🔰اینگمار برگمان به دادگاه آشویتس رفت؛
روایتی از اجرای تاریخی «استنطاق» پتر وایس
🔸تجدید چاپ نمایشنامهی «استنطاق» نوشتهی پتر وایس با ترجمهی فرامرز بهزاد در انتشارات خوارزمی، بهانهای شد تا به یکی از مهمترین اجراهای تاریخ این اثر بازگردیم؛ اجرایی که اینگمار برگمان در سال ۱۹۶۶ روی صحنه برد و هنوز از آن بهعنوان یکی از درخشانترین نمونههای تئاتر مستند جهان یاد میشود.
🔸در نگاه اول شاید انتخاب این نمایشنامه از سوی برگمان عجیب به نظر برسد. او را بیشتر با فیلمهایی مانند «مهر هفتم»، «پرسونا»، «نور زمستانی» و «فریادها و نجواها» میشناسیم؛ آثاری که بیش از هر چیز دربارهی سکوت خدا، اضطراب، مرگ، ایمان و عذاب وجداناند. در ظاهر، دادگاه آشویتس هیچ نسبتی با این جهان ندارد.
🔸یکی از مشهورترین ویژگیهای اجرای برگمان، تصمیمی بود که شاید در نگاه اول بسیار ساده به نظر برسد؛ چراغهای سالن در تمام مدت اجرا روشن ماندند. این ایده از خود پتر وایس آمده بود. او در توضیحات نمایشنامه تأکید کرده بود که نور سالن نباید خاموش شود، زیرا نمیخواست تماشاگر در تاریکی پنهان شود. در تئاتر معمول، خاموش شدن چراغها مرزی میان صحنه و سالن ایجاد میکند؛ مخاطب احساس میکند تنها ناظر ماجراست. اما وایس و برگمان این مرز را شکستند.
🔸️اجرای اینگمار برگمان از «استنطاق» خیلی زود به یکی از نقاط عطف تاریخ تئاتر اروپا تبدیل شد. دلیلش فقط شهرت برگمان نبود، او شیوهای برای مواجهه با متن پتر وایس انتخاب کرد. در دورانی که بسیاری از آثار مربوط به جنگ جهانی دوم تلاش میکردند با بازسازی صحنههای خشونت یا خلق تصاویر تکاندهنده مخاطب را تحت تأثیر قرار دهند، برگمان دقیقاً مسیر عکس را برگزید
🔸️در اجرای برگمان، مفهوم «تماشاگر» نیز تغییر کرد. در تئاتر کلاسیک، مخاطب در تاریکی مینشیند و از فاصلهای امن به رویدادها نگاه میکند. اما در «استنطاق» این فاصله از بین رفت. روشن ماندن چراغهای سالن نوعی بیانیهی اخلاقی بود. برگمان و وایس هر دو بر این باور بودند که تماشاگر نباید خود را از آنچه روی صحنه میگذرد جدا بداند. دادگاه در میان شاهدان و متهمان برگزار میشود و جامعه نیز باید در آن حضور داشته باشد.
ibna.ir/x6J7Q
@ibna_official
🔰۱۲۰ سال مشروطه ایرانی در گفتوگو با مهدی روزخوش؛
چگونه میتوان «ایران» را به یک سوژه سیاسی و حقوقی جدید تبدیل کرد؟
🔸مهدی روزخوش گفت: شاید بتوان گفت مشروطیت در ایران نخستین لحظهای بود که این پرسش بهصورت سیاسی و نهادی آشکار شد: چگونه میتوان «ایران» را از یک موضوع تاریخی به یک سوژه سیاسی و حقوقی جدید تبدیل کرد؟ و به نظر من، هنوز مسئله اصلی ما همین است؛ نه بازگشت به یک گذشته آرمانی و نه گسست کامل از آن، بلکه پیدا کردن صورتی از دولت، جامعه و آزادی که بتواند هم با تجربه تاریخی ایران نسبت داشته باشد و هم با الزامات جهان جدید.
