eitaa logo
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)
766 دنبال‌کننده
15هزار عکس
177 ویدیو
7 فایل
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) Ibna.ir ارتباط مستقیم با تحریریه ۰۲۱۶۶۹۶۶۲۰۶ 📌 آدرس ایبنا در شبکه‌های اجتماعی: @ibna_official ارتباط با ادمین @ZA20241403
مشاهده در ایتا
دانلود
🔰شارجه مهمان افتخاری نمایشگاه کتاب پایتخت مراکش 🔸امروز نمایشگاه کتاب رباط پایتخت کشور مراکش با حضور افتخاری شارجه افتتاح شد و قرار است تا هفته آینده ادامه داشته باشد. 🔸برنامه شارجه در نمایشگاه بین‌المللی نشر و کتاب رباط ۲۰۲۵ شامل بیش از ۵۰ رویداد است. از جمله پنل‌های رهبری اندیشه، شب‌های شعر، کارگاه‌های کودکان و تبادلات حرفه‌ای میان ناشران، نویسندگان و اندیشمندان از امارات و مراکش. 🔻مشروح خبر: ibna.ir/x6xLb @ibna_official
🔰خیابانی که کتاب‌ها در آن شب‌نشینی می‌کنند: سفری به قلب ادبیات بغداد 🔸نام این خیابان از یکی از درخشان‌ترین چهره‌های شعر عرب و نماد غرور ملی عراق گرفته شده: ابو طیب المتنبی. شاعری که در قرن دهم میلادی زندگی می‌کرد. چنان مسلط به استعاره‌ها و تصاویر بود که بسیاری او را «شکسپیر اعراب» می‌دانند. او، که نامش به معنای «شاعر خودخوانده» است، در دشت‌های بادیه، میان مردمان صحرا، زبان و بینش را آموخت و با قصاید پرشکوه خود، جاودانه شده است. 🔸در نزدیکی محله قدیمی بغداد، خیابانی باریک اما عمیق وجود دارد که ریشه‌هایش در فرهنگ این شهر فرو رفته است. خیابان المتنبی، بیش از یک مسیر شهری‌ست چون اینجا گذرگاه جان‌هایی است که از دل کتاب‌ها و قصه‌ها عبور کرده‌اند. روزگاری در دهه ۱۹۶۰، این مکان پاتوق استادان دانشگاه، شاعران، و متفکرانی بود که در میان بوی کاغذ و صدای فنجان‌های چای، ذهن‌های سنگین‌شان را رها می‌کردند. 🔸در یکی از ویدیوهای اینستاگرامی که هزاران مخاطب داشته است، «آنکیتا کومار»، جهانگرد و وبلاگ‌نویس هندی، در خیابان المتنبی قدم می‌زند و روایتی تصویری از این مکان جادویی ثبت می‌کند. در حالی‌که دوربینش کتاب‌ها و چهره‌ها و چرخ‌دستی‌های پر از عنوان را می‌نگرد، با صدایی آرام می‌گوید: «اینجا جایی‌ست که شب‌ها کتاب‌ها در خیابان می‌مانند، چون مردم عراق باور دارند که دزد نمی‌خواند و خواننده نمی‌دزدد.» این جمله، به‌تنهایی، برای ترسیم روح این خیابان کافی است. 🔻مشروح گزارش: ibna.ir/x6xKW @ibna_official
🔰غرور و تعصب» بعد از 20 سال هنوز یکی از بهترین اقتباس‌های سینمایی 🔸فیلم «غرور و تعصب» به کارگردانی جو رایت اولین بار در سال ۲۰۰۵ اکران شد و حالا بیستمین سالگرد خود را جشن می‌گیرد. 🔸این فیلم به طور خاص بر روی جوانی و طراوت عشق در دوران نوجوانی تاکید دارد، به طوری که شخصیت‌های اصلی، از جمله الیزابت و خواهرانش، در سنین مشابه با کتاب اصلی ساخته شده‌اند. رایت همچنین به تاثیرات فیلم‌سازانی مانند رابرت آلتمن اشاره کرده و تاکید می‌کند که خانه بنت‌ها در فیلم نشان‌دهنده زندگی پر سر و صدای یک خانواده فقیر است. طراحی لباس نیز جنبه‌های انقلابی و عدم تعهد الیزابت به قوانین اجتماعی آن دوران را نشان می‌دهد. 🔻مشروح گزارش: ibna.ir/x6xLr @ibna_official
