخصصی کودک و نوجوان «هدهد سفید» در گرمه، با پذیرش واقعیتِ حضور پررنگ فضای مجازی در زندگی نسل امروز، استراتژی خود را از مقابله به همزیستی مسالمتآمیز تغییر داده و با رویکردی متفاوت، به دنبال پیروزی در نبرد نابرابر میان کتاب و فضای مجازی است هرچند که چالشهای بودجهای و کمبود منابع بهروز، همچنان بزرگترین سد در برابر این تلاش برای بازآفرینی فرهنگ مطالعه هستند.
🔸واقعیت این است که فضای مجازی، با جذابیتهای بصری و دسترسیهای به موقعاش، بخش بزرگی از زمان و توجه کودکان و نوجوانان را بلعیده است. در چنین شرایطی، کتابخانههایی که این واقعیت را نادیده بگیرند و همچنان با الگوهای دهههای گذشته به فعالیت خود ادامه دهند، بهمرور غبار فراموشی و خاک بر قفسههایشان خواهد نشست. هدهد سفید، با جسارتِ عبور از نگاههای سنتی، پاسخی عملی برای این پرسش یافته است: کتابخانهای که خودش را رقیب فضای مجازی تعریف کند، از همان ابتدا بازنده میدان است.
🔸حبیب رویانی، مسئول کتابخانه هدهد سفید در گفتوگو با خبرنگار ایبنا بیان کرد: با توجه به جذابیت و گستردگی فضای مجازی، ما در کتابخانه تلاش نمیکنیم با آن مقابله مستقیم کنیم، بلکه سعی میکنیم از همان ابزارها و جذابیتها به نفع کتابخوانی استفاده کنیم. کتابخانه را از یک فضای صرفاً ساکت و رسمی، به محیطی شاد، تعاملی و دوستداشتنی تبدیل کردهایم؛ جایی که کودک احساس کند حضور در آن، حتی از فضای مجازی هم لذتبخشتر است. برنامههایی مانند قصهگویی و شاهنامهخوانی، مسابقات کتابخوانی و کارگاههای نقاشی، نمایش، نویسندگی و آموزش هوش مصنوعی باعث میشود کودک فعالانه درگیر محتوا شود، نه صرفاً مصرفکننده مانند فضای مجازی.
🔸پیام اصلی این است که کتابخانه کودک و نوجوان را فقط یک مخزن کتاب نبینید، بلکه آن را بهعنوان یک فضای تربیتی و خلاقیتمحور و محل سرمایهگذاری برای آینده جامعه جدی بگیرید. برای دگرگونی این فضاها، نیازمند حمایت جدیتر، منابع بهروز، تجهیزات مناسب و توجه به نقش کتابداران متخصص هستیم. سرمایهگذاری فقط در ساختمان و کتاب کافی نیست؛ باید روی محتوا، برنامههای خلاق و نیروی انسانی متخصص تمرکز شود تا کتابخانهها به پایگاه رشد فکری و فرهنگی نسل آینده تبدیل شوند.
🔸هدهد سفید گرمه ثابت کرد که کتابخانه تخصصی کودک و نوجوان، نه یک ایدهآل دستنیافتنی، که یک مسیر عملی و قابل تکرار است؛ اثبات اینکه پیروزی در برابر فضای مجازی، در تقلید از آن نیست، در فهمیدن آن است. این کتابخانه با امکاناتی محدود، اما با نگاهی که کتاب را رقیب گوشی نمیداند؛ توانسته فاصلهای را که فضای مجازی میان کودک و کتاب انداخته، کمی کوتاهتر کند. جایی که کتابخانه بهجای نصیحت و ممنوعیت، خودش را به زبان امروز نوجوان نزدیک کرده، کودک و نوجوان هم دوباره به سمت کتاب برگشتهاند.
