🔰مداقهای بر گزارش دریاسالار پرتغالی از نبرد با ایرانِ صفوی
روایت رویایی در خلیج فارس
🔸معصومه قمی، مترجم کتاب «گزارش رای فریره دُ آندردا: شرح رویارویی پرتغالیها با ایرانیها و انگلیسیها در قشم و هرمز»: این خاطرات، گزارشهایی مستندگونه دربارۀ مهمترین رخداد جنگی خلیجفارس یعنی آزادسازی قشم و هرمز در سدۀ شانزدهم میلادی، از راوی پرتغالی است که شرح مهمی از این وقایع و نیز بازیگران این نبردها یعنی ایرانیان، پرتغالیها و انگلیسیها را به خوانندگان کتاب داده است.
🔸سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): کتاب «گزارش رای فریره دُ آندردا: شرح رویارویی پرتغالیها با ایرانیها و انگلیسیها در قشم و هرمز» گزارشهایی مستندگونه دربارۀ مهمترین رخداد جنگی خلیجفارس یعنی آزادسازی قشم و هرمز در سدۀ شانزدهم میلادی از راوی پرتغالی است که شرحی مهم از وقایع و نیز بازیگران این نبردها یعنی، ایرانیان (که در متن اصلی از آنها با عنوان پارسیان یاد شده است)، پرتغالیها و انگلیسیها به خوانندۀ کتاب داده است. این کتاب با ترجمۀ معصومه قمی، دانشآموختۀ زبان و ادبیات انگلیسی دانشکدۀ زبانهای خارجی دانشگاه الزهرا و کارشناسی ارشد آموزش و پرورش تطبیقی و بینالملل دانشکدۀ روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی و مدرس دانشگاه از سوی انتشارات سنگلج به بازار نشر آمده است. در این خصوص با او گفتوگو کردهایم که در ادامه میخوانید.
- از سوی راوی پرتغالی کدام ویژگی مهم از رخداد جنگی خلیجفارس یعنی آزادسازی قشم و هرمز در سدۀ شانزدهم میلادی در این کتاب مورد توجه قرار گرفته است؟
🔸این روایت پرتغالی، که در سدۀ هفدهم میلادی به انگلیسی ترجمه و با برخی منابع انگلیسی مانند گزارش ادوارد مونوکس، نمایندۀ انگلیس در ایران، مستندسازی شده است، منبعی دست اول از یکی از طرفین جنگ یعنی پرتغالیها (در مقابل انگلیسیها) است که در کنار گزارش منابع ایرانی، مثل جَنگنامۀ کِشم، فتحنامه (قشم و هرمز) و جروننامه، که هر سه بهگونهای منظوم این وقایع و جنگهای دریایی را توصیف کردهاند. بهویژه دو گزارش اول که سرایندگان گمنام آنها در جنگ حضور داشتند و نیز گزارش منثور خوزانی اصفهانی در کتاب افضلالتواریخ، نکات ارزشمندی را در اختیار علاقهمندان پژوهش در حوزۀ صفویان و خلیج فارس قرار میدهد.
این خاطرات، گزارشهایی مستندگونه دربارۀ مهمترین رخداد جنگی خلیجفارس یعنی آزادسازی قشم و هرمز در سدۀ شانزدم میلادی از راوی پرتغالی است که شرح مهمی از این وقایع و نیز بازیگران این نبردها یعنی ایرانیان، پرتغالیها و انگلیسیها را به خوانندگان کتاب داده است.
- کتاب «گزارش رای فریره دُ آندردا» چه ویژگیهای منحصربهفردی دارد که برای ترجمه مورد توجه شما قرار گرفت؟
🔸رای فریره دُ آندردا، دریاسالار دریای هرمز، سواحل پارس و عربستان، با هدف پراکنده کردن نیروهای انگلیسی و هلندی و جلوگیری از صادرات ابریشم اعلای ایران از خلیجفارس، در سال ۱۶۱۹ به دستور پادشاه پرتغال، امانوئل اول که خود را امپراتور پرتغال، شرق آفریقا و پارس میدانست، از لیسبون به سمت هرمز به راه افتادند. آنها بر اساس شعاری برگرفته از انجیل؛ «ما شمشیر خدا را به دست میگیریم و اطمینان داریم که خدا ما را قدرت میبخشد» که در مقدمۀ کتاب به تفصیل آمده است، برای کسب قدرت و استیلا بر منطقه به کار گرفتند. هرچند در روند استعمار با بیاعتنایی اهانتآمیزی به همین شعار از اعمال هیچ خشونتی فروگذار نکردند و ضمن اینکه ابتکار هوشمندانهای هم در حفظ و نگهداری چیزهایی که به دست آورده بودند، نداشتند.
🔻ادامه گفت وگو را اینجا بخوانید:
ibna.ir/x6xwZ
@ibna_official
🔰احسان عباسلو در گفتوگو با ایبنا:
داستان برای ماندگاری نیازی به حجم ندارد
داستان کوچک بهمرور عرصه را بر داستان کوتاه تنگ میکند
🔸احسان عباسلو، موسس انجمن ملی کوچکنویسان ایران گفت: داستان کوچک به مرور محل بیشتری از اعراب خواهد یافت و عرصه شاید بر داستان کوتاه تنگ شود.
🔸سرویس ادبیات خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، پنجمین دوره جشنواره ملی کوچکنویسان ایران به ایستگاه نهایی رسیده و یکم اردیبهشتماه شاهد برگزاری مراسم اختتامیه آن به همت انجمن ملی کوچکنویسان ایران خواهیم بود. استقبال خوب از دو دوره اخیر این جشنواره بهانهای شد تا در گفتوگو با احسان عباسلو، نویسنده، منتقد ادبی و موسس انجمن ملی کوچکنویسان ایران به بررسی وضعیت امروز و چشمانداز داستان کوتاه در کشورمان بپردازیم.
- از تعریف داستان کوتاه شروع کنیم. بهترین تعریف از داستان کوتاه کدام است؟
🔸داستان کوتاه تعاریف متعددی دارد. یکی از عامترین تعاریف که معمولاً همگان بدان اشاره می کنند تعریف ادگارآلن پو است که میگوید داستان کوتاه، داستانی است که در یک به اصطلاح تکنشست (single sitting) خوانده شود. منظور از تکنشست این است که یعنی وقتی شروع به خواندن آن میکنید هیچ کار دیگری باعث وقفه و انقطاع در آن نشود و البته این به طور تلویحی میخواهد بگوید که حجم داستان باید خیلی کم و کوتاه باشد. معمولاً برای خوانش یک حجم اندک است که ما دچار انقطاع نمیشویم و کار دیگری ما را از خوانش باز نمیدارد.