🔰نگاهی به کتاب «زندگی و زمانۀ علی‌اکبر معین‌فر» شرحی بر حوادث ایران نیمۀ نخست سدۀ اخیر 🔸خاطرات «علی‌اکبر معین‌فر»، علاوه‌بر شرح وقایع و حوادث کشور در نیمۀ اول قرن گذشته، خاطرات کسی است که از نوجوانی در صحنه‌های پربرخورد و پرفرازوفرود چند دهۀ اخیر ایران حاضر و ناظر بوده است. 🔸سعادتی در مقدمۀ این کتاب می‌نویسد: خاطرات مرحوم معین‌فر، علاوه‌بر شرح وقایع و حوادث کشور در نیمۀ اول قرن گذشته، خاطرات کسی است که از نوجوانی در صحنه‌های پربرخورد و پرفرازوفرود چند دهۀ اخیر حاضر و ناظر بوده است و ازاین‌رو شرح بعضی وقایع برای نخستین‌بار روی کاغذ ثبت می‌شود. این خاطرات اگرچه از چند جهت حائز اهمیت است؛ اما یک کاستی دارد، که اگر این کاستی نبود مروری کامل بر حوادث پنج دهۀ ابتدایی قرن گذشته ایران می‌شد. 🔸از دیگر مباحث مطرح شده در کتاب «نخست‌وزیری علم و حضور روحانیت در جمع مخالفین» است که دراین‌خصوص می‌خوانیم: علم در کابینه‌اش از عناصری استفاده کرد که شاه آن‌ها را قاپیده بود. مثل حسن ارسنجانی که با طرح او اصلاحات ارضی از بن‌بست خارج و عملیاتی شده بود. روحانیت تا حدودی با اصلاحات ارضی مخالفت می‌کرد که چرا املاک مردم را می‌گیرید. این موضع بی‌تأثیر از فعالیت و مقاومت مالکین عمده و کسانی که دهات متعددی در اختیار داشتند، نبود. آن‌ها برای نگهداری املاک خود به هر کاری دست می‌زدند و بهترین جایی که می‌توانستند پناه ببرند، حتی به‌صورت ظاهری، نزد مراجع و روحانیت بود. 🔻مشروح یادداشت: ibna.ir/x6xLh @ibna_official
🔰هوشنگ مرادی کرمانی در گفت‌وگو با ایبنا خبر داد: استقبال غیر فارسی‌زبانان از نسخه انگلیسی «شما که غریبه نیستید» 🔸«شما که غریبه نیستید» به همت کارولین کراسکری مترجم آمریکایی به زبان انگلیسی ترجمه و از سوی انتشارات «شمع و مه» منتشر شده است و حالا مرادی کرمانی از استقبال از این کتاب در میان غیر فارسی‌زبانان خبر داده و می‌گوید خیلی‌ها از من سراغ آن را می‌گیرند‌. 🔸مرادی کرمانی در پاسخ به این‌که چه شد تصمیم گرفت زندگی خود را از بچگی تا جوانی، در قالب داستان روایت کند می‌گوید: «بسیاری از نویسندگان، زندگی خود را می‌نویسند یا دیگران هستند که زندگی آنها را روایت می‌کنند. من تصمیم گرفتم، خودم این کار را انجام دهم؛ چراکه ماجراها و خاطرات خواندنی بسیار از کودکی‌ام داشتم. من داستان‌نویسی را از «ننه بابا» مادربزرگم یاد گرفتم. او پزشک سنتی بوده و جوشانده‌ها و داروهای گیاهی را خوب می‌شناخت. خیلی از مردم روستا، برای درمان دردها و بیماری‌هاشان به ننه بابا مراجعه می‌کردند و از او دارو می‌گرفتند. از کسی که جوشانده‌های تلخ را شیرین می‌کرد و به بچه‌های بیمار می‌خوراند. من از او یاد گرفتم، تلخ ننویسم و سختی‌ها و تلخی‌های زندگی را به شیرینی تبدیل کنم.» 🔻مشروح گفت وگو: ibna.ir/x6xMc @ibna_official
