🔰گزارش ایبنا از یک کتابخانه تخصصی در گرمه؛
جنگ نابرابر کتاب و موبایل؛ کتابخانهای که تصمیم گرفت نبازد
🔸 کتابخانه تخصصی کودک و نوجوان «هدهد سفید» در گرمه، با پذیرش واقعیتِ حضور پررنگ فضای مجازی در زندگی نسل امروز، استراتژی خود را از مقابله به همزیستی مسالمتآمیز تغییر داده و با رویکردی متفاوت، به دنبال پیروزی در نبرد نابرابر میان کتاب و فضای مجازی است هرچند که چالشهای بودجهای و کمبود منابع بهروز، همچنان بزرگترین سد در برابر این تلاش برای بازآفرینی فرهنگ مطالعه هستند.
🔸واقعیت این است که فضای مجازی، با جذابیتهای بصری و دسترسیهای به موقعاش، بخش بزرگی از زمان و توجه کودکان و نوجوانان را بلعیده است. در چنین شرایطی، کتابخانههایی که این واقعیت را نادیده بگیرند و همچنان با الگوهای دهههای گذشته به فعالیت خود ادامه دهند، بهمرور غبار فراموشی و خاک بر قفسههایشان خواهد نشست. هدهد سفید، با جسارتِ عبور از نگاههای سنتی، پاسخی عملی برای این پرسش یافته است: کتابخانهای که خودش را رقیب فضای مجازی تعریف کند، از همان ابتدا بازنده میدان است.
🔸حبیب رویانی، مسئول کتابخانه هدهد سفید در گفتوگو با خبرنگار ایبنا بیان کرد: با توجه به جذابیت و گستردگی فضای مجازی، ما در کتابخانه تلاش نمیکنیم با آن مقابله مستقیم کنیم، بلکه سعی میکنیم از همان ابزارها و جذابیتها به نفع کتابخوانی استفاده کنیم. کتابخانه را از یک فضای صرفاً ساکت و رسمی، به محیطی شاد، تعاملی و دوستداشتنی تبدیل کردهایم؛ جایی که کودک احساس کند حضور در آن، حتی از فضای مجازی هم لذتبخشتر است. برنامههایی مانند قصهگویی و شاهنامهخوانی، مسابقات کتابخوانی و کارگاههای نقاشی، نمایش، نویسندگی و آموزش هوش مصنوعی باعث میشود کودک فعالانه درگیر محتوا شود، نه صرفاً مصرفکننده مانند فضای مجازی.
🔸پیام اصلی این است که کتابخانه کودک و نوجوان را فقط یک مخزن کتاب نبینید، بلکه آن را بهعنوان یک فضای تربیتی و خلاقیتمحور و محل سرمایهگذاری برای آینده جامعه جدی بگیرید. برای دگرگونی این فضاها، نیازمند حمایت جدیتر، منابع بهروز، تجهیزات مناسب و توجه به نقش کتابداران متخصص هستیم. سرمایهگذاری فقط در ساختمان و کتاب کافی نیست؛ باید روی محتوا، برنامههای خلاق و نیروی انسانی متخصص تمرکز شود تا کتابخانهها به پایگاه رشد فکری و فرهنگی نسل آینده تبدیل شوند.
🔸هدهد سفید گرمه ثابت کرد که کتابخانه تخصصی کودک و نوجوان، نه یک ایدهآل دستنیافتنی، که یک مسیر عملی و قابل تکرار است؛ اثبات اینکه پیروزی در برابر فضای مجازی، در تقلید از آن نیست، در فهمیدن آن است. این کتابخانه با امکاناتی محدود، اما با نگاهی که کتاب را رقیب گوشی نمیداند؛ توانسته فاصلهای را که فضای مجازی میان کودک و کتاب انداخته، کمی کوتاهتر کند. جایی که کتابخانه بهجای نصیحت و ممنوعیت، خودش را به زبان امروز نوجوان نزدیک کرده، کودک و نوجوان هم دوباره به سمت کتاب برگشتهاند.
