💢اصولِ فقه، مدافعِ مذهب
الإستبصار فيما اختلف من الأخبار
✔️ استاد محمد قائینی:
🔹یکی از لغزشگاههایی که متاسفانه تا به امروز بسیاری را، به دانش فقه بدبین کرده و از روایات ائمهی معصومین علیهمالسلام جدا نموده است، مواجههی با اختلافات و تعارضات در مجموعه روایات فقهی میباشد.
🔸و این بدبینیِ به فقه، دامنهاش به ارتداد از مذهب و خدشه در اعتقادات حقهای مانند عصمت ائمه عليهمالسلام، علم فراگیرشان در حوزه احکام و موضوعات و... نیز میانجامد.
🔹آنچه که علاج این لغزشگاه است، آشنایی با عوامل تعارض اخبار و شناخت روشهای عرفی و عقلایی برای تقسيم روايات به عام و خاص و مطلق و مقید و در نهايت مسائلِ تعادل و تراجيح مىباشد.
🔸مرحوم شیخ طوسی ره بعد از تالیف کتاب شریف "تهذیب الأحكام" همت خويش را مصروف در نگارش کتاب "الإستبصار" میدارد.
🔹غرضِ او در این کتاب _چنانچه در مقدمه بدان تصریح دارد_ پرداختن به همین تقسیم بندیهای روایات بوده است تا بتواند مشکل تعارضات اخبار که موجب حیرت مبتدیان است را حل نماید.
🔸 آری، از مباحث مهم و کاربردی علم اصول، مبحث عام و خاص، اطلاق و تقیید و تعادل و تراجيح است؛ که انصافا ثمراتِ اين مباحث در فقه منحصر نمیشود و برکات فروانی در دفاع از أصالتِ فقه جعفری علیهالسلام بلكه حقانيتِ مذهبِ حق داشته و خواهد داشت. خارج اصول، جلسه اول، ۱۳ ربیعالأول ١٤٤٧
🆔 https://eitaa.com/ijtihad
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 ببنینید| سخنان استاد شهید سیدعبدالکریم هاشمی نژاد در رابطه با انرژی هستهای در سال ۱۳۵۲
🆔 https://eitaa.com/ijtihad
📣مراسم بزرگداشت استاد شهید هاشمینژاد در مشهد
🎙سخنران: حجتالاسلام والمسلمین فرزانه (دبیر شورای عالی حوزه علمیه خراسان)
📅زمان: پنج شنبه ۱۰ مهر ماه ۱۴۰۴
⏰ساعت ۸:۳۰ صبح
🕌مکان: مدرسه علمیه عالی نواب
🆔 https://eitaa.com/ijtihad
📣 نشست تخصصی «حقوق زندانیان»
🎙ارائه: استاد نجم الدین طبسی
🗓 زمان: پنجشنبه ۱۰ مهرماه ۱۴۰۴، ساعت ۱۰ صبح
🏢 مکان: قم، مؤسسه عالی فقه و علوم اسلامی، طبقه سوم، مدرس ۳۱۵
🆔 https://eitaa.com/ijtihad
💢کارآمدی روش حلقات در برابر کفایه؛ چرا این کتاب در حوزه رونق نیافت؟
✔️استاد محمدمهدی شبزندهدار:
🔹کتاب حلقات شهید صدر از نظر محتوا و منهج حقیقتاً کتاب درسی مفید و کارآمدی است؛ در مقایسه هر مبحثی از کفایه با حلقات، نحوۀ ارائۀ کتاب حلقات کارآمدتر و قویتر است. اما ازآنجاکه شهید صدر روش مألوف در کتابهای اصولی را به هم زده باعث شد در حوزهها مقداری آن رونقی که این کتاب استحقاقش را داشت، پیدا نکند.
🔸مثلاً ایشان مبحث قطع را ابتدا آورده، درحالیکه در کتب مألوفۀ علم اصول، در ابتدای علم اصول، تعریف و موضوع علم اصول و اینگونه مباحث را مطرح کردهاند. البته این تغییر از سوی شهید صدر فلسفه و وجه دارد و وجه آن، این است که «كل ما بالعرض ينتهى الى ما بالذات»؛ پس ابتدا باید حجیت قطع روشن شود تا در سایۀ آن بقیه مباحث مطرح گردد.
🔹من نیز از گذشته وقتی اصولالفقه را تدریس میکردم در کنار آن همان مباحث را از حلقات مطرح میکردم؛ زیرا عقیده دارم این کتاب کارآمدی اصول و آن مبحث را بهتر برای طلاب محترم روشن میکند.
