🔰اولینهای داستاننویسی/ زنجان؛
سهروردی؛ قافلهسالار قصه در زنجان
🔸ادبیات داستانی زنجان در تقاطع سنت شفاهی و تجربههای نوین رماننویسی، از روایتهای سینهبهسینه و متلهای آذری گرفته تا ترجمه رمانهای اروپایی و شکلگیری نخستین آثار داستانی مکتوب، شکل گرفته است.
🔸اگر بخواهیم تاریخِ ادبیات داستانی در زنجان را در یک مسیر کرونولوژیک بازخوانی کنیم، باید از قافلهسالار قصه آغاز کنیم؛ شیخ شهابالدین یحیی سهروردی. سهروردی با قصههای رمزیاش، اولین سنگبنای تفکر روایی را در این خاک بنا نهاد؛ آثاری که به تعبیر سعیدرضا بیات، نه تنها قصه، بلکه رمزگشایی از حکمت اشراق هستند و بازخوانی امروزی آنها توسط جعفر مدرسصادقی، جانی دوباره به این متون کهن بخشیده است.
ادبیات داستانی این منطقه را وامدار دو جریان موازی میداند: جریان مکتوب و جریان شفاهی. او با اشاره به چهرههایی نظیر دکتر ابوالفتح حکیمیان (در حوزه ادبیات کودک و تحلیل متون)، غلامعلی خاکسار ابهری (در طنز)، کریم زعفری و دکتر علی حصوری، بر این نکته تأکید میکند که ادبیات زنجان، مجموعهای از تجربیات متنوع است.
🔸ادبیات داستانی این منطقه را وامدار دو جریان موازی میداند: جریان مکتوب و جریان شفاهی. او با اشاره به چهرههایی نظیر دکتر ابوالفتح حکیمیان (در حوزه ادبیات کودک و تحلیل متون)، غلامعلی خاکسار ابهری (در طنز)، کریم زعفری و دکتر علی حصوری، بر این نکته تأکید میکند که ادبیات زنجان، مجموعهای از تجربیات متنوع است.
🔸تاریخ داستاننویسی در استان زنجان، بر خلاف تصور رایج، تنها به چند دهه اخیر محدود نمیشود؛ بلکه ریشههای آن را باید در اواخر دوره قاجار و همزمان با ورود ترجمه رمانهای اروپایی به ایران جستوجو کرد. جریانی که ابتدا با ترجمه آثار ادبی از زبانهای آذری و عربی آغاز شد و بعدها به شکلگیری نخستین تجربههای رماننویسی بومی در این استان انجامید. فعلا متن خطی «کورواوغلوی روایت زنجان» را به عنوان قدیمیترین اثر مکتوب داستان نویسی زنجان باید قلمداد کرد که مربوط به دوره مظفرالدین شاه است.
🔸ادبیات داستانی زنجان از همان آغاز تحت تاثیر ادبیات اروپایی شکل گرفت؛ تاثیری که به گفته او امری طبیعی در روند تولد رمان ایرانی بوده است. او از چهرههایی چون پیرمحمد زنجانی، شیخ ابراهیم زنجانی و تاجماه آفاقالدوله به عنوان پیشگامان این مسیر یاد میکند؛ افرادی که با ترجمه و نگارش آثار داستانی، زمینه آشنایی جامعه ایرانی با فرم رمان را فراهم کردند.
ibna.ir/x6Jrf
@ibna_official
🔰درباره رمان و انیمیشن «مزرعه حیوانات»؛
چرا انیمیشن جدید «مزرعه حیوانات» نمیتواند حق مطلب را ادا کند؟
🔸نسخه جدید انیمیشن «مزرعه حیوانات» تفاوتهای اساسی با رمان اصلی دارد؛ تفاوتهایی که تنها به حذف یا اضافه شدن چند صحنه محدود نمیشود، بلکه لحن، شخصیتپردازی و حتی پیام سیاسی اثر را نیز دگرگون کرده است.