ibna.ir/x6Jbm
@ibna_official
🔰به مناسبت سالمرگ و در گفتوگو با ماکان و ماهور زهرایی بازخوانی شد
محمد زهرایی؛ ایستاده بر قله نشر ایران
🔸ماکان و ماهور زهرایی از پدری میگویند که از فقر و کتابفروشی کوچک مشهد به قله نشر رسید و نامش با ماندگارترین آثار نشر خصوصی ایران گره
🔸️خیلی از چهرههای مذهبی، ملی ـ مذهبی و بسیاری از چهرههای روشنفکر آن روزها، مشتری کتابفروشی پدر بودند. بسیاری از افراد، که با حکومت وقت زاویه داشتند، در کتابفروشی «رازی» گردهم میآمدند. ازجمله مادرم که مسئول کتابخانه مدرسه بود و مشتری کتابفروشی پدرم میشود. مادرم، شاگرد توران خانم رضوی، همسر دکتر علی شریعتی بود. ایشان هم مشتری کتابفروشی پدرم بودند.خورد.
🔸آقای زهرایی بیان قوی و توانمندی خوبی در فروش کتاب داشتند به همین دلیل مشتری کتابفروشی را بدهکار میکردند. وقتی کتابفروشی پلمب میشود، نتوانستند طلبهایشان را وصول کنند اما آنطور که من شنیدم، تنها کسی که طلبش را پرداخت کرد، مادرم (خانم مستغنی) بودند. حتی برای ایشان، به دلیل رفتوآمد به کتابفروشی پدرم، پروندهسازی کردند و وقتی فقط حدود ۱۸ سال داشتند، دستگیر میشوند اما بعد از مدتی، متوجه میشوند، این دختر دانشآموز، یک مشتری ساده بوده بنابراین آزاد میشود.
🔸️آقای زهرایی، برای اکثر کتابهایشان کار ویژهای انجام دادند و با بیشتر مولفانشان همکاری نزدیک داشتند؛ ازجمله تولید کتاب «مستطاب آشپزی» آقای دریابندری که یکی از سختترین، دشوارترین و پیچیدهترین کتابهای نشر خصوصی ایران است. این کتاب وجود نداشت، یعنی محتوای آمادهای، وارد دفتر نشر نشد، بلکه همه چیز ساخته شد..
🔸️ دیوانگی خوبی در شخصیت آقای زهرایی برای تولید اثر وجود داشت و سیاستهای جالبی، برای بهترین نتیجه به کار میبستند. در کار استمرار داشت و هربار به نقطه پایان میرسید، دوباره شروع میکرد و در نهایت، پشت میز کارشان، هنگام ویراستاری کتاب از دنیا رفتند؛ شبیه حالت سجده، سرشان روی کتاب بود.
🔸️ آقای زهرایی، درحال تبدیل شدن به یک ناشر کاریزماتیک بود و وقتی رفت، ۶۴ ساله بود اما به اندازه ۱۰۰ سال کار کرده بود. بسیاری از ناشران علاقهمند و جوان، مشغول الگوبرداری از شیوه او بودند و معتقدم اگر مانده بود، امروز حداقل ۵۰ ناشر خوب داشتیم؛ البته ناشران خیلی خوبی داریم که با نگاه به کارهای آقای زهرایی، همچنان در حال آموختنند. پدر خودش هم از دیگران آموخت.
ibna.ir/x6Jxs
@ibna_official
🔰نگاهی به کتاب «شرمآگاهی؛ آغاز مسئولیت»؛
در روند ساختهشدن شرم مداخله کنیم
فهم «ناظم درون» با تفکر نقادانه
🔸کتاب «شرمآگاهی؛ آغاز مسئولیت» با این ایده پیش میرود که شرم در بستر فرهنگ و از دل روایتها، ارزشها و تفسیرهای ذهنی ساخته میشود. نویسندگان با تکیه بر تفکر نقادانه نشان میدهند چگونه میتوان بهجای صرفِ تابآوری، در روند شکلگیری شرم مداخله کرد: انواع شرم را شناخت، واکنشهای ناهوشیار (تسلیم، فرار، جبران افراطی) را دید، خطاهای شناختی را تشخیص داد و با بازبینی روایتهای شرمزا به مسئولیتپذیری احساسی و کاهش رنج غیرضروری نزدیک شد.