🔸این تعریف بیشتر یک هویت حجمی است و نه تعریفی ماهوی. از طرفی این تعریف ایرادی دارد و آن اینکه هر چیزی که در یک نشست کوتاه و یکسره خوانده شود بنا بر این تعریف باید داستان کوتاه باشد در صورتی که این گونه نیست و داستان کوچک یا همان مینیمال هم در یک نشست خوانده میشود اما نمیتواند داستان کوتاه باشد. تعاریف دیگری هم در خصوص داستان کوتاه داریم که یکی از معروفترین آنها به لوری مور مدرس داستاننویسی و نظریهپرداز ادبی آمریکایی تعلق دارد «داستان کوتاه یک رابطه عاشقانه است، رمان یک ازدواج. داستان کوتاه یک عکس است، رمان یک فیلم». این تعریف مور هم بر قیاس بین رمان و داستان کوتاه قوام یافته است و باز از یک تعریف ماهوی بینصیب ماندهایم.
🔸نیل گیمن نیز داستان کوتاه را دریچهای به جهان دیگر، اذهان دیگر و رویاهای دیگر میداند. وی تلاش کرده تا داستان کوتاه را نگاهی محدود به جهانی عظیم معرفی کند. هیچکدام از این تعاریف صحبتی از فلسفه داستان کوتاه ندارند و یا ذات و کارکرد آن را تشریح نمیکنند و حتی بر مبنای عناصر داستانی هم شکل نگرفتهاند. صرفاً به واسطه استعارات و تشبیهات و قیاسات تلاش شده تا تصویری مختصر و مفید از داستان کوتاه ارائه شود. در کنار این افراد، برندر متیوز نظریهپرداز معروف و نویسنده کتاب شاخص «فلسفه داستان کوتاه» تلاش میکند تا داستان کوتاه را به عنوان یک ژانر معرفی کند؛ ژانری که کوتاهی تنها یک خصیصه آن است.
🔸به باور وی داستان کوتاه واقعی چیزی متفاوت و فراتر از یک داستان ساده است که صرفاً کوتاه باشد. برای نشان دادن این تفاوت، متیوز اصطلاح داستان کوتاه (Short Story) را در زبان انگلیسی با حروف بزرگ مینویسد و داستانی را که صرفاً کوتاه است (short story) اما به نظر او داستان کوتاه نیست با حروف کوچک. شاید در فارسی هم بتوان برای رساندن تفاوت میان این دو از نیمفاصله کمک گرفت به این ترتیب که «داستانکوتاه» را با برداشتن نیمفاصله و یک «داستان کوتاه» را که صرفاً کوتاه است با قرار دادن نیمفاصله نشان دهیم.
🔸تعریف متیوز فلسفیتر است. او برای داستانکوتاه اصالتی ذاتی قائل است که کوتاهی تنها یک شرط لازم و نه کافی برای آن است. داستانکوتاه متیوز باید ویژگیهای خاص دیگری هم داشته باشد، چیزی نظیر وحدت اجزا و عناصر؛ البته در غرب نوع های داستانی نزدیک و مابینی هم وجود دارند که فاصلهای میان رمان و داستان کوتاه ایجاد میکنند اما در ایران ما فقط داستان کوتاه و نیمهبلند و بلند را داریم که خود آنها نیز تعاریف متقنی ندارند و هنوز نمیدانیم داستان بلند همان رمان است یا فرق دارد؟ چراکه به زعم برخی گویا اینها متفاوت هستند.
🔸در مجموع به سبب ضعف نظریهپردازی در ایران، ما هنوز مشکلات فراوانی در باب تعاریف انواع داستانی و خود داستان داریم. کماکان هیچ نهاد رسمی هم در این مقوله وارد عرصه نشده است و این مشکلات به قوت خود باقی مانده و خواهند ماند.
🔻ادامه گفت وگو را اینجا بخوانید:
ibna.ir/x6xtq
@ibna_official
🔰دگرگونی ساختاری جدید حوزه عمومی در گفتوگو با کمال پولادی؛
ظهور ترامپیسم و افول دموکراسی
شکلک آزادی در خدمت کمپانیهای بزرگ راستگرا
🔸هابرماس جامعه سرمایهداری را ذاتاً بحرانخیز میداند و حوزه عمومی را که عنصر اصلی جامعه مدنی است دستخوش دگرگونی ساختاری در جهت منفی میبیند. با گسترش وسایل ارتباطی دیجیتالی این دگرگونی بیش از پیش مسیر افول را طی میکند. بنابراین تا آنجا که به سرنوشت دموکراسی مربوط میشود با روند خوبی مواجه نیستیم.
🔸سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) محسن آزموده: مفهوم حوزه عمومی(public sphere) را یورگن هابرماس فیلسوف شهیر آلمانی در علوم انسانی بر سر زبانها انداخت. او سالها پیش کتابی با عنوان «دگرگونی ساختاری حوزه عمومی» نوشت که خوشبختانه ترجمهای از آن هم به فارسی موجود است(ترجمه جمال محمدی). حرف اصلی هابرماس خیلی خلاصه و خیلی ساده شده این بود که در دوران روشنگری در اروپا، فضاهایی شکل گرفت که امکان گفتوگو و انتقاد و بحث و نظرورزی و تبادل آراء را فراهم میآورد، امری که به گسترش و بسط ایدههای روشنگری کمک کرد. اما از رهگذار تحولات اجتماعی و سیاسی و اقتصادی این حوزه عمومی به سمت پولی شدن و فردگرایی پیش رفت و از آرمانهای روشنگری فاصله گرفت.
🔸از این بزرگترین اندیشمند زنده آلمانی به تازگی کتابی کوچک و فشرده با عنوان «دگرگونی ساختاری جدید در حوزه عمومی و دموکراسی شورایی» منتشر شده که کمال پولادی استاد شناختهشده علوم سیاسی آن را به فارسی ترجمه کرده و نشر مرکز منتشر کرده است. کتاب حاضر مثل سایر آثار هابرماس پیچیده و دشوار است. دکتر پولادی در کنار تالیف و ترجمه آثار فراوان در زمینه اندیشه سیاسی ایران و غرب، مهم ترین و سخت ترین کتاب هابرماس یعنی «نظریه کنش ارتباطی» را به فارسی ترجمه کرده است. او از هابرماس همچنین کتاب «جهانیشدن و آینده دموکراسی: منظومه پسا ملی» را نیز ترجمه کرده. برای فهم بهتر کتاب» دگرگونی ساختاری جدید در حوزه عمومی و دموکراسی» با او گفتوگو کردم.