🔸در کتاب، اورول پایانی تلخ ارائه میدهد: حیوانات درمییابند که خوکها درست مانند انسانهای ستمگر شدهاند و راه گریزی وجود ندارد. اما در انیمیشن، پایان داستان تغییر کرد تا حیوانات علیه خوکها شورش کنند و آنها را سرنگون سازند. این تغییر پیام سیاسی فیلم را با اهداف تبلیغاتی دوران جنگ سرد هماهنگتر میکرد.
🔸از منظر محتوایی، بزرگترین تفاوت این نسخه با اقتباس کلاسیک سال ۱۹۵۴ در بافت تاریخی آن نهفته است. انیمیشن سال ۱۹۵۴، محصول اوج دوران جنگ سرد بود و عملا به عنوان ابزاری تبلیغاتی برای جبهه غرب علیه اتحاد جماهیر شوروی عمل میکرد؛ تا جایی که پایانبندی آن برای القای پیروزی خیر بر شر تغییر داده شد. اما انیمیشن ۲۰۲۶ در دنیایی ساخته شده که دغدغههایش با نیمه قرن بیستم متفاوت است. این نسخه با تمرکز بر مسائلی چون بحران حقیقت، تحریف اطلاعات در فضای مجازی و چگونگی مسخ شدن آرمانها در دست رهبران پوپولیست، میکوشد داستان اورول را نه به عنوان یک سند تاریخی ضدکمونیستی بلکه به عنوان هشداری زنده برای جوامع امروز بازگو کند.
🔸آرمان آزادی و برابری خیلی وقت بود که در مزرعه آغاز شده بود. حیوانات رویای جامعهای را در سر داشتند که در آن هیچ حیوانی بر حیوان دیگر حکومت نکند و همه در حاصل کار خود سهیم باشند؛ اما در نهایت به سلطه و تبعیض انجامید. بهتدریج گروهی از حیوانات، یعنی خوکها، به دلیل هوش بیشتر و توانایی در خواندن و نوشتن، جایگاهی ممتاز برای خود قائل میشوند. این برتری ابتدا کوچک و موجه جلوه میکند. مثلا ادعا میکنند که شیر و سیبها را برای حفظ سلامتی خود مصرف میکنند، چون اداره مزرعه بر عهده آنهاست. اما همین امتیازهای کوچک، زمینهساز شکلگیری طبقهای حاکم میشود.
🔸جمله «همه حیوانات برابرند، اما بعضی حیوانات از بقیه برابرترند» از نظر منطقی متناقض است، زیرا برابری نمیتواند درجهبندی شود. اگر همه برابرند، هیچکس نمیتواند برابرتر باشد. اما همین تناقض، قدرت انتقادی جمله را میسازد. جورج اورول با این عبارت نشان میدهد که چگونه نظامهای استبدادی میتوانند حتی والاترین مفاهیم اخلاقی و سیاسی، مانند آزادی، عدالت و برابری را از معنای اصلی خود خالی کنند و آنها را در خدمت سلطه قرار دهند. در واقع این جمله نوعی زبان وارونه است؛ زبانی که در آن بیعدالتی با نام عدالت، تبعیض با نام برابری و استبداد با نام نظم معرفی میشود.
ibna.ir/x6Jpg
@ibna_official
🔰مدیرعامل خانه کتاب و ادبیات ایران در گفتوگو با ایبنا تاکید کرد؛
خانه کتاب و ادبیات ایران به دنبال نسخه تازهای برای نشر است
🔸مدیرعامل خانه کتاب و ادبیات ایران، بهمناسبت هفته دولت از اقدامات و برنامههای پیشرو در این مجموعه گفت.