🔸کتاب با یک پیشگفتار روایی و تمثیلی شروع میشود؛ روایتی که هم خوشخوان است و هم «مسئله» را بهسرعت در قاب مینشاند. نویسندگان، شخصیت «تارزان» را که دور از جامعه و هنجارها بزرگ شده در برابر انسانی متمدن قرار میدهند؛ انسانی مانند «جورج واشینگتن ویلیامز» که در جهان اجتماعیِ مدرن زندگی میکند و پیوسته زیر نگاه معیارها و انتظارهاست. تارزان در جهان نیازهای طبیعیِ خود حرکت میکند: غذا، سرپناه، ایمنی، بقا؛ و احساساتش نیز عمدتاً حول همین محور میچرخد. اما در زندگی ویلیامز، چیزی هست که رفتار را تنظیم میکند و انتخابها را جهت میدهد: شرم؛ احساسی که در متن جامعه معنا پیدا میکند و با «قضاوت»، «تحقیر» و «طرد» گره خورده است. کتاب نشان میدهد معیارها آنقدر درونی میشوند که حتی اگر کسی بیرون از فرد او را بازخواست نکند، در «دادگاهی» درونی محکوم میشود؛ دادگاهی که در آن دادستان، قاضی و متهم هر سه خود فردند.
🔸نقطۀ کانونی اثر، از فصل چهارم به بعد آشکار میشود؛ جایی که عنوان کتاب دقیقاً به کار میافتد: عقلانی کردن شرم و تقویت مسئولیتپذیری احساسی. نویسندگان میگویند بیشتر منابع موجود پس از معرفی شرم، بر مدیریت پیامدها و افزایش تابآوری متمرکز میشوند؛ اینها مفیدند، اما کافی نیستند. پیشنهاد کتاب «اساسیتر» است: پیش از طغیان احساس، در روند ساخت آن مداخله کنیم. شرم در روایتها و تعبیرهای شناختی برآمده از ارزشها و باورهای فرهنگی نهفته است و بر حالتهایی درونی اطلاق میشود که در آنها فرد با برچسبهایی مثل عیبناکی، وصله ناجور بودن، بیعرضگی، بیارزشی و بیکفایتی روبهرو میشود. تجربههای ناگوار فردی نیز میتوانند به این ارزیابیهای غیرمنصفانه خوراک بدهند و آنها را «تأیید» کنند. بنابراین اگر هدف، تغییر تجربه شرم است، راهی کارآمدتر از دستکاری روایتهای شرم وجود ندارد.
🔸️«شرمآگاهی؛ آغاز مسئولیت» را میتوان تلاشی منسجم برای بازتعریف مسئلۀ شرم دانست: شرم، در روایت کتاب پدیدهای است که در دل تمدن، ارزشها و نیاز به تعلق ساخته میشود و سپس در ذهن فرد با روایتها و تعبیرهای شناختی ادامه حیات میدهد. اهمیت کتاب در این است که به خواننده میگوید اگر شرم «ساخته میشود»، میتوان آن را بازساخت؛ آن هم با کندوکاو در روایتها، شناسایی باورهای ناکارآمد و سنجش آنها با تفکر نقادانه. نتیجهای که کتاب پی میگیرد، عبور از شرم فلجکننده و نزدیک شدن به مسئولیتپذیری احساسی است؛ مسئولیتی که در متن کتاب، به معنای سرزنش خود نیست، بلکه به معنای پس گرفتن سهم خود در ساختن تجربه هیجانی و رها شدن از رنجی است که «غیرضروری» ساخته میشود.