- با تشکر از زمانی که در اختیار ما گذاشتید، به عنوان پرسش مقدماتی بفرمایید اصولاً چرا شما به هابرماس علاقهمند هستید و آثار دشوار و سخت او را به فارسی ترجمه میکنید؟
🔸آشنایی من با اندیشههای هابرماس از مطالعات من در حوزه نظریات مارکسیستی شروع شد. من از میان مکاتب فکری عمده که با تحلیلهای سیاسی، اجتاعی و فلسفی سر و کار دارند نظریات مارکس را بیش از مکاتب دیگر پسندیدم. ماتریالیسم تاریخی و سوسیالیسی معلمی مارکس بیش از سایر مکاتب فکری نظر من را به خود جلب کرد و سعی کردم تا حد ممکن با مبانی اندیشههای مارکس و متفکران مارکسیست آشنا شوم. رشته تحصیلیام علوم سیاسی و بعداً به طور خاص اندیشه سیاسی بود و همچنان من در این حوزه تحقیق و تدریس میکنم. در مطالعاتم با شاخههای مختلف مکتب فکری مارکسیستی آشنا شدم و دریافتم که مارکسیسم به سه شاخه عمده شامل مارکسیسم کلاسیک یا ارتدکس، مارکسیسم اومانیستی یا غربی و مارکسیسم ساختارباور تقسیم میشود.
🔸نخست با مارکسیسم ارتدکس از طریق ترجمههای کتابهای دانشوران شوروی آشنایی بیشتری پیدا کردم و به آن علاقهمند شدم. به تدریج دامنه مطالعاتم گسترش یافت و با مارکسیسم اومانیستی یا غربی و سرانجام سومین شاخه مارکسیسم یعنی مارکسیسم ساختارباور آشنا شدم. از میان این سه شاخه در نهایت شاخته مارکسیسم اومانیستی را که در اصطلاح رایج نومارکسیسم خوانده میشود، بیش از سایر گرایشات پسندیدم. بنابراین فهم من از دنیای اجتماعی و سیاسی با این ابزار مفهومی و اسباب تحلیلی نزدیکی بیشتری دارد. از همین مسیر مطالعاتی بود که با اندیشههای هابرماس آشنا شدم و به آن علاقهمند شدم و تصمیم گرفتم در میان آثاری که برای ترجمه انتخاب میکنم نوشتههای هابرماس را هم مورد توجه قرار دهم.
🔸همانطور که اشاره کردید سبک نوشتههای هابرماس خاص خودش است. او در مقام نظریهپردازی که سنت بزرگی از نظریهپردازی اجتماعی و فلسفی را ادامه میدهد و به عنوان کسی که نظریه اجتماعی جدیدی را در فلسفه نظریهپردازی معاصر و در ملتقای جدال اندیشههای مدرن و پستمدرن ارائه میدهد ناگزیر است نظریه خود را موسوم به «نظریه کنش ارتباطی» در نهایت ایجاز جمعبندی کند. با این حال این ایجاز کتابی دو جلدی با حجم هزار و دویست صفحه را در بر میگیرد که توسط تامس مکارتی از آلمانی به انگلیسی ترجمه شده است و من آن را از انگلیسی به فارسی برگرداندهام.
🔻ادامه گفت وگو را اینجا بخوانید:
ibna.ir/x6xyT
@ibna_official
🔰ایرانی بخوانیم- ۱۴۶
«سختون»؛ داستانی از تقابل باورهای عامیانه و حقیقتجویی نوجوانی کنجکاو
🔸کتاب «سختون» نوشته ناصر ایرانی اثری از انتشارات شهرقلم است که توانسته جایگاه چهار ستاره فهرست شورای کتاب کودک برای آثار بخش داستان تألیف در سال ۱۴۰۲ را کسب کند. در این مطلب به معرفی این کتاب تألیفی پرداختهایم.
🔸به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، شورای کتاب کودک در سال ۱۴۰۲، هزار و ۱۹۲ اثر را در گروههای مختلف از جمله کتاب تصویری، ادبیات خردسال، ادبیات کهن، داستان تألیف، داستان ترجمه، شعر، رمان بزرگسال برای پیشنهاد به نوجوانان بالای ۱۵ سال، ادبیات نمایشی، هنر-بازی-سرگرمی، ادبیات دینی، علوم، دانش اجتماعی، زندگینامه، مرجع و آثار الکترونیک بررسی کرد. درباره این آثار در گروههای بررسی گفتوگو و یادداشتهای توصیفی-تحلیلی نوشته شد.
🔸از میان آثار بررسیشده، ۱۰ اثر برگزیده، ۱۶ اثر شایان تقدیر، ۴۱ اثر پنج ستاره، ۴۶۵ اثر چهار ستاره و ۲۹۶ اثر سه ستاره شدند و ۳۶۴ اثر به فهرست شورا راه نیافتند. این فرآیند با همکاری حدود ۱۵۰ کارشناس کتاب کودک در شورای کتاب کودک انجام شد.
🔸کتابشناسی آثار راهیافته به فهرست شورا در سال ۱۴۰۲ نشان میدهد که در گروه داستان تألیف، از میان آثار ارسالشده، ۳۹ اثر چهار ستاره و ۵۸ اثر سه ستاره شدند و ۶ اثر به فهرست شورا راه نیافتند.
کتاب «سختون» یکی از آثاری است که در جایگاه چهار ستاره این مجموعه قرار دارد.
🔸رمان «سختون» نوشته ناصر ایرانی، نویسنده نامآشنای ایرانی، سالها پس از درگذشت او به همت انتشارات شهر قلم منتشر شده است. این نویسنده موفق در این اثر، موضوعاتی چون عشق به طبیعت و محیطزیست، تلاش، پشتکار و امید برای بهبود شرایط را در قالب داستانی برای نوجوانان و حتی بزرگسالان روایت کرده است.
🔸داستان رمان درباره نوجوانی به نام احمد است که به همراه خانوادهاش در روستایی کوهستانی زندگی میکند. روستایی که ساکنان آن بر این باورند که «غار خورشید» طلسمشده است و هر کس به آن نزدیک شود، دچار بدبیاری و خطر خواهد شد. احمد به طبیعت و کوهنوردی علاقهمند است و مجذوب غار اسرارآمیز «خورشید» شده است. در حالی که اهالی، حتی کوهنوردان غریبه را نیز از نزدیکشدن به غار برحذر میدارند، پدربزرگ احمد – که شخصیتی آرام، صمیمی و غیرخرافاتی دارد – تنها کسی است که به این باورهای رایج اعتقاد ندارد و آنها را خرافه میداند. او برخلاف دیگران معتقد است که طلسمی در کار نیست، هرچند خود نیز دیگران را به صعود به آن غار تشویق نمیکند.
🔸ماجرا زمانی گرهافکنی بیشتری پیدا میکند که یکی از کوهنوردانی که به قصد صعود به منطقه آمده، از بالای کوه سقوط میکند و همین اتفاق، هراس اهالی را نسبت به «غار خورشید» بیشتر میکند. در این میان، احمد که ذهنی پرسشگر دارد، تصمیم میگیرد برای یافتن پاسخ شک و تردیدهایش نسبت به حرفهای مردم و اعتمادش به گفتههای پدربزرگ، خود راهی کوه شود.
🔸او تصمیم میگیرد بهتنهایی و بدون همراهی کسی از اهالی به سمت غار حرکت کند. او میداند که هیچکس از روستا حاضر به همراهی او نخواهد بود اما تصمیمش جدی است؛ تصمیمی که آغاز سفری طولانی در مسیر زندگی اوست. غاری که در ذهن او و مردم روستا نماد ترس و رمز و راز است، به میدان آزمون و کشف واقعیت بدل میشود.