🔗 ادامه مطلب: http://ijtihadnet.ir/?p=79528
🆔 https://eitaa.com/ijtihad
💢تفاوتها و شباهتهای امام موسی صدر و سید حسن نصرالله
✔️امام موسی صدر و سید حسن نصرالله دو چهره شاخص، محبوب و اثرگذار در تحولات سیاسی جهان اسلام که بنابر سالها مقاومت و دفاع از حقوق مظلومین در برابر اشغال و کشتار رژیم صهیونیستی هر کدام سرنوشت تراژیکی را تجربه کردند؛ یکی ربایش و سالها بیخبری و دیگری شهادت. این دو شخصیت با اینکه هر کدام زاییده عصر و زمان متمایزیاند، اما در مؤلفههای متعدد و برجستهای یکدیگر در آغوش میکشند و البته تفاوتهایی نیز دارند. متن پیشِرو مروری است بر تفاوتها و شباهتهای امام موسی صدر و سید حسن نصرالله.
🔗 بخوانید: http://ijtihadnet.ir/?p=79535
🆔 https://eitaa.com/ijtihad
📣 دومین همایش بینالمللی «روش شهید صدر و اثر آن در حرکت فکری و جهادی»
✔️دانشکدۀ علوم اسلامی جامعة كربلاء المقدسة با همکاری مؤسسه شهید سید محمدباقر صدر، برگزار میکند: دومین همایش بینالمللی «روش شهید صدر و اثر آن در حرکت فکری و جهادی» با شعار «شهید صدر؛ اندیشۀ پویا».
🔻 محورهای همایش:
فقهی: نوآوریهای فقهی؛
اصولی: روش استقرایی؛
قرآنی: تجلیات قرآنی؛
جهادی: اندیشه جهادی و مقاومت اسلامی؛
فکری: وحدت اسلامی، مسائل امت و اعتدال؛
اخلاقی: منظومۀ اخلاقی؛
سیاسی: جهاد سیاسی.
⏳آخرین مهلت دریافت مقالات: 3 آبان 1404
🌐 جزئیات را اینجا ملاحظه کنید.
🆔 https://eitaa.com/ijtihad
💢چند پرسش درباره «دروس خارج فقه تخصصی مسألهمحور»
✔️در سالهای اخیر، با گسترش مسائل پیچیده اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی، فقه با چالشهایی نوین مواجه شده است. انتشار پوستر «دروس خارج فقه تخصصی مسألهمحور» در شبکههای اجتماعی، نشانهای از تلاش برای پاسخگویی به این نیازهاست. این تحول، پرسشهایی جدی را مطرح میکند: آیا چنین رویکردی به غنای فقه مصطلح میافزاید یا روشها و ساختارهای آن را با مشکلات تازه مواجه میکند؟ آیا این «مضافها» چیزی بیش از ابواب مستحدثهی همان فقه معهود هستند، یا حکایت از شکلگیری فقهی با ساختار و پیچیدگی ویژه دارد؟
🔗 بخوانید: http://ijtihadnet.ir/?p=79532
🆔 https://eitaa.com/ijtihad
💢دخالت عنصر روانشناسی اجتماعی در استنباط
✍ استاد احمد مبلغی
محقق اردبیلی در عرصۀ استنباط، نکتههای بدیع و باریکاندیشیهای فراوان دارد؛ یکی از آنها التفات او به بُعد روانشناختی ـ اجتماعی در فهم نصوص است. او در تفسیر برخی از متون، تنها به ظاهر دستور بسنده نمیکند، بلکه ریشههای آن را در دو ساحت جستوجو میکند: یکی در روان آدمی، و دیگری در واقعیت اجتماعی. بدینگونه، نص را نه در خلأ، بلکه در بستر حیات انسانی و حیات جمعی میخواند.
۱. تمایز «بغض» از «استثقال»
در میان وضعیت پیچ در پیچ روان آدمی، چه بسیار حالتهایی که در ظاهر به یکدیگر همانندند، اما در حقیقت از هم بیگانهاند؛ همچون دو رود که در یک بستر روان باشند، لیک سرچشمهشان دو کوه جداست. محقق اردبیلی، با دقتی که هم ریشه در لغت دارد و هم تکیه بر عرف، و هم دقت در واقعیت اجتماعی، میان «استثقال» و «بغض» خطی روشن میکشد.
«استثقال» را او سنگینیای میداند که بر دل مینشیند؛ گاه از خستگی برمیخیزد، گاه از بیمیلی طبیعی، و گاه از درگیریهای روزگار و اشتغالهای زندگی. این حالت، گرچه ناخوشایند است، اما نه عداوتی در آن است و نه خصومتی. در مقابل، «بغض» را دشمنیای میبیند که از ساحت اجتماعی سر برمیآورد؛ عداوتی است که ریشه در شکافها و خصومتها دارد.
