🔰ادبیات و هنر ایران در سوگ یک چهرهی اثرگذار؛
جواد مجابی، نویسنده، شاعر و هنرمند معاصر، درگذشت
🔸جواد مجابی، نویسنده، شاعر، طنزپرداز، نقاش و منتقد ادبی و هنری، درگذشت. خانوادهی او اعلام کردهاند که پیکر این نویسنده و هنرمند تنها با برگزاری مراسم تشییع بدرقه خواهد شد و مراسم دیگری برگزار نمیشود.
🔸جواد مجابی ۲۲ مهر ۱۳۱۸ در قزوین متولد شد و از دههی ۱۳۴۰ فعالیت ادبی و هنری خود را آغاز کرد. او در طول بیش از شش دهه فعالیت، در حوزههای شعر، داستان، رمان، طنز، نقد ادبی و هنری و نقاشی آثار متعددی خلق کرد و از چهرههای شناختهشدهی فرهنگ معاصر ایران بود.
🔸جواد مجابی از چهرههای نسل نویسندگان و هنرمندانی بود که ادبیات، هنرهای تجسمی، مطبوعات و نقد فرهنگی را در کنار یکدیگر تجربه کردند و آثار او طی چند دهه در جریانهای مختلف فرهنگی ایران حضور داشت.
ibna.ir/x6JVz
@ibna_official
🔰کتابخانههای تخصصی استانها - ۵
کتابخانه تخصصی؛ حلقه مفقوده نظام فرهنگی گلستان
🔸 نبود کتابخانههای تخصصی در گلستان، سالهاست به یکی از خلأهای جدی در دسترسی پژوهشگران و علاقهمندان به منابع تخصصی تبدیل شده است، خلأیی که در کنار پراکندگی منابع موجود، ضرورت ایجاد یک سازوکار منسجم برای گردآوری و دسترس پذیر کردن این منابع را بیش از پیش نمایان کرده است
🔸امروز مجموعههایی مانند مؤسسه فرهنگی میرداماد، کتابخانههای دانشگاهی و حتی برخی آرشیوهای شخصی، هر کدام بخشی از بار پژوهش استان را به دوش میکشند و سالها برای حفظ و گردآوری منابع ارزشمند تلاش کردهاند، بااینحال این ظرفیتها همچنان پراکندهاند و کمتر در قالب یک مجموعه منسجم به پژوهشگران خدمات میدهند.
🔸وضعیت کتابخانههای عمومی استان چندان خوب نیست. بسیاری از آنها حتی ۵۰ عنوان کتابِ تخصصی مثلاً درباره گلستان ندارند. کتابهای موجود در این مراکز، هم اغلب سطحی هستند؛ یعنی همان آثاری که در هر کتابفروشی سادهای پیدا میشوند و خیلی عجیب است که در قفسههای کتابخانههای عمومی، بخشهای پررنگ و مجزایی برای «رمان»، «کتاب کودک»، «تست کنکور» یا «کتابهای روانشناسی عمومی» داریم، اما بخشی برای «شناختِ خانه خودمان» (استانشناسی) وجود ندارد!
🔸بودجههای مشخص، کمبود نیروی انسانی متخصص و فضای فیزیکی، مخاطب کم و ... هریک عاملی است که ذهن ما را از راهاندازی کتابخانه تخصصی به عقب میراند اما هیچکدام از اینها بهاندازه دیجیتالیسم نمیتواند ما را اقناع کند.
🔸 باید پذیرفت که مشکل اصلی گرگان بیش از «کمبود منابع»، «پراکندگی منابع» است. از اینرو، ایجاد یک شبکه منسجم و مرجع واحد از طریق همکاری نهادهای موجود مانند اداره کل ارشاد، موسسه میرداماد و مراکز دانشگاهی، راهکاری حیاتی است که میتواند ضمن یکپارچهسازی ظرفیتهای فعلی، اولویت انکارناپذیر تقویت بخشهای «استانشناسی» در کتابخانههای عمومی را نیز پوشش دهد؛ چراکه ابتدا باید امکان «شناخت خانه خودمان» را برای شهروندان فراهم کرد و بر «حافظه تاریخی» شهر سرمایهگذاری کرد.
