🔰مریم مدرسیپور در گفتوگو با ایبنا؛
در کتاب تصویری، تصویرگر یکی از مؤلفان اثر است
🔸مریم مدرسیپور گفت: تصویر خوب در کنار متن، یک روایت دوم میسازد. گاهی حتی میتواند اطلاعاتی در اختیار کودک بگذارد که متن عمداً از بیان آنها خودداری کرده است. این «فاصله» میان متن و تصویر است که به کودک اجازه میدهد کشف کند، حدس بزند و داستان را شخصاً تجربه کند.
🔸زبان تصویری باید متناسب با مرحله رشد مخاطب تغییر کند؛ البته این به معنای سادهتر کردن تصویر برای کودکان کمسن و پیچیدهتر کردن صرف آن برای نوجوانان نیست. برای خردسال، تصویر معمولاً نقش بسیار مهمی در انتقال معنا دارد. فرمهای خوانا، ترکیببندیهای سادهتر، رنگهای قابل تشخیص، شخصیتهای واضح و حالتهای چهره و بدن گویا به کودک کمک میکنند بدون نیاز به خواندن متن، بخشی از داستان را دنبال کند.
🔸یکی از مهمترین تواناییهای تصویرگر کودک، اعتماد کردن به هوش مخاطب کودک است. نباید تصور کنیم چون کودک است، باید همه چیز را برایش توضیح دهیم یا مفاهیم دشوار را بیش از حد شیرین و ساده کنیم. برای مثال، ترس را میتوان فقط با کشیدن یک هیولای ترسناک نشان نداد؛ میتوان از سایه، فضای خالی، تغییر مقیاس، زاویه دید یا حتی رنگ استفاده کرد.
🔸️تصویرگری کودک میتواند یکی از مهمترین ابزارهای شکلگیری هویت بصری و فرهنگی باشد. معماری، لباس، طبیعت، رنگها، اشیای روزمره، قصهها و حتی فرم زندگی مردم هر سرزمین میتوانند وارد تصویر شوند و جهان داستان را باورپذیرتر کنند. اما استفاده از عناصر بومی نباید به چند نشانه تکراری مثل گنبد، فرش، کاشی، لباس سنتی یا بناهای تاریخی محدود شود.
🔸تصویرگری کتاب کودک یک فعالیت حرفهای است و باید مانند هر حرفه تخصصی دیگری، چارچوب اقتصادی و حقوقی مشخصی داشته باشد. دستمزد تصویرگر نباید صرفاً بر اساس تعداد تصویر محاسبه شود؛ زمان پژوهش، طراحی شخصیت، اتود، اجرای نهایی، میزان جزئیات، اصلاحات و پیچیدگی پروژه نیز باید در نظر گرفته شود. از طرف دیگر، موضوع بسیار مهم، تعیین دقیق حقوق استفاده از تصاویر است
ibna.ir/x6JD6
@ibna_official
🔰مسئله خریدن و نخواندن کتاب -۱
کتاب خریدن و نخواندن نشانه چیست؟
🔸فاطمه سیارپور، انسانشناس و جامعهشناس معتقد است، تا زمانی که فرهنگ عمومی، کتاب را از مقام شی مقدس به مرتبه ابزار عملی برای زندگی روزمره پایین نیاورده باشد، خریدن از روی احساس خوب داشتن، بر خواندن از روی علاقه واقعی غلبه خواهد کرد.
🔸در جامعه ما، بهندرت میتوانیم از شکلگیری مدلهای اجتماعی و فرهنگی برای فهم فرآیند تولید تا عرضه کتاب صحبت کنیم، چون عملا وجود ندارند؛ اما برای جلوگیری از افتادن در دام تقلیلگرایی پیشنهاد من این است که کتاب را نه یک اثر علمی، فرهنگی، اجتماعی، فردی و غیره ببینیم، بلکه آن را یک اکوسیستم پویا و زنده درنظر بگیریم. آن وقت بسیاری از پدیدههایی که درون این فرآیند رخ میدهد، قابل فهم میشود.