ibna.ir/x6Jbm
@ibna_official
🔰به مناسبت سالمرگ و در گفتوگو با ماکان و ماهور زهرایی بازخوانی شد
محمد زهرایی؛ ایستاده بر قله نشر ایران
🔸ماکان و ماهور زهرایی از پدری میگویند که از فقر و کتابفروشی کوچک مشهد به قله نشر رسید و نامش با ماندگارترین آثار نشر خصوصی ایران گره
🔸️خیلی از چهرههای مذهبی، ملی ـ مذهبی و بسیاری از چهرههای روشنفکر آن روزها، مشتری کتابفروشی پدر بودند. بسیاری از افراد، که با حکومت وقت زاویه داشتند، در کتابفروشی «رازی» گردهم میآمدند. ازجمله مادرم که مسئول کتابخانه مدرسه بود و مشتری کتابفروشی پدرم میشود. مادرم، شاگرد توران خانم رضوی، همسر دکتر علی شریعتی بود. ایشان هم مشتری کتابفروشی پدرم بودند.خورد.
🔸آقای زهرایی بیان قوی و توانمندی خوبی در فروش کتاب داشتند به همین دلیل مشتری کتابفروشی را بدهکار میکردند. وقتی کتابفروشی پلمب میشود، نتوانستند طلبهایشان را وصول کنند اما آنطور که من شنیدم، تنها کسی که طلبش را پرداخت کرد، مادرم (خانم مستغنی) بودند. حتی برای ایشان، به دلیل رفتوآمد به کتابفروشی پدرم، پروندهسازی کردند و وقتی فقط حدود ۱۸ سال داشتند، دستگیر میشوند اما بعد از مدتی، متوجه میشوند، این دختر دانشآموز، یک مشتری ساده بوده بنابراین آزاد میشود.
🔸️آقای زهرایی، برای اکثر کتابهایشان کار ویژهای انجام دادند و با بیشتر مولفانشان همکاری نزدیک داشتند؛ ازجمله تولید کتاب «مستطاب آشپزی» آقای دریابندری که یکی از سختترین، دشوارترین و پیچیدهترین کتابهای نشر خصوصی ایران است. این کتاب وجود نداشت، یعنی محتوای آمادهای، وارد دفتر نشر نشد، بلکه همه چیز ساخته شد..
🔸️ دیوانگی خوبی در شخصیت آقای زهرایی برای تولید اثر وجود داشت و سیاستهای جالبی، برای بهترین نتیجه به کار میبستند. در کار استمرار داشت و هربار به نقطه پایان میرسید، دوباره شروع میکرد و در نهایت، پشت میز کارشان، هنگام ویراستاری کتاب از دنیا رفتند؛ شبیه حالت سجده، سرشان روی کتاب بود.
🔸️ آقای زهرایی، درحال تبدیل شدن به یک ناشر کاریزماتیک بود و وقتی رفت، ۶۴ ساله بود اما به اندازه ۱۰۰ سال کار کرده بود. بسیاری از ناشران علاقهمند و جوان، مشغول الگوبرداری از شیوه او بودند و معتقدم اگر مانده بود، امروز حداقل ۵۰ ناشر خوب داشتیم؛ البته ناشران خیلی خوبی داریم که با نگاه به کارهای آقای زهرایی، همچنان در حال آموختنند. پدر خودش هم از دیگران آموخت.
ibna.ir/x6Jxs
@ibna_official
🔰نگاهی به کتاب «شرمآگاهی؛ آغاز مسئولیت»؛
در روند ساختهشدن شرم مداخله کنیم
فهم «ناظم درون» با تفکر نقادانه
🔸کتاب «شرمآگاهی؛ آغاز مسئولیت» با این ایده پیش میرود که شرم در بستر فرهنگ و از دل روایتها، ارزشها و تفسیرهای ذهنی ساخته میشود. نویسندگان با تکیه بر تفکر نقادانه نشان میدهند چگونه میتوان بهجای صرفِ تابآوری، در روند شکلگیری شرم مداخله کرد: انواع شرم را شناخت، واکنشهای ناهوشیار (تسلیم، فرار، جبران افراطی) را دید، خطاهای شناختی را تشخیص داد و با بازبینی روایتهای شرمزا به مسئولیتپذیری احساسی و کاهش رنج غیرضروری نزدیک شد.