🔸کاهش هزینههای اجرایی نمایشگاه کتاب و انتقال منابع آزادشده به بخش یارانه، در کنار توسعه زیرساختهای فروش و توزیع کتاب، نمونهای از تلاش برای پیوند دادن مدیریت اقتصادی با عدالت فرهنگی است. از سوی دیگر، ایجاد پردیس نشر و مرکز نوآوری و کارآفرینی، طراحی سامانههای تخصصی و حرکت به سمت هوشمندسازی فرآیندهای نشر، نشان میدهد فناوری در سیاستهای جدید خانه کتاب جایگاهی فراتر از یک ابزار اجرایی پیدا کرده است.
🔸نگاه به آینده نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، صرفاً تکرار الگوی سالهای گذشته نیست و بازطراحی ساختار آن متناسب با شرایط روز مورد توجه قرار گرفته است. در حوزه بینالملل نیز سیاست موسسه خانه کتاب و ادبیات ایران، بر کاهش تصدیگری و افزایش نقش بخش خصوصی استوار شده است. حضور ایران در ۱۶ نمایشگاه خارجی در سال گذشته، اعزام نویسندگان به چند رویداد بینالمللی و تأکید بر مشارکت ناشران، بخشی از این رویکرد است. با توجه به محدودیت منابع و هزینههای حضور در نمایشگاههای جهانی، خانه کتاب و ادبیات ایران، تلاش دارد از یکسو زیرساخت و زمینه رایزنی را فراهم و از سوی دیگر، حضور واقعی فعالان صنعت نشر را پُررنگتر کند.
🔸برنامه پنجساله مدیریت خانه کتاب و ادبیات ایران، براساس دو رویکرد تدوین شده، رویکرد نخست؛ مدیریت اقتصادی و رویکرد دوم؛ مبتنی بر مدیریت فناورانه است. بهعبارت دیگر مؤسسه خانه کتاب و ادبیات ایران، با تمرکز بر عدالت فرهنگی، توسعه فناوری و مدیریت اقتصادی درونزا، میکوشد با بهرهگیری از ظرفیتهای انسانی، زیرساختهای نوین و سامانههای هوشمند، دسترسی عادلانه به کتاب و خدمات فرهنگی را گسترش داده و فاصلههای جغرافیایی و اجتماعی را کاهش دهد.
🔸نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، یک کلان پروژه فرهنگی است و مجموعهای از نهادهای فرهنگی، نهادهای خدماتی و... در برگزاری آن دخالت دارند. علاوه براین نمایشگاه کتاب، گردش مالی درخورتوجهی در صنعت نشر ایجاد میکند و طی حدود ۱۰ روز، حداقل ۶ میلیون بازدید کننده دارد. در این رویداد از مهمانان داخلی و خارجی، میزبانی میکنیم؛ بنابراین تراکم جمعیتی در خورتوجهی در یک نقطه از شهر شکل میگیرد که خدماتدهی و حمل و نقل و تامین امنیت آن اقتضائاتی دارد.
🔸خانه کتاب و ادبیات ایران با هدف گسترش عدالت دسترسی به کتاب، فروش آثار انتشارات خود را به شیوه POD (چاپ بر اساس تقاضا) آغاز کرده است و امکان توسعه همکاری با سایر ناشران نیز پیشبینی شده است. همچنین با بهرهگیری از ظرفیت انتشارات خانه کتاب و همکاری «تلویزیون کتاب»، تولید پادکستهای کتاب در دستور کار قرار گرفته است.
ibna.ir/x6JJG
@ibna_official
🔰ضرورت شجاعت دوباره پرسیدن در گفتوگو با محمدمهدی نورالهی؛
پرونده واقعیت همچنان باز است
🔸بهگفته مترجم: «شاید مهمترین اهمیت این کتاب، نه اثبات قطعی ایدئالیسم تحلیلی، بلکه شکستن انحصار مادهگرایی باشد. کاستروپ بارها تأکید میکند که مدعی در اختیار داشتن حقیقت نهایی نیست. او تنها میگوید اگر قرار باشد میان تصویرهای رقیب از واقعیت انتخاب کنیم، بهتر است تصویری را برگزینیم که با شواهد، تجربه و استدلال سازگارتر و «کمتر نادرست» باشد.»