🔸در فرهنگ ما فیلم رقیب کتاب شده است و چیزی به نام نیاز یا سیر مطالعاتی یا علاقه به دانستن در یک حوزه خاص از کودکی شکل نگرفته است. از دید من بهعنوان کارشناس علوم اجتماعی و فعال حوزه کتاب کودک و نوجوان، ریشه این پدیده را باید در کودکی جستوجو کرد. هرگز به کودکان یاد ندادهایم که کتاب میتواند ابزاری برای حل مسائل روزمره، تصمیمگیری بهتر، بهبود روابط اجتماعی یا پیشرفت شغلی باشد. در خانواده و مدرسه، کتاب اغلب یا وسیله امتحان است یا کالایی تزئینی برای نشان دادن علاقه به فرهنگ.
🔸شبکههای اجتماعی و فرهنگ مصرفگرایی نیز کتاب را از «متن» به «ابژه» تبدیل کردهاند. سازوکار این تبدیل در ویژگیهای فنی و فرایند یادگیری ماشین شبکههای اجتماعی است که اساس شکلگیری و توسعه فنی آنان محسوب میشود تا مخاطبان را هرچه بیشتر جذب کند. در نتیجه عکس قفسه کتاب، آنباکسینگ، استوری کتاب جدید و دیده شدن کتاب در دست یا روی میز همراه با یک فنجان قهوه که در کنارش یک لپتاپ یا گلدان کاکتوس کنار پنجره قرار گرفته صحنههای آشنا برای ذهنهای امروزی است.
🔸کتاب در حافظه جمعی ما صرفاً یک کالای مصرفی نبوده؛ بلکه حامل نوعی تشخص فرهنگی است. وقتی فردی کتاب میخرد، در واقع دارد به خود و دیگران میگوید که به جهان اندیشه، ادبیات و معرفت تعلق دارد، حتی اگر این تعلق صرفاً در سطح نمادین باشد. خریدن کتاب در این معنا، یک کنش هویتی است. فرد با چیدن کتاب در قفسه یا حمل آن در کیف و دیده شدنش در دست یا فضای مجازی، در حال ساخت و ارائه تصویری از خویش است.
🔸نقد موجب شناخته شدن کتابهای خوب و کنار رفتن کتابهای بد میشود و خریدن را از یک قمار به یک انتخاب آگاهانه تبدیل میکند. بدون نقد، خریدن کتاب به یک کنش کورکورانه بدل میشود و خواننده پس از مواجهه با متن نامنسجم، کتاب را نیمهکاره رها میکند و همان حس مالکیت جایگزین خواندن میشود. ناشر هم از تبعات مثبت نقد استفاده میکند و منتفع میشود
ibna.ir/x6JyW
@ibna_official
🔰طنز و سیاست در گفتوگو با سیدمحمد امیر؛
وقتی خندیدن کاری سیاسی است
🔸بهگفته مترجم: « استفاده از طنز برای رسیدن به تغییرات سیاسی کار سادهای نیست و انتقال پیام از این طریق میتواند دشوار باشد. با اینحال، برخی از اشکال اقدامات طنزآمیز با نمایش عمومی، میتواند در تضعیف قدرت نقش داشته باشند، اگرچه غالباً تأثیرات آنها نه فوری و بلاواسطه، بلکه بلندمدت و ماندگار است.»
🔸کتاب در ابتدا به تعریف طنز و انواع آن پرداخته و در ادامه، دو نوع واکنش به جایگاه طنز در مبارزات خشونتپرهیز را که شامل واکنش محافظانهکارانه و براندازانه میباشد را از یکدیگر تفکیک کرده و به بررسی مبسوط هر کدام میپردازد. نویسنده پس از آن به بیان ادعای محوری خود میپردازد و میگوید که طنز و بهخصوص شیرینکاریهای طنزآمیز سیاسی میتواند بهعنوان بخشی از «جنگ چریگی گفتمانی» به گفتمانهای مسلط حمله کند.