🔸کتاب با یک پیشگفتار روایی و تمثیلی شروع میشود؛ روایتی که هم خوشخوان است و هم «مسئله» را بهسرعت در قاب مینشاند. نویسندگان، شخصیت «تارزان» را که دور از جامعه و هنجارها بزرگ شده در برابر انسانی متمدن قرار میدهند؛ انسانی مانند «جورج واشینگتن ویلیامز» که در جهان اجتماعیِ مدرن زندگی میکند و پیوسته زیر نگاه معیارها و انتظارهاست. تارزان در جهان نیازهای طبیعیِ خود حرکت میکند: غذا، سرپناه، ایمنی، بقا؛ و احساساتش نیز عمدتاً حول همین محور میچرخد. اما در زندگی ویلیامز، چیزی هست که رفتار را تنظیم میکند و انتخابها را جهت میدهد: شرم؛ احساسی که در متن جامعه معنا پیدا میکند و با «قضاوت»، «تحقیر» و «طرد» گره خورده است. کتاب نشان میدهد معیارها آنقدر درونی میشوند که حتی اگر کسی بیرون از فرد او را بازخواست نکند، در «دادگاهی» درونی محکوم میشود؛ دادگاهی که در آن دادستان، قاضی و متهم هر سه خود فردند.
🔸نقطۀ کانونی اثر، از فصل چهارم به بعد آشکار میشود؛ جایی که عنوان کتاب دقیقاً به کار میافتد: عقلانی کردن شرم و تقویت مسئولیتپذیری احساسی. نویسندگان میگویند بیشتر منابع موجود پس از معرفی شرم، بر مدیریت پیامدها و افزایش تابآوری متمرکز میشوند؛ اینها مفیدند، اما کافی نیستند. پیشنهاد کتاب «اساسیتر» است: پیش از طغیان احساس، در روند ساخت آن مداخله کنیم. شرم در روایتها و تعبیرهای شناختی برآمده از ارزشها و باورهای فرهنگی نهفته است و بر حالتهایی درونی اطلاق میشود که در آنها فرد با برچسبهایی مثل عیبناکی، وصله ناجور بودن، بیعرضگی، بیارزشی و بیکفایتی روبهرو میشود. تجربههای ناگوار فردی نیز میتوانند به این ارزیابیهای غیرمنصفانه خوراک بدهند و آنها را «تأیید» کنند. بنابراین اگر هدف، تغییر تجربه شرم است، راهی کارآمدتر از دستکاری روایتهای شرم وجود ندارد.
🔸️«شرمآگاهی؛ آغاز مسئولیت» را میتوان تلاشی منسجم برای بازتعریف مسئلۀ شرم دانست: شرم، در روایت کتاب پدیدهای است که در دل تمدن، ارزشها و نیاز به تعلق ساخته میشود و سپس در ذهن فرد با روایتها و تعبیرهای شناختی ادامه حیات میدهد. اهمیت کتاب در این است که به خواننده میگوید اگر شرم «ساخته میشود»، میتوان آن را بازساخت؛ آن هم با کندوکاو در روایتها، شناسایی باورهای ناکارآمد و سنجش آنها با تفکر نقادانه. نتیجهای که کتاب پی میگیرد، عبور از شرم فلجکننده و نزدیک شدن به مسئولیتپذیری احساسی است؛ مسئولیتی که در متن کتاب، به معنای سرزنش خود نیست، بلکه به معنای پس گرفتن سهم خود در ساختن تجربه هیجانی و رها شدن از رنجی است که «غیرضروری» ساخته میشود.