🔸این کتاب را بیش از آنکه صرفاً دفاعی از یک نظریه فلسفی بدانم، دعوتی به ازسرگیری گفتوگویی عمیق میبینم؛ گفتوگویی درباره پرسشی که در دهههای اخیر کمتر مجال طرح یافته است. نکته مهم این است که کاستروپ این مسیر را با ارائه یک نظریه آغاز نمیکند؛ بلکه نخست این پرسش را دوباره زنده میکند که آیا تلقی رایج ما از واقعیت، واقعاً آخرین سخن در این زمینه است یا نه، و تنها پس از گشودن این فضای انتقادی، چارچوب فلسفی پیشنهادی خود را عرضه میکند.
🔸یکی از بنیادیترین نکات کتاب، تمایزی است که کاستروپ میان علم و متافیزیک قائل میشود. او معتقد است بسیاری از سوءتفاهمهای فلسفی از آنجا آغاز میشوند که دو پرسش کاملاً متفاوت را با یکدیگر خلط میکنیم: یکی اینکه جهان چگونه رفتار میکند، و دیگری اینکه جهان در بنیاد خود چیست.
🔸به باور او، علم در پاسخ به پرسش نخست موفقیتی خیرهکننده داشته است. قوانین طبیعت را کشف کرده، پدیدهها را پیشبینی کرده و امکان مداخله دقیق در جهان را برای ما فراهم آورده است. اما این موفقیت، بهخودیخود به معنای آشکار شدن ماهیت نهایی واقعیت نیست.
🔸از نگاه او، مرگ الزاماً به معنای نابودی آگاهی نیست. آنچه پایان مییابد، فردیت و همان گسستی است که ذهن فردی را از ذهن فراگیر متمایز میکند. برای توضیح این ایده، او از تمثیل رؤیا استفاده میکند. هنگامی که از خواب بیدار میشویم، شخصیتی که در رؤیا داشتهایم از میان میرود، اما خودِ رؤیابین نابود نشده است. به همین ترتیب، مرگ نیز میتواند پایان یک منظر باشد، نه پایان اصل آگاهی.
🔸اما شاید مهمترین اهمیت این کتاب، نه اثبات قطعی ایدئالیسم تحلیلی، بلکه شکستن انحصار مادهگرایی باشد. کاستروپ بارها تأکید میکند که مدعی در اختیار داشتن حقیقت نهایی نیست. او تنها میگوید اگر قرار باشد میان تصویرهای رقیب از واقعیت انتخاب کنیم، بهتر است تصویری را برگزینیم که با شواهد، تجربه و استدلال سازگارتر و «کمتر نادرست» باشد.
ibna.ir/x6JJz
@ibna_official
🔰علیرضا محمودی ایرانمهر در گفتوگو با ایبنا؛
میکوشم دیوار بلندی را که میان امروز و گذشته ماست ویران کنم
🔸علیرضا محمودی ایرانمهر گفت: معنای استعاری مهتاب و آتش به فلسفهای باستانی برمیگردد که اتفاقاً در روانشناسی مدرن نیز کاربرد دارد. در این فلسفه انسان از نیروهای متضاد ساخته شده است که آب و آتش یا خورشید و ماه به شکل نمادین آن را نشان میدهند و چرخش آنها حیات انسانی را میسر میسازد. در این رمان زنان و مردان در کنار هم برای استمرار زندگی خود میجنگند و تلاش میکنند و نیروی شان در هم میآمیزد. در برخی از افسانهها نیز ارشک را پسر مهتاب و آفتاب نامیدهاند.