🔸طنز میتواند گروههای فعال را از سایرین متمایز کرده، ترس را در میان افراد کاهش داده و موقعیتهایی را به وجود آورد که رژیم در واکنش به آنها با دشواری مواجه شود. همانطورکه در بالا نیز ذکر شد، از دیدگاه نویسنده، شیرینکاریهایی طنزآمیز سیاسی چنانچه به درستی اجرا شوند، میتوانند نوعی جنگ چریکی گفتمانی تلقی شوند که به گفتمانهای مسلّط که ادعای انحصاری عقلانیت و حقیقت را دارند حمله کرده و افراد و نهادهای قدرتمند را به چالش بکشد. طنز علاوه بر آن میتواند فرهنگ مقاومت را در دوران سخت سرکوب زنده نگه داشته و به دلیل بازیگوشانه و سرخوشانه بودنش، به ارتباطگیری هر چه بیشتر با مردم به خصوص جوانان پرداخته و در این میان عضوگیری و بسیج فعالان جدید را تسهیل کند.
🔸نویسنده معضلات و خطراتی که کنشگران طنزپرداز با آن مواجهند را در پنج مورد برمیشمرد. اول اینکه این احتمال وجود دارد که دیگران کنشگران و اقدامات آنها را در رابطه با موضوع مورد نظر جدی نگیرند. دوم اینکه طنز، بهخصوص در وارونهگویی یا آیرونی، ممکن است به معنای صوری آن در نظر گرفته شده و اشتباه برداشت شود. سوم اینکه، برخی فعالان آمیختن امر طنزآمیز و غیرطنزآمیز را عاقلانه ندانند و دیگر اینکه هجو ممکن است نوعی توهین یا هتّاکی تعبییر شود، معضلات اخلاقی خاصی را پیش پا بکشد و در نهایت اینکه نقد طنزآمیز ممکن است مردم را به جای تشویق به اقدام، سرخورده و مأیوس کند.
🔸نویسنده معضلات و خطراتی که کنشگران طنزپرداز با آن مواجهند را در پنج مورد برمیشمرد. اول اینکه این احتمال وجود دارد که دیگران کنشگران و اقدامات آنها را در رابطه با موضوع مورد نظر جدی نگیرند. دوم اینکه طنز، بهخصوص در وارونهگویی یا آیرونی، ممکن است به معنای صوری آن در نظر گرفته شده و اشتباه برداشت شود. سوم اینکه، برخی فعالان آمیختن امر طنزآمیز و غیرطنزآمیز را عاقلانه ندانند و دیگر اینکه هجو ممکن است نوعی توهین یا هتّاکی تعبییر شود، معضلات اخلاقی خاصی را پیش پا بکشد و در نهایت اینکه نقد طنزآمیز ممکن است مردم را به جای تشویق به اقدام، سرخورده و مأیوس کند.
ibna.ir/x6JDs
@ibna_official
🔰هوش مصنوعی و مرزهای تازه حق مؤلف؛
چتجیپیتی دیگر «سبک» نویسندگان را تقلید نمیکند
🔸چتجیپیتی از این پس درخواستهای کاربران برای نگارش متن در سبک دقیق نویسندگان مشهور را رد میکند و به جای آن، متنهایی الهامگرفته از ویژگیهای کلی آثار آنها ارائه میدهد؛ تغییری که میتواند بر مناقشات حقوقی پیرامون هوش مصنوعی و حق مؤلف تأثیر بگذارد
🔸در یکی از آزمایشها از چتجیپیتی خواسته شد مقدمهای برای داستانی در سبک «استیون کینگ» بنویسد. این مدل در پاسخ اعلام کرد که نمیتواند سبک یا لحن منحصربهفرد این نویسنده را تقلید کند، اما قادر است داستانی با مؤلفههایی مانند فضای وهمآلود، شخصیتپردازی پررنگ و حس دلهره در شهرهای کوچک خلق کند که هویت مستقلی داشته باشد.