🔰سال‌مرگ شریعتی پدر سی‌وهفت ساله شد؛ راهگشای بازتعریف رابطه دین با جامعه مدرن 🔸محمدتقی شریعتی را می‌بایست در زمره‌ کنش‌گران فکری‌ ‌اجتماعی ایران به شمار آورد که بدون تکیه بر ابزارهای رسمی قدرت یا شهرت، نقشی بنیادین در شکل‌گیری یک سنت فکری ایفا کرد. 🔸محمدتقی شریعتی، در زمانه‌ای که حکومت پهلوی می‌کوشید نهادهای دینی را تحت کنترل درآورد یا از طریق تقلیل آنان به مبلغان رسمی، مشروعیت خود را افزایش دهد، از هرگونه همکاری با ساختارهای قدرت امتناع ورزید. او معتقد بود که دین باید در جایگاه نقاد قدرت باقی بماند، نه در خدمت آن. همین رویکرد بود که موجب شد نه‌تنها در برابر تطمیع‌ها مقاومت کند، بلکه هزینه‌هایی چون محدودیت فعالیت‌های فرهنگی و فشارهای اطلاعاتی را نیز تحمل نماید. از این منظر، او نماینده نسلی از متفکران مذهبی بود که در عین پایبندی به باورهای دینی، به‌شدت با تحریف دین در خدمت سیاست مخالف بودند. این موضع‌گیری، در فضای عمومی جامعه ایران که آکنده از تزلزل اعتماد به نهادهای رسمی دینی بود، اهمیت فراوانی داشت. 🔻یادداشت رضا دستجردی را اینجا بخوانید: ibna.ir/x6xLS @ibna_official
🔰گفت‌وگوی ایبنا با محمدجعفر یاحقی درباره وضعیت امروز زبان فارسی؛ هرچه از گذشته دورتر می‌شویم، وضعیت زبان فارسی رو به وخامت می‌رود 🔸در روزگاران پیشین، آشنایی عمیق‌تری با زبان فارسی وجود داشت، اما امروزه جهان از آن فاصله گرفته است. این امر به‌ویژه از آن‌روست که چهره زبان فارسی با مسائل سیاسی آمیخته شده و متأسفانه وجهه‌ای نامطلوب به خود گرفته است. 🔸زبان فارسی، زبانی ملایم، نرم و پر از لطافت است؛ زبانی برای تفاهم، هنر، عشق و دلدادگی. اما وقتی زمینه‌ای برای عشق و دلدادگی فراهم نباشد، این زبان نمی‌تواند تأثیر شایسته خود را بر جای گذارد. متأسفانه دشمنی‌ها و سرسختی‌های کنونی اجازه نمی‌دهد این لطافت به‌خوبی نمایان شود. اگر بتوانیم از تنش‌های سیاسی و بین‌المللی فاصله بگیریم و چهره مهربان و لطیف فرهنگ و زبان فارسی را به جهانیان نشان دهیم، بی‌گمان تأثیرات مثبتی به دنبال خواهد داشت. اما موانع بسیاری بر سر راه این هدف وجود دارد؛ زبانی که امروز بیشتر به دشمنی، جنگ و ناخشنودی گره خورده، تا لطافت و همدلی. 🔸وقتی ما به ارزش‌های خود توجه کافی نشان نمی‌دهیم و اهمیتی برای آن‌ها قائل نیستیم، طبیعی است که دیگران آن‌ها را به خود نسبت دهند. نوروز و دیگر ارزش‌های فرهنگی ما چنان دلپذیرند که جهان غرب نیز می‌تواند از آن‌ها بهره‌مند شود. آن‌ها منتظرند تا این میراث را به خود منتسب کنند. البته، نوروز آن‌قدر بزرگ است که همه را در بر می‌گیرد. 🔻مشروح گفت وگو: ibna.ir/x6xyj @ibna_ofdicial
