🔰به مناسبت یکم شهریور، روز پزشک؛
حافظه شفابخش؛ مروری بر کتابشناسی خاطرات پزشکان در جنگ
🔸ثبت خاطرات پزشکان در جنگ، پیشگیری از فراموشی جزئیات حیاتی است که در صورت فقدان، بخشی از حافظه جمعی ملت در مورد انسانیترین ابعاد جنگ از دست خواهد رفت. در گزارش زیر تلاش شد تا با مروری بر این آثار، مسیری برای بازخوانی جامعتر جایگاه کادر درمان در تاریخ دفاع مقدس فراهم آورد
🔸پزشکان و کادر درمان در جریان جنگ تحمیلی، نهتنها در خط مقدم درمان مجروحان، بلکه در کانون پیچیدگیهای روانی و اجتماعی میدان نبرد نیز حضور داشتند. نقش آنان فراتر از ارائه خدمات پزشکی؛ همراهی در لحظات سخت مرگ و زندگی و مشاهده مستقیم تضادهای انسانی در میدان جنگ بود. از این رو، ثبت خاطرات پزشکان جنگ، ابعادی از تاریخ مقاومت را بازمیگرداند که در گزارشهای نظامی یا سیاسی جایگاه چندانی ندارند. روایتهای پزشکان، تاریخِ لمسشده است؛ جایی که درد، امید و اراده در کالبد انسان روایت میشود. اهمیت این کتابشناسی در آن است که با گردآوری این آثار، میتوان به درک عمیقتری از مدیریت بحران در شرایط سخت، روانشناسی جنگ و تبلور ایثار در محیطهای درمانی دست یافت. ثبت این خاطرات، پیشگیری از فراموشی جزئیات حیاتی است که در صورت فقدان، بخشی از حافظه جمعی ملت در مورد انسانیترین ابعاد جنگ از دست خواهد رفت. این گزارش با مروری بر 10 کتاب خاطرات پزشکان در جنگ تحمیلی تلاش میکند تا مسیری برای بازخوانی جامعتر جایگاه کادر درمان در تاریخ دفاع مقدس فراهم شود.
ibna.ir/x6JFD
@ibna_official
🔰نوشتاری از مدیر بخش زبان فارسی دانشگاه دهلی نو؛
زنجیره ارادت و انتقال مکتب علمی خانلری به شبهقاره
🔸احمد اخلاق آهن: زنجیره پیوند من با مکتب علمی استاد خانلری، یک زنجیره مستقیم و بیواسطه از طریق استادان بزرگ و سلف صالح من در هندوستان است. ما در این سرزمین، همواره اوصاف بیمانند علمی و اخلاقی دکتر خانلری را از زبان برجستهترین استادان خود شنیدهایم؛ بزرگانی چون استاد پروفسور عبدالودود اظهر دهلوی، استاد سید امیرحسن عابدی، استاد صدر، استاد جمشید و استاد حبیبالله که همگی از چشمه فیاض دانش خانلری در دانشگاه تهران سیراب شده بودند
🔸یکی از درخشانترین و ملموسترین صفحات دفتر خدمات دکتر خانلری به زبان فارسی در هندوستان، سفر تاریخی و فراموشنشدنی ایشان در سال ۱۹۷۸ میلادی به دهلی نو و حضور در دانشگاه جواهر لعل نهرو است. در آن دوران که آموزش زبان فارسی در هند همچنان بر شیوههای سنتی و مبتنی بر قرائت متون تکیه داشت، دکتر خانلری با تفکر مدرن و ساختارگرای خود، تحولی بزرگ رقم زد. ایشان در اقدامی بسیار پیشرو، نخستین لابراتوار مجهز زبان را به بخش فارسی دانشگاه ما هدیه کردند؛ ابزار نوینی که روشهای آموزش آواشناسی، شنیداری و گفتاری فارسی را در هند کاملاً دگرگون ساخت و روح تازهای در کالبد آموزشهای آوکشناختی دمید.