🔸این سفر با دشواریهای بسیار همراه است اما هیچیک از این سختیها او را از کشف حقیقت منصرف نمیکند. احمد، با ذهنی پرسشگر، از یکسو تلاش میکند به خود ثابت کند که حرفهای پدربزرگ درست است و از سوی دیگر میخواهد نشان دهد که ترسو نیست. او در این مسیر با تنهایی، ترس و باورهای ریشهدار دیگران مواجه میشود و در عین حال برای کشف حقیقت و رازهای نهفته در دل غار خورشید کوشش میکند.
🔸ناصر ایرانی در این رمان با نثری ساده و روان، فضای روستا، روابط بیننسلی، باورهای محلی و دلبستگی انسان به طبیعت را به تصویر میکشد و از خلال روایت احمد، مفاهیمی چون حقیقتجویی، تردید، شجاعت و تجربههای زیسته نوجوانی را مورد واکاوی قرار میدهد. «سختون» اثری است که اگرچه مخاطب اصلیاش نوجوانان هستند، اما میتواند برای بزرگسالان نیز تجربهای خوانشی تأملبرانگیز باشد.
🔻ادامه یادداشت را اینجا بخوانید:
ibna.ir/x6xxv
@ibna_official
🔰مروری بر «زندگینامۀ سیاسی بابک امیرخسروی»
راوی تاریخ تودهایگری
«زندگینامۀ سیاسی بابک امیرخسروی» بهنوعی روایتگر تاریخ حزب توده و جریانهای سیاسی مرتبط با آن در ایران است.
🔸سرویس تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): بابک امیرخسروی (زادۀ سوم شهریور ۱۳۰۶ در تبریز) دانشآموختۀ مهندسی راه و ساختمان از دانشکدۀ فنی دانشگاه تهران و دارای مدرک دکترا در اقتصاد سیاسی از دانشگاه هومبولت برلین است. او سال ۱۳۲۴ به حزب تودۀ ایران پیوست و از کادرهای برجستۀ آن شد. امیرخسروی طی سالهای ۱۳۳۳ تا ۱۳۳۹ در دبیرخانۀ اتحادیۀ بینالمللی دانشجویان در پراگ به فعالیت پرداخت و طی این سالها به سراسر اروپا، قاطبۀ کشورهای آمریکای لاتین، آسیا و آفریقای شمالی سفر کرد. او که ۱۰ سال پیش از انقلاب به فرانسه مهاجرت کرده بود، پس از سال ۱۳۵۷ به ایران برگشت و در سازماندهی تشکیلات حزب در شهرستانها نقش برجستهای داشت.
🔸آنچه خواندید برگرفته از کتاب «زندگینامۀ سیاسی بابک امیرخسروی» است که بهکوشش و تولید بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه به زیور طبع آراسته شده است. این کتاب در یک پیشگفتار و نُه فصل شامل عناوین دوران کودکی و شباب، مهاجرت اول، زندگی در مسکو، زندگی در برلین شرقی، کوچ به فرانسه، بازگشت به ایران پس از انقلاب بهمن، «نامه به رفقا»؛ اولین گام، تکوین و پیدایش، و فعالیت در راستای همکاری است و به فصول مختلف زندگی این فعال چپ میپردازد.
🔸امیرخسروی در ابتدا به دلایلی که خود در پیشگفتار کتاب از آنها با عنوان ملاحظات روحی و اخلاقی یاد میکند، از بیان زندگینامۀ خویش امتناع میکرده اما در سال ۱۳۹۴ نگارش را از سر گرفت. نکتۀ دیگری که او در پیشگفتار یادآور میشود این است که: زندگینامۀ من، بیشتر سرگذشت یک کادر قدیمی حزب تودۀ ایران است، نه یکی از اعضای دستگاه رهبری آن. با آنکه من مسئولیت کموبیش مهمی در حزب داشتم، ولی هیچگاه جزء دستگاه رهبری حزب تودۀ ایران به معنای واقعی و عملی آن نبودم. زیرا دستگاه رهبری حزب در ایران (تا پیش از فاجعۀ ۲۸ مرداد)، مدتی کمیتۀ مرکزی حزب و در دورههایی نیز هیات اجرائیۀ پنجنفرۀ آن بودند.
🔸در مهاجرت اول (پس از فاجعۀ ۲۸ مرداد)، پس از پِلِنوم وسیع چهارم (تیر ۱۳۳۶)، این نقش را اساساً هیات اجرائیۀ منتخب پلنومها بر عهده داشت. زیرا اعضای کمیتۀ مرکزی در کشورهای مختلف پراکنده بودند و گردهمایی آنها به آسانی میسر نبود. طی چند سال (از ۱۳۴۱ تا ۱۳۴۷) نیز هیأتی سهنفره، با عنوان «بوروی موقت» که منتخب پلنوم دهم (۲۹ فروردین ۱۳۴۱) کمیته بود، رهبری حزب را در دست داشت. از سال ۱۳۴۷ تا انقلاب بهمن ۱۳۵۷، بار دیگر رهبری حزب را هیات اجرائیۀ منتخب پلنومهای کمیتۀ مرکزی به دست گرفت. در ایران پس از انقلاب هم، هیأت سیاسی یا هیأت دبیران، رهبری سیاسی و تشکیلاتی حزب را عهدهدار بود اما من هیچگاه عضو این ارگانها نبودهام.
🔸امیرخسروی در قسمتی دیگر از پیشگفتار اذعان میدارد؛ خوانندگان محترم پس از آشنایی با زندگینامۀ من، درخواهند یافت که اساساً با سیستم فکری و اخلاق و رفتاری که داشتم، نمیتوانستم در رهبری حزب، بهویژه در شرایط «مهاجرت سوسیالیستی» جایی داشته باشم. از سویی، دلبسته و شیفتۀ شرکت در رهبری حزب، به هر بها نبودم و از سوی دیگر، بخشی از رهبری و نیز «از ما بهتران»، مایل به این امر نبودند.
🔸این نکته را نیز خاطرنشان کنم که عضو اصلی کمیتۀ مرکزی در دوران «مهاجرت سوسیالیستی»، نقش چشمگیر و مؤثری در زندگی و رهبری حزب نداشت. زیرا امکان گرد هم آمدنِ افرادی که در کشورهای مختلف پراکنده بودند، به آسانی میسر نبود. از سال ۱۳۳۶ تا ۱۳۵۷ در طول بیستواندی سال مهاجرت، روی هم دوازدهبار اعضای کمیتۀ مرکزی گرد هم آمدند! تقریباً هر دوسال یکبار!