ibna.ir/x6Js3
@ibna_official
🔰ایبنا گزارش میدهد؛
کتابفروشیها میان کتاب و لوازمالتحریر؛ بقا یا ضرورت اقتصادی؟
کتاب و خودکار؛ بقا یا هویت؟
🔸عرضه لوازمالتحریر در کتابفروشیها، پاسخی اجباری به بحران اقتصادی، هزینههای رو به رشد و کاهش فروش کتاب است. این راهکار برای بقای واحدها ضروری، اما چالش حفظ هویت فرهنگی در برابر تجاریشدن را برمیانگیزد
🔸ورود لوازمالتحریر به کتابفروشیها البته تنها یک مسئله اقتصادی نیست. کتابفروشیها بخشی از زیستبوم فرهنگی شهرها محسوب میشوند و افزایش سهم کالاهای غیرکتابی میتواند این پرسش را ایجاد کند که مرز میان کتابفروشی و فروشگاه لوازمالتحریر کجاست؟ برخی فعالان بازار کتاب معتقدند عرضه کالاهای مرتبط با کتاب و مطالعه، لزوماً به معنای فاصله گرفتن کتابفروشی از کارکرد فرهنگی خود نیست. به باور آنان، محصولاتی مانند دفتر، نوشتافزار و لوازم مطالعه میتوانند در کنار کتاب قرار بگیرند و حتی مخاطبان بیشتری را به فضای کتابفروشی وارد کنند.
🔸کتابفروشیها برای ادامه فعالیت و بقا ناگزیرند در کنار کتاب، برخی اقلام فرهنگی و مرتبط مانند لوازمالتحریر را نیز عرضه کنند. البته بهتر است بخش عمده فعالیت و فضای کتابفروشی همچنان به کتاب اختصاص داشته باشد.
🔸با نزدیک شدن به آغاز سال تحصیلی، بازار لوازمالتحریر نیز مانند سالهای گذشته وارد فصل رونق خود میشود. با این حال، افزایش قیمت مواد اولیه، بهویژه کاغذ و محصولات پلاستیکی، در کنار کاهش قدرت خرید خانوارها، شرایط متفاوتی را برای فروشندگان رقم زده است، بازار فروش لوازمالتحریر معمولاً از شهریورماه آغاز میشود و هرچه به انتهای این ماه نزدیک میشویم، رونق بیشتری میگیرد؛ اما امسال شرایط متفاوت است و بازار با مشکلات متعددی مواجه شده است.
🔸امسال با پدیده دیگری نیز مواجه هستیم و آن، حذف برخی اقلام از فهرست خرید است، بعضی خانوادهها و حتی برخی مدارس، برای بعضی پایهها، داشتن دفتر برای برخی درسها را ضروری نمیدانند و همین مسئله نیز بر بازار تأثیر گذاشته است.
ibna.ir/x6JVm
@ibna_official
🔰محمدرضا فرزاد مترجم «ادارهی حدسیات» در گفتوگو با ایبنا:
بیایید ملالهای زندگی را دوست بداریم
🔸محمدرضا فرزاد، مترجم کتاب «ادارهی حدسیات» نوشته جنی افل گفت: نویسنده در این کتاب تاکید دارد که با ملالت زندگی نباید درافتاد؛ عمده وقت زوجها در سکوت و ملال میگذرد ولی همین اوقات هم در خودش زیبایی دارد باید نگاهمان را به ملال عوض کنیم و با آن دوست شویم
🔸️فارغ از تجربهگراییها، آنچه قدرت افل را در عرصه فرم تضمین میکند توانایی شگرف در ارتباط برقرار کردن با ذهن و ضمیر مخاطب است آن گونه که در تمام طول خواندن کتاب بیش از آنکه به کلیت برسیم با ضمیر راوی درارتباط هستیم. این اثر برای مخاطبان زودآشناست و غریبه نیست. آنچه این کتاب را جذاب کرده این است که با روند تفکر راوی آشناییم و پاره پاره فکر میکنیم به گونهای که ذهنمان پر از پرش است. سایر نویسندگان وسوسه انسجام دارند و کلیت میسازند ولی جنی افل میخواهد امری آشنا را نشان دهد و چون ذهن ما نیز مانند راوی این اثر سیر منطقی و منظم ندارد داستان برایمان جذاب و تکاندهنده میشود. میتوان گفت نویسنده جسارت به خرج داده و رمانی نامنسجم خلق کرده است.