🔸تاثیرگذاری دکتر خانلری بر نظام آموزشی شبهقاره، فراتر از سطوح تحصیلات تکمیلی، حوزههای پایه را نیز در بر میگرفت. برای سالهای متمادی، سلسله کتابهای درسی دوره ابتدایی ایران با عنوان «کتابهای دبستان» (از کلاس اول تا پنجم) که زیر نظر مستقیم دکتر خانلری و همکارانشان با متدی نوین و روان تدوین شده بود، به عنوان متون درسیِ مروج و رسمی در بخش فارسی دانشگاه جواهر لعل نهرو تدریس میشد. این کتابها به دلیل نثر معیار، پاکیزه و بیآلایش خود، بهترین ابزار برای دانشآموختگان غیرفارسیزبان بودند تا ساختار دستوری و واژگانی زبان فارسی را بدون سردرگمی در تعقیدات سنتی فرا بگیرند.
ibna.ir/x6JFx
@ibna_official
🔰تحلیلی بر رمان تنهایی پرهیاهو؛
قاتلی که کتابها را میبلعید
🔸رمان «تنهایی پرهیاهو»آزمایشگاهی برای دریدن زبان و واکاوی تضاد میان حافظه و نابودی است. در این تحلیل، به سراغ دنیای هانتیا میرویم؛ مردی که در میانهی کاغذ،نقش یک «قاتلِ کتاب» و «آخرین کشیشِ واژگان» معلق است تا در نهایت، خود به بخشی از آن بافهی خاموش تبدیل شود.
🔸اگر رمان را با دقت بررسی کنیم، دستگاه پرس کاغذ بهظاهر قلب رمان است و چند لایه دارد: لایهی سیاسی، لایهی معنایی، لایهی وجودی و لایهی واسازی. بافهی کاغذ در پایان، یک مقبرهی الفبایی است، چراکه واژهها در آن دفناند و این مهم را درون خود دارند. یعنی پارادوکس، دقیقاً همان لحظهی دریدیایی است که معنا نه از انسجام، بلکه از فروپاشی انسجام متولد میشود.
🔸«تنهایی پرهیاهو» پارادوکس حضور و غیاب است. نام کتاب که، به نظرم، اغلب در ورود به داستان است، خودش بهتنهایی یک «اکسیمورون» واسازانه است. تنهایی در این رمان به معنای «سکوت» است؛ اما «تنهایی پرهیاهو» یعنی تنهایی آکنده از صداهای دیگران، مانند کتابها، مردگان و نویسندگان. غیاب واقعی دیگری در حضور هزاران دیگری متنی وجود دارد. سکوت بیرونی در برابر سلطهی درونی زبان قرار میگیرد.
ibna.ir/x6JFb
@ibna_official
🔰ایبنا به مناسبت روز پزشک بررسی کرد؛
نبض نامنظم نشر پزشکی
نشر پزشکی در دوراهی تألیف، ترجمه و نبود متولی
🔸نشر کتابهای پزشکی در ایران با مجموعهای از چالشها از ضعف در تولید محتوای تخصصی و کمبود ویراستاران و داوران حرفهای گرفته تا ترجمههای غیرتخصصی، تکثیر غیرقانونی و نبود سازوکار مشخص برای نظارت مواجه است.
🔸یکی از مشکلات اساسی در زمینه تولید و تالیف منابع پزشکی، مشارکت صوری برخی افراد در طرحهای تالیفی است. استاد یا پژوهشگری که مسئولیت تألیف یک اثر را برعهده میگیرد، شخصاً باید در تولید محتوای علمی آن نقش داشته باشد؛ نه اینکه بخشهایی از کتاب را به دانشجویان یا رزیدنتها واگذار کند، یا ترجمه بخشی از یک منبع خارجی را بهعنوان تألیف ارائه دهد.
🔸افزایش قیمت کاغذ و خدمات چاپ، طی یکی دو سال اخیر فشار زیادی، به حوزه نشر وارد کرده و این مسئله بهطور مستقیم بر قیمت کتابهای پزشکی و میزان دسترسی مخاطبان به منابع علمی اثر گذاشته است.
