🔰کتاب کودکانه «تیم برتون» که دیزنی رد کرد و هرگز منتشر نشد
🔸تیم برتون، کارگردان مشهور آثار فانتزی هالیوود، سالها پیش از ورود به دنیای سینما تلاش کرده بود کتابی کودکانه با عنوان «غول زلیگ» را به والت دیزنی پروداکشنز بفروشد؛ اما دیزنی این اثر را به دلیل شباهت زیاد به آثار دکتر سوس رد کرد.
🔸داستان «غول زلیگ» درباره هیولایی آبیرنگ و غولپیکر است که در سرزمینی به نام «زیو» زندگی میکند و هیولاهای کوچکتر را آزار میدهد. برتون علاوه بر نوشتن داستان، تصاویر کتاب را نیز شخصاً طراحی کرده بود.
🔸با وجود سن کم و امکانات محدود برتون در آن زمان، مسئولان دیزنی از کیفیت اثر او شگفتزده شدند. با این حال، کتاب در نهایت برای انتشار پذیرفته نشد.
🔸«غول زلیگ» هرگز بهطور رسمی منتشر نشد؛ حتی پس از آنکه تیم برتون به شهرت جهانی رسید. با این حال، این اثر اکنون بخشی از مجموعه آثار اولیه او محسوب میشود و طرفداران برتون میتوانند نمونههایی از آن را در نمایشگاههای هنری مرتبط با این فیلمساز مشاهده کنند.
ibna.ir/x6JS4
@ibna_official
🔰روایتهایی که هنوز پشت درهای بسته ماندهاند؛
سرنوشت خاطرات منتشرنشده نجیب محفوظ
🔸هدی محفوظ، دختر نجیب محفوظ، چهار سال پس از وعدهی انتشار خاطرات پدرش هنوز این نوشتهها را منتشر نکرده است؛ یادداشتهایی که گفته میشود از دههی ۱۹۳۰ تا سال ۱۹۹۵ با دستخط خود محفوظ نوشته شدهاند و میتوانند بخشهایی کمترشناختهشده از زندگی و دیدگاههای او را آشکار کنند.
🔸در دو دههی گذشته کتابهای متعددی دربارهی زندگی و آثار نجیب محفوظ منتشر شده است. یکی از مهمترین این آثار «صفحات من خاطرات نجیب محفوظ و روشناییهای تازه بر ادبیات و زندگی او» نوشتهی رجاء النقاش بود که در سال ۱۹۹۸ منتشر شد. پس از آن نیز کتابهایی از جمال الغیطانی، محمد سلماوی، محمد شعیر، ابراهیم عبدالعزیز و دیگران به بررسی جنبههایی از زندگی این نویسنده پرداختند.
🔸این آثار اطلاعات مختلفی دربارهی کودکی، شغل، دیدگاههای سیاسی و اجتماعی، نگاه محفوظ به هنر و جامعه، دریافت جایزهی نوبل و عادتها و شیوهی نوشتن او در اختیار خوانندگان گذاشتهاند. بخشی از این کتابها نیز به خاطرات و ماجراهای شخصی و جزئیات کمترشناختهشدهی زندگی او پرداختهاند.
🔸هدی محفوظ بعدها بهطور اتفاقی «کشکولی بزرگ» پیدا کرد که نوشتههای شخصی پدرش در آن نگهداری میشد؛ نوشتههایی که محفوظ آنها را از نگاه عموم پنهان کرده بود.
🔸انتشار این دفتر میتواند تصویری متفاوت از نجیب محفوظ ارائه کند و دیدگاه او دربارهی برخی شخصیتها و وقایع را آشکار سازد. کسانی که آثار و شیوهی تفکر او را دنبال کردهاند، انتظار دارند این نوشتهها تصویری روشنتر از نگاه محفوظ به آدمها و اتفاقات زمانهاش ارائه کنند.
ibna.ir/x6JV7
@ibna_official
🔰نبرد فیلسوف آتنی با ایلیاد و ادیسه هومر؛
چرا سقراط با اقتباس از آثار هومر مشکل داشت؟
🔸در «جمهوری»، سقراط حتی تصریح میکند که از کودکی هومر را دوست داشته است اما این علاقه نباید او را از حقیقت دور کند. او هومر را بزرگترین شاعر میداند، ولی همین ستایش را مانعی برای نقد حقیقت نمیداند
🔸سقراط در هیچ متن باقیماندهای درباره مفهوم مدرن اقتباس بحث نکرده است. آنچه در گفتوگوهای افلاطون با صراحت دیده میشود، مخالفت با شعر تقلیدی و نحوه بازنمایی رفتار انسانها، قهرمانان و خدایان در شعر هومری است. در کتاب «جمهوری»، سقراط حتی تصریح میکند که از کودکی هومر را دوست داشته است اما این علاقه نباید او را از حقیقت دور کند. او هومر را بزرگترین شاعر میداند، ولی همین ستایش را مانعی برای نقد حقیقت نمیداند. پس پرسش اصلی سقراط این نبود که «آیا میتوان ایلیاد را دوباره روایت کرد؟» بلکه او پرسش بسیار رادیکالتری را مطرح میکرد و میگفت: «وقتی یک روایت قدرتمند را بازنمایی میکنیم، این بازنمایی با روح و ذهن مخاطب چه میکند؟»
🔸در «جمهوری»، سقراط به شکل صریحی میگوید نباید آشیل را به این شکل به تصویر کشید، همانطور که نباید پریام یا خدایان را در حال ناله و زاری نشان داد. ادبیات میتواند ضعف، خشم، سوگ، حسادت و فروپاشی انسان را نشان دهد اما سقراط نگران است که نمایش مداوم این حالات، آنها را در روح مخاطب تقویت کند. او تقریباً یک نظریه اولیه درباره اثرگذاری روانشناختی هنر ارائه میدهد.