🔸ایرانمهر برای خلق جهان این رمان، تنها به بازسازی رخدادهای تاریخی بسنده نکرده و کوشیده است لایههای فرهنگی و فکری ایران باستان، آیینهای جوانمردی و پهلوانی و مفهوم سفر قهرمان را نیز در تار و پود روایت بگنجاند. «هفت طومار» در این میان نه صرفاً ابزاری برای پیشبرد داستان، بلکه نمادی برگرفته از جایگاه رازآلود عدد هفت در فرهنگ ایرانی است. نویسنده همچنین با تکیه بر سالها پژوهش درباره تاریخ اشکانیان، تلاش کرده است مرز میان واقعیت تاریخی و تخیل داستانی را به شکلی خلاقانه درنوردد و تصویری زندهتر از گذشته ایران به مخاطب امروز ارائه کند.
🔸هفت عددی مقدس و راز آلود است که در ایران باستان اهمیت فوق العادهای داشته و بازتاب آن تا امروز گسترش یافته است. عدد هفت در آیینهای مرتبط با ایزد مهر یا همان میترا نقشی کلیدی دارد که بعدها وارد فرهنگ پهلوانی ایران و حتی آیینهای عرفانی و اسلامی شده است. در برخی گزارشهای یونانی و رومی نیز از هفت سردار بزرگ خراسانی نام برده شده است که در تشکیل پادشاهی اشکانیان نقش موثر داشتهاند. من از مجموعة این افسانهها برای ساختن فضای رمان استفاده کردم زیرا هدفم بیش از نشان دادن رویة بیرونی تاریخ، نفوذ به زیر لایههای فرهنگی آن بود، یعنی نشان دادن آن بستر عاطفی و فکری و فلسفی که وقایع تاریخی بزرگ از دل آن برمیخیزند. من در این رمان همچنین سراغ یکی از راز آلودترین جنبههای فرهنگی ایران باستان رفتم یعنی مجموعه آیینهای جوانمردی و پهلوانی و عیاری و فنون مبارزه که کمتر به آن پرداخته شده است ولی به خصوص برای نسل جوان امروز میتواند بسیار جذاب و هیجان انگیز باشد.
ibna.ir/x6JJQ
@ibna_official
🔰نگاهی به «سفرنامه لِرش؛ ظهور و سقوط نادرشاه»؛
فرمانروایی که به کشورش عشق میورزید، به مردمش نه
🔸این سفرنامه به راستی داستان ظهور و سقوط فرمانروایی است که در جایگاه یک قهرمان پدیدار شد، اما روندی را در پیش گرفت که سرانجام به تباهی و ویرانی ایران و قتل تحقیرآمیز خود وی منجر شد. شاید مهمترین دلیل این سقوط نامیمون آن بود که نادرشاه به کشورش عشق میورزید، اما به مردمش نه.
🔸گزارشهای لرش در مورد چاههای نفت باکو واجد اهمیت بسیاری است و او را باید از اولین ناظرانی دانست که به تاثیر مصرف نفت بر آلودگی هوا در دنیای پیش از انقلاب صنعتی اشاره دارند. تلاشهای بیسرانجام واختانگ والی فراری گرجستان برای بازگشت به قدرت، شکار جرگه در شبهجزیره آبشوران، بازارهای روز شیروان، بیماریهای شایع در قفقاز و سواحل دریای کاسپین، طرز پخت نان ایرانی و لوطیان شیروان از دیگر مباحث ارزشمند این بخش از سفرنامه لرش به شمار میروند و مشاهدات لرش از ورود هیئت دیپلماتیک ایران به مسکو و سنپترزبورگ که تلاشهای نادرشاه برای خودنمایی در مقابل روسها را به تصویر میکشد، واجد اهمیت بسیاری است.