🔸مشکل دیگری که دامان کتابهای پزشکی را گرفته، تکثیر غیرقانونی آثار است. کتابهای پزشکی به دلیل قیمت نسبتاً زیاد و همچنین تقاضای دانشجویان و گروههای تخصصی، در معرض کپی و توزیع غیرمجاز قرار دارند. ضعف در برخورد قضایی و حقوقی با این پدیده، از جمله نگرانیهای ناشران و صاحبان آثار است. ادامه این روند میتواند انگیزه ناشران و مؤلفان برای سرمایهگذاری در تولید آثار جدید را کاهش دهد.
🔸ساماندهی نشر پزشکی نیازمند مجموعهای از اقدامات هماهنگ است؛ از تعریف دقیق معیارهای تألیف و ترجمه و احراز صلاحیت مترجمان گرفته تا ایجاد شبکهای از داوران متخصص، تقویت ویراستاری علمی و تخصصی و تدوین مقررات روشن برای مقابله با تخلفات. همچنین ایجاد سازوکاری مشترک میان نهادهای متولی فرهنگ و سلامت، میتواند به تعیین دقیق مسئولیتها و جلوگیری از خلأ نظارتی کمک کند.
ibna.ir/x6JDY
@ibna_official
🔰مروری بر «اختلافنظر دینی»؛
ایمان، شک، گفتوگو و بازاندیشی
🔸کتاب که به یکی از مهمترین منازعات فلسفه دین معاصر اختصاص یافته، مسئلهای کاملاً زیسته را در عصر تنوع فرهنگی پلورالیسم دینی و جهانی شدن ارتباطات با دقتی فلسفی بررسی کرده، مواجهه با تنوع باورهای دینی را نه امری استثنایی که تجربهای روزمره و فراگیر میداند.
🔸مطالعه کتاب، خواننده را متوجه دو رویکرد اصلی کتاب که در هسته نظری آن مستتر هستند میکند. نخست، مصالحهگرایی، بدین معنا که اگر با فردی همتراز از نظر عقلانیت و اطلاعات روبهرو شوم که به نتیجهای مخالف رسیده است، باید اطمینان خود را کاهش دهم و دستکم در باورم تجدیدنظر کنم. دیگری ابرامگرایی، با این مضمون که آگاهی از اختلافنظر لزوماً مرا ملزم به عقبنشینی نمیکند، چراکه ممکن است دلایلی داشته باشم که برای خودم موجهاند، هرچند برای دیگری انتقالپذیر نباشند.
🔸تأملات دینی نیز از جمله مباحث مطرح در کتاب است. دکروز ضمن طرح این پرسش که وقتی متخصصان دینی با یکدیگر اختلاف دارند، فرد غیرمتخصص چه باید بکند، با بررسی مفهوم «تخصص» در سنتهای مختلف، از جمله اندیشه ابنمیمون استدلال میکند که مرجعیت دینی تنها به دانش فنی محدود نیست؛ مسئولیت اخلاقی، توانایی تبیین و صداقت فکری نیز بخشی از آن است. به نظر میرسد این مبحث از آنجا برای جامعه امروز ایران اهمیتی ویژه دارد که مسئله اعتماد به مرجعیت دینی یکی از کانونهای اصلی منازعات فکری معاصر است.
ibna.ir/x6JhY
@ibna_official
🔰کتابخانههای تخصصی استانها - ۳
اینجا تاریخ ورق میخورد؛ میراثی از نهجالبلاغه هزار ساله تا دستخط علامه مجلسی
🔸در میان قفسه یک کتابخانه تخصصی در قم که عنوان مرکز احیای میراث اسلامی برای آن برگزیده شده، تاریخ فقط در کتابها روایت نمیشود؛ خود کتابها برخی از تاریخ هستند. در این کتابخانه گنجینههایی نظیر نهجالبلاغهای با قدمت هزار سال نگهداری میشود.
🔸به گفته سیدمحمدرضا حسینی اشکوری، اساسنامه مرکز بر دو اصل استوار است؛ سرعت در ارائه خدمات و دریافت حداقل هزینه از پژوهشگران. او تأکید کرد: پژوهشگر نباید برای دریافت تصویر یک نسخه خطی گرفتار رفتوآمدهای اداری شود. هر درخواستی که به مرکز برسد، در کوتاهترین زمان ممکن بررسی و پاسخ داده میشود.