ibna.ir/x6H96
@ibna_official
🔰علت اصلی مداخله آمریکا در کودتا چه بود؟
«جنگ سرد و کمونیسم» یا «نفت و امپریالیسم»
مقایسه دیدگاههای مارک گازیوروسکی و یرواند آبراهامیان
🔸گازیوروسکی کودتا را عمدتاً محصول منطق ژئوپلیتیکی جنگ سرد میداند، در حالی که آبراهامیان آن را محصول منطق امپریالیسم نفتی و مقابله با ملیگرایی ضد استعماری تفسیر میکند
🔸گازیوروسکی معتقد است که انگیزه اصلی آمریکا برای کودتا، نگرانی امنیتی-ایدئولوژیک در چارچوب جنگ سرد بود، نه صرفاً نفت. به باور او، دولت ترومن در آغاز بحران نفت با براندازی مصدق موافق نبود و حتی تلاش میکرد میان ایران و بریتانیا میانجیگری کند. تغییر اساسی پس از روی کار آمدن دولت آیزنهاور در ژانویه ۱۹۵۳ رخ داد؛ زمانی که سیاست خارجی آمریکا بیش از پیش تحت تأثیر دکترین مهار شوروی قرار گرفت. از دید گازیوروسکی، مجموعهای از عوامل مانند بحران شدید اقتصادی ناشی از تحریم نفتی بریتانیا، کاهش درآمدهای دولت، تضعیف ارتش و دستگاه اداری، تشدید اختلافات سیاسی داخلی و رشد سازمانیافته حزب توده در میان کارگران، دانشجویان و برخی محافل نظامی باعث شد واشنگتن به این نتیجه برسد که ادامه بحران میتواند به فروپاشی دولت مرکزی ایران بینجامد.
🔸آبراهامیان استدلال میکند که دولت آمریکا و بریتانیا از گفتمان جنگ سرد و «خطر کمونیسم» بهعنوان پوشش توجیهی برای مداخله استفاده کردند. به نظر او، نگرانی واقعی آنها کنترل نفت و جلوگیری از الگوسازی جهانی ملیسازی منابع طبیعی بود. او تأکید میکند که مصدق خواهان ملیشدن واقعی صنعت نفت، هم در نظر و هم در عمل بود و حاضر نبود به توافقی تن دهد که کنترل مؤثر صنعت نفت همچنان در دست شرکت نفت ایران و انگلیس باقی بماند.
🔸این دو پژوهشگر آشکارا به نقد یکدیگر پرداختهاند. گازیوروسکی، آبراهامیان را متهم میکند که با تکیه بیش از حد بر تبیین اقتصادی و نفتی، پیچیدگیهای امنیتی و فضای واقعی جنگ سرد را نادیده میگیرد. در مقابل، آبراهامیان معتقد است که گازیوروسکی با تمرکز صرف بر اسناد امنیتی و دیپلماتیک آمریکایی، روایت رسمی دولت آمریکا را تا حد زیادی بازتولید میکند و نقش ساختارهای اقتصادی و استعماری را کمرنگ میسازد.
ibna.ir/x6JpD
@ibna_official
🔰در میزگرد بررسی بحران نقد ادبی مطرح شد؛
وقتی «قدسیت استاد» جایگزین «کارآمدی علمی» میشود
🔸در دنیای ایدهآل، دانشگاه جایگاه تولد ایدههای تازه و تفکر انتقادی است؛ اما وقتی تقدس جایگزین کارآمدی شود، تخصص به حاشیه میرود و اتوریتهی سن، سدّ راه تحول میگردد. در این گزارش، به بررسی بحرانی میپردازیم که در آن، اساتید سالخورده نه تنها جایگاه جوانان را اشغال کردهاند، بلکه با ترویج سنت مریدپروری و رانتهای آموزشی، دانشگاه را به موزهای از ایدههای منجمد تبدیل کردهاند.
🔸در این میزگرد، از «بتوارههای دانشگاهی» میشنوید؛ از اساتیدی که با ذهنیت قرن پنجم، مسیر رشد نسل جدید را مسدود کردهاند و از تضادهای اخلاقی کسانی که در کلاس درس از «مذمت دنیا» میگویند اما در راه «انباشت امتیازات اداری» قدم برمیدارند. ما در این گفتوگو، رابطهی بیمارگونهی «جذب بیرویهی دکتری» و «فقدان جایگاه شغلی» را میشکافیم تا بفهمیم چگونه دانشگاه به محیطی تبدیل شده که در آن «قدسیت سالخوردگی» جایگزین «کارآمدی دانش» شده است.