🔸نویسنده نقشها را به نامها ترجیح داده است. همیشه نویسندگان برای شاعرانهتر شدن مطلب و شمول دادن داستان به افراد بیشتر از نامگذاری پرهیز میکنند و عدم تعین را به کار میبرند. این صنعت بیشتر در شعر به کار میرود ولی نویسندگانی هم که میخواهند پهلو به شعر بزنند از آن بهره میبرند. در این داستان زن و مرد بینام هستند چون تمام زنان و مردان را نمایندگی میکنند.
ibna.ir/x6JG2
@ibna_official
🔰خصال ضیاءشهابی در گفتوگو با زارع شیرینکندی؛
حقشناس، حقگزار، معتدل و منصف
🔸به گفته محمد زارع شیرینکندی: «ضیاءشهابی شاگرد علاقمند، باهوش و بااستعداد فردید بوده و همواره از این شاگردی با افتخار، ادب، ارادت و احترام فراوان یاد کرده و میکند، برخلاف عدهای از شاگردان فردید که از فردید بسیار آموختهاند اما با تغییر اوضاعواحوال زمانه ظاهراً رنگ شاگردی و اندازه و میزان آموخته ایشان نیز تغییر و تحولات اساسی پذیرفته است.»
🔸ایشان بسیاری از معادلهای فردید را نه تنها به کار میبرد، بلکه با افتخار، احترام و تحسین هم به کار میبرد، زیرا فردید را که از پیش از انقلاب، سالها درکلاسها و سخنرانیهایش شرکت کرده است، مردی سختکوش، باریکاندیش، موشکاف و متفکر میداند که آن معادلها را با وسواس و ژرفنگری و از روی علم و اندیشه و حسابوکتاب برگزیده، نه همینطوری. البته ایشان خود را محدود به معادلهای فردید و محصور در آنها نکرده است و خود با تفحص و تعمّق در متون کلاسیک فارسی، معادلها و گاه ترکیبهایی نو آفریده و در ترجمهها و تألیفهایش به کار میبرد.
🔸ضیاءشهابی، ادبیات کلاسیک فارسی را خوب میشناسد و این شناخت کمک فراوانی در ترجمه به او کرده است. اما این انتقاد بر کارو بار ایشان وارد است که گاه اصطلاحات و معادلهایی را از متون کلاسیک پیدا کرده و به کار میبرد که بسیار دشوار، مبهم، مهجور و غریباند، یعنی شبیه برخی معادلها و واژههای ادیبسلطانی هستند و در جمله به گونهای از دور خودنمایی میکنند که ممکن است در نظر خواننده، ملالآور و حتی آزارنده و رَماننده باشند، آن هم درترجمه متنی به غایت غامض و پیچیده از هایدگر.
ibna.ir/x6JTD
@ibna_official
🔰مولف کتاب «سقوط خاندان قاجار» در گفتوگو با ایبنا؛
قتل نابهنگام آقامحمدخان خسرانی برای ایران
🔸محمد محمودهاشمی گفت: آقامحمدخان پس از ۷۵ سال فترت سیاسی پس از سقوط صفویه توانست بر مدعیان قدرت چیره شود و ایران را به مرزهای تاریخیاش برساند. بزرگترین خسران برای ایران قتل نابهنگام آقامحمدخان در زمانی بود که تلاش خود را معطوف به سامان بخشیدن به قفقاز کرده بود.
🔸آقا محمدخان قاجار با در پیش گرفتن سیاستی ویژه توانست رقیبان خانوادگی و طایفهای را به همراهی، انقیاد و اطاعت وادار کند. در زمانی که سلسله قاجاریه تشکیل شد، طوایف مختلف قاجار با خاستگاه ایلی خود در پیوند بودند و تعصبات قبیلهای بر ذهنیت افراد ایل غالب بود، اما در زمان سقوط سلسله قاجاریه حدود ۱۳۰ سال گذشته بود بسیاری از اعضای ایل از خاستگاه خود جدا شده بودند و زندگی شهری و روستایی را در پیش گرفته بودند. در کنار آن ایران دهها سال بود که با دنیای مدرن مواجه شد و تبعات مواجهه با دنیای مدرن باعث تأسیس نهادهایی در حکومت شده بود که حکومت را از خاستگاه ایلی جدا میکرد.