🔸مسئله مشروطیت ایران را نمیتوان فقط اینگونه صورتبندی کرد که «چگونه قدرت شاه را محدود کنیم؟» مسئله بنیادیتر این بود که قدرت سنتی را چگونه باید به قدرت عمومی و نهادمند دولت مدرن منتقل کرد و همزمان جامعه مدنی سنتی را چگونه باید به جامعه مدنی جدید تبدیل کرد. به نظر من، بدون توجه به این دو فرآیند بههمپیوسته، امکان فهم غیر ایددولوژیک منطق تحول تاریخی مشروطیت ایران از دست میرود
🔸در ایران نیز بحران مشروطیت از یک سو ناشی از آن بود که نظم سنتی قاجاری دیگر پاسخگوی شرایط جدید نبود و از سوی دیگر، دولت مدرن و جامعه مدنی جدید هنوز به صورت متناسب و نهادمند شکل نگرفته بودند. ایران در همان حال که به دولت نیرومندتر، منظمتر و قانونمندتر نیاز داشت، با ضرورت دگرگونی ساختارهای اجتماعی و حقوقی نیز مواجه بود. جامعهای که حامل مطالبات مشروطهخواهی بود، هنوز عمدتاً در ساختارهای جامعه مدنی سنتی سازمان یافته بود و همین امر، مسئله گذار به جامعه مدنی جدید را به بخش مهمی از فرآیند تجددخواهی تبدیل میکرد.
🔸برقراری نسبت میان آزادی فرد و اقتدار دولت، اساساً موضوع محوری اندیشه سیاسی مدرن است. از لاک تا روسو و کانت و هگل و میل و ... هر کدام صورت بندی خاص خود را ارائه دادهاند. اما در ایران، این مسئله اهمیت بیشتری داشت، زیرا ما با یک انقلاب سیاسی وارد عصر جدید شدیم و آن انقلاب، انقلاب مشروطه بود. از این جهت، تجربه ایران حتی با تجربه ژاپن و اصلاحات میجی نیز تفاوت داشت. همچنین با کشورهایی مانند کره جنوبی و سنگاپور که دههها تحت دیکتاتوریهای نظامی و دولتهای اقتدارگرا قرار داشتند و... هرچند گاهی این الگوها بهاشتباه درباره دوره قاجار نیز به کار برده میشود
🔸شاید بتوان گفت مشروطیت در ایران نخستین لحظهای بود که این پرسش بهصورت سیاسی و نهادی آشکار شد: چگونه میتوان «ایران» را از یک موضوع تاریخی به یک سوژه سیاسی و حقوقی جدید تبدیل کرد؟
🔸و به نظر من، هنوز مسئله اصلی ما همین است؛ نه بازگشت به یک گذشته آرمانی و نه گسست کامل از آن، بلکه پیدا کردن صورتی از دولت، جامعه و آزادی که بتواند هم با تجربه تاریخی ایران نسبت داشته باشد و هم با الزامات جهان جدید.
ibna.ir/x6JDr
@ibna_official
🔰اولینهای داستاننویسی/ اردبیل؛
پدر ادبیات داستانی اردبیل؛ «نورانلی» یا «همدانی»؟
🔸️ با وجود اینکه در بافت تاریخی اردبیل ادبیات نهفته است؛ اما تاریخچه داستاننویسی مدرن در این استان به دلیل گرایشهای سنتی و مسائل سیاسی نامشخص مانده و پژوهشگران از نورانلی و نادعلی همدانی جزو اولینها یاد میکنند
🔸داستانهای نورانلی در خطه استان اردبیل اتفاق میافتد و حکایت رازهای زندگی و گنجینه معنوی مردمی است. اصطلاحات و لغات اصیل و محلی بکار رفته در این مجموعه که امروزه در اذهان عمومی فراموش شده، این کتاب را از دیگر آثار داستانی متمایز کرده است. داستانهای این نویسنده با بهرهگیری از فولکلور و فرهنگ شفاهی خاص اردبیل با شخصیتپردازی قوی، لحن خاص و دیالوگهای صمیمی خلق شده که برای بسیاری از نویسندگان آموزنده است.