🔸انجمن نویسندگان آمریکا در سند «بهترین شیوهها» به نویسندگان توصیه کرده است از هوش مصنوعی برای تقلید آگاهانه از سبک، صدا یا دیگر ویژگیهای منحصربهفرد آثار سایر نویسندگان، بهویژه در مواردی که به ارزش آثار آنها آسیب میزند یا با هدف کسب سود انجام میشود، استفاده نکنند. این انجمن هشدار داده است که چنین اقدامی، افزون بر ملاحظات اخلاقی، میتواند زمینهساز دعاوی مربوط به رقابت ناعادلانه یا نقض حق نشر باشد.
ibna.ir/x6Jf6
@ibna_official
🔰نگاهی به «بیماری ملال: از فلسفهی باستان تا روانشناسی مدرن»؛
ملال؛ بیماریای که به فضیلت تبدیل شد
🔸ژوزفا روس ولاسکو در مقالهای برای انتشارات دانشگاه پرینستون، تاریخ طولانی ملال و سوءتفاهم تازهای را که آن را به فضیلتی برای زندگی مدرن تبدیل کرده است بررسی میکند.
🔸او مینویسد: «ملال به مُد روز تبدیل شده است.»
در فرهنگ عمومی امروز، توصیه دربارهی ملال تقریباً همهجا دیده میشود. به ما گفته میشود تلفن همراه را کنار بگذاریم، از اعلانها فاصله بگیریم، به پنجره خیره شویم، اجازه دهیم ذهنمان پرسه بزند و، مهمتر از همه، «حوصلهمان سر برود». برای کودکان نیز بارها گفته میشود که نباید تمام وقتشان با سرگرمی، کلاس، بازی و محتوای دیجیتال پر شود و بهتر است اجازه دهیم گاهی حوصلهشان سر برود. حتی خلاقیت، تخیل و خودشناسی نیز در این روایت تازه به ملال پیوند خوردهاند.
🔸به باور او، بیشتر مردم واقعاً نمیخواهند کسل باشند. چیزی که میخواهند، احتمالاً زمان بدون ساختار، سکوت، فراغت و رهایی از اعلانهای دائمی و تعهدات بیپایان است. یک بعدازظهر بدون برنامه، قدم زدن بدون مقصد، گفتوگویی که با وسوسهی چک کردن تلفن قطع نشود یا زمانی که فرد بتواند بدون اجبار به انجام کاری خاص، به فعالیت مورد علاقهی خودش بپردازد.
🔸مقالهی «بازآفرینی ملال» را میتوان خلاصهای از پروژهی بزرگتر روس ولاسکو دانست؛ پروژهای که در کتاب «بیماری ملال: از فلسفهی باستان تا روانشناسی مدرن» دنبال شده است.
🔸این کتاب به جای آنکه ملال را صرفاً یک مسئلهی روانشناختی معاصر بداند، تاریخ طولانی آن را بررسی میکند؛ از جهان باستان و آکیدیا در مسیحیت قرون وسطی تا ملال در ادبیات و فرهنگ قرن نوزدهم و سپس تعریفهای روانشناختی و روانپزشکی در دوران مدرن.
ibna.ir/x6JCL
@ibna_official
🔰نگاهی به کتاب «ناخدای هرکولس»؛
خاطرات یک خلبان سریعاللهجه از محمد خاتم و بهزاد معزی
🔸در گفتوگو با خلبان حسین کاتوزیان به بررسی زندگی و کارنامهاش پرداخته شده است. کاتوزیان در این کتاب با لحنی جسورانه و رک به زندگی، ورود به عرصه ارتش، علاقهمندی به خلبانی و چند دهه فعالیت در این عرصه پرداخته است.