🔻ادامه یادداشت را اینجا بخوانید:
ibna.ir/x6xxD
@ibna_official
🔰نگاهی انتقادی به اقتباس از داستانهای قرآنی در سینمای ایران
سینمای ایران در روایت داستانهای قرآنی همچنان با چالشهایی جدی مواجه است؛ از ضعف در فیلمنامهنویسی گرفته تا ناتوانی در ارائه زبانی سینمایی برای بیان امر قدسی.
🔸خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - مریم محمدی: بازآفرینی داستانهای قرآنی در سینما، مسئولیتی بزرگ و پرمخاطره است. این روایتها نهتنها ریشه در باورهای دینی مردم دارند، بلکه در طول تاریخ، حامل معانی ژرف اخلاقی، عرفانی و اجتماعی بودهاند. باید توجه داشت که این قصهها از کتابی کامل مانند قرآن اقتباس شدهاند. با این حال، تجربه سینمای ایران در پرداختن به این روایتها – از جمله در فیلمهایی چون موسی کلیمالله (ابراهیم حاتمیکیا)، محمد رسولالله (مجید مجیدی) ملک سلیمان (شهریار بحرانی) ناسپاس (حسن هدایت) و ابراهیم خلیلالله (محمدرضا ورزی) – نشان میدهد که فاصله معناداری میان عظمت این داستانها و بازتاب آنها بر روی پرده نقرهای وجود دارد. این آثار اقتباسی هرچند در چهاردهه سینمای انقلاب کم تعدادند اما همان تعداد نیز با آنکه هزینههای هنگفتی برای ساخت آنها صرف شده اما نتوانستند توقع منتقدان و مخاطبان سینمای ایران را برآورند.
🔸نخستین نقد جدی، فقدان زبان سینمایی متناسب با شأن این قصهها است. فیلمهایی مانند «موسی کلیمالله» و «محمد رسولالله» یا «ملک سلیمان» با وجود بودجههای کلان و تلاش برای بازسازی فضاهای تاریخی، بیش از آنکه به زبان تصویر و روایت سینمایی وفادار باشند، گرفتار ساختارهایی ایستا، دیالوگمحور و اغلب نمایشیاند که بیشتر یادآور تئاتر مذهبی یا تعزیهاند تا سینمای مدرن.
🔸فیلم «محمد رسولالله»، با وجود جلوههای ویژه قابلتوجه و فضاسازی چشمنواز، نتوانست تصویری درونی، زنده و باورپذیر از پیامبر اکرم (ص) و دوران کودکی او ارائه دهد. فیلم بیش از آنکه روایتگر تجربه نبوت باشد، درگیر جزئیاتی فرعی و تأکید بر کلیشههای عاطفی شد؛ امری که از عمق مفهومی اثر کاست و آن را به اثری فرمالیستی و سطحی بدل کرد.
🔸در فیلم «ناسپاس» نیز انتخاب بد بازیگران و بازیهای ضعیف آنها به علاوه طراحی صحنه پیش پا افتاده و کارگردانی و فیلمنامه سطحی فیلم نتوانسته پیام مذهبی فیلم را به درستی ساخته و پرداختهکند چه آنکه بخواهد آن را به مخاطب انتقال دهد. فیلم با بیان قصهای از قوم بنی اسرائیل و ساختاری ضعیف عدم ضرورت ساخت چنین آثاری در سینمای ایران را بیش از پیش به رخ میکشد.
🔸فیلم «ملک سلیمان» روایت مقطعی از زندگی سلیمان است و در آن از فناوریهای پیشرفته سی جی ای و دی ای استفاده شده است. که نتیجه آن این است که این فیلم از نخستین تجربههای حرفهای فیلمسازی دیجیتال در سینمای ایران بهشمار میرود.. متاسفانه فیلم با همه هزینه کلانی که صرف فناوریهای پیشرفته کرده اما نتوانسته مخاطب را راضی نگه دارد اتفاقی که اخیراً در فیلم «موسی کلیم الله» افتادهاست. مخاطب بیش از توجه به فناوریهای دیجیتال فیلم علاقهمند به دنبال کردن قصهای قوی، بازیهایی درخشان و روایتی روان اما غافلگیرکننده است. شاید اقتباس از یک داستان قرآنی به نظر ساده بیاید اما پیچیدگیهای فراوانی در تبدیل این داستانها به زبان سینما وجود دارد که نشان میدهد ساخت این فیلمها کار هرکسی نیست.
🔸در فیلم «ابراهیم خلیل الله» نیز که با محوریت داستان حضرت ابراهیم و بتشکنی ساخته شده، ضعف در فیلمنامه، بازیگردانی و طراحی صحنه باعث شد تا پیام اصلی روایت قرآنی – یعنی توحید و مبارزه با شرک – به شکلی سرد، شعاری و کماثر بازنمایی شود. در این اثر نیز همان مشکل همیشگی سینمای دینی ایران دیده میشود: در اولویت قرار گرفتن پیام بهجای روایت، و تعهد به آموزههای اخلاقی به قیمت نادیده گرفتن منطق دراماتیک.
🔻ادامه یادداشت را اینجا بخوانید:
ibna.ir/x6xz9
@ibna_official
🔰مدیرعامل انجمن فرهنگی ناشران بینالملل در گفتوگو با ایبنا؛
اطلاعرسانی دیرهنگام وزارت علوم: فرصت نوسازی کتابخانهها از دست رفت!
🔸مدیرعامل انجمن فرهنگی ناشران بینالملل از اعلام دیرهنگام بهرهمندی دانشگاهها از اختصاص یارانه ۳۰ درصدی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری انتقاد کرد.
🔸احد رضایی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، با اشاره به اهمیت برخورداری کتابخانههای دانشگاهی از منابع بهروز و جدید، عنوان کرد: یکی از راههای بهروز شدن کتابخانههای دانشگاهی بهرهمندی از کتابهای جدید و بهروز دنیا و آشنایی دانشجویان با منابع و مراجع دانشگاهی است. طی سالهای اخیر دسترسی به این آثار به دلیل افزایش نرخ ارز چندان امکانپذیر نبوده است.
🔸وی ادامه داد: مطلع شدیم که وزرات علوم، تحقیقات و فناوری در بخشنامهای به دانشگاهها اعلام کرده که حمایت ۳۰ درصدی از کتابهای خارجی سیوششمین دوره نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران را خواهد داشت که علاوه بر این ۳۰ درصد، ۳۰ درصد یارانه نیز از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و ۱۰ درصد تخفیف از سوی ناشر نیز به دانشگاهها داده خواهد شد.
🔸رضایی با بیان اینکه اختصاص تخفیف ۷۰ درصدی، کمک خوبی برای بهروز کردن منابع دانشگاهی بود، گفت: میتوان گفت که بهترین موقعیت برای نوسازی کتابهای کتابخانهای هم بود اما آن موضوع زمانی اثر داشت که اطلاعرسانی به دانشگاهها از سوی وزارت علوم به موقع انجام میشد.