🔸اردبیل در حوزه داستاننویسی نوپاست هر چند نویسندگان معروف و موفقی در کشور دارد، ولی در این شهر امکانات آموزشی در رشته داستاننویسی خیلی دیر شکل گرفت، بیشتر نویسندگان از روی مطالعاتی که داشتند، داستان خلق میکردند و جایی برای نقد و ارزیابی آثارشان وجود نداشت؛ اما به همت حوزه هنری به تعداد نویسندگان اردبیلی بویژه بانوان اضافه شده و آثاری که خلق کردند، نشان میدهد آینده خوبی در انتظار بخش داستان در این خطه است.
🔸بافت و تاریخ این شهر پر از سوژه داستانی است و روح نوشتن در این شهر قدم میزند و نویسندگان جوان نیز با بهره گیری از این مزیت، روز به روز به تعداشان افزوده میشود؛ اما تنها چیزی که برای شکوفا شدن نیاز است، اهمیت دادن به قلم آنها و ایجاد کارگاههای متعدد نقد اثر است. چه اشکالی دارد که در یک شهر چندین انجمن و کارگاه نویسندگی دور از هر نوع اختلاف و حس رقابت دایر باشد.
ibna.ir/x6Jrt
@ibna_official
🔰مترجم مجموعه آثار ادگار آلنپو در گفتوگو با ایبنا:
نویسندهای که بیتعارف از ترسها و امیال پنهان ما حرف میزند
🔸نصراله مرادیانی، مترجم کتاب «داستانهای جنون و ترس و خیال» شامل مجلد نخست مجموعه آثار ادگار آلنپو گفت: پو دست روی آن آنات و منویات انسان میگذارد که ما خیلی دوست نداریم بیپرده و بدون تعارف به آنها بپردازیم؛ چیزهایی که جانمان یا هویتمان را به خطر میاندازند؛ ترس از طبیعت بیرون و طبیعت درونمان، ترسمان از نیستی و حتی خودمان، هیولاهایی که در ما لانه کردهاند و میتوانند هر لحظه از بند رها شوند
🔸مرگ آدمها یا بهقتلرسیدن آنها از مضامین مهم آثار پو است ولی تقلیلدادن آثار این نویسنده به مرگاندیشی نشناختن اوست. او هم مثل هر انسان دیگری میخواست زندگی بهتری داشته باشد، اما در دورهای خاص و با وسواسها و حساسیتهای خاص خودش؛ در اواخر عمرش سفری طولانی را آغاز میکند برای رسیدن به شهری برای قبول کار سرویراستاری مجلهای ادبی در غرب.
🔸هدف خیلی از نویسندههای عمعصر پو، همزمان با دورهای که اکتشافات زیادی در جغرافیای جهان و بهویژه در ایالات متحده رخ میداد، پرداختن به اسرار جهان و این سفرهای پررمزوراز و حوادث پرشماری بود که در این سفرهای دریایی برای آدمها رخ میداد. اما آثار علمیتخیلی پو، بیشتر وقتها، هجو این آثار است تا نشان دهد انسان پیچیدهتر از این حرفهاست که آن نویسندهها سعی میکنند نشانمان دهند. خیلی وقتها او شکل مواجهه شخصیتها با امور مهیب و ترسناک را میکاود تا نشان دهد که انسان چه موجود دستوپابستهای است در برابر شگفتی و راز طبیعت؛ درعینحال کشف جهان ایدئولوژیک و نگرش اخلاقی نویسندگانی همچون پو و اسکار وایلد، که به نظرم بیشباهت به هم نیستند، خیلی آسان نیست. چنین نویسندههایی صراحتاً نظام اخلاقیشان را با ما در میان نمیگذارند، البته اگر چنین نظامی داشته باشند. برای پو هنر جایگاهی محوری دارد و او نمیتواند خودش را به ارزشهای بیمایه مردمان زمانه خودش محدود کند.
ibna.ir/x6Jjw
@ibna_official
🔰گفتوگو با نوید پورمحمدرضا درباره «روایت و روایتگری در سینما»؛
روایتگری، صافیِ میان تماشاگر و جهان فیلم است
🔸نوید پورمحمدرضا، مترجم و منتقد سینما، میگوید ترجمه کتاب وارن باکلند برای او نه از سر رقابت با ترجمهای دیگر، بلکه در ادامه دغدغه چندسالهاش درباره روایت در سینما، ادبیات و دیگر حوزههای هنر بوده است
🔸«روایت» در واقع آن چیزی است که شما هنگام تماشای فیلم مقابل خودتان میبینید؛ اینکه چه اتفاقی در حال رخدادن است، داستان چیست، چه شخصیتهایی در این اتفاقها دخیلاند، زمان چگونه پیش میرود و مکان کجاست. اینها عناصر بنیادین روایتاند و تماشاگر هنگام تماشای فیلم، طبیعتاً با همین عناصر روایی درگیر میشود.