🔸وی افزود: بیشتر مراجعهکنندگان ما دانشجویان، طلاب و محققان هستند. نگاه مرحوم پدرم این بود که کمک به پژوهشگر بخشی از رسالت فرهنگی مرکز است، نه فعالیتی اقتصادی. در گوشه میز، برگههای دستنویسی توجهم را جلب کرد. اشکوری یکی از آنها را برداشت و گفت: اینها فیشهای فهرستنگاری هستند. هنوز هزاران نسخه در انتظار شناسایی و ثبت اطلاعاتاند.
🔸ویترینها مملو از قبالههای تاریخی، وقفنامهها، مهرهای عقیق، قلمدانها، قلمتراشها، ابزارهای صحافی، سکههای تاریخی و اسناد دوره صفویه و قاجار بود. در بسیاری از اسناد، پیرامون مهرها و امضاها با تذهیبهای ظریف آراسته شده بود. پس از آن، از بخش آرشیو تصاویر نسخههای خطی و کتابخانه تخصصی مرکز با حدود ۷۰ هزار جلد کتاب مرجع بازدید کردیم.
🔸قرار بود دستخط علامه مجلسی را نیز ببینم. اشکوری لحظهای در فهرست جستوجو کرد و دقایقی بعد با دو نسخه ارزشمند بازگشت؛ نسخهای از «بحارالانوار» و نسخهای از «الکافی». در حاشیه یکی از صفحات «بحارالانوار»، عبارت «بلغ سماعاً» به دستخط علامه مجلسی دیده میشد؛ عبارتی که نشان میدهد متن نزد ایشان قرائت و تأیید شده است. در نسخه «الکافی» نیز اجازهنامهای به خط خود علامه مجلسی ثبت شده بود؛ سندی ارزشمند برای پژوهشگران تاریخ حدیث و نسخهشناسی.
ibna.ir/x6Jp3
@ibna_official
🔰غلامرضا رضایی در گفتوگو با ایبنا مطرح کرد؛
شکل چندگانه شهر در قصهها
🔸در این گفتوگو، غلامرضا رضایی به بررسی جایگاه شهر در داستانهای مدرن میپردازد و تبیین میکند که چگونه کلانشهرهایی چون اهواز، از یک فضای تزئینی به بستری برای نمایش تناقضات و رنجهای روانی انسان معاصر تبدیل میشوند. او در این مصاحبه، از ضرورت بازخوانی اساطیر با نگاهی نقادانه میگوید و حضور پررنگ نویسندگان زن در مجموعهی «اهواز» را اتفاقی مبارک در مسیر تحولات فرهنگی و اجتماعی منطقه میداند.
🔸قصدم این نبود که مسائل جامعه کهن را با قضایای امروزی پیوند بزنم که امری محال و نشدنی است. برداشت از شهر در متون کهن با آنچه امروز از شهر مد نظر است، فقط در حد اشتراکی لفظی است. آنچه در متون گذشته از شهر مراد میشود، بیشتر در حد یک خیابان یا دروازه، میدان و چند مغازه بیشتر نیست. اشاره به این قبیل آثار فقط از این بابت بود که با همهی محدودیتها و قابلیتهای اندک در سنت مکتوب، به تاریخچه و شکلگیری شهر به همان معنای حداقلی که گفتم توجه داشتیم و همین به نویسنده امروزی کمک میکند تا او هم شهرهای داستانی و خیالی خودش را بسازد.
🔸بیشتر سلطه و غلبهی مدرنیزاسیون و فرهنگ آن است که در مظاهر و روابط یک جامعه و شهر بروز و ظهور پیدا میکند و مشکلات و مصائبی به وجود میآورد. طبیعتاً نویسنده امروزی که در این فضا و بستر نفس میکشد و فرزند زمانهی خودش است، به این مهم توجه میکند؛ چه در شخصیتپردازی و چه در ترسیم فضا و حال و هوای داستان و غیره.