🔸سفرنامه لرش حاوی اطلاعات گسترده و ارزشمندی در مورد ایران دوره نادرشاه است و به راستی داستان ظهور و سقوط فرمانروایی است که در جایگاه یک قهرمان پدیدار شد، اما روندی را در پیش گرفت که سرانجام به تباهی و ویرانی ایران و قتل تحقیرآمیز خود وی منجر شد. شاید مهمترین دلیل این سقوط نامیمون آن بود که نادرشاه به کشورش عشق میورزید، اما به مردمش نه.
ibna.ir/x6JBH
@ibna_official
🔰نگاهی به کتاب «بازنمایی مفهوم زمان در تاریخنگاری صدر اسلام»؛
تاریخ؛ تلاقیگاه گذشته و آینده
🔸تمرکز این پژوهش بر آن است که نشان دهد چگونه عناصر گفتمانی، فرهنگی، دینی و ادبی، در تعامل با هم، چهارچوبی زمانی را در ذهن مسلمانان صدراسلام شکل دادند، چهارچوبی که به نوبه خود زمینه لازم برای روایت تاریخی و نگارش آثار تاریخنگارانه را فراهم ساخت. در واقع، متون تاریخی نقطه تلاقی نگاه به گذشته و انتظار از آیندهاند، جایی که خاطره و پیشبینی درهم تنیده میشوند.
🔸این پژوهش درصدد پاسخگویی به این پرسش است که: درک زمانی مسلمانان نسبت به گذشته و آینده چگونه و طی چه فرایندی شکل گرفت؟ عناصر موثر در این ادراک چه بودند؟ و این ادراک چه تاثیری بر شکلگیری روایتهای تاریخی، بهویژه تاریخنگاریةایی مانند تاریخهای جهانی داشت؟ تمرکز این پژوهش بر آن است که نشان دهد چگونه عناصر گفتمانی، فرهنگی، دینی و ادبی، در تعامل با هم، چهارچوبی زمانی را در ذهن مسلمانان صدراسلام شکل دادند، چهارچوبی که به نوبه خود زمینه لازم برای روایت تاریخی و نگارش آثار تاریخنگارانه را فراهم ساخت. در واقع، متون تاریخی نقطه تلاقی نگاه به گذشته و انتظار از آیندهاند، جایی که خاطره و پیشبینی درهم تنیده میشوند. به همین دلیل، زمانی که میخواهیم یک ملت یا یک سنت فرهنگی را بشناسیم، شناخت نگاه آنان به گذشته و آینده ضرورتی اساسی است.
🔸یکی از آثار قابل توجه که مستقیماً به مسئله زمان در تاریخنگاری اسلامی میپردازد کتاب «زمان و تاریخ: پژوهشی در زمینه تاریخشناسی و تاریخنگاری اسلامی» نوشته رضوان سلیم، استاد فلسفه دانشگاه رباط در مغرب است. رضوان سلیم در این کتاب تلاش میکند مفهوم زمان را از خلال متون تاریخی مسلمانان استخراج و تحلیل کند. او برای بررسی این مفهوم، سبکهای گوناگون تاریخنگاری آغازین، مانند ایامالعرب، مغازی، سیرهنگاری و تاریخ خلفا را به دقت بررسی کرده و زمان مستتر در هر یک از این گونهها را توصیف کرده است.
🔸اثر مهم دیگری که در این حوزه به مفاهیم زمان و تاریخ پرداخته، کتاب «زمان، دین و تاریخ» اثر ویلیام گلوآ، استاد تاریخ خاورمیانه و حوزه مدیترانه است. گلوآ در اثر درخشان خود به اهمیت زمان و برداشتهای زمانی در مطالعات تاریخی پرداخته و از دین به عنوان یکی از مولفههایی که این برداتش زمانی را شکل میدهد نام برده است. او برای تکمیل بحث و استدلال خود، از پنج دین زمانمند دنیا- یهودیت، مسیحیت، اسلام، بودیسم و زمانباوری استرالیایی- استفاده کرده و برداشت زمانی هر یک از آنها را به دقت واکاوی کرده است.
ibna.ir/x6JG5
@ibna_official
🔰از نویسنده تا قهرمان انیمه؛
احیای غیرمنتظره یک ستاره ادبی ژاپنی
🔸بیش از هفت دهه پس از نخستین انتشار، رمانهای تاریک اوسامو دازای به یک پدیده پرفروش در صنعت نشر تبدیل شدهاند، زیرا نسل جدیدی از خوانندگان با طنز و نبوغ او ارتباط برقرار میکنند. نویسندهای که سیاهی زندگیاش در گذشته با انیمههای مدرن گره خورد.