🔸این میزگرد، تلاشی است برای فریاد زدن حقایقی که معمولاً در راهروهای دانشگاه، با صدای پچپچ گفته میشوند. دعوت میکنیم تا با ما در این واکاوی صریح همراه شوید و ببینید چگونه «سلطهی امتیاز»، حقیقت علم را به حاشیه رانده است.
🔸آیا استاد آنقدر ارزشمند است که حتی وقتی دچار آلزایمر میشود یا دیگر توانایی آموزشی ندارد، باز هم حضورش باید ادامه پیدا کند؟ ما گاهی با یک نگاه عرفانی به استاد نگاه میکنیم. بعضیها میگویند «ما محضر استاد را درک کردهایم» و این را یک ارزش مستقل میدانند. اما این با این مسئله که بخواهیم از استاد چیزی یاد بگیریم و کارآمدی آموزشی او را بررسی کنیم، خیلی فرق دارد.
🔸وقتی ما حتی به این بدیهیات توجه نمیکنیم، از منظر عرفی یا اخلاقی، انسانها را تبدیل به یک امر مقدس و بتواره میکنیم. بعد اینقدر هالهای پیرامون آن فرد شکل میدهیم که دیگر نمیتوانیم دربارهی توانایی واقعی او، عملکردش و کارآمدیاش پرسش کنیم. وقتی این هالهی قدسی قوی میشود، بحث کارایی و کارآمدی کاملاً نادیده گرفته میشود. شما میتوانید بگویید استادی حتی ۹۰ ساله باشد و سر کلاس بیاید، اما ما درواقع آن هالهی قدسی را میبینیم، نه میزان کارآمدی او را. درحالیکه حتی در آموزههای عرفانی خودمان هم داریم که هیچچیز در این دنیا دوام ندارد.هیچکس نمیتواند انتظار دوام همیشگی داشته باشد. بالاخره یک روز این مرحله باید تمام شود.
ibna.ir/x6Jn8
@ibna_official
🔰ایبنا گزارش میدهد؛
چرا اقتباس جایی در برنامههای سازمان سینمایی ندارد؟
🔸در جهان، صنعت اقتباس به این دلیل قدرتمند شده که رابطه کتاب و تصویر را به شانس و علاقه شخصی یک تهیهکننده یا کارگردان واگذار نکردهاند. حقوق آثار خریداری میشود، پروژهها توسعه پیدا میکنند، نویسندگان و فیلمنامهنویسان وارد فرایند میشوند و آثار ادبی بهعنوان یک منبع بالقوه برای تولید محتوای تصویری رصد میشوند.
🔸نگاهی به سینمای جهان نشان میدهد که اقتباس یکی از مهمترین جریانهای تولید فیلم و سریال در جهان است. برای نمونه، دادههای بازار آمریکای شمالی در سال ۲۰۲۴ نشان میدهد ۹۱ فیلم بر اساس کتاب داستانی یا داستان کوتاه اکران شدهاند و این آثار نزدیک به یک میلیارد دلار فروش داشتهاند. در سال ۲۰۲۵ نیز تعداد فیلمهای ساختهشده بر اساس کتاب داستانی یا داستان کوتاه در همین بازار به ۸۷ عنوان رسید و فروش این آثار از ۱.۱۲ میلیارد دلار عبور کرد.
🔸وقتی از «انفجار اقتباس» در جهان صحبت میکنیم، منظور فقط افزایش تعداد فیلمهایی نیست که از روی رمانها ساخته شدهاند و صحبت از شکلگیری یک زنجیره اقتصادی و حرفهای میان صنعت نشر و صنعت تصویر است؛. زنجیرهای که در آن کتاب میتواند به منبع تولید فیلم و سریال، فیلم و سریال میتواند به موتور معرفی کتاب و نویسنده و هر دو میتوانند به توسعه بازار فرهنگی یکدیگر کمک کنند.
🔸در جهان، صنعت اقتباس به این دلیل قدرتمند شده که رابطه کتاب و تصویر را به شانس و علاقه شخصی یک تهیهکننده یا کارگردان واگذار نکردهاند. حقوق آثار خریداری میشود، پروژهها توسعه پیدا میکنند، نویسندگان و فیلمنامهنویسان وارد فرایند میشوند و آثار ادبی بهعنوان یک منبع بالقوه برای تولید محتوای تصویری رصد میشوند.
