هدایت شده از آنچه در من ماند
گفتند: «آینده را بساز.»
اما کسی نگفت با "چه امیدی؟"
ما نسلِ عجیبی شدهایم؛ نسلی که هنوز جوان است، اما از فردا خسته است. نسلی که به جای رویا ساختن، یاد گرفته قیمت رویاهایش را حساب کند.
وهم سبز
گفتند: «آینده را بساز.» اما کسی نگفت با "چه امیدی؟" ما نسلِ عجیبی شدهایم؛ نسلی که هنوز جوان است، ام
البته اگر تا کنون با شلیک یک گلوله جان رویایت را نگرفته باشند!
اگه مشکلی با محتوای اینجا دارید با کمال احترام لطفا لفت بدید به جای اینکه گزارش بزنید.
صبح وقتی از خواب بیدار شدم جلوی چشمام بود،توی حموم وقتی چشمامو بستم تا شامپو نره تو چشمم بازم جلوی چشمام بود.از جلوی شیرینی فروشی که رد شدم بازم اومد جلوی چشمم، وقتی روی سرامیکا زانو زده بودم ورنگ سفیدشون در حال تغییر بود بازم دیدمش،انعکاسش تو مادهی قرمز روی سرامیکا.درست پشت سرم. اون هیچوقت ترکم نمیکنه.