ibna.ir/x6H96
@ibna_official
🔰علت اصلی مداخله آمریکا در کودتا چه بود؟
«جنگ سرد و کمونیسم» یا «نفت و امپریالیسم»
مقایسه دیدگاههای مارک گازیوروسکی و یرواند آبراهامیان
🔸گازیوروسکی کودتا را عمدتاً محصول منطق ژئوپلیتیکی جنگ سرد میداند، در حالی که آبراهامیان آن را محصول منطق امپریالیسم نفتی و مقابله با ملیگرایی ضد استعماری تفسیر میکند
🔸گازیوروسکی معتقد است که انگیزه اصلی آمریکا برای کودتا، نگرانی امنیتی-ایدئولوژیک در چارچوب جنگ سرد بود، نه صرفاً نفت. به باور او، دولت ترومن در آغاز بحران نفت با براندازی مصدق موافق نبود و حتی تلاش میکرد میان ایران و بریتانیا میانجیگری کند. تغییر اساسی پس از روی کار آمدن دولت آیزنهاور در ژانویه ۱۹۵۳ رخ داد؛ زمانی که سیاست خارجی آمریکا بیش از پیش تحت تأثیر دکترین مهار شوروی قرار گرفت. از دید گازیوروسکی، مجموعهای از عوامل مانند بحران شدید اقتصادی ناشی از تحریم نفتی بریتانیا، کاهش درآمدهای دولت، تضعیف ارتش و دستگاه اداری، تشدید اختلافات سیاسی داخلی و رشد سازمانیافته حزب توده در میان کارگران، دانشجویان و برخی محافل نظامی باعث شد واشنگتن به این نتیجه برسد که ادامه بحران میتواند به فروپاشی دولت مرکزی ایران بینجامد.
🔸آبراهامیان استدلال میکند که دولت آمریکا و بریتانیا از گفتمان جنگ سرد و «خطر کمونیسم» بهعنوان پوشش توجیهی برای مداخله استفاده کردند. به نظر او، نگرانی واقعی آنها کنترل نفت و جلوگیری از الگوسازی جهانی ملیسازی منابع طبیعی بود. او تأکید میکند که مصدق خواهان ملیشدن واقعی صنعت نفت، هم در نظر و هم در عمل بود و حاضر نبود به توافقی تن دهد که کنترل مؤثر صنعت نفت همچنان در دست شرکت نفت ایران و انگلیس باقی بماند.
🔸این دو پژوهشگر آشکارا به نقد یکدیگر پرداختهاند. گازیوروسکی، آبراهامیان را متهم میکند که با تکیه بیش از حد بر تبیین اقتصادی و نفتی، پیچیدگیهای امنیتی و فضای واقعی جنگ سرد را نادیده میگیرد. در مقابل، آبراهامیان معتقد است که گازیوروسکی با تمرکز صرف بر اسناد امنیتی و دیپلماتیک آمریکایی، روایت رسمی دولت آمریکا را تا حد زیادی بازتولید میکند و نقش ساختارهای اقتصادی و استعماری را کمرنگ میسازد.
ibna.ir/x6JpD
@ibna_official
🔰در میزگرد بررسی بحران نقد ادبی مطرح شد؛
وقتی «قدسیت استاد» جایگزین «کارآمدی علمی» میشود
🔸در دنیای ایدهآل، دانشگاه جایگاه تولد ایدههای تازه و تفکر انتقادی است؛ اما وقتی تقدس جایگزین کارآمدی شود، تخصص به حاشیه میرود و اتوریتهی سن، سدّ راه تحول میگردد. در این گزارش، به بررسی بحرانی میپردازیم که در آن، اساتید سالخورده نه تنها جایگاه جوانان را اشغال کردهاند، بلکه با ترویج سنت مریدپروری و رانتهای آموزشی، دانشگاه را به موزهای از ایدههای منجمد تبدیل کردهاند.
🔸در این میزگرد، از «بتوارههای دانشگاهی» میشنوید؛ از اساتیدی که با ذهنیت قرن پنجم، مسیر رشد نسل جدید را مسدود کردهاند و از تضادهای اخلاقی کسانی که در کلاس درس از «مذمت دنیا» میگویند اما در راه «انباشت امتیازات اداری» قدم برمیدارند. ما در این گفتوگو، رابطهی بیمارگونهی «جذب بیرویهی دکتری» و «فقدان جایگاه شغلی» را میشکافیم تا بفهمیم چگونه دانشگاه به محیطی تبدیل شده که در آن «قدسیت سالخوردگی» جایگزین «کارآمدی دانش» شده است.