🔸ایران به نسبت کشورهای همسایهاش یکی از غنیترین منابع داستانی منطقه را در اختیار دارد اما میان این گنجینه و صنعت تصویر، یک فاصله ساختاری وجود دارد. مشکل در سینمای ایران فقط کمبود داستان نیست و مشکل بیشتر به نبود سازوکار تبدیل سرمایه ادبی به سرمایه سینمایی برمیگردد.
ibna.ir/x6Jz5
@ibna_official
🔰عرشیا عالینژاد در گفتوگو با ایبنا:
فوتبال، بهترین پل برای ورود به دنیای مطالعه
🔸در ترجمه عمومی، دقتِ صِرف اهمیت دارد؛ اما در ترجمهی کودکانه، انتقال مفاهیم با زبانِ بازی نکتهی کلیدی است. من با بیان جملات به سادهترین شکل ممکن و دقت در ارائهی اطلاعات درست سعی کردم تا از خستگیِ ذهنِ کودک جلوگیری کنم
🔸حفظ تعادل بین «سادهسازی» و «دقت» بود. قوانین فوتبال گاه پیچیدهاند و تاریخچه آن سرشار از جزئیات است. برای حل این مسئله، تلاش شده است از جملات طولانی و پیچیده استفاده نشود و اصطلاحاتِ سخت تا حد امکان ساده شده اند تا کودک بدون آنکه احساس کند درس میخواند، با مفاهیم آشنا شود. البته ساختار کتاب شامل بخشبندیِ مناسب و تیترهای جذاب هم میتواند کمک بسیار زیادی در این زمینه بکند.
🔸️فوتبال بهعنوان محبوبترین ورزش جهان، بهترین پل برای ورود به دنیای مطالعه است. وقتی کودک میبیند که فوتبال ریشه در تاریخ، جغرافیا و فرهنگ ملتها دارد، کنجکاوی او تحریک میشود. این کتابها میتوانند ثابت کنند که ورزش فقط بازی نیست، بلکه آیینهی تحولات اجتماعی و فرهنگی است و از این راه، کودکان را به کاوش در موضوعات فراتر از زمین بازی تشویق کنند
ibna.ir/x6JyT
@ibna_official
🔰مطالعه و روابط عاطفی؛
چرا کتابخوانها در قرارهای عاشقانه جذابتر به نظر میرسند؟
🔸یک کارشناس رفتارشناسی معتقد است کتابخوانی و گوشدادن به کتابهای صوتی، علاوه بر نقش فرهنگی و آموزشی، میتواند به افزایش جذابیت افراد در روابط عاطفی کمک کند؛ زیرا این عادت نشانهای از کنجکاوی، میل به یادگیری و رشد فردی به شمار میرود
🔸️او در این باره اظهار کرد: «کتابخوانی الزاماً شما را باهوشتر نشان نمیدهد، اما این پیام را منتقل میکند که فردی مشتاق یادگیری و کنجکاو هستید.» به اعتقاد او، همین ویژگیها در دنیای امروز که روابط انسانی بیش از گذشته بر برداشتهای اولیه استوار است، میتواند به افزایش جذابیت اجتماعی افراد کمک کند.
ibna.ir/x6J6Q
@ibna_official
🔰حاشیههای ترجمهی رمان موراکامی و اقتباس از ادبیات ایران؛
«قصه کاهو» موراکامی؛ ترجمهای که جنجال به پا کرد
🔸در ششمین قسمت «ایبنا پلاس»، به سراغ تازهترین موضوعات ادبی و فرهنگی رفتهایم؛ از گفتوگو دربارهی حاشیههای «قصه کاهو» هاروکی موراکامی تا بررسی اقتباسهای تازه از «مدیر مدرسه» جلال آلاحمد و «داشآکل» صادق هدایت.
ibna.ir/x6JyN
@ibna_official
🔰در نگاهی به کتاب «معادله فداکاری» بررسی شد؛
چرا موجودات زنده به یکدیگر کمک میکنند؟
🔸کتاب «معادله فداکاری» روایتی است که در آن مسئله «فداکاری» به نقطه تلاقی زیستشناسی، نظریه تکامل، ژنتیک، رفتارشناسی و حتی پرسشهای مربوط به اخلاق و نیکی تبدیل میشود.