🔸قاجارها در ابتدا میخواستند تا با حفظ سلطنت استبدادی اصلاحات لازم را انجام دهند و تبعات مواجهه با دنیای مدرن را مدیریت کنند. اما ناکامی عباس میرزا، امیرکبیر، ناصرالدین شاه، سپهسالار و امین الدوله مُهر باطلی بر این پروژههای سیاسی زد. پروژه تأسیس دولت مشروطه و تحدید قدرت شاه قاجار نیز سبب تشتت سیاسی و ضعف حاکمیت سلسله قاجاریه شد. در نهایت، دو نهاد مدرنی که در دوره سلطنت سلسله قاجاریه تأسیس شدند یعنی؛ ارتش و مجلس شورای ملی دست به دست هم دادند و پایان حکمرانی سلسله قاجاریه و تأسیس سلسله پهلوی را رقم زدند.
🔸ناتوانی سلسله قاجاریه در مواجهه با پیامدهای ناشی از سیطره اقتصادی و سیاسی دولتهای قدرتمند مدرن بر ایران از یک سو و ناتوانی آنها در اداره مملکت حتی بر اساس اصول حکمرانی سنتی ایرانی از سوی دیگر، روند انحطاط این سلسله را سرعت بخشید. دیگر انسجام ایلی، طایفهای و خاندانی هم نمیتوانست مانع از سقوط محتوم سلسله قاجاریه شود چون تمامی پروژههای ممکن برای حفظ حاکمیت سلسله قاجاریه با شکست مواجه شده بود.
ibna.ir/x6JzG
@ibna_official
جلال وزیری، نویسنده «کولاره بازی» در گفتوگو با ایبنا؛
سفری تجربی برای بادبادکسازی و بادبادکبازی
🔸جلال وزیری گفت: برای من، ترجمه کردی اهمیت ویژهای داشت؛ زیرا بادبادکبازی با خاطرات و فضای فرهنگی کردستان پیوند نزدیکی دارد و سالها برگزاری جشن بادبادکها در این منطقه را از نزدیک تجربه کردهام. تلاش کردم در ترجمه، ضمن حفظ دقت مفاهیم علمی و فنی، زبان کتاب برای کودکان و نوجوانان کُردزبان روان و قابل فهم باشد.
🔸کولاره بازی» حاصل نزدیک به یک دهه گردآوری، تجربه و بازنویسی است؛ اثری که در آن مفاهیمی مانند تعادل، وزن، استحکام سازه، مقاومت در برابر باد و نحوه اتصال اجزا با زبانی ساده برای مخاطب کودک و نوجوان توضیح داده شدهاند. ویژگی مهم کتاب این است که کودک را صرفاً به خواندن و تقلید از یک نمونه دعوت نمیکند، بلکه او را وارد فرآیند ساختن، آزمایش کردن، پیدا کردن ایراد و اصلاح آن میکند؛ فرآیندی که میتواند یادگیری را به تجربهای ملموس و لذتبخش تبدیل کند.
🔸انتشار کتاب به زبانهای مختلف از جمله کردی نیز وجه دیگری به این تجربه افزوده است. وزیری که ترجمه کردی اثر را خود بر عهده داشته، تلاش کرده است در کنار حفظ دقت مفاهیم علمی و فنی، پیوند بادبادک با خاطرات و فضای فرهنگی کردستان را نیز حفظ کند؛ هرچند معتقد است بادبادکبازی مرز جغرافیایی و فرهنگی نمیشناسد و میتواند در فرهنگهای مختلف با شکلها و شیوههای متفاوت، همچنان سرگرمی و تجربهای مشترک برای کودکان باشد.
🔸بادبادک در کردستان، بهویژه در فصل تابستان، بخشی از خاطرات و فضای کودکی بسیاری از مردم بوده است. من نیز در سالهایی که در کانون فعالیت داشتم، بارها شاهد آسمانهایی بودم که پر از بادبادکهای رنگارنگ بود و همین تجربه، نگاه من به این سرگرمی را عمیقتر کرد.