🔰سیدجعفر حمیدی، نویسنده و استاد برجسته ادبیات فارسی درگذشت 🔸سید جعفر حمیدی، متولد ۵ آذرماه ۱۳۱۵ در بندر بوشهر و فارغ‌التحصیل دکترای ادبیات فارسی از دانشگاه فردوسی مشهد بود. بیش از ۴۰ سال تدریس در دانشگاه‌های کشور از جمله دانشگاه شهید بهشتی، شرکت و ارائه مقاله و سخنرانی در سمینارها و کنگره‌های علمی و ادبی داخل و خارج از کشور، و تألیف بیش از ۴۰ عنوان کتاب در حوزه‌های مختلف، بخشی از یک عمر فعالیت علمی و فرهنگی این استاد و پژوهشگر است. 🔻مشروح خبر: ibna.ir/x6xM9 @ibna_official
🔰به مناسبت روز ملی گندم و نان؛ زنانی که نان جنگ را پختند/ هفت روایت از همت زنان در پشت جبهه 🔸یکی از بهترین و خوش‌طعم‌ترین نان‌ها، نان سال‌های جنگ بود. مردان در جبهه‌ها می‌جنگیدند و زنانشان در خانه‌ها پای تنور بودند. نان به تنور می‌زدند برای عزیزانشان. رزمنده‌ها هزاران مادر داشتند که در گوشه‌گوشه روستاها مشغول پخت نان بودند. 🔸به مناسبت این روز، به سراغ کتاب «نان سال‌های جنگ» از انتشارات راه‌یار رفته‌ایم و هفت روایت از میان روایت‌های مختلف این کتاب را از زنان روستای صدخرو انتخاب کرده‌ایم. این روایت‌ها نه تنها به نان بلکه به خاطراتی از دلیری، همت و غیرت زنان ایرانی در برابر سختی‌ها و چالش‌ها اشاره دارند. زنانی که در دل دشواری‌ها و جنگ، در پخت نان و حمایت از جبهه‌های جنگ، نقش‌های بی‌بدیل و فراموش‌نشدنی ایفا کردند. این روز، یادآوری آن است که حتی کوچک‌ترین عمل در زمان جنگ، می‌تواند به اندازه یک حماسه بزرگ باشد و نان، شاهدی از این همه فداکاری است. 🔸...زمان عملیات که می‌شد، توی خانه ما یک وانت آرد خالی می‌کردند. زنان روستا هم می‌آمدند. روز خمیر، زنان روستا می‌گفتند می‌آییم. زنان در نوبت پختن نان بودند تا کاری برای جنگ بکنند. روزی سه کیسه آرد را برای جبهه خمیر می‌کردیم. قبل از اینکه آرد را خالی کنند، می‌دانستم کدام همسایه یک کیسه آرد را برایم می‌پزد. به ماشین آدرس می‌دادم که یک کیسه به خانه فلانی ببر. اوایل، پختن نان مخصوص زمان عملیات‌ها بود، کم‌کم پخت نان برای جبهه همه‌کسی شد... 🔻نگاهی به کتاب"نان سال های جنگ": ibna.ir/x6xLB @ibna_official
🔰نامه‌ای به علی دهباشی؛ عمرتان به عمر آب که سر بر آفتاب دارید 🔸سیدمحمد طباطبایی فعال فرهنگی در یادداشتی درباره علی دهباشی سردبیر مجله بخارا نوشته است. 🔸چه کسی جز علی دهباشی، با این‌همه درد و بیماری، چنین استوار پای کار فرهنگ می‌ایستد؟ یادتان هست؟ چند روز پیش گفتم: حال‌تان خوب نیست، برنامه‌های این هفته را تعطیل کنید؛ شما اما گفتید: «کار فرهنگ و بخارا تعطیل شود، می‌میرم.» و من در دل گفتم: عمرت به عمر آب، مرد حسابی، دور از جان‌تان. 🔸آقای دهباشی، شما خوب می‌دانید شرایط انجام کار درست در عرصه فرهنگ در روزگار ما چقدر سخت شده است؛ از یک‌سو هجوم جذابیت‌های فست‌فودی و زرد، و از سوی دیگر فشار تنگ‌نظری‌ها، چون دو لبه گیره، استخوان‌های فرهنگ را می‌فشارند و هر روز این فشار بیشتر می‌شود. آدم حسابی‌ها هر روز کنج‌نشین‌تر می‌شوند، و عرصه را سلبریتی‌هایی گرفته‌اند که با برگزاری رویدادهایی پرزرق‌وبرق، جای نفس کشیدن برای فرهیختگان واقعی باقی نمی‌گذارند. در این وانفسا، در این هیاهوی بی‌معنایی، بخارا و شب‌هایش، بخارا و صبح و عصرش، نعمتی است برای فرهنگ، برای اندیشه، برای ایران. 🔻یادداشت سیدمحمدطباطبایی را اینجا بخوانید: ibna.ir/x6xMw @ibna_official