وي در نقد فقیهی كه بغض مؤمن را به همان استثقال تعبیر میکند، با صراحت پاسخ میدهد:
«والظاهر أن مجرد الاستثقال ليس ببغض، لا لغة ولا عرفا...»
این سخن، نشانۀ حساسیت اجتماعی اوست و دقتی است که از دیدن واقعیت زنده جامعه داشته است؛ چه، اگر هر ناخشنودی به بغض تعبیر شود، زندگی مؤمنان چون کوچهای تنگ خواهد شد که هیچ رهگذری در آن آرام نگیرد.
بدین سان محقق اردبیلی، با نگاهی ژرف، نصوصی را که از بغض مؤمن نهی کردهاند، در پرتو این تمایز تفسیر میکند.
٢. نقد استنباط تکالیف اجتماعی به صورت غیرمنطبق با واقعیت
محقق اردبیلی آنگاه که به آرای برخی فقیهان دربارۀ حرمت هجر میرسد ـ فقیهانی که ترک هرگونه ارتباط را ممنوع دانستهاند ـ به جای آنکه در حصار الفاظ محبوس بماند، حکم را بر میزان واقعیت اجتماعی میسنجد. او با عبارتی روشن میگوید:
«وإذا كان هجر كلّ واحد حراما، فلا يشتغل بشيء إلّا التزاور...»
اگر ترک معاشرت با هر مؤمن حرام باشد، آنگاه زندگی آدمی به رفتوآمدهای بیپایان فروکاسته میشود و هیچ فرصتی برای اشتغال به کار و عبادت باقی نمیماند. بدینسان، او فقه را از خلأ انتزاعی به زمین واقعیت اجتماعی میکشاند، و تکلیف را با امکان، و حکم را با حیات، میسنجد.
از همینرو، در تفسیر نصوص هجر، میان دو گونه جدایی تفکیک مینهد: هجری که از بغض و عداوت برمیخیزد، و هجری که از مشغلههای روزگار یا طبیعت فردی ناشی میشود. نخستین، مذموم و ممنوع است؛ چرا که جامعه را به تفرقه میکشاند. اما دومی میتواند مباح باشد؛ زیرا زندگی فردی را سامان میدهد و اجتماع را به زحمت و حرج نمیافکند. این تقسیمبندی در حقیقت نوعی تنظیم اجتماعی است: از سویی پیوندهای ایمانی مؤمنان را پاس میدارد، و از سوی دیگر، آزادی فرد را در چنبرۀ تکالیف غیرقابلعمل محصور نمیسازد.
🔻استناد به تجربه اجتماعی صالحان و انبیا
محقق اردبیلی در این میان، تنها به نصوص اکتفا نمیکند؛ بلکه سیرهی تاریخی دینداران را به مثابۀ شاهدی زنده میآورد. او یادآور میشود که حتی در زندگی انبیا، اولیا و صالحان، گاه ترک معاشرت و هجر رخ داده است:
«ولهذا ترى أنه واقع من الصلحاء والأتقياء بل الأنبياء والأولياء...»
این استناد، نشان میدهد که فهم او از نصوص نه بر مدار تجرید و انتزاع، بلکه بر محور تجربهی زیستۀ جامعهی دینی استوار بوده است. به بیان دیگر، او نص را در آینهی عمل میبیند؛ همان عملی که در تاریخ مؤمنان جریان یافته و راه را برای همزیستی معقول و ممکن گشوده است.
آنچه آوردیم، نمونههایی ساده بود، لیک در پسِ سادگیشان، حقیقتی سترگ نهفته است: اهمیت التفات به واقعیتهای اجتماعی در تحلیل نصوصی که مفاهیم آنها با روح و روان انسانی گره خورده است. چه، بسیاری از نصوص، حامل احکامیاند که ماهیتی روانی ـ اجتماعی دارند؛ نصوصی که جایگاهشان در فقه تربیت است و مدارشان بر تعامل میان دل و جان آدمی و بستر جمعی او میچرخد. اگر عنصر تحلیل روانشناختی ـ اجتماعی را در فهم این نصوص دخالت ندهیم، بیم آن میرود که احکامی استنباط شود و فتاوایی به جامعه عرضه گردد که نه با واقعیت قابل جمع باشد و نه در عرصۀ زندگی قابل پیاده شدن. چنین فقهی، هرچند بر ظاهر نص تکیه زند، از حقیقت نص غافل میماند؛ زیرا حقیقت نص آنجاست که زبانش با جان آدمی و ساختار اجتماع سازگار افتد، نه آنکه بر دوش انسان تکلیفی نهد که توان حملش را نداشته باشد.
