🔰مروری بر «وقتی گنجشکها مضطرب میشوند!»/۱
وقتی کتابها اسیر جنگ میشوند
🔸اولین چیزی که به آن فکر کردهام، این بود که سطح حمله چقدر است و تا کی دوام میآوریم. خیلی زود مدرسهها، دانشگاهها و ادارات تعطیلی شدند و دفتر ما هم تعطیل شد.
🔸«کتاب «زیستن با فلسفه دلقکها: تاملی بر دگرگونی معرفتشناسی نوجوانان» را تازه منتشر کرده بودم و کتاب مورد استقابل واقع شده بود، شاید باور نکنید اما حوادث سیاسی و جنگ باعث میشود که کتابها هم کشته و مجروح شوند، از چشم بیافتند و میان حادثههای مهمتر گم شوند. این کتاب من بلافاصله پس از اعتراضات دی ماه منتشر شد. وقتی کتاب چاپ شد، خیلی زود چاپ اولش تمام شد و کتاب برای چاپ دوم رفت، چاپ دوم وقتی رسید که جنگ شروع شده بود. مراکز توزیع تعطیل کردند و کتاب در انبار ماند، این کتابم در واقع اسیر جنگی شد.» نویسنده وقتی «وقتی گنجشکها مضطرب میشوند!» که یادداشتهایش را در پاسخ به احوالپرسی دوستان خارج از کشور آغاز کرده، به مرور اشاره میکند که او یک ناشر و در عنی حال نویسنده است و مواضع روشنی درباره جنگ دارد و در شرایطی بوده که جنگ شروع شده است.
🔸«امروز تشییع جنازه دختران باشگاه شهر لامرد، شهری در جنوب ایران، هم بود. همان روزی که دبستان میناب مورد حمله قرار گرفت، به باشگاهی هم موشک خورد که دختران نوجوان در آن والیبال بازی میکردند. دستکم بیست دختر نوجوان جان باختند، اما این خبر هم تحت تاثیر خبر بزرگتر در رسانهها بازتاب چندانی نیافت. جهان جای عجیبی است؛ بیست دختر نوجوان پرپر میشوند و بازتاب ندارد، اما توئیت یک سیاستمدار فاسد را همه شبکهها پوشش میدهند.» سیدآبادی زیرکانه برخی اخبار را درشتتر میکند تا در میان جزئیات و اخبار دیگر گم نشوند، از جمله حکادثه تلخی که در روزگار جنگ کمتر به آن توجه شد و شاید در سایه کشته شدن کودکان میناب کمرنگ شد، دختران باشگاه شهر لامرد.
🔸اسرائیل و آمریکا میگویند که برای منافع مردم خودشان و آزادی ما به شهرها حمله کردهاند، اما در این حملهها مازیر بمب و موشک و انفجار میمیریم و آسیب میبینیم.» سیدآبادی در کتابش فراتر از وضعیت روزمره خودش، خواب و بیخوابی، فعالیت روزمره همسر و پسرش از وضعیت مردم عادی مینویسد که زیر بمباران کشته میشوند و جهان از کنار آنها راحت گذر میکند.
ibna.ir/x6JGW
@ibna_official
🔰نگاهی به رمان خدای جنگل؛
راز این خانواده در جنگل چه بود؟
🔸 رمان خدای جنگل نوشته لیز مور، با ناپدیدشدن یک دختر نوجوان آغاز میشود، اما در ادامه پای رازهای قدیمی یک خانواده، مناسبات قدرت و ثروت و حقیقتهایی به میان میآید که سالها پنهان ماندهاند.
🔸یکی از مهمترین دستاوردهای مور، طراحی ساختار روایی رمان است. خدای جنگل داستانی خطی نیست که حادثهای رخ دهد، تحقیقات آغاز شود و در نهایت پاسخ در اختیار خواننده قرار گیرد. روایت میان زمانها و شخصیتهای مختلف حرکت میکند و اطلاعات را بهصورت مرحلهای در اختیار مخاطب میگذارد.
🔸قدرت در رمان همیشه به معنای آزادی نیست. فردی که قدرت بیشتری دارد، الزاماً کنترل بیشتری بر زندگی شخصی خود ندارد. راهنمای کتاب حتی به تفاوت میان پول، قدرت و نفوذ اشاره میکند و نشان میدهد شخصیتهای مختلف، با وجود تفاوت شدید در میزان ثروت، الزاماً از یک اندازه قدرت یا اختیار برخوردار نیستند.
🔸یکی دیگر از وجوه مهم رمان، حضور پررنگ شخصیتهای زن و بررسی موقعیت آنان در ساختارهای خانوادگی و اجتماعی است.
🔸مور زنان و دخترانی را در موقعیتهای متفاوت قرار میدهد؛ از اعضای خانواده ونلار تا کارکنان کمپ و شخصیتهایی که در روند تحقیق حضور دارند. مسئله فقط این نیست که زنان چه نقشی در حل معما دارند؛ بلکه رمان میپرسد چه میزان از اختیار آنان توسط خانواده، طبقه، جنسیت و انتظارات اجتماعی محدود میشود.
ibna.ir/x6JGH
@ibna_official
🔰از سوی نشر نگاه معاصر منتشر شد؛
نگاهی انتقادی به تاریخنگاری ابنشهرآشوب
🔸شیوه شهرآشوبی در بررسی انتقادی جنبههای تاریخنگارانهی آثار ابنشهرآشوب منبعی ارزشمند بهشمار میرود. این پژوهش نشان میدهد ابنشهرآشوب بسیار بیش از آنکه مورخی دقیق و ضابطهمند باشد، با رویکردی خطابی و پراغراق سراغ منابع تاریخی رفته و در موارد نهچندان معدودی، با سوگیریها و گرایشهای گوناگون، از رویکرد روشمند فاصله گرفته است.