🔸سقراط معتقد بود کسی که برای تربیت به عنوان نگهبان شهر انتخاب میشود، باید یاد بگیرد در برابر مرگ و مصیبت استوار باشد. بنابراین نمایش بیش از حد ترس، سوگ و ناله در شعر برای او خطرناک است. در کتاب «جمهوری» حتی توصیفهای هومری از جهان مردگان مورد انتقاد قرار میگیرد، زیرا چنین تصاویر هراسآوری ممکن است جوانان را از مرگ بترساند و در نتیجه شجاعت آنان را کاهش دهد.
🔸امروز دیگر کسی برای ساختن فیلم از ایلیاد منتظر اجازه سقراط نیست. سینما میتواند آشیل را دوباره بسازد، هکتور را از نو تعریف کند و حتی خدایان هومری را به شخصیتهایی معاصر تبدیل کند. اما پرسش سقراط همچنان پابرجاست وقتی یک اثر هنری را اقتباس میکنیم، فقط یک داستان را منتقل میکنیم یا داریم انسان تازهای را به مخاطب پیشنهاد میدهیم که دوست داشته باشد، از او بترسد یا شبیه او شود؟ و احتمالا اگر سقراط امروز زنده بود و اقتباسهای سینمایی از ایلیاد و ادیسه هومر را میدید، میپرسید که این آشیلِ تازه، با روح تماشاگر چه خواهد کرد؟ و این پرسش میتواند یکی از قدیمیترین و در عین حال امروزیترین پرسشها درباره اقتباس باشد.
ibna.ir/x6JVp
@ibna_official
🔰در میان سطرهای «آخرین شاهدان»؛
جنگ، پیش از آنکه آدمها را بکشد، کودکیشان را میکشد
🔸این شاید یکی از دردناکترین چیزهایی باشد که «آخرین شاهدان» به آدم یاد میدهد؛ اینکه کودکان از جنگ فقط بمب و گلوله و خانههای ویرانشده را به خاطر نمیسپارند. گاهی چیزی به این کوچکی در حافظهشان میماند؛ دستی که نبود، آغوشی که پیدا نمیشد، نیمکتی که جایی برای نشستن روی پای یک غریبه داشت.
🔸این کتاب، با تمام سادگی و روانی و البته دردمندیاش، با پختگی قابل ملاحظهای پاسخ این سوال است. پاسخی که میتواند صاف کوبیده شود در صورت تمام سیاستمدارانی که جنگ را نمادی از نجات میدانند! اما نمیدانند کودکی که جنگ، مادرش را از او دزدیده دیگر اهمیتی به شعارها نمیدهد. مثل «مارینا کاریانووا»ی چهار ساله که این روزها کارمند سینما و یکی از راویان کتابست اما فیلم زجرآلود زندگی کودکیاش هیچوقت از خاطرش نمیرود:«همیشه گرسنه بودم؛ اما بیش از آن، تشنه این بودم که کسی بغلم کند ... نوازشم کند ... آغوشِ باز کم پیدا میشد. دورتادور ما جنگ بود و همه غم و غصه داشتند. در خیابان قدم میزدم ... جلوتر از من، مادری بچههایش را راه میبرد. یکی را بغل گرفته بود؛ این را زمین میگذاشت؛ دیگری را بغل میگرفت. روی نیمکت کوچکی نشستند. بچه کوچکتر را روی پاهایش نشاند. من همینطور ایستاده بودم و تماشا میکردم ... پیش آنها رفتم و گفتم: «خاله جون، منم بشینم رو پاتون ...» تعجب کرده بود ... یک بار دیگر از او خواهش کردم: «خاله جون، خواهش میکنم ...»
ibna.ir/x6JTv
@ibna_official
🔰علی دهباشی در گفتوگو با ایبنا مطرح کرد؛
جواد مجابی وارث همشهری خود، عبید زاکانی بود
🔸علی دهباشی با اشاره به همشهری بودن عبید زاکانی و جواد مجابی، او را وارث معنوی و قلمی به حق عبید در حوزه طنز خواند.
🔸طنزپردازی یکی از وجوه بسیار مهم شخصیت مجابی بود که متأسفانه کمتر به آن پرداخته شده است. اگر بخواهم با یک عبارت ایشان را توصیف کنم، باید بگویم او وارث معنوی و قلمی عبید زاکانی بود. طنز او، طنزی هوشمندانه و ریشهدار بود که از دل شناخت عمیق جامعه و ادبیات بیرون میآمد.
🔸او روزنامهنگاری بود که استانداردهای حرفهای را با ظرافت ادبی ترکیب میکرد. از روزنامه اطلاعات تا سایر نشریات ادبی، قلم او همواره وجههای روشن داشت. او مدتی نیز سردبی مجله دنیای سخن بود.
ibna.ir/x6JW6
@ibna_official