🔸پیوند دادن داستان مدرن یا پستمدرن با متون کهن، قصههای عامیانه و بخش مقبولی از اسطورهها، امروز امر غریبی نیست و در بین هنرمندان ملل دیگر در حوزههای ادبیات داستانی، سینما، آثار نمایشی و غیره بسیار رایج و معمول است و فرصتهای زیادی در اختیار آنان قرار میدهد. بدیهی است، در جای دیگر هم گفتم، وقتی صحبت از این متون میکنیم، منظور آن نگرش و باور و اندیشهی اسطورهای در سببشناسی هستی، جهان، کیهان و افلاک نیست؛ چنین اموری با عقل و ساز و کار انسان امروزی منافات دارند، بلکه میتوان از مختصات دیگری از آنها بهره گرفت. آیا نمیتوانیم از اسطورهی ضحاک یا آنتیگونه به معادلات مسائل امروزمان بهره بگیریم و بازتولیدی از آنها داشته باشیم؟ تخیلی که در اسطورهها هست، نیروی شگرفی دارد. اسطوره بخشی از هویتی است که باید آن را بشناسیم و از آن بهره ببریم و همین نگاه نقادانه، مانعی است علیه هرگونه تفکر و اندیشه اسطورهساز.
ibna.ir/x6JC7
@ibna_official
🔰گذار از بحران رشد اقتصادی نامحدود در گفتوگو با روحالله قاسمی؛
مسئله زیستپذیری انسان ایرانی امروز است
🔸بهگفته قاسمی: «محیطزیست اساساً یک چیز حاشیهای و لوکس یا بحثی آرمانی نیست. مسئله، زیستپذیری انسان ایرانی امروز است. شما هوا ندارید که بتوانید تنفس کنید و زندگی کنید. آب ندارید که بتوانید برای زندگی مصرف کنید. اینها اساساً با بحران روبهرو شدهاند و باید عمیقاً به ریشههای این بحران بپردازیم. سعی کردم توضیح بدهم که اتفاقاً این بحث شعاری نیست. بحث ایدهآل و آرمانی هم نیست. اتفاقاً بحث روزمره ماست.»
🔸سایتو علت اصلی بحران اقلیمی را سرمایهداری میداند، نه یک نسخه خاص از سرمایهداری. او نه نئولیبرالیسم را بهعنوان شکل خاصی از سرمایهداری، که بتوان با تعدیل آن مشکل را حل کرد، مقصر اصلی میداند و نه معتقد است که میتوان با جایگزینکردن اقتصاد رفاه یا دولت رفاه مسئله را حل کرد. از نظر او، ریشه اصلی بحران در خود سرمایهداری و هسته اصلی آن یعنی رشد اقتصادی نامحدود قرار دارد.
🔸سایتو با بررسی آثار چند نویسنده که مارکس بهطور جدی مطالعه کرده و همچنین مطالعات مارکس درباره کمونهای اولیه، به این بحث میرسد که ساختارهای کمونهای اولیه میتوانند برای امروز آموزنده باشند. البته قرار نیست کمون اولیه را عیناً تکرار کنیم، بلکه ساختار کلی آن اهمیت دارد. از این طریق به این نتیجه میرسیم که برابری و پایداری رابطهای عمیق و تنگاتنگ با یکدیگر دارند. اگر شما پایداری محیطزیستی میخواهید، در حوزه اقتصاد باید به سمت برابری بروید. اگر برابری اقتصادی میخواهید، باید هسته اصلی نظام اقتصادی سرمایهداری از بین برود. به چه معنا؟ به این معنا که شما نباید به دنبال رشد اقتصادی نامحدود باشید. سایتو هسته اصلی نظام سرمایهداری را همین رشد اقتصادی نامحدود میبیند.