🔸تنوع رنگی و فضای شاد کتاب نیز تا حدی از همین خاطرات و فضای فرهنگی الهام گرفته است. با این حال، بادبادک را یک بازی جهانی میدانم که در هر فرهنگ و منطقهای میتواند شکل و شیوه ساخت متفاوتی پیدا کند و با شرایط و امکانات بومی همان منطقه سازگار شود.
🔸کتاب در نوع خود رویکردی کمنظیر دارد؛ زیرا آموزش ساخت، اصول علمی پرواز، طراحی، رفع اشکال و خلاقیت را در کنار یکدیگر قرار داده است. همین ویژگی میتواند ظرفیت خوبی برای ترجمه و معرفی اثر در زبانها و کشورهای دیگر ایجاد کند؛ بهویژه اینکه بادبادک یک سرگرمی جهانی است و کودکان در فرهنگهای مختلف میتوانند با آن ارتباط برقرار کنند.
ibna.ir/x6JQC
@ibna_officiql
🔰پشت پرده قفسههای پر زرقوبرق؛
چگونه کتابها پرفروش میشوند؟
🔸به آخرین کتابی که خریدید فکر کنید. انتخاب واقعی خودتان بود یا بازی ظریف ناشران و شبکههای اجتماعی؟ از طراحی جلد و رنگهای آبنباتی گرفته تا مهندسی بوکتاک و تسخیر الگوریتمها، اهالی بازار کتاب فاش میکنند چطور ذائقه ما را پیش از ورود به کتابفروشی شکل میدهند
🔸همه ما کتابها را از روی جلدشان قضاوت میکنیم، اما پشت این طرحها ساعتها روانشناسی خوابیده است. جیمی کینان، از برجستهترین طراحان جلد بریتانیا، میگوید جلدها پیش از چاپ به خریداران بزرگ و فروشگاههای زنجیرهای نشان داده میشوند و اگر فروشگاههایی چون تسکو یا واتراستونز آنها را نپسندند، با قدرت نفوذ خود طرح را عوض میکنند. علاوه بر این، خرید آنلاین همهچیز را دگرگون کرده؛ جلدها باید در قاب کوچک یک تصویر بندانگشتی گوشی بدرخشند: نمادهای بسیار درشت و رنگهای پشت جلد حتی قتل و جنایت را به دردسری کوچک و مفرح در یک فضای دلنشین انگلیسی تقلیل میدهند تا کتاب شانس چیده شدن در قفسه سوپرمارکتها را از دست ندهد. در این میان، توصیهنامههای ستایشآمیز نویسندگان مشهوری چون استیون کینگ (Stephen King) و تونی پارسونز (Tony Parsons) نیز روی جلدها خودنمایی میکنند؛ تعارفاتی بینهمکاران که بیش از خواننده، خیال کتابفروش را برای سفارش راحت میکند.
ibna.ir/x6JSc
@ibna_official
🔰کتاب کودکانه «تیم برتون» که دیزنی رد کرد و هرگز منتشر نشد
🔸تیم برتون، کارگردان مشهور آثار فانتزی هالیوود، سالها پیش از ورود به دنیای سینما تلاش کرده بود کتابی کودکانه با عنوان «غول زلیگ» را به والت دیزنی پروداکشنز بفروشد؛ اما دیزنی این اثر را به دلیل شباهت زیاد به آثار دکتر سوس رد کرد.
🔸داستان «غول زلیگ» درباره هیولایی آبیرنگ و غولپیکر است که در سرزمینی به نام «زیو» زندگی میکند و هیولاهای کوچکتر را آزار میدهد. برتون علاوه بر نوشتن داستان، تصاویر کتاب را نیز شخصاً طراحی کرده بود.
🔸با وجود سن کم و امکانات محدود برتون در آن زمان، مسئولان دیزنی از کیفیت اثر او شگفتزده شدند. با این حال، کتاب در نهایت برای انتشار پذیرفته نشد.