🔸وی افزود: این اطلاعرسانی متاسفانه در آخرین روزهای اسفندماه سال گذشته انجام شد و بسیاری از دانشگاهها نتوانستند منابع مورد نیاز خود را اعلام کنند؛ زیرا با تعطیلیهای پایان سال همزمان شد.
🔸رضایی با طرح این موضوع که محموله کتابهای خارجی اکنون در مسیر ایران است، گفت: اقدام و فرصت ارزشمندی که میشد بهرهبرداری خوب و ارزشمندی برای دانشگاهها به همراه داشته باشند از دست رفته است و فقط تعداد بسیار محدودی از دانشگاهها نتوانستند از آن استفاده کنند.
🔸به گزارش ایبنا؛ وزرات علوم، تحقیقات و فناوری، ۲۵ اسفندماه سال گذشته در بخشنامهای به دانشگاهها اعلام کرد که حمایت ۳۰ درصدی از کتابهای خارجی سیوششمین دوره نمایشگاه کتاب تهران را در دستور کار دارد.
ibna.ir/x6xys
@ibna_official
🔰دربارۀ «مصطفیقلی بیات» بهبهانۀ انتشار کتابی دربارۀ او
بانی کشاورزی نوین در ایران
🔸مصطفیقلی بیات ملقب به صمصامالملک را بانی کشاورزی نوین در ایران میدانند هرچند جایگاه و پایگاهاش در تاریخ اقتصاد و فرهنگ ایران چندان مورد توجه قرار نگرفته است.
🔸گروه تاریخ و سیاست خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - حمیدرضا محمدی: «مصطفیقلی بیات» (۱۲۶۷-۱۳۱۶) از آن دست رجال تاریخ ایران معاصر است که زندگی و کارنامهاش کمتر مورد واکاوی قرار گرفته و حتی شاید برخی ناماش را نشنیده باشند اما تأثیرگذاریاش در سپهر اقتصاد و سیاست ایران مشمول چشمپوشی نیست.
🔸او ملقب به صمصامالملک را بانی کشاورزی نوین در ایران میدانند. مدیر تکنوکراتی که مدرسۀ فلاحت مظفری را به مدرسۀ عالی فلاحت ارتقا داد و در ۲۴ آذر ۱۳۰۹ با حضور رضاشاه و تیمورتاش افتتاحاش کرد و پس از گشایش دانشگاه تهران کوشید تا آن را به اونیورسیتۀ مادر پیوند دهد که این مهم در سال ۱۳۱۹ جامۀ عمل پوشید. نهادی که اکنون دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران نام دارد، محصول تلاشهای کسانی چون احمدحسین عدل و اوست. او که بهقول حمید صادق نوبری تبریزی، وکیل پایۀ یک دادگستری و از فارغالتحصیلان دانشکدۀ کشاورزی کرج؛ «به مصائب دهقانها و جهالت و تیرهبختی روستاییان واقف بود، ازاینرو دانشکدۀ کشاورزی را تأسیس کرد تا با تربیت کشاورزان لایق درد آنها را علاج نماید.» و مایل و شایق بود تا «محاسن کشاورزی بین روستاییان سیهروز تبلیغ» شود.
🔸بیات در سالهای حضورش در کرج، متفرعاتی مانند «بنگاه اصلاح بذر، بنگاه دامپروری، بنگاه پرورش طیور و زنبور عسل و کرم ابریشم، بنگاه صنایع کشاورزی، بنگاه ماشینآلات، آزمایشگاه گیاهشناسی، آزمایشگاه آزمایشگاه، آزمایشگاه هواشناسی و تأسیسات مزارع امتحانی» را در دانشکده پدید آورد و سبب تحولی فراموشناشدنی در زارعت و فلاحت ایران شد.
نقشهها وطرحها برای توسعۀ کشاورزی ایران
🔸جالب آنکه به گفته احمدحسین عدل، از نزدیکترین مفارقان بیات و وزیر کشاورزی کابینههای احمد قوام، علی سهیلی، ابراهیم حکیمی و فضلالله زاهدی به تفاریق طی سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۳؛ «با وجود اینکه خود از مطلعین درجۀ اول کشاورزی بهشمار میرفت هیچگاه بیمشورت متخصصین امر و بدون مطالعه کامل به کاری اقدام نمیکرد» و «برای کار مقید به وقت و ساعت نبود و با وجود مزاج ضعیف و کسالت استمراری چهبسا تا نصف شب در پشت میز مینشست و برای توسعۀ کشاورزی کشور نقشهها کشیده، طرحها میریخت. اینجانب سالیان دراز به اتفاق آن فقید فرسنگها در مناطق مختلف این کشور پهناور مسافرت نمودم. چه شبها در بیابانهای خشک یا در گردنههای پر از برف در میان طوفان به سر بردیم تا اینکه بالمآل نقشههای کشاورزی ایران تهیه و شروع به اجرا گردید» و «حتی توسعۀ زراعت چای و تأسیس کارخانههای چایسازی و تشکیل شرکتهای مرکزی مخصوصاً شرکت پنبه و همچنین شرکتهای آبیاری و ماشینهای کشاورزی که هریک بهنوبۀ خود با یک برنامه صحیحی ایجاد شدند، نتیجۀ خدمات آن رادمردِ بزرگِ میهنپرست میباشد.»
پابرجا و راسخ
🔸بیات به شهادت سعید نفیسی «منتهای درستگویی و درسترفتاری و درستحسابی و نیکخواهی و نیکاندیشی و نیکبینی»، و چنان «در عقیدۀ خویش بسیار پابرجا و راسخ» بود که همین هم سبب شد «عمدۀ پیشرفتهای مهمی در خدمت به ایران نصیب او» شود.
🔸او چنان عرق وطن داشت که علینقی وزیری به نقل از عبدالحسین تیمورتاش، مذاح او را چنین روایت کرده است: «آقایان ملتفت این نکته باشیدکه اگر از بیات مثلاً احوالپرسی کنید یا راجعبه لطافت هوا صحبت نمایید او در پاسخ باز از نقشۀ کارخانه قند یا کشت پنبه و نخریسی جواب خواهد گفت.»
🔻ادامه یادداشت را اینجا بخوانید:
ibna.ir/x6xyF
@ibna_official
🔰فیلیپ سندز در گفتوگو با خوان گابریل واسکس:
قانون شکل دیگری از قصهگویی است
🔸فیلیپ سندز که یک وکیل حقوق بینالملل است در گفتوگو با خوان گابریل واسکس گفت وقتی یک پرونده را در دادگاه مطرح میکنی، در حال ساختن یک روایت هستی. شواهد را انتخاب میکنی، آنها را به ترتیب خاصی کنار هم میچینی، بر برخی جزئیات تأکید میکنی و برخی دیگر را کماهمیت جلوه میدهی. این کاملاً یک فرایند روایی است.