🔸طبعاً روایتگری فعالیتی است که در اختیار فیلم قرار دارد یا اگر بخواهم دقیقتر بگویم، فعالیتی است در اختیار سازندگان اثر. البته نباید آن را فقط به کارگردان محدود کنیم. روایتگری میتواند در اختیار فیلمنامهنویس، تدوینگر، فیلمبردار، فیلمساز و مجموعه عوامل خلاقی باشد که روایت را به شکلی که ما در فیلم تجربه میکنیم، به ما عرضه میکنند.
🔸روایتگری یک صافی و یک میانجی است؛ چیزی که شما از طریق آن با روایت مواجه میشوید. اگر بخواهم سادهتر بگویم، یک طیف یا سلسلهمراتب را در نظر بگیرید، در بالا تماشاگر قرار دارد که قرار است فیلمی را تماشا کند. در پایین، روایت قرار دارد؛ یعنی همان چیزی که تماشاگر در نهایت باید با آن روبهرو شود. اما میان این دو، یک مرحله میانی وجود دارد به نام روایتگری. آنجاست که مداخله عوامل خلاق فیلم رخ میدهد و تعیین میشود روایت چگونه به تماشاگر عرضه شود.
🔸در نظریه روایت میتوانیم نظریهها را در قالب دو دسته یا دو گونه مختلف ببینیم. یک دسته را میتوانیم «نظریههای عملی روایت» بنامیم؛ منظورم از عملی، همان معنای پرکتیکال است. دسته دیگر هم نظریههای انتقادی روایت است. فیلمنامهنویسها معمولاً بیشتر به نظریههای عملی روایت رجوع میکنند. مثلاً سراغ کتابهایی مثل آثار رابرت مککی میروند، چون این نوع کتابها دقیقاً نظریه عملی فیلمنامهنویسیاند. یعنی الگوها و فرمولهایی در اختیار شما قرار میدهند تا با کمک آنها، و با اتکا به هنجارها و ساختارهای مشخص، بتوانید داستانی را بهتر، مؤثرتر، شفافتر و کارآمدتر تعریف کنید.
ibna.ir/x6JD3
@ibna_official
🔰مریم مدرسیپور در گفتوگو با ایبنا؛
در کتاب تصویری، تصویرگر یکی از مؤلفان اثر است
🔸مریم مدرسیپور گفت: تصویر خوب در کنار متن، یک روایت دوم میسازد. گاهی حتی میتواند اطلاعاتی در اختیار کودک بگذارد که متن عمداً از بیان آنها خودداری کرده است. این «فاصله» میان متن و تصویر است که به کودک اجازه میدهد کشف کند، حدس بزند و داستان را شخصاً تجربه کند.
🔸زبان تصویری باید متناسب با مرحله رشد مخاطب تغییر کند؛ البته این به معنای سادهتر کردن تصویر برای کودکان کمسن و پیچیدهتر کردن صرف آن برای نوجوانان نیست. برای خردسال، تصویر معمولاً نقش بسیار مهمی در انتقال معنا دارد. فرمهای خوانا، ترکیببندیهای سادهتر، رنگهای قابل تشخیص، شخصیتهای واضح و حالتهای چهره و بدن گویا به کودک کمک میکنند بدون نیاز به خواندن متن، بخشی از داستان را دنبال کند.
🔸یکی از مهمترین تواناییهای تصویرگر کودک، اعتماد کردن به هوش مخاطب کودک است. نباید تصور کنیم چون کودک است، باید همه چیز را برایش توضیح دهیم یا مفاهیم دشوار را بیش از حد شیرین و ساده کنیم. برای مثال، ترس را میتوان فقط با کشیدن یک هیولای ترسناک نشان نداد؛ میتوان از سایه، فضای خالی، تغییر مقیاس، زاویه دید یا حتی رنگ استفاده کرد.