🔸او بیپرده از خصوصیات خلبانانی میگوید که در برخی کتابها شاید از آنها چندان به خوبی سخن نرفته است اما در این روایت چهره دیگری از آنها روایت میشود از جمله محمد خاتم. او با اطلاعات وسیعی که دارد از محل تولدش در شهر ری و خیابان آب منگل و فعالیتهای مذهبی خانوادهاش می گوید و آداب و رسومی که با آنها بزرگ شده و در عرصه خلبانی هم همان آداب را رعایت کرده است.
🔸نکته دیگری که مصاحبه حسین کاتوزیان را خواندنی کرده، راستیآزمایی سخنان او و مسائلی است که در نیروی هوایی ارتش روی داده و وفایی درصدد است که برخی از آن حواشی را بررسی کند از بهزاد معزی خلبانی که شاه را فراری داد تا سپهبد کاتوزیان که فردی مورد وثوق شاه بود و در سخنان این خلبان سریعاللهجه با بخش دیگری از کارنامه آنها آشنا میشود. کاتوزیان درباره ابهام یا تائید هر حادثه خاصی اشاره میکند که تلفن دم دست هست و میتوان صحت موضوع را از فلان خلبان هم پرسید. ضمن اینکه به نظر میرسد جز در مواردی کوجک از حافظه خوبی هم برخوردار است.
ibna.ir/x6JDC
@ibna_official
🔰شاعر کهگیلویه و بویراحمدی در گفتوگو با ایبنا:
شعر لری نیازمند عبور از سنت شفاهی به ساحت مکتوب
🔸حمید حسینیان، شاعر معتقد است مکتوبنشدن شعر لری در کهگیلویهوبویراحمد، این زبان بومی را با بحران کمبود پژوهش و ضعف در ماندگاری ادبی روبهرو کرده است.
🔸حسینیان با تاکید بر توانمندیهای ادبی کهگیلویه و بویراحمد یادآور شد: این استان علیرغم جغرافیای کوچکش، به دلیل برخورداری از زبان و نگاه خاص خود، همواره در ادبیات کشور حرف برای گفتن داشته است. امروز شاهد حضور شاعرانی از این دیار در سطح کشور هستیم که هم در شعر سپید و هم در شعر کلاسیک، اثرگذاری ملموسی بر جریانهای شعری ملی گذاشتهاند.
🔸این معلم عشایری، کتاب شعر را محصولی فرهنگی با قابلیتهای بالا برای ارتقای سرانه مطالعه دانست و افزود: کتاب شعر بهدلیل کوتاهی و ویژگیهای ساختاری، گزینه مناسبی برای شروع مطالعه است. از آنجا که یک شعر خوب از علوم مختلف بهره میگیرد، خواندن آن بهمنزله مرور مفاهیم گوناگون است و نشان میدهد چگونه میتوان علم را تحملپذیر و خواندنی کرد.
ibna.ir/x6JzV
@ibna_official
🔰بهمناسبت روز ملی صنعت چاپ؛
کارآفرینان جوان برگزیده صنعت چاپ معرفی میشوند
معیارهایی فراتر از سن و سابقه
🔸نائبرئیس اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان صنعت چاپ و بستهبندی، درباره فرآیند انتخاب کارآفرینان جوان صنعت چاپ و صحافی، گفت: علاوه بر مولفه شرط سنی، شاخصهایی چون اشتغالزایی، رشد کسبوکار، نوآوری، توسعه بازارو میزان اثرگذاری در صنعت نیز در نظر است.
🔸وی با بیان اینکه هدف از تعریف این بخش، شناسایی و معرفی نسل جدید مدیران و کارآفرینان صنعت چاپ است، افزود: صنعت چاپ، برای حرکت در مسیر توسعه، نیازمند حضور نسلی از مدیران و کارآفرینانی است که علاوه بر تجربه و فعالیت مستمر، توانسته باشند در حوزههایی مانند توسعه کسبوکار، اشتغالزایی، نوآوری و توسعه بازار نیز عملکرد قابل توجهی داشته باشند.
ibna.ir/x6JDz
@ibna_official
🔰در مراسم اختتامیه اعلام شد؛
ترجمه کتاب فابیان برگزیده نهمین جایزه ابوالحسن نجفی شد
🔸نتیجه رای هیات داوران از میان ۱۱ کتاب فابیان با ترجمه اژدر انگشتری برتر شناخته شد و نیز سه سیب از آسمان افتاد تشویقی شد.