🔸لی آلن دوگاتکین زیستشناس تکاملی و نویسنده آثار علمی در حوزه رفتار جانوران و تکامل است. در این کتاب نیز علاقه او به رفتار اجتماعی موجودات زنده در مرکز روایت قرار دارد. آنچه از ساختار «معادله فداکاری» اهمیت دارد این است که دوگاتکین نمیخواهد صرفاً یک نظریه علمی را توضیح دهد. او تاریخ شکلگیری یک ایده را دنبال میکند و در این مسیر، هفت دانشمند را در مرکز داستان قرار میدهد؛ دانشمندانی که هر یک بخشی از مسیر فهم علمی فداکاری را ساختهاند. خود عنوان فرعی کتاب ــ «هفت دانشمند در جستوجوی خاستگاه نیکی» ــ نیز بر همین وجه تاریخی و روایی اثر تأکید دارد.
🔸بنابراین با کتابی مواجهیم که میخواهد یک مفهوم علمی را از حالت یک نتیجه نهایی بیرون بیاورد و نشان دهد که این نتیجه چگونه، در طول زمان و از خلال پرسشها، اختلافنظرها و تلاشهای علمی شکل گرفته است. این نکته در مورد موضوعی مانند فداکاری اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا پاسخ امروزین ما به این پرسش چنان با منطق تکاملی پیوند خورده که ممکن است فراموش کنیم زمانی خودِ وجود چنین رفتارهایی یک معما بود.
🔸مهمترین ویژگی «معادله فداکاری» را باید در روایتپردازی علمی آن جستوجو کرد. اگر این کتاب فقط درباره قاعده همیلتون بود، احتمالاً اثری تخصصیتر و محدودتر میشد. اما نویسنده مسیر تاریخی رسیدن به این قاعده و نظریههای رقیب و مکمل آن را نیز دنبال میکند. از داروین و زنبورها به انتخاب خویشاوندی میرسیم؛ از آنجا به همیلتون؛ سپس به ایثار متقابل، انتخاب گروهی، احیای دوباره انتخاب گروهی و نهایتاً بحثهای فراتر از قاعده همیلتون. این ساختار باعث میشود خواننده فقط بداند پاسخ چیست، بلکه بفهمد چرا اصلاً چنین پاسخی لازم بود.
🔸«معادله فداکاری» را میتوان در دسته کتابهایی قرار داد که تلاش میکنند یک مسئله تخصصی علمی را بدون حذف تاریخچه و پیچیدگی آن برای مخاطب عمومی روایت کنند. مزیت چنین رویکردی آن است که خواننده مجبور نیست برای فهم اهمیت یک نظریه، ابتدا یک دوره کامل زیستشناسی تکاملی بخواند. کتاب مسئله را از طریق داستان دانشمندان و نمونههای رفتاری وارد ذهن خواننده میکند. از سوی دیگر، چنین کتابی برای خواننده متخصص نیز میتواند جذاب باشد، زیرا مسئله فقط نتیجه علمی نیست؛ تاریخ مناقشه علمی نیز موضوع کتاب است.
ibna.ir/x6Jr3
@ibna_official
🔰رئیس اتحادیه صنف چاپخانهداران و صحاف تهران خبر داد؛
همایش روز ملی صنعت چاپ چه خبر است؟
🔸رئیس اتحادیه صنف چاپخانهداران و صحاف تهران گفت: تقدیر از صادرکنندگان نمونه محصولات چاپی و بستهبندی، واحدهای نمونه، پیشکسوتان، کارآفرینان جوان، بانوان کارآفرین و اثرگذار، همکاران برتر زنجیره تأمین صنعت چاپ از محورهای همایش روز ملی صنعت چاپ است.