🔸سرویس جهان کتاب خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - الهه شمس: قانون و ادبیات چه وجه اشتراکی دارند؟ آیا هر دو نمایانگر تلاشهای مشابهی برای درک انگیزهها و رفتار انسانی هستند، یا نظامهایی اساساً متفاوت به شمار میروند؟ فیلیپ سندز، وکیل و نویسنده، در کتاب جدیدش، «خیابان ۳۸ لوندِرِس» (38 Londres Street)، به بازنگری تلاشهایی میپردازد که از سال ۱۹۹۸ برای استرداد و پیگرد قانونی آگوستو پینوشه، دیکتاتور سابق شیلی آغاز شد؛ پروندهای که او نیز در آن دخیل بود. سندز همچنین رد پای والتر رئوف، افسر سابق اساس را دنبال میکند؛ فردی که در کتاب برندهی جایزهی سندز، «خیابان شرق غرب» (East West Street)، نقشی برجسته داشت. رئوف پس از پناهنده شدن به شیلی، بعدها در اقدامات رژیم پینوشه برای بازداشت، شکنجه و قتل مخالفانش نقش داشت.
🔸خوان گابریل واسکس، نویسنده کلمبیایی که تحصیلات حقوقی دارد اما به جای پیگیری مسیر حرفهای حقوق، به روزنامهنگاری و داستاننویسی روی آورده، در همه آثارش از جمله رمان تحسینشده «شکل ویرانهها» (The Shape of the Ruins)، به خشونت سیاسی و میراث آن پرداخته است. این دو دوست در گفتوگویی مشترک به کاوش گذشته، محدودیتهای قانون، و ظرفیتهای هنر پرداختهاند؛ گفتگویی که در تاریخ ۵ آوریل ۲۰۲۵ توسط الکس کلارک، نویسنده روزنامههای گاردین و آبزرور، منتشر شده است.
🔸فیلیپ سندز: ما چند سالی است که یکدیگر را میشناسیم و تو از معدود افرادی هستی که در هر دو جهانی که من واردشان شدهام، حضور داری: جهان قانون و جهان ادبیات. تو به واسطه تحصیلات حقوقیات، دنیای قانون را درک میکنی و دنیای ادبیات را همچون یک متخصص میشناسی؛ بسیار بهتر از من. اما از سوی دیگر، تو اهل منطقهای هستی که من دربارهاش مینویسم. من برای این کتاب شش یا هفت بار به شیلی سفر کردهام و به زودی دوباره راهی خواهم شد. در این سفرها آگاهم که یک بیگانهام؛ چرا که این یک داستان شیلیایی است و من، مردی بریتانیایی، از طرق مختلف با آن مواجه شدهام. اما برای تو، بهعنوان یک اهل آمریکای لاتین، این ماجرا یک داستان محلی است.
🔸من بهصورت اتفاقی به نوشتن درباره ریشههای حقوق بینالملل مدرن رسیدم. ماجرا از دعوتی برای سخنرانی در لویو اوکراین شروع شد؛ شهری که پدربزرگم در آن به دنیا آمده بود. در جریان تحقیق درباره تاریخ حقوقی این شهر، بهطور تصادفی متوجه شدم که دو شخصیت کلیدی در شکلگیری مفاهیم «جنایت علیه بشریت» و «نسلکشی» – هرش لاوترپاخت و رافائل لمکین – هر دو در دانشگاه این شهر تحصیل کردهاند. همزمان، هانس فرانک، فرماندار نازی لهستان، که بعداً در نورنبرگ محاکمه شد، به این شهر آمده بود. ناگهان حقایق بزرگ و انتزاعی درباره حقوق بینالملل، برایم بسیار شخصی و عمیق شد.
🔸کتاب «خیابان شرق غرب» درباره همین تقاطعهاست؛ اینکه چگونه وقایع تاریخی بزرگ از دل زندگیهای فردی و تراژدیهای شخصی بیرون میآیند. بعدتر، کتاب «خط موش» (The Ratline) را نوشتم که ادامه همین مسیر است و فرار یکی از پسران هانس فرانک را دنبال میکند. برای من، قانون همیشه با داستانهای انسانی گره خورده است.
ibna.ir/x6xvF
@ibna_official
🔰لیلی گلستان در گفتوگو با ایبنا:
خلأ نویسندگان متخصص در حوزه کودک ما احساس میشود
🔸لیلی گلستان گفت: نوشتن برای کودکان فقط روایت یک داستان نیست، بلکه باید از طریق داستان، پیامهای مهمی را منتقل کرد که معمولاً پیامها به راحتی به کودکان نمیرسد. این کار نیازمند تخصص است؛ اما متأسفانه این تخصص به اندازه کافی در کشور ما جدی گرفته نمیشود. ما بهشدت به نویسندگان متخصص در حوزه کودک نیاز داریم و این خلأ در ادبیات ما احساس میشود.
🔸لیلی گلستان، نویسنده و مترجم باسابقه کودک و نوجوان، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، با نگاهی به سال ۱۴۰۴، این سال را همچون فصلی تازه در کتاب کودک و نوجوان توصیف کرد. او با اشاره به تلاشهای خود در سال گذشته برای انتشار آثار ارزشمند در نشر گهگاه (فیل) گفت: در حوزه کتاب کودک، سال گذشته بسیار تلاش کردم. به کوشش نشر گهگاه، کتابهای فوقالعادهای منتشر شد که ۱۰ عنوان آن متعلق به من بود و سایر آثار نیز از نویسندگان دیگر که خوشبختانه این کتابهای این مجموعه با استقبال زیادی مواجه شدند. امیدوارم این رویه در سایر انتشارات هم ادامه پیدا کند و به کودکان بیشتر اهمیت داده شود؛ چرا که همین کودکان بزرگان آینده ما خواهند بود. باید بچهها را به خواندن تشویق کنیم، زیرا حتی در میان خانوادههایشان هم آشنایی با مطالعه چندان جدی گرفته نمیشود. برخی از والدین حتی روزنامه هم نمیخوانند و بنابراین کودک با خواندن آشنا نمیشود. به همین دلیل، امیدوارم ناشران دیگر نیز اگر بخش کودک ندارند، حتماً این بخش را ایجاد کنند و به آن اهمیت بسیار بدهند.
ادبیات کودک نیازمند نویسندگانی متخصص است
🔸گلستان درباره تغییرات ضروری در دنیای کتاب کودک و نوجوان، تأکید کرد که نویسندگان این حوزه باید نیازهای واقعی کودکان را بشناسند و گفت: نویسندگانی که برای بچهها مینویسند باید بدانند که کودکان به چه چیزهایی نیاز دارند و همان را بنویسند. نوشتن برای کودکان فقط روایت یک داستان نیست، بلکه باید از طریق داستان، پیامهای مهمی را منتقل کرد که معمولاً پیامها به راحتی به کودکان نمیرسد. این کار نیازمند تخصص است؛ اما متأسفانه این تخصص به اندازه کافی در کشور ما جدی گرفته نمیشود. ما بهشدت به نویسندگان متخصص در حوزه کودک نیاز داریم و این خلأ در ادبیات ما احساس میشود.