🔸اینکه ما چطور میتوانیم در دولتهای کنونی و جهان کنونی تغییری در سیاستها ایجاد کنیم، از نظر سایتو تنها یک راه دارد و آن هم شکلگیری جنبشهای سیاسی و مدنی در این حوزه است. او مثال میزند که بسیاری از این جنبشها نیز ریشههای ابتداییشان از جنوب جهان بوده است؛ از جنبش زاپاتیستها گرفته تا جنبش کشاورزانی که در آمریکای لاتین شکل گرفتهاند و نمونههای دیگر. در دهه ۱۹۹۰ نیز جنبشهایی در کشورهای توسعهیافته شکل گرفتهاند و امروز در کشورهایی مانند اسپانیا نیز نمونههایی از این حرکتها دیده میشود. یعنی مسئله در نهایت به پیوند سیاست، اقتصاد و محیطزیست با یکدیگر بازمیگردد.
🔸محیطزیست اساساً یک چیز حاشیهای و لوکس یا بحثی آرمانی نیست. مسئله، زیستپذیری انسان ایرانی امروز است. شما هوا ندارید که بتوانید تنفس کنید و زندگی کنید. آب ندارید که بتوانید برای زندگی مصرف کنید. اینها اساساً با بحران روبهرو شدهاند و باید عمیقاً به ریشههای این بحران بپردازیم. سعی کردم توضیح بدهم که اتفاقاً این بحث شعاری نیست. بحث ایدهآل و آرمانی هم نیست. اتفاقاً بحث روزمره ماست.
ibna.ir/x6JGh
@ibna_official
🔰شهروز دلافکار از اجرای نمایش «ویکنت شقهشده» میگوید؛
«کالوینو» چیزی را مطلق نمیبیند و دائما خیر و شر را در موقعیتهای مختلف جابهجا میکند
🔸دلافکار گفت: متن کالوینو این امکان را به شما میدهد که جهان دیگری خلق کنید. میتوان در آن بهسراغ فرمهای مختلفی رفت؛ از اکسپرسیونیسم و فانتزی گرفته تا سوررئالیسم. بهنظرم این متن اجازه میدهد شکلهای متنوعی از بیان اجرایی را در آن وارد کنید. امکانی که شاید در بسیاری از متنهای دیگر وجود نداشته باشد
🔸آنچه بیش از هر چیز «ویکنت شقهشده» را از آثار مشابه متمایز میکند، جسارت دلافکار در شکستن ریتم سنگین تئاتر فلسفی است. او با درک خستگی و بیقراری انسان امروز که در شتاب شبکههای اجتماعی غرق شده، فلسفه داستان را در قالب یک اجرای پرتحرک و تند ریخته است.
🔸متن کالوینو این امکان را به شما میدهد که جهان دیگری خلق کنید. میتوان در آن بهسراغ فرمهای مختلفی رفت؛ از اکسپرسیونیسم و فانتزی گرفته تا سوررئالیسم. بهنظرم این متن اجازه میدهد شکلهای متنوعی از بیان اجرایی را در آن وارد کنید. امکانی که شاید در بسیاری از متنهای دیگر وجود نداشته باشد.
🔸در «ویکنت شقهشده» دست کارگردان برای تخیل باز است. متن این ظرفیت را دارد که چنین صداهایی را در خود بپذیرد و مرزهای معمول را کنار بزند. این ویژگی برای کارگردانی بسیار جذاب است، چون شما را به سمت یک فضای تخیلی و سوررئال هدایت میکند؛ فضایی که هم ماجرا را عجیب و فانتزی میکند و هم امکان تجربههای تازهی اجرایی را به وجود میآورد. از نظر تصویری، شاید بتوان برخی لحظههای این جهان را با فضای آثار تیم برتون مقایسه کرد. جهانی که در آن تخیل نقش مهمی دارد و واقعیت، افسانه و طنز در هم میآمیزند.