🔰یادداشتی بر نقاب ریچارد باچمن؛ راز نام مستعار استیون کینگ چطور فاش شد؟ 🔸چرا استیون کینگ با نام مستعار ریچارد باچمن می‌نوشت؟ ظاهرا کینگ می‌خواست خودش را محک بزند و ببیند آیا هنوز توان نوشتن دارد یا نه. چه راهی بهتر از اینکه بدون وابستگی به نام خودش بنویسد و واکنش واقعی مردم را بسنجد. 🔸بعد از انتشار رمان «کری» در سال ۱۹۷۳، اقتباس سینمایی آن توسط برایان دی پالما باعث شد داستانی که در اصل ترسناک بود، به شکل موثری بر پرده سینما زنده شود. اگرچه کینگ تا آن زمان طرفداران خود را پیدا کرده بود، اما فیلم دی پالما بدون شک به شهرت رمان و نویسنده‌اش افزود. پس از چهار سال نوشتن داستان‌های تاثیرگذار، کینگ با رمان «درخشش» به موفقیتی بزرگ دست یافت، رمانی که همچنان یکی از محبوب‌ترین آثار اوست. این رمان با الهام از تجربیات شخصی کینگ، به شکل هنرمندانه‌ای مفهوم جنون و تنهایی را با تنش و تعلیق به تصویر می‌کشد، جایی که روان‌شناسی و ماوراءالطبیعه در هم می‌آمیزند تا داستانی تکان‌دهنده خلق شود. 🔸استیون کینگ نام مستعار ریچارد باچمن را برگزید و با آن، داستان‌های متعددی نوشت، از جمله رمان جنجالی «خشم» و تریلر پادآرمان‌شهری «مرد دونده». اما در سال ۱۹۸۵، یک کارمند کتاب‌فروشی به نام «استیو براون» شباهت‌هایی میان سبک نگارش کینگ و باچمن پیدا کرد و این راز فاش شد. 🔻مشروح یادداشت: ibna.ir/x6xJ5 @ibna_official
🔰از داستان‌ها تا طبیعت؛ تأثیر کتاب‌های کودک بر سواد محیط زیستی نسل فردا 🔸کردستان - امروزه حفاظت از منابع طبیعی به یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های جهانی تبدیل شده است. در این میان، کتاب‌های کودک می‌توانند نقش مهمی در شکل‌گیری نگرش زیست محیطی نسل آینده ایفا کنند. 🔸روسو، فیلسوف بزرگ تعلیم و تربیت جهان بر این باور است که تربیت و پرورش کودک باید بر اساس طبیعت‌گرایی محض باشد. او با کم اهمیت جلوه دادن کتاب به عنوان یک منبع و پل ارتباطی غیرمستقیم، طبیعت را بزرگترین معلم و پرورش دهنده حقیقی انسان می‌داند. بر همین اساس طبیعت گرایی در طول تاریخ در دو شاخه متفاوت به وجود آمده و مربیان بزرگ تعلیم و تربیت از آن بهره گرفته‌اند. 🔸ادبیات کودک، فراتر از سرگرمی، ابزاری تربیتی و فرهنگی است که می‌تواند جهان‌بینی نسل آینده را شکل دهد. در عصری که زمین بیش از هر زمان دیگری نیازمند حمایت است، قصه‌ها می‌توانند صدای درختان، رودها و جانوران باشند. نویسندگان، ناشران، والدین و نظام آموزشی، همگی در قبال آینده‌ای سبز و پایدار مسئول‌اند. اگر بخواهیم کودکان امروز، حافظان محیط‌زیست فردا باشند، باید از همین امروز با زبانی شیرین و دلنشین، در گوش دلشان بگوییم: «زمین، خانه توست؛ مراقبش باش.» 🔻 گفت وگو ایبنا با جبار شافعی‌زاده: ibna.ir/x6xHk @ibna_official