🔻ادامه این گفت وگو را اینجا بخوانید:
ibna.ir/x6xhB
@ibna_official
🔰چاپ جدید ترجمه آشوری از «غروب بتها»ی نیچه؛
ارزیابی دوباره همه ارزشها
🔸«غروب بتها» نه تنها به عنوان یک متن فلسفی بلکه به عنوان یک نقد جدی بر فرهنگ و ارزشهای زمان خود شناخته میشود. نیچه در این کتاب به ما یادآوری میکند که هیچ حقیقتی مطلق وجود ندارد و ما باید به بررسی و نقد باورهای خود بپردازیم.
🔸به گزارش سرویس دین و اندیشه خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) - الهه شمس: «غروب بتها» عنوانی است که فردریش نیچه (۱۸۴۴-۱۹۰۰) برای کتابی برگزید که از آخرین آثار تکمیلشده پیش از فروپاشی روانی او به شمار میرود. نگارش پیشنویس این کتاب در تابستان ۱۸۸۸، طی دورهای کوتاه و فشرده در زیلس-ماریا (سوئیس)، نشاندهنده اوج فعالیت فکری نیچه در آن سال پرکار است؛ سالی که نگارش یا تکمیل آثاری چون «قضیه واگنر»، «دجال» و «اینک، مرد» را نیز در بر داشت. کتاب «غروب بتها» در ژانویه ۱۸۸۹ منتشر شد، زمانی که نیچه دیگر از وقایع بیرونی آگاه نبود.
ارزیابی دوباره همه ارزشها
🔸نیچه این اثر را بهمثابه مدخلی کوتاه و فشرده بر کل نظام فلسفی خود در نظر داشت، احتمالاً بهعنوان پاسخی به شهرت فزایندهاش و نیاز به ارائه دیدگاهی کلی از اندیشههایش برای مخاطبان جدید. به همین دلیل، کتاب چکیدهای از مواضع اصلی فلسفی او، بهویژه در دوره پایانی کارش، محسوب میشود. در این متن، نیچه با نثری موجز و پرتحرک، به نقد آنچه «بت» مینامد، میپردازد. این مفهوم، طیف وسیعی از پدیدارها را شامل میشود: از بنیادهای متافیزیک غربی (ریشه گرفته از اندیشه افلاطون و سقراط) تا صورتبندیهای مدرن آن نزد کانت، ارزشهای اخلاقی رایج، ایدهآلهای فرهنگی و حتی نقد شخصیتها و جریانات فکری معاصر در آلمان و دیگر کشورهای اروپایی. هدف اصلی نیچه در این کتاب، تحقق همان پروژه «ارزیابی دوباره همه ارزشها» است که آن را وظیفه نهایی خود میدانست. ساختار کتاب، شامل یک دیباچه و یازده بخش با عناوین مشخص (مانند «مسئله سقراط»، «عقل در فلسفه»، «اخلاق همچون ضدِّ طبیعت»، «چهار خطایِ بزرگ»)، این رویکرد انتقادی را از طریق قطعات کوتاه و گزینگویهها پیش میبرد و به بررسی و واسازی این «بتهای» فکری و فرهنگی میپردازد.
🔻ادامه یادداشت را اینجا بخوانید:
ibna.ir/x6xxp
@ibna_official
🔰شاعر کودک و نوجوان همدانی مطرح کرد؛
سفارشی نویسی و تنزل کلمات شعر کودک را تهدید میکند/ کودک امروز با «اتل متل توتوله» فریب نمیخورد
🔸همدان- شاعر کودک و نوجوان همدانی با بیان اینکه شعر کودک امروز را سفارشی نویسی و تنزل کلمات و احساسات تهدید میکند، گفت: نباید مخاطب کودک و نوجوان را دست کم گرفت، کودک امروز با «اتل متل توتوله» فریب نمیخورد.
🔸سرویس استانهای خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا): در دنیای شعر و ادبیات باید قدم زد، باید در کوچه پس کوچههایش به گونهای پرسه زد که گاهی گم شد و دور از هیاهوی شهر نفس کشید و با چشم بر هم زدنی، کمی فارغ از دنیای کنونی شد.
🔸گپ و گفت با شاعران از همان جنس کارهایی است که ساعتها مینشینی و جرعهنوش اشعارش میشوی اما گویی هنوز سیراب نشدهای و باید بیشتر و بیشتر در این دریای بیکران گام برداری.
🔸این بار با شاعر کودک و نوجوانی از دیار هگمتانه همسخن شدیم که دلش برای فرهنگ و هنر این مرز و بوم میتپد و سرایش اشعارش جانی تازه بر دلها میدمد.
🔸مهدی طراوتی توانا، متولد ۱۳۵۸ در بهار هستم، تحصیلاتم لیسانس فقه و حقوق دارای دو مجموعه شعر چاپ شده در حوزه شعر بزرگسال و شعرهای مختلف در حوزه کودک و نوجوان است که در نشریات مختلف کودک و نوجوان از جمله کیهان بچهها و… چاپ شدهاند.
کار در حوزه ادبیات کودک و نوجوان را از کجا شروع کردید؟ اولین بار اثر شما چه زمانی و در کجا چاپ شد؟
🔸کار در حوزه کودک و نوجوان را از سال ۸۹ و با تشویقها و راهنمایی شاعر کودک و نوجوان، غلامرضا بکتاش شروع کردم گرچه تجربههای زیادی در شعر بزرگسالان داشتم اما وارد شدن به دنیای شعر کودکان یک تجربه تازه و ناشناخته برای من بود که مرا ملزم به مطالعه بیشتر در این زمینه کرد.
کار در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به عنوان مربی ادبی، پشتوانه خوبی برای من حساب میشد تا هم در ارتباط با کودکان و هم مطالعه کتابهای موجود در این زمینه کمک حال من شوند.
اولین کارهای کودک و نوجوان من در نشریات کشوری از جمله کیهان بچهها و دوست نوجوان چاپ شد و شعر بزرگسال و شعرهای مختلف در حوزه کودک و نوجوان با مضامین مختلف نیز سرودهام یعنی در دو حوزه مختلف و متفاوت از هم کار کردهام اما قضاوت با مخاطبان است که بگویند در کدام زمینه موفق بودهام.
آیا همه شعرهای شما برای کودکان سروده شده است؟
🔸شعرهای من هم در حوزه کودک و نوجوان و هم در شعر بزرگسال برای مردمان این سرزمین سروده شده، حال به فراخور نیاز، هرکس که دسترسی به آنها دارد، میتواند از آنها استفاده کند.
کودکان امروز بزرگسالان فردا هستند و بزرگسالان امروز کودکان دیروزند، گاهی وقتها پیش آمده که بزرگسالان هم شعرهای کودک و نوجوان من را خوانده و بازخوردهای خوبی هم ارائه کردهاند .
🔻ادامه گفت و گو را اینجا بخوانید:
ibna.ir/x6xxw
@ibna_official