🔸پالی بارتن، مترجم و انتخابکننده داستانهای این مجموعه، میگوید دازای شاید برای مخاطب انگلیسیزبان چهرهای تازه باشد، اما در ژاپن یکی از «سه چهره بزرگ» ادبیات مدرن است؛ در کنار یوکیو میشیما و ریونوسوکه آکوتاگاوا. او میافزاید دازای در سالهای اخیر به دست نسل تازهای از خوانندگان جوان کشف شده و محبوبیت پیدا کرده است؛ گروهی که معمولاً گفته میشود کمتر کتاب میخوانند.
🔸پالی بارتن معتقد است دازای به جای پنهان کردن خودبیزاری، با «شور و سرزندگی» به استقبال آن میرود. جذابیت او از همین کیفیت عاطفی بیپروا میآید؛ کیفیتی که با هوشمندی و مهارت ادبی فراوان همراه شده است.
ibna.ir/x6JnR
@ibna_official
🔰وقتی تراژدی لبخند میزند؛
راز یک رمان کمدی خوب
🔸رمان کمدی، انکار رنج و تاریکی نیست؛ راهی است برای نگاه کردن به سوگ، عشق، پیری و مرگ، بیآنکه زیر بار سنگینی آنها خرد شویم. نویسنده ویلا کوکو میگوید کمدی از جایی آغاز میشود که نویسنده تصمیم میگیرد در دل یک واقعیت سخت، امکان خندیدن را پیدا کند
🔸نوشتن کمدی «پردازش دوگانه» میخواهد؛ مثل بلوند کردن مو در آرایشگاه. نویسنده ابتدا باید رنج، ناکامی و دشواری شخصیتها را تا حد ممکن واقعی و حتی تراژیک بسازد. آدمها در رمانهای کمدی هم میمیرند؛ گاهی دنیا تمام میشود، یا دستکم جهانی که شخصیتها میشناختند از هم میپاشد. آنها نمیدانند در کمدی زندگی میکنند و واکنششان باید واقعی باشد. سپس نویسنده همان وضعیت را به گونهای مینویسد که گویی داستانی خندهدار است؛ مرحلهای دشوار که گاه ناممکن به نظر میرسد.
🔸رمان کمدی مسائل بزرگی مثل پیری، ازدواج و ترس از مرگ را رفع و رجوع میکند؛ انگار میگوید: «زندگی دره اشکهاست و علاج نمیشود، اما بیا فقط برای خنده، این یک تکه کوچک را درست کنیم.» کمدی زبان را هم زنده میکند. در یک رمان جدی فقط مینویسید، اما در کمدی سفرهای از واژههای رنگارنگ مثل هیاهو و جنجال پیش روی شماست.
ibna.ir/x6JnQ
@ibna_official
🔰جهان از دید چشم یک حیوان؛
وقتی چهارپایان داستانهای انسان را تعریف میکنند
🔸گاهی برای فهمیدن جنگ، تبعید و حس خانه، باید جهان را از دید چشم یک حیوان دید؛ جایی که انسان دیگر مرکز جهان نیست، بلکه یکی از موجودات سرگردان آن است.
🔸راوی حیوانی، برخلاف راوی انسانی، کمتر قضاوت میکند و بیشتر تجربه میکند. او جهان را با بوها، صداها، گرسنگی، ترس و وفاداری میشناسد. همین سادگی، گاه پیچیدهترین پرسشهای اخلاقی را پیش روی ما میگذارد. وقتی اتنا با سربازانی روبهرو میشود که خود از جنگ شکستهاند، میان انسان و حیوان مرزی باقی نمیماند؛ همه موجوداتیاند که میخواهند به خانه برگردند و همزمان از چیزی بگریزند.
ibna.ir/x6Jjd
@ibna_official
🔰مروری بر خاطرات یک دیپلمات؛
حاشیههایی نهچندان متعارف
🔸مقایسه شرایط اجرایی آن زمان از لحاظ اداری و تشریفاتی با شرایط مشابه در سالهای بعد از آن ـ وقتی خود بر مسند مسئولیتهایی عالی در نظام دیپلماسی کشور ششمتم ـ گواه روشنی راهی طولانی است که تاکنون در این عرصه طی شده است.