🔸️تصویرگری کودک میتواند یکی از مهمترین ابزارهای شکلگیری هویت بصری و فرهنگی باشد. معماری، لباس، طبیعت، رنگها، اشیای روزمره، قصهها و حتی فرم زندگی مردم هر سرزمین میتوانند وارد تصویر شوند و جهان داستان را باورپذیرتر کنند. اما استفاده از عناصر بومی نباید به چند نشانه تکراری مثل گنبد، فرش، کاشی، لباس سنتی یا بناهای تاریخی محدود شود.
🔸تصویرگری کتاب کودک یک فعالیت حرفهای است و باید مانند هر حرفه تخصصی دیگری، چارچوب اقتصادی و حقوقی مشخصی داشته باشد. دستمزد تصویرگر نباید صرفاً بر اساس تعداد تصویر محاسبه شود؛ زمان پژوهش، طراحی شخصیت، اتود، اجرای نهایی، میزان جزئیات، اصلاحات و پیچیدگی پروژه نیز باید در نظر گرفته شود. از طرف دیگر، موضوع بسیار مهم، تعیین دقیق حقوق استفاده از تصاویر است
ibna.ir/x6JD6
@ibna_official
🔰مسئله خریدن و نخواندن کتاب -۱
کتاب خریدن و نخواندن نشانه چیست؟
🔸فاطمه سیارپور، انسانشناس و جامعهشناس معتقد است، تا زمانی که فرهنگ عمومی، کتاب را از مقام شی مقدس به مرتبه ابزار عملی برای زندگی روزمره پایین نیاورده باشد، خریدن از روی احساس خوب داشتن، بر خواندن از روی علاقه واقعی غلبه خواهد کرد.
🔸در جامعه ما، بهندرت میتوانیم از شکلگیری مدلهای اجتماعی و فرهنگی برای فهم فرآیند تولید تا عرضه کتاب صحبت کنیم، چون عملا وجود ندارند؛ اما برای جلوگیری از افتادن در دام تقلیلگرایی پیشنهاد من این است که کتاب را نه یک اثر علمی، فرهنگی، اجتماعی، فردی و غیره ببینیم، بلکه آن را یک اکوسیستم پویا و زنده درنظر بگیریم. آن وقت بسیاری از پدیدههایی که درون این فرآیند رخ میدهد، قابل فهم میشود.
🔸در فرهنگ ما فیلم رقیب کتاب شده است و چیزی به نام نیاز یا سیر مطالعاتی یا علاقه به دانستن در یک حوزه خاص از کودکی شکل نگرفته است. از دید من بهعنوان کارشناس علوم اجتماعی و فعال حوزه کتاب کودک و نوجوان، ریشه این پدیده را باید در کودکی جستوجو کرد. هرگز به کودکان یاد ندادهایم که کتاب میتواند ابزاری برای حل مسائل روزمره، تصمیمگیری بهتر، بهبود روابط اجتماعی یا پیشرفت شغلی باشد. در خانواده و مدرسه، کتاب اغلب یا وسیله امتحان است یا کالایی تزئینی برای نشان دادن علاقه به فرهنگ.
🔸شبکههای اجتماعی و فرهنگ مصرفگرایی نیز کتاب را از «متن» به «ابژه» تبدیل کردهاند. سازوکار این تبدیل در ویژگیهای فنی و فرایند یادگیری ماشین شبکههای اجتماعی است که اساس شکلگیری و توسعه فنی آنان محسوب میشود تا مخاطبان را هرچه بیشتر جذب کند. در نتیجه عکس قفسه کتاب، آنباکسینگ، استوری کتاب جدید و دیده شدن کتاب در دست یا روی میز همراه با یک فنجان قهوه که در کنارش یک لپتاپ یا گلدان کاکتوس کنار پنجره قرار گرفته صحنههای آشنا برای ذهنهای امروزی است.
🔸کتاب در حافظه جمعی ما صرفاً یک کالای مصرفی نبوده؛ بلکه حامل نوعی تشخص فرهنگی است. وقتی فردی کتاب میخرد، در واقع دارد به خود و دیگران میگوید که به جهان اندیشه، ادبیات و معرفت تعلق دارد، حتی اگر این تعلق صرفاً در سطح نمادین باشد. خریدن کتاب در این معنا، یک کنش هویتی است. فرد با چیدن کتاب در قفسه یا حمل آن در کیف و دیده شدنش در دست یا فضای مجازی، در حال ساخت و ارائه تصویری از خویش است.