🔸محمدصادق حسینزاده در پژوهش حاضر در پی پر کردن این خلأ پژوهشی برآمده است؛ او که پیش از این در سال ۱۴۰۲ کتاب تاریخیار: درآمدی بر پژوهش در تاریخ اسلام (منطق پژوهش، آسیبشناسی) را منتشر کرده بود، در کتاب حاضر میکوشد بهبررسی انتقادی روششناسی تاریخی ابنشهرآشوب مازندرانی بپردازد و مسائلی همچون وثاقت تاریخی آثار او، میزان امانتداریاش در نقل گزارشها و پدیدههایی همچون تقطیع روایات، ارجاعهای نادرست، «مناقببافی»ها و «مثالبتراشی»ها را در آثار ابنشهرآشوب آشکار سازد.
🔸او در مواجهه با شخصیتهای تاریخیای که از آنان نفرت دارد صرفاً به نقد آنها براساس گزارشهای تاریخی نمیپردازد، بلکه میکوشد با ارائهی شواهد و دلایل ناپذیرفتنی، بهتعبیر نویسنده «مثالبتراشی» کند. در نمونهای جالب توجه از «مناقببافی»های ابنشهرآشوب که توسط نویسنده بررسی شده است، او برآن است که تعداد امامان در اصول فقه یافتنی است؛ چرا که «بنیان این علم بر دوازده مطلب نهاده شده است: خطاب، اوامر، نواهی، عموم، خصوص، مجمل، بیان، نسخ، اخبار، اجماع، افعال، قیاس، اجتهاد، حظر و اباحت»، که البته پانزده مورد هستند! ابنشهرآشوب همچنین در بیانی «ذوقی»، اینکه در نحو افعال ثلاثی مجرد واجد دوازده بنا هستند را نیز نهتنها دال بر تعداد امامان، که بهنحو خاص دال بر امام دوازدهم (ع) نیز برمیشمارد، چه اینکه بهباور او، یازده بنا از این دوازده مورد مستعمل هستند و یکی از آنها مهمل است؛ نمونهای که ابنشهرآشوب آن را دال بر امام دوازدهم (ع) برمیشمارد.
🔸شیوهی شهرآشوبی در بررسی انتقادی جنبههای تاریخنگارانهی آثار ابنشهرآشوب منبعی ارزشمند بهشمار میرود. این پژوهش نشان میدهد ابنشهرآشوب بسیار بیش از آنکه مورخی دقیق و ضابطهمند باشد، با رویکردی خطابی و پراغراق سراغ منابع تاریخی رفته و در موارد نهچندان معدودی، با سوگیریها و گرایشهای گوناگون، از رویکرد روشمند فاصله گرفته است. با اینحال، چنانکه نویسنده خود در مقدمهی کتاب اشاره میکند، نقد علمی گزارشهای فردی مانند ابنشهرآشوب نهتنها بهمعنای نقد شخصیت او نیست، بلکه نقد وثاقت تاریخی برخی از مناقب نقلشده توسط او نیز، هرگز دال بر نفی مناقب و فضائل پیامبر (ص) و امامان (ع) نیست.
ibna.ir/x6JGK
@ibna_official
🔰تأملی بر واپسین ایستادگیهای انسان در آثار اشتفان تسوایگ؛
میان شطرنج و شمشیر
🔸«حدیث شطرنج» واپسین فریاد انسانی است که از تنهایی و سرکوب سخن میگوید و «آخرین روزهای سیسرو» یادآوری این حقیقت که تاریخ، بارها و بارها، خرد را به مسلخ قدرت برده است.
🔸«حدیث شطرنج» را میتوان استعارهای از وضعیت روشنفکر اروپایی در برابر توتالیتاریسم دانست. شطرنج، با قوانین سخت و حرکتهای حسابشدهاش، در برابر بیرحمی بیقاعده استبداد قرار میگیرد. اما همین نظم ذهنی نیز اگر از جهان واقعی جدا شود، به نوعی دوپارهگی و اسکیزوفرنی میانجامد. گویی سوایگ در شخصیت دکتر ب. تصویری از خود نیز ترسیم کرده است: نویسندهای در تبعید، جداافتاده از وطن و زبان مادری، که برای حفظ تعادل روانی به خاطرهها و فرهنگ گذشته چنگ میزند.
🔸اگر «حدیث شطرنج» تصویر ذهنی فردی منزوی در برابر ماشین سرکوب مدرن است، «آخرین روزهای سیسرو» تأملی است بر ناتوانی خرد و بلاغت در برابر خشونت سیاست. هر دو اثر، با فاصلهای دوهزارساله از یکدیگر، به یک پرسش مشترک میرسند: انسانِ اندیشمند در برابر قدرت عریان چه میتواند بکند؟ آیا عقل و فرهنگ میتوانند در برابر خشونت دوام آورند؟
🔸اهمیت گردآمدن این دو رمان کوتاه در یک کتاب، در همین همنشینیِ تماتیک است. تسوایگ با عبور از مرز زمان، نشان میدهد که تراژدی روشنفکر و اهل فرهنگ، محدود به قرنی خاص نیست. از روم باستان تا اروپای فاشیستی، همواره لحظهای فرامیرسد که در آن، اندیشه باید بهای ایستادگی را بپردازد
ibna.ir/x6HVt
@ibna_official