🔸«ویکنت شقهشده» هم با همین الگوی خیر و شر سروکار دارد اما کالوینو این دوگانه را بسیار زیبا و پیچیده نوشته است. وقتی متن را میخوانید، حیرت میکنید که نویسنده چطور از قرارگرفتن در کنار یک گروه خاص پرهیز میکند. او نه طرف مردم را میگیرد، نه در طرف امپراتوری میایستد و نه از یک موضع قطعی دفاع میکند بلکه موضوع اصلیاش خیر و شر است.
ibna.ir/x6JGp
@ibna_official
🔰تصویرگر «روز حمله گرگ» در گفتوگو با ایبنا؛
لطافت تصاویر به معنای تلطیف جنگ نبود
🔸میترا یزدانیفر گفت: نخل بخشی از هویت خرمشهر است و فرم بصری قدرتمندی دارد؛ از طرفی برای من حکم یک موجود زنده را دارد. حضور نخل را پررنگ کردم، گویی خودش نیز شاهد اتفاقات داستان است. حتی پس از ویرانیها، نخلها همچنان ایستاده بودند و این مقاومت برای من اهمیت زیادی داشت
🔸من نمیخواستم جنگ را برای نوجوان بیخطر یا فانتزی نشان بدهم، چون داستان درباره یک موقعیت تلخ است. از طرفی، فکر نمیکنم برای انتقال خشونت جنگ حتماً لازم باشد خون و بدنهای زخمی را بهصورت مستقیم نشان دهیم. ترس و جنگ را میتوان در فضای خالی نیز ترجمه کرد.
🔸برای من، داستان «روز حمله گرگ» بیشتر از آنکه درباره صحنههای انفجار و تخریب باشد، درباره آدمهایی است که جنگ ناخواسته وارد زندگیشان شده است. ترس، دلتنگی، انتظار، از دست دادن و امید، مفاهیمی هستند که نوجوان بیشتر با آنها ارتباط برقرار میکند. اگر فقط خرابی و انفجار را تصویر میکردم، ممکن بود روابط میان آدمهای داستان کمرنگ و گم شوند. بنابراین، لطافت تصاویر به معنای تلطیف جنگ نبود، بلکه به آدمهایی مربوط میشد که در دل این خشونت همچنان احساس، خاطره و امید دارند.
ibna.ir/x6JGG
@ibna_official
🔰مروری بر ایران در «صورهالارض» ابن حوقَل؛
جهانگردی که جغرافیدان شد
🔸مولف هر جا از وضع زندگی مردم سخن میگوید، آنطور بیان مطلب میکند که زوایای اجتماع هر شهر و ناحیهای را روشن میسازد، هر کس امروز وضع فلاکتبار بندر طاهری را ببیند، هرگز باور نمیکند که هزار سال پیش به قول مولف «اهل سیراف و سواحل، بسا اوقات کسانی از ایشان همه عمر خود را در دریا میگذراندند و شنیدم که مردی سیرافی به دریا چنان انس گرفت که در حدود چهل سال از کشتی بیرون نیامد.
🔸اگرچه مطالب کتاب بیشتر در زمینه جغرافیاست اما مولف در موارد لازم از شرح حال بزرگان و پادشاهان و امرای شهرها و توانگران و نیکوکاران و صاحبان مذاهب و نیز از بیان وقایع مهم تاریخی و اجتماعی و اشاره به زبانها و لهجههایی که میان اقوام گوناگون متداول بوده، غفلت نکرده است. از جمله این نکات اشارتی است به زبان مردم آذربایجان، چنانکه میگوید: «زبان مردم آذربایجان و بیشتر مردم ارمینیه فارسی است و عربی نیز میان ایشان رواج دارد و از بازرگانان و صاحبان املاک کمتر کسی است که به فارسی سخن گوید و عربی را نفهمد و بدین زبان فصیح تکلم نکند...
🔸در مورد خلیجفارس، ابن حوقل صریحا به گفتوگو پرداخته و یکی از فصول کتاب را به دریای فارس اختصاص داده است. وی علیرغم ادعای کسانی که نغمه «خلیج عربی» را ساز کرده، سعی در اثبات آن دارند، در هزار سال پیش علت تسمیه خلیجفارس را چنین شرح داده است: «دریای فارس خلیجی از بحر محیط در حد چین و شهر واق است و این دریا از حدود بلاد سند و کرمان تا فارس امتداد دارد و از میان سایر ممالک به نام فارس نامیده شده است. زیرا فارس از همه این کشورها آبادتر است و پادشاهان آنجا در روزگاران قدیم سلطه بیشتر داشتند و هماکنون به همه کرانههای دور و نزدیک این دریا مسلط هستند و در همه بلاد دیگر کشتیهایی که در دریای فارس حرکت میکنند و از حدود مملکت خود خارج میشوند و با جلال و مصونیت برمیگردند همه متعلق به فارس هستند.»