🔸نقد موجب شناخته شدن کتابهای خوب و کنار رفتن کتابهای بد میشود و خریدن را از یک قمار به یک انتخاب آگاهانه تبدیل میکند. بدون نقد، خریدن کتاب به یک کنش کورکورانه بدل میشود و خواننده پس از مواجهه با متن نامنسجم، کتاب را نیمهکاره رها میکند و همان حس مالکیت جایگزین خواندن میشود. ناشر هم از تبعات مثبت نقد استفاده میکند و منتفع میشود
ibna.ir/x6JyW
@ibna_official
🔰طنز و سیاست در گفتوگو با سیدمحمد امیر؛
وقتی خندیدن کاری سیاسی است
🔸بهگفته مترجم: « استفاده از طنز برای رسیدن به تغییرات سیاسی کار سادهای نیست و انتقال پیام از این طریق میتواند دشوار باشد. با اینحال، برخی از اشکال اقدامات طنزآمیز با نمایش عمومی، میتواند در تضعیف قدرت نقش داشته باشند، اگرچه غالباً تأثیرات آنها نه فوری و بلاواسطه، بلکه بلندمدت و ماندگار است.»
🔸کتاب در ابتدا به تعریف طنز و انواع آن پرداخته و در ادامه، دو نوع واکنش به جایگاه طنز در مبارزات خشونتپرهیز را که شامل واکنش محافظانهکارانه و براندازانه میباشد را از یکدیگر تفکیک کرده و به بررسی مبسوط هر کدام میپردازد. نویسنده پس از آن به بیان ادعای محوری خود میپردازد و میگوید که طنز و بهخصوص شیرینکاریهای طنزآمیز سیاسی میتواند بهعنوان بخشی از «جنگ چریگی گفتمانی» به گفتمانهای مسلط حمله کند.
🔸طنز میتواند گروههای فعال را از سایرین متمایز کرده، ترس را در میان افراد کاهش داده و موقعیتهایی را به وجود آورد که رژیم در واکنش به آنها با دشواری مواجه شود. همانطورکه در بالا نیز ذکر شد، از دیدگاه نویسنده، شیرینکاریهایی طنزآمیز سیاسی چنانچه به درستی اجرا شوند، میتوانند نوعی جنگ چریکی گفتمانی تلقی شوند که به گفتمانهای مسلّط که ادعای انحصاری عقلانیت و حقیقت را دارند حمله کرده و افراد و نهادهای قدرتمند را به چالش بکشد. طنز علاوه بر آن میتواند فرهنگ مقاومت را در دوران سخت سرکوب زنده نگه داشته و به دلیل بازیگوشانه و سرخوشانه بودنش، به ارتباطگیری هر چه بیشتر با مردم به خصوص جوانان پرداخته و در این میان عضوگیری و بسیج فعالان جدید را تسهیل کند.
🔸نویسنده معضلات و خطراتی که کنشگران طنزپرداز با آن مواجهند را در پنج مورد برمیشمرد. اول اینکه این احتمال وجود دارد که دیگران کنشگران و اقدامات آنها را در رابطه با موضوع مورد نظر جدی نگیرند. دوم اینکه طنز، بهخصوص در وارونهگویی یا آیرونی، ممکن است به معنای صوری آن در نظر گرفته شده و اشتباه برداشت شود. سوم اینکه، برخی فعالان آمیختن امر طنزآمیز و غیرطنزآمیز را عاقلانه ندانند و دیگر اینکه هجو ممکن است نوعی توهین یا هتّاکی تعبییر شود، معضلات اخلاقی خاصی را پیش پا بکشد و در نهایت اینکه نقد طنزآمیز ممکن است مردم را به جای تشویق به اقدام، سرخورده و مأیوس کند.