🔸«غول زلیگ» هرگز بهطور رسمی منتشر نشد؛ حتی پس از آنکه تیم برتون به شهرت جهانی رسید. با این حال، این اثر اکنون بخشی از مجموعه آثار اولیه او محسوب میشود و طرفداران برتون میتوانند نمونههایی از آن را در نمایشگاههای هنری مرتبط با این فیلمساز مشاهده کنند.
ibna.ir/x6JS4
@ibna_official
🔰روایتهایی که هنوز پشت درهای بسته ماندهاند؛
سرنوشت خاطرات منتشرنشده نجیب محفوظ
🔸هدی محفوظ، دختر نجیب محفوظ، چهار سال پس از وعدهی انتشار خاطرات پدرش هنوز این نوشتهها را منتشر نکرده است؛ یادداشتهایی که گفته میشود از دههی ۱۹۳۰ تا سال ۱۹۹۵ با دستخط خود محفوظ نوشته شدهاند و میتوانند بخشهایی کمترشناختهشده از زندگی و دیدگاههای او را آشکار کنند.
🔸در دو دههی گذشته کتابهای متعددی دربارهی زندگی و آثار نجیب محفوظ منتشر شده است. یکی از مهمترین این آثار «صفحات من خاطرات نجیب محفوظ و روشناییهای تازه بر ادبیات و زندگی او» نوشتهی رجاء النقاش بود که در سال ۱۹۹۸ منتشر شد. پس از آن نیز کتابهایی از جمال الغیطانی، محمد سلماوی، محمد شعیر، ابراهیم عبدالعزیز و دیگران به بررسی جنبههایی از زندگی این نویسنده پرداختند.
🔸این آثار اطلاعات مختلفی دربارهی کودکی، شغل، دیدگاههای سیاسی و اجتماعی، نگاه محفوظ به هنر و جامعه، دریافت جایزهی نوبل و عادتها و شیوهی نوشتن او در اختیار خوانندگان گذاشتهاند. بخشی از این کتابها نیز به خاطرات و ماجراهای شخصی و جزئیات کمترشناختهشدهی زندگی او پرداختهاند.
🔸هدی محفوظ بعدها بهطور اتفاقی «کشکولی بزرگ» پیدا کرد که نوشتههای شخصی پدرش در آن نگهداری میشد؛ نوشتههایی که محفوظ آنها را از نگاه عموم پنهان کرده بود.
🔸انتشار این دفتر میتواند تصویری متفاوت از نجیب محفوظ ارائه کند و دیدگاه او دربارهی برخی شخصیتها و وقایع را آشکار سازد. کسانی که آثار و شیوهی تفکر او را دنبال کردهاند، انتظار دارند این نوشتهها تصویری روشنتر از نگاه محفوظ به آدمها و اتفاقات زمانهاش ارائه کنند.
ibna.ir/x6JV7
@ibna_official
🔰نبرد فیلسوف آتنی با ایلیاد و ادیسه هومر؛
چرا سقراط با اقتباس از آثار هومر مشکل داشت؟
🔸در «جمهوری»، سقراط حتی تصریح میکند که از کودکی هومر را دوست داشته است اما این علاقه نباید او را از حقیقت دور کند. او هومر را بزرگترین شاعر میداند، ولی همین ستایش را مانعی برای نقد حقیقت نمیداند
🔸سقراط در هیچ متن باقیماندهای درباره مفهوم مدرن اقتباس بحث نکرده است. آنچه در گفتوگوهای افلاطون با صراحت دیده میشود، مخالفت با شعر تقلیدی و نحوه بازنمایی رفتار انسانها، قهرمانان و خدایان در شعر هومری است. در کتاب «جمهوری»، سقراط حتی تصریح میکند که از کودکی هومر را دوست داشته است اما این علاقه نباید او را از حقیقت دور کند. او هومر را بزرگترین شاعر میداند، ولی همین ستایش را مانعی برای نقد حقیقت نمیداند. پس پرسش اصلی سقراط این نبود که «آیا میتوان ایلیاد را دوباره روایت کرد؟» بلکه او پرسش بسیار رادیکالتری را مطرح میکرد و میگفت: «وقتی یک روایت قدرتمند را بازنمایی میکنیم، این بازنمایی با روح و ذهن مخاطب چه میکند؟»
🔸در «جمهوری»، سقراط به شکل صریحی میگوید نباید آشیل را به این شکل به تصویر کشید، همانطور که نباید پریام یا خدایان را در حال ناله و زاری نشان داد. ادبیات میتواند ضعف، خشم، سوگ، حسادت و فروپاشی انسان را نشان دهد اما سقراط نگران است که نمایش مداوم این حالات، آنها را در روح مخاطب تقویت کند. او تقریباً یک نظریه اولیه درباره اثرگذاری روانشناختی هنر ارائه میدهد.