🔸جایزهی «ابوالحسن نجفی» هر سال بهمنظور احترام و پاسداشت خدمات این مترجم و زبانشناس به فرهنگ و ادب و عرصهی ترجمهی این مرزوبوم، به بهترین ترجمهی رمان یا مجموعه داستان کوتاهی که در یک سال گذشته منتشر شده باشد، اهدا میشود.
ibna.ir/x6JFg
@ibna_official
🔰۵ سال از رفتن استاد حکمت گذشت؛
محمدرضا حکیمی؛ آنگونه که زیست، آنگونه که خواست
ساخت «خانه علامه حکیمی» مورد تایید نیست
🔸برادر استاد حکیمی نوشت: او عمر خویش را برای گردآوردن مال و ساختن نام و نشان صرف نکرد. قلم زد، کتاب نوشت، نسلهایی را به اندیشیدن فراخواند، از عدالت گفت و بر سر عدالت پای فشرد؛ اما از آنچه برای دیگران میخواست، برای خود چیزی نخواست.
🔸حجت الاسلام محمد حکیمی برادر استاد محمدرضا حکیمی در یادداشتی به مناسبت پنجمین سال درگذشت ایشان، ضمن مروری بر اندیشههای محمدرضا حکیمی به ویژه در زمینه عدالت و مبارزه با فقر در اندیشه قرآنی و اهل بیت و با تاکید بر دوری سیاست و اقتصاد در این روزها با آنچه باید باشد و مظلومیت انسان محروم و بیپناه در جامعه امروز ایران، اعلام کرد هرگونه انتساب ملکی به عنوان «منزل علامه محمدرضا حکیمی» و هرگونه اقدام، ثبت، بهرهبرداری فرهنگی یا تبلیغی بر پایهٔ چنین انتسابی، بدون رضایت صاحبان حق و برخلاف وصیت و ترتیبات مقرر از سوی آن عزیز از دست رفته، فاقد رضایت شرعی ماست و در فرض تصرف در حقوق اشخاص یا مخالفت با وصیت معتبر، نمیتوان آن را به نام تکریم آن مرحوم توجیه کرد.
ibna.ir/x6JF4
@ibna_official
🔰نامههای عاشقانه ادیب جانسِوِر به فارسی منتشر شد؛
صد و بیست و سه نامه دلتنگی
🔸کتاب «از زمانی که تو نامه ننوشتهای، پنج بار باران باریده و یکبار برف» از ادیب جانسِوِر با ترجمه سولماز حسنزاده از سوی نشر وزندنیا منتشر شد. این کتاب مجموعهای از ۱۲۳ نامه ادیب جانسور، شاعر برجسته ترک به عالو ابوضیا، هنرمند و سرامیکساز ترک است که روایتی شخصی از زندگی این شاعر ارائه میکند.
🔸ماجرای نامههای این کتاب به اوایل دهه ۱۹۶۰ بازمیگردد. زمانی که جانسور و عالو ابوضیا در استانبول با یکدیگر آشنا شدند. عالو ابوضیا در سال ۱۹۶۲ برای موقعیتی شغلی به دانمارک رفت و در کپنهاگ ساکن شد. از آن زمان فاصله میان استانبول و کپنهاگ به بخشی از زندگی این دو تبدیل شد و نامهها جای گفتوگوهای حضوری را گرفتند.
🔸جانسور در فاصله سالهای ۱۹۶۲ تا ۱۹۷۶، ۱۲۳ نامه برای عالو ابوضیا نوشت. نامههایی که در ابتدا به خانه عالو ابوضیا در استانبول فرستاده میشدند اما پس از مهاجرت او به دانمارک، راهی کپنهاگ شدند.
ibna.ir/x6JDX
@ibna_official