🔸نویسنده معضلات و خطراتی که کنشگران طنزپرداز با آن مواجهند را در پنج مورد برمیشمرد. اول اینکه این احتمال وجود دارد که دیگران کنشگران و اقدامات آنها را در رابطه با موضوع مورد نظر جدی نگیرند. دوم اینکه طنز، بهخصوص در وارونهگویی یا آیرونی، ممکن است به معنای صوری آن در نظر گرفته شده و اشتباه برداشت شود. سوم اینکه، برخی فعالان آمیختن امر طنزآمیز و غیرطنزآمیز را عاقلانه ندانند و دیگر اینکه هجو ممکن است نوعی توهین یا هتّاکی تعبییر شود، معضلات اخلاقی خاصی را پیش پا بکشد و در نهایت اینکه نقد طنزآمیز ممکن است مردم را به جای تشویق به اقدام، سرخورده و مأیوس کند.
ibna.ir/x6JDs
@ibna_official
🔰هوش مصنوعی و مرزهای تازه حق مؤلف؛
چتجیپیتی دیگر «سبک» نویسندگان را تقلید نمیکند
🔸چتجیپیتی از این پس درخواستهای کاربران برای نگارش متن در سبک دقیق نویسندگان مشهور را رد میکند و به جای آن، متنهایی الهامگرفته از ویژگیهای کلی آثار آنها ارائه میدهد؛ تغییری که میتواند بر مناقشات حقوقی پیرامون هوش مصنوعی و حق مؤلف تأثیر بگذارد
🔸در یکی از آزمایشها از چتجیپیتی خواسته شد مقدمهای برای داستانی در سبک «استیون کینگ» بنویسد. این مدل در پاسخ اعلام کرد که نمیتواند سبک یا لحن منحصربهفرد این نویسنده را تقلید کند، اما قادر است داستانی با مؤلفههایی مانند فضای وهمآلود، شخصیتپردازی پررنگ و حس دلهره در شهرهای کوچک خلق کند که هویت مستقلی داشته باشد.
🔸انجمن نویسندگان آمریکا در سند «بهترین شیوهها» به نویسندگان توصیه کرده است از هوش مصنوعی برای تقلید آگاهانه از سبک، صدا یا دیگر ویژگیهای منحصربهفرد آثار سایر نویسندگان، بهویژه در مواردی که به ارزش آثار آنها آسیب میزند یا با هدف کسب سود انجام میشود، استفاده نکنند. این انجمن هشدار داده است که چنین اقدامی، افزون بر ملاحظات اخلاقی، میتواند زمینهساز دعاوی مربوط به رقابت ناعادلانه یا نقض حق نشر باشد.
ibna.ir/x6Jf6
@ibna_official
🔰نگاهی به «بیماری ملال: از فلسفهی باستان تا روانشناسی مدرن»؛
ملال؛ بیماریای که به فضیلت تبدیل شد
🔸ژوزفا روس ولاسکو در مقالهای برای انتشارات دانشگاه پرینستون، تاریخ طولانی ملال و سوءتفاهم تازهای را که آن را به فضیلتی برای زندگی مدرن تبدیل کرده است بررسی میکند.
🔸او مینویسد: «ملال به مُد روز تبدیل شده است.»
در فرهنگ عمومی امروز، توصیه دربارهی ملال تقریباً همهجا دیده میشود. به ما گفته میشود تلفن همراه را کنار بگذاریم، از اعلانها فاصله بگیریم، به پنجره خیره شویم، اجازه دهیم ذهنمان پرسه بزند و، مهمتر از همه، «حوصلهمان سر برود». برای کودکان نیز بارها گفته میشود که نباید تمام وقتشان با سرگرمی، کلاس، بازی و محتوای دیجیتال پر شود و بهتر است اجازه دهیم گاهی حوصلهشان سر برود. حتی خلاقیت، تخیل و خودشناسی نیز در این روایت تازه به ملال پیوند خوردهاند.
🔸به باور او، بیشتر مردم واقعاً نمیخواهند کسل باشند. چیزی که میخواهند، احتمالاً زمان بدون ساختار، سکوت، فراغت و رهایی از اعلانهای دائمی و تعهدات بیپایان است. یک بعدازظهر بدون برنامه، قدم زدن بدون مقصد، گفتوگویی که با وسوسهی چک کردن تلفن قطع نشود یا زمانی که فرد بتواند بدون اجبار به انجام کاری خاص، به فعالیت مورد علاقهی خودش بپردازد.