🔸عزیزی از شرایطی سخن میگوید که شاید امروز عجیب و غریب به نظر بیاید اما در آن روزها اتفاق افتاد و حالا در صفحات خاطرات او جای گرفته است. خاطراتی که روایت روزهای حساس مذاکره با دیپلماتهای کشورهای مختلف است که در آن تشریفات دیپلماتیک جایی ندارد؛ تصور کنید در حساسترین مذاکرات بینالمللی، به جای میزهای تشریفاتی، عدسپلو و نان سنگک بیات روی میز باشد! آن طرف دیپلماتهایی قرار دارند که هیچ شناختی از وضعیت آن روز ندارند و قرار است درباره مسائل مهمی صحبت کنند... احمد عزیزی در خاطراتش ما را به اوایل انقلاب میبرد و اتفاقاتی که در صحنه دیپلماسی روی میدهد و او که خود از مبارزان انقلابی و اکنون از مهرههای دیپلماسی است آنها را با شگفتی نگاه میکند و ثبت.
🔸از لحاظ مشاوره حقوقی نیز واقعاً در سطحی نبودیم که بتوانیم پاسخگوی دعوایی بینالمللی باشیم آن هم با وجوه حقوقی، مالی و بعضاً سیاسی بسیار مهم این ماجرا. بعید میدانم که دستگاههای ذیربط چون وزارت خارجه، بانک مرکزی یا در مراحل نهایی وزارت دارایی و امور اقتصادی نیز صرفنظر از توان کارشناسی نمایندگان اعزامی خود به جلسات کمیسیون اجرایی، تمهیداتی برای تأمین پشتوانه حقوقی لازم در این مسیر اداشتهاند. البته بد نیست به این نکته نیز اشاره کنم که در شرایط خاص آن زمان،کارشناسانی برجسته و برخوردار از قابلیت مداخله در مسئلهای در این حد حساس خصوصا در وزارت امور خارجه یا اخراج شده یا در فضای بیاعتمادی حاکم در آن حاشیهنشین بودند.
ibna.ir/x6JK4
@ibna_official
🔰مترجم کتابی از قسطا بن لوقا مطرح کرد؛
بازگشت یک متن کهن پزشکی به زبان فارسی
🔸کتاب «بلغم، بیماریها و درمان آن» تألیف قسطا بن لوقا، به یکی از چهار خلط اصلی در طب قدیم میپردازد؛ خلطی که افزایش یا تغییر کیفیت آن، از دیدگاه پزشکان گذشته، میتوانست با علائمی مانند خوابآلودگی، احساس سرما، سنگینی بدن، درد مفاصل و مشکلات گوارشی همراه باشد
🔸قسطا بن لوقا در این اثر نظریه اخلاط چهارگانه توضیح میدهد و هم به نشانهها و روشهای درمانی بیماریها میپردازد. از این نظر، کتاب میتواند برای شناخت شیوه تفکر پزشکان کهن و تاریخ شکلگیری دانش پزشکی در تمدن اسلامی اهمیت داشته باشد.
🔸کتاب بر اساس نسخههای خطی موجود آماده شده است. فؤاد سزگین سه نسخه خطی از این اثر را معرفی کرده که یکی از آنها در کتابخانه مونیخ، نسخه دیگری در کتابخانه حکیم حلب و نسخه سوم در کتابخانه حسن حسنی تونس نگهداری میشود. افزون بر این نسخهها، نسخهای از کتاب در کتابخانه ملی فلسطین نیز شناسایی شده است.
ibna.ir/x6JGf
@ibna_official