🆔 https://eitaa.com/ijtihad
💢دست دادن مردان مسلمان با دیپلماتهای زن؛ آری یا نه؟
🔻نقدی بر سخن اخیر جناب شکوری راد
✍️ حجتالاسلام والمسلمین محمد عشایری منفرد
دست دادن مردان با زن نامحرم را تقریبا همهی فقیهان معاصر فیالجملة غیرمجاز میدانند. از سوی دیگر وهن انسان محترم (که استحقاق وهن نداشته باشد) نیز شرعا جایز نیست و در مواردی که زن محترمی نادانسته برای مصافحه با یک مرد مسلمان دست بربیاوَرَد، امتناع از دست دادن، گاه موجب اهانت میشود. البته با آیه کریمهی «وَ إِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا» نیز مخالف است. ممکن است گمان شود که در چنین مواردی باید با زن نامحرم مصافحه کرد تا جلوی بیاحترامی به او گرفته شود.
شاید برای همین بوده که اخیرا یکی از شخصیتهای سیاسی، در چنین مواردی «دست دادن» را به وجه بداهت، واجب و «دست ندادن» را خلاف شرع شمرده است. البته بدین مطلب، دو نکتهی دیگر نیز افزوده است: اولاً «وجوب دست دادن» را چنان بدیهی انگاشته که وانمود کرده همگان آن را میدانند اما برخی نمیخواهند آن را به زبان بیاورند و ثانیاً «دست ندادنِ» رئیس جمهور محترم را (در سفر چین)، فعل حرام شمرده است.
تصویر فقیهانهی ادعای آن شخصیت سیاسی، این است که در چنین مواردی، حکم «وجوب رعایت احترام زن» با حکم «حرمت مصافحه با او» تزاحم یافته و حکم وجوب رعایت احترام، از باب اهمیت، مقدم میشود.
اینک جای این سوال است که فقیهان بااینکه چنین تصویر سادهای از باب تزاحم را میشناسند، پس چرا بر خلاف آن شخصیت سیاسی، مصافحه با اجنبیه را بر دیپلماتهای مسلمان حرام میدانند؟
🔻پاسخ این پرسش به دو نکته برمیگردد:
اولا، ریشه باب تزاحم، به «عجز مکلف از امتثال دو حکم» برمیگردد در حالیکه در اینمقام، مکلف عاجز از امتثال نیست چون میتواند هر دو حکم را امتثال کنید یعنی به جای دستدادن، مثلا با «نهادن دست بر سینه به انضمام زبان بدن و تحیتهای گفتاری تکمیلی»، به دیپلمات مقابلش بفهماند که در عین احترام و فروتنی و ادب، به جهت عذر دیگری، از دست دادن معذور است. با این رفتار، هر دو حکم شرعی، امتثال شده و تزاحم به طور کلی منتفی میشود.
ثانیا، در این مقام، افزون بر دو حکم پیشگفته، احکام دیگری نیز وجود دارد. ازجمله: «حرمت به محاق بردن احکام شریعت» و «حرمت استخفاف به حکم الله» که اهمیت بیشتری دارند.
🔻توضیح آنکه: شخصیتهای بینالمللی به جهت منزلت خاصی که دارند سادهترین رفتارهای ارادی و غیرارادیشان (حتی زبان بدنشان) در مقابل دوربینهای خبری، به شکلهای گوناگونی مورد تفسیر قرار گرفته و انتشار گستردهای پیدا میکند. علاوه بر این، کُنش و مَنِش آنها همواره حامل پیامهای سیاسی یا غیرسیاسی (ملی، تمدنی یا مذهبی) قلمداد میشود. مصافحهی چنین شخصیتهایی با یک اجنبیه (حتی اگر به جهت رعایت احترام شخص مقابل از روی تزاحم، باشد) ممکن است اولا این پیام را برساند که مسلمانان، به «اختصاصات و انفرادات شرعی خودشان» اهمیتی نمیدهند و شریعت خودشان را تحقیر میکنند (استخفاف به حکمالله) و ثانیا با توجه به قدرت الگوسازی شخصیتهای سیاسی، دیگر مسلمانان نیز با ادعای چنین تزاحماتی، حکم شرعی را کنار مینهند و به تدریج حکم شرعی به فراموشی سپرده میشود (به محاق رفتن تدریجی حکم الاهی).
🔻نکته آخر: حسب آنچه در کتاب «خوشههای شهریور» آمده، در یکی از ملاقاتهای بینالمللی با حضور زنانی از چند کشور اسلامی، تنها زنی که با مرد نامحرم دست نداد، «نمایندهی زن مسلمان ایرانی» بود. اتفاقا طرف مقابل، نه تنها این اقدام زن ایرانی را بیاحترامی به خودش تلقی نکرد، بلکه ضمن تحسین نماینده جمهوری اسلامی، از زنان دیگر با شگفتی گلایه کرد که شما هم مسلمانید، پس چرا به آیینتان پایبند نیستید