🔸مقالهی «بازآفرینی ملال» را میتوان خلاصهای از پروژهی بزرگتر روس ولاسکو دانست؛ پروژهای که در کتاب «بیماری ملال: از فلسفهی باستان تا روانشناسی مدرن» دنبال شده است.
🔸این کتاب به جای آنکه ملال را صرفاً یک مسئلهی روانشناختی معاصر بداند، تاریخ طولانی آن را بررسی میکند؛ از جهان باستان و آکیدیا در مسیحیت قرون وسطی تا ملال در ادبیات و فرهنگ قرن نوزدهم و سپس تعریفهای روانشناختی و روانپزشکی در دوران مدرن.
ibna.ir/x6JCL
@ibna_official
🔰نگاهی به کتاب «ناخدای هرکولس»؛
خاطرات یک خلبان سریعاللهجه از محمد خاتم و بهزاد معزی
🔸در گفتوگو با خلبان حسین کاتوزیان به بررسی زندگی و کارنامهاش پرداخته شده است. کاتوزیان در این کتاب با لحنی جسورانه و رک به زندگی، ورود به عرصه ارتش، علاقهمندی به خلبانی و چند دهه فعالیت در این عرصه پرداخته است.
🔸او بیپرده از خصوصیات خلبانانی میگوید که در برخی کتابها شاید از آنها چندان به خوبی سخن نرفته است اما در این روایت چهره دیگری از آنها روایت میشود از جمله محمد خاتم. او با اطلاعات وسیعی که دارد از محل تولدش در شهر ری و خیابان آب منگل و فعالیتهای مذهبی خانوادهاش می گوید و آداب و رسومی که با آنها بزرگ شده و در عرصه خلبانی هم همان آداب را رعایت کرده است.
🔸نکته دیگری که مصاحبه حسین کاتوزیان را خواندنی کرده، راستیآزمایی سخنان او و مسائلی است که در نیروی هوایی ارتش روی داده و وفایی درصدد است که برخی از آن حواشی را بررسی کند از بهزاد معزی خلبانی که شاه را فراری داد تا سپهبد کاتوزیان که فردی مورد وثوق شاه بود و در سخنان این خلبان سریعاللهجه با بخش دیگری از کارنامه آنها آشنا میشود. کاتوزیان درباره ابهام یا تائید هر حادثه خاصی اشاره میکند که تلفن دم دست هست و میتوان صحت موضوع را از فلان خلبان هم پرسید. ضمن اینکه به نظر میرسد جز در مواردی کوجک از حافظه خوبی هم برخوردار است.
ibna.ir/x6JDC
@ibna_official
🔰شاعر کهگیلویه و بویراحمدی در گفتوگو با ایبنا:
شعر لری نیازمند عبور از سنت شفاهی به ساحت مکتوب
🔸حمید حسینیان، شاعر معتقد است مکتوبنشدن شعر لری در کهگیلویهوبویراحمد، این زبان بومی را با بحران کمبود پژوهش و ضعف در ماندگاری ادبی روبهرو کرده است.
🔸حسینیان با تاکید بر توانمندیهای ادبی کهگیلویه و بویراحمد یادآور شد: این استان علیرغم جغرافیای کوچکش، به دلیل برخورداری از زبان و نگاه خاص خود، همواره در ادبیات کشور حرف برای گفتن داشته است. امروز شاهد حضور شاعرانی از این دیار در سطح کشور هستیم که هم در شعر سپید و هم در شعر کلاسیک، اثرگذاری ملموسی بر جریانهای شعری ملی گذاشتهاند.
🔸این معلم عشایری، کتاب شعر را محصولی فرهنگی با قابلیتهای بالا برای ارتقای سرانه مطالعه دانست و افزود: کتاب شعر بهدلیل کوتاهی و ویژگیهای ساختاری، گزینه مناسبی برای شروع مطالعه است. از آنجا که یک شعر خوب از علوم مختلف بهره میگیرد، خواندن آن بهمنزله مرور مفاهیم گوناگون است و نشان میدهد چگونه میتوان علم را تحملپذیر و خواندنی کرد.
ibna.ir/x6JzV
@ibna_official