🔸این میزگرد، تلاشی است برای فریاد زدن حقایقی که معمولاً در راهروهای دانشگاه، با صدای پچپچ گفته میشوند. دعوت میکنیم تا با ما در این واکاوی صریح همراه شوید و ببینید چگونه «سلطهی امتیاز»، حقیقت علم را به حاشیه رانده است.
🔸آیا استاد آنقدر ارزشمند است که حتی وقتی دچار آلزایمر میشود یا دیگر توانایی آموزشی ندارد، باز هم حضورش باید ادامه پیدا کند؟ ما گاهی با یک نگاه عرفانی به استاد نگاه میکنیم. بعضیها میگویند «ما محضر استاد را درک کردهایم» و این را یک ارزش مستقل میدانند. اما این با این مسئله که بخواهیم از استاد چیزی یاد بگیریم و کارآمدی آموزشی او را بررسی کنیم، خیلی فرق دارد.
🔸وقتی ما حتی به این بدیهیات توجه نمیکنیم، از منظر عرفی یا اخلاقی، انسانها را تبدیل به یک امر مقدس و بتواره میکنیم. بعد اینقدر هالهای پیرامون آن فرد شکل میدهیم که دیگر نمیتوانیم دربارهی توانایی واقعی او، عملکردش و کارآمدیاش پرسش کنیم. وقتی این هالهی قدسی قوی میشود، بحث کارایی و کارآمدی کاملاً نادیده گرفته میشود. شما میتوانید بگویید استادی حتی ۹۰ ساله باشد و سر کلاس بیاید، اما ما درواقع آن هالهی قدسی را میبینیم، نه میزان کارآمدی او را. درحالیکه حتی در آموزههای عرفانی خودمان هم داریم که هیچچیز در این دنیا دوام ندارد.هیچکس نمیتواند انتظار دوام همیشگی داشته باشد. بالاخره یک روز این مرحله باید تمام شود.
ibna.ir/x6Jn8
@ibna_official
🔰ایبنا گزارش میدهد؛
چرا اقتباس جایی در برنامههای سازمان سینمایی ندارد؟
🔸در جهان، صنعت اقتباس به این دلیل قدرتمند شده که رابطه کتاب و تصویر را به شانس و علاقه شخصی یک تهیهکننده یا کارگردان واگذار نکردهاند. حقوق آثار خریداری میشود، پروژهها توسعه پیدا میکنند، نویسندگان و فیلمنامهنویسان وارد فرایند میشوند و آثار ادبی بهعنوان یک منبع بالقوه برای تولید محتوای تصویری رصد میشوند.
🔸نگاهی به سینمای جهان نشان میدهد که اقتباس یکی از مهمترین جریانهای تولید فیلم و سریال در جهان است. برای نمونه، دادههای بازار آمریکای شمالی در سال ۲۰۲۴ نشان میدهد ۹۱ فیلم بر اساس کتاب داستانی یا داستان کوتاه اکران شدهاند و این آثار نزدیک به یک میلیارد دلار فروش داشتهاند. در سال ۲۰۲۵ نیز تعداد فیلمهای ساختهشده بر اساس کتاب داستانی یا داستان کوتاه در همین بازار به ۸۷ عنوان رسید و فروش این آثار از ۱.۱۲ میلیارد دلار عبور کرد.
🔸وقتی از «انفجار اقتباس» در جهان صحبت میکنیم، منظور فقط افزایش تعداد فیلمهایی نیست که از روی رمانها ساخته شدهاند و صحبت از شکلگیری یک زنجیره اقتصادی و حرفهای میان صنعت نشر و صنعت تصویر است؛. زنجیرهای که در آن کتاب میتواند به منبع تولید فیلم و سریال، فیلم و سریال میتواند به موتور معرفی کتاب و نویسنده و هر دو میتوانند به توسعه بازار فرهنگی یکدیگر کمک کنند.