🔸سقراط معتقد بود کسی که برای تربیت به عنوان نگهبان شهر انتخاب میشود، باید یاد بگیرد در برابر مرگ و مصیبت استوار باشد. بنابراین نمایش بیش از حد ترس، سوگ و ناله در شعر برای او خطرناک است. در کتاب «جمهوری» حتی توصیفهای هومری از جهان مردگان مورد انتقاد قرار میگیرد، زیرا چنین تصاویر هراسآوری ممکن است جوانان را از مرگ بترساند و در نتیجه شجاعت آنان را کاهش دهد.
🔸امروز دیگر کسی برای ساختن فیلم از ایلیاد منتظر اجازه سقراط نیست. سینما میتواند آشیل را دوباره بسازد، هکتور را از نو تعریف کند و حتی خدایان هومری را به شخصیتهایی معاصر تبدیل کند. اما پرسش سقراط همچنان پابرجاست وقتی یک اثر هنری را اقتباس میکنیم، فقط یک داستان را منتقل میکنیم یا داریم انسان تازهای را به مخاطب پیشنهاد میدهیم که دوست داشته باشد، از او بترسد یا شبیه او شود؟ و احتمالا اگر سقراط امروز زنده بود و اقتباسهای سینمایی از ایلیاد و ادیسه هومر را میدید، میپرسید که این آشیلِ تازه، با روح تماشاگر چه خواهد کرد؟ و این پرسش میتواند یکی از قدیمیترین و در عین حال امروزیترین پرسشها درباره اقتباس باشد.
ibna.ir/x6JVp
@ibna_official
🔰در میان سطرهای «آخرین شاهدان»؛
جنگ، پیش از آنکه آدمها را بکشد، کودکیشان را میکشد
🔸این شاید یکی از دردناکترین چیزهایی باشد که «آخرین شاهدان» به آدم یاد میدهد؛ اینکه کودکان از جنگ فقط بمب و گلوله و خانههای ویرانشده را به خاطر نمیسپارند. گاهی چیزی به این کوچکی در حافظهشان میماند؛ دستی که نبود، آغوشی که پیدا نمیشد، نیمکتی که جایی برای نشستن روی پای یک غریبه داشت.
🔸این کتاب، با تمام سادگی و روانی و البته دردمندیاش، با پختگی قابل ملاحظهای پاسخ این سوال است. پاسخی که میتواند صاف کوبیده شود در صورت تمام سیاستمدارانی که جنگ را نمادی از نجات میدانند! اما نمیدانند کودکی که جنگ، مادرش را از او دزدیده دیگر اهمیتی به شعارها نمیدهد. مثل «مارینا کاریانووا»ی چهار ساله که این روزها کارمند سینما و یکی از راویان کتابست اما فیلم زجرآلود زندگی کودکیاش هیچوقت از خاطرش نمیرود:«همیشه گرسنه بودم؛ اما بیش از آن، تشنه این بودم که کسی بغلم کند ... نوازشم کند ... آغوشِ باز کم پیدا میشد. دورتادور ما جنگ بود و همه غم و غصه داشتند. در خیابان قدم میزدم ... جلوتر از من، مادری بچههایش را راه میبرد. یکی را بغل گرفته بود؛ این را زمین میگذاشت؛ دیگری را بغل میگرفت. روی نیمکت کوچکی نشستند. بچه کوچکتر را روی پاهایش نشاند. من همینطور ایستاده بودم و تماشا میکردم ... پیش آنها رفتم و گفتم: «خاله جون، منم بشینم رو پاتون ...» تعجب کرده بود ... یک بار دیگر از او خواهش کردم: «خاله جون، خواهش میکنم ...»
ibna.ir/x6JTv
@ibna_official