بیشتر از این میسوزم که من هیچ وقت اونقدرها چیزای خاصی از زندگی نخواستم که همونم نمیتونم داشته باشم.
تا الان ۱۰۰ بار بهم ثابت شده وقتی که پرونده یه چیزی رو تو ذهنم و زندگیم تموم میکنم بلافاصله بعدش یه چیز خیلی بهتر میاد' خیلی خیلی بهتر.
انقد قیافم داغونه که هر زنی بگیرم و عکسمون پخش شه، زیرش مینویسن وقتی دعای خیر پدر مادر پشتته "
يعنى چى بيا خونه ميخوايم شام بخوريم مگه من همه قاشق چنگالا رو گذاشتم تو كيفم و بردم؟