🔸در جهان، صنعت اقتباس به این دلیل قدرتمند شده که رابطه کتاب و تصویر را به شانس و علاقه شخصی یک تهیهکننده یا کارگردان واگذار نکردهاند. حقوق آثار خریداری میشود، پروژهها توسعه پیدا میکنند، نویسندگان و فیلمنامهنویسان وارد فرایند میشوند و آثار ادبی بهعنوان یک منبع بالقوه برای تولید محتوای تصویری رصد میشوند.
🔸ایران به نسبت کشورهای همسایهاش یکی از غنیترین منابع داستانی منطقه را در اختیار دارد اما میان این گنجینه و صنعت تصویر، یک فاصله ساختاری وجود دارد. مشکل در سینمای ایران فقط کمبود داستان نیست و مشکل بیشتر به نبود سازوکار تبدیل سرمایه ادبی به سرمایه سینمایی برمیگردد.
ibna.ir/x6Jz5
@ibna_official
🔰عرشیا عالینژاد در گفتوگو با ایبنا:
فوتبال، بهترین پل برای ورود به دنیای مطالعه
🔸در ترجمه عمومی، دقتِ صِرف اهمیت دارد؛ اما در ترجمهی کودکانه، انتقال مفاهیم با زبانِ بازی نکتهی کلیدی است. من با بیان جملات به سادهترین شکل ممکن و دقت در ارائهی اطلاعات درست سعی کردم تا از خستگیِ ذهنِ کودک جلوگیری کنم
🔸حفظ تعادل بین «سادهسازی» و «دقت» بود. قوانین فوتبال گاه پیچیدهاند و تاریخچه آن سرشار از جزئیات است. برای حل این مسئله، تلاش شده است از جملات طولانی و پیچیده استفاده نشود و اصطلاحاتِ سخت تا حد امکان ساده شده اند تا کودک بدون آنکه احساس کند درس میخواند، با مفاهیم آشنا شود. البته ساختار کتاب شامل بخشبندیِ مناسب و تیترهای جذاب هم میتواند کمک بسیار زیادی در این زمینه بکند.
🔸️فوتبال بهعنوان محبوبترین ورزش جهان، بهترین پل برای ورود به دنیای مطالعه است. وقتی کودک میبیند که فوتبال ریشه در تاریخ، جغرافیا و فرهنگ ملتها دارد، کنجکاوی او تحریک میشود. این کتابها میتوانند ثابت کنند که ورزش فقط بازی نیست، بلکه آیینهی تحولات اجتماعی و فرهنگی است و از این راه، کودکان را به کاوش در موضوعات فراتر از زمین بازی تشویق کنند
ibna.ir/x6JyT
@ibna_official
🔰مطالعه و روابط عاطفی؛
چرا کتابخوانها در قرارهای عاشقانه جذابتر به نظر میرسند؟
🔸یک کارشناس رفتارشناسی معتقد است کتابخوانی و گوشدادن به کتابهای صوتی، علاوه بر نقش فرهنگی و آموزشی، میتواند به افزایش جذابیت افراد در روابط عاطفی کمک کند؛ زیرا این عادت نشانهای از کنجکاوی، میل به یادگیری و رشد فردی به شمار میرود
🔸️او در این باره اظهار کرد: «کتابخوانی الزاماً شما را باهوشتر نشان نمیدهد، اما این پیام را منتقل میکند که فردی مشتاق یادگیری و کنجکاو هستید.» به اعتقاد او، همین ویژگیها در دنیای امروز که روابط انسانی بیش از گذشته بر برداشتهای اولیه استوار است، میتواند به افزایش جذابیت اجتماعی افراد کمک کند.
ibna.ir/x6J6Q
@ibna_official
🔰حاشیههای ترجمهی رمان موراکامی و اقتباس از ادبیات ایران؛
«قصه کاهو» موراکامی؛ ترجمهای که جنجال به پا کرد
🔸در ششمین قسمت «ایبنا پلاس»، به سراغ تازهترین موضوعات ادبی و فرهنگی رفتهایم؛ از گفتوگو دربارهی حاشیههای «قصه کاهو» هاروکی موراکامی تا بررسی اقتباسهای تازه از «مدیر مدرسه» جلال آلاحمد و «داشآکل» صادق هدایت.
ibna.ir/x6JyN
@ibna_official