مارو دعوت کرد تئاتری که کارگردانش بود، وقتی رفتیم بعد ۲ ساعت تو سرما واستادن گفتن بلیط تموم شده، گفتیم فلانی دعوتمون کرده، رفتن صداش کردن، اومد دم در و از دور واسمون بای بای کرد و رفت🙂.
"درسته که رابطمون مثل سابق نیست، ولی هرجا که گیر کردی و نیازم داشتی، شمارمو که داری، پاکش کن."
دختر خسته کنندهای نباش، بعضی وقتا ببرش قبرستون و بهش نشون بده که اگه بهت خیانت کنه، جاش کجاست.
وارد دانشگاه که میشی، میفهمی این جوک های قومیتی، همشون بر اساس فکت و رفرنس ساخته شدن و همینطوری الکی نیستن.