🔸در وصف مردم طبرستان نیز آورده است: «مردم طبرستان پرمو و پیوسته ابرو و دارای سرعت تکلم و شتابناک و سبک هستند. خوراک آنان نان، برنج و ماهی و سیر است و همچنین است دیلم و گیلان. از طبرستان جامههای گوناگون ابریشمی و پشمین گرانبها و گلیم سیاه شگفتانگیز به دست میآید و جامههای هیچ سرزمینی بدین خوبی و گرانی نیست و هرگاه از زر بافته باشند مانند جامه فارس یا کمی گرانتر از آن است.»
ibna.ir/x6Jjs
@ibna_official
🔰ایبنا گزارش میدهد؛
ناگفتههایی از نجات میراث مکتوب کتابخانه مجلس از موشکباران
سکوت معنادار ایفلا؛ وقتی مجامع جهانی صدای کتابخانههای ایران نشدند
🔸تداوم حیات نسخههای خطی در گرو امنیت دیجیتال است؛ کتابخانه مجلس شورای اسلامی با توزیع نسخههای اسکنشده در نقاط جغرافیایی مختلف، امنیت دسترسی به میراث مکتوب را در برابر تهدیدات پیشگیرانه تضمین میکند
🔸متاسفانه در جریان حمله آمریکایی صهیونی به ایران در جنگ تحمیلی ۴۰ روزه؛ براساس اعلام آزاده نظربلند، دبیرکل نهاد کتابخانههای عمومی کشور، ۶۴ کتابخانه عمومی در کل کشور دچار آسیبهای کلی، جزیی و متوسط شدند و دو کتابخانه در زنجان و ایلام ۱۰۰ درصد تخریب شدند؛ علاوه بر این، در طول حملات ایالات متحده و رژیم صهیونیستی به برخی مراکز فرهنگی ایران مانند کاخ گلستان و وزارت امور خارجه، کتابخانههای این دو مرکز نیز آسیب دیدند.
🔸مدیر واحد آسیبشناسی و مرمت کتابخانه موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی با اشاره به توجه به موارد پیش حفاظتی و پیشگیرانه از نسخههای خطی پیش از جنگ میگوید: «یکی از موارد پیش حفاظتی که در کتابخانه مجلس پیش از جنگ مورد توجه قرار گرفت، اسکن تمام نسخههای خطی بود. نسخه دیجیتال شده و اسکن این منابع اکنون در سه نقطه از کشور نگهداری میشود، علت نگهداری اسکنها و نسخه دیجیتال این منابع در نقاط مختلف کشور و شهرهای مختلف این است که اگر در یک نقطه، اسکنها آسیب دید، در نقطه دیگر سالم بماند.»
🔸درشرایطی که جنگ است و بمب روی سر شما میریزد، باید خیلی از جان گذشته باشید که بروید موزه مجلس، زیر بمب و موشکباران، آثار موزهای مانند تابلوهای کمالالملک و منابع دیگر را جابهجا کنید و به مکان امن ببرید. کاری که جعفریان و دوستانش در شرایط وضعیت قرمز کشور به خاطر حفاظت از میراث این کشور این کار را انجام دادند.
🔸به گفته جعفریان، «وضعیت موجود بعد از جنگ، حتما باید مستندنگاری شود؛ یعنی از شرایط موجود عکاسی و فیلمبرداری شود تا بدانیم قبل و بعد از جنگ چه تفاوتی را تجربه کردیم. مستندنگاری، نوشتن راهکارها و ثبت وضعیت آثار بعد از جنگ؛ کمک بزرگی برای آیندگان است تا از تجربیات ما استفاده و اشتباهات را تکرار نکنند.»
ibna.ir/x6JCd
@ibna_official