🔸️عابدین، با تأکید بر ضرورت همافزایی میان تشکلهای صنفی و تخصصی صنعت چاپ گفت: برگزاری این رویداد فرصتی برای ایجاد هماهنگی بیشتر میان تشکلهای مختلف، معرفی ظرفیتهای صنعت چاپ و قدردانی از مجموعهها و افرادی است که در مسیر توسعه و پویایی این صنعت نقشآفرینی کردهاند.
ibna.ir/x6Jzf
@ibna_official
🔰گفتوگو با مهدی سنایی نویسنده «شرقشناسی در روسیه»؛
باید ایده «ایران برای همه ایرانیان» بهعنوان یک دستور کار، پیش رویمان قرار گیرد
شرقشناسی در روسیه هم دیگرشناسی، هم خودشناسی
🔸بهگفته سنایی: «کشور ما تاریخ و پیشینه قابل توجهی دارد. این تاریخ و پیشینه در حوادث و بحرانها نشان داده است که تا چه اندازه میتواند به کشور در عبور از بحران کمک کند. اما نباید به این موضوع نگاه مقطعی داشت. باید ایده «ایران برای همه ایرانیان» و ساختن آینده ایران، اقتصاد ایران و عبور از مشکلات و مصائبی که پیش روی کشور قرار گرفته، بهعنوان یک دستور کار، پیش رویمان قرار گیرد».
🔸برای هر دانشآموز و دانشجوی ایرانشناسی و هر پژوهشگر در موضوع ایران در جهان، مکتب سنپترزبورگ و مکتب مسکو اهمیت دارد. خوشبختانه در دو سه دهه اخیر، این حوزه گسترش بیشتری هم پیدا کرده و آموزش زبان فارسی و ایرانشناسی در مناطق مختلف روسیه توسعه یافته است. قازان نیز سابقه و دیرینه بسیار زیادی دارد. حتی بخشی از پژوهشهای ایرانشناسی در سنپترزبورگ مدیون مهاجرت برخی از ایرانشناسان از دانشگاه قازان به سنپترزبورگ است.
🔹️یکی از نکات جالب کتاب، تفاوت مفهوم «شرق» در سنت روسی با سنت اروپایی است. اگر یک شرقشناس فرانسوی، انگلیسی یا آلمانی درباره شرق صحبت کند، جغرافیای شرق تا حدی روشن است؛ اما وقتی از شرقشناسی روسی سخن میگوییم، با جغرافیای متفاوتی روبهرو هستیم.
🔸سرمایهای که ایران و ایرانشناسی و تمدن و تاریخ ایران از آن برخوردار است، اقتضا میکند که در خارج از کشور و از جمله در حوزه روسیه، کارهای بیشتری انجام شود. اقداماتی که از جانب ایران در حوزه فرهنگی در خارج از کشور به صورت کلی انجام میشود، به هیچ وجه درخور این سابقه تمدنی، فرهنگی و تاریخی نیست. در سالهای اخیر، دستگاههای مختلفی در ایران به این حوزه پرداختهاند، سازمان فرهنگ و ارتباطات، بنیاد سعدی و بنیاد ایرانشناسی، اما واقعیت این است که بودجهای که برای این حوزه صرف میشود، بودجه قابل توجهی نیست و بعضاً انتظارات ایرانشناسان و مراکز ایرانشناسی در خارج از کشور برآورده نمیشود. نبود اقدامات پایدار، کمبود بودجه، ناهماهنگی های داخلی و بعضاً رویکردهای غیرتخصصی از جمله مشکلات این عرصه است.
🔸کشور ما تاریخ و پیشینه قابل توجهی دارد. این تاریخ و پیشینه در حوادث و بحرانها نشان داده است که تا چه اندازه میتواند به کشور در عبور از بحران کمک کند. اما نباید به این موضوع نگاه مقطعی داشت. باید ایده ایران برای همه ایرانیان و ساختن آینده ایران، اقتصاد ایران و عبور از مشکلات و مصائبی که پیش روی کشور قرار گرفته، بهعنوان یک دستور کار، پیش رویمان قرار گیرد. در آن صورت، پیروزی و عبور از جنگ و مقاومت در جنگ میتواند زمینه و پایه یک حرکت شکوفای گسترده در آینده باشد.
ibna.ir/x6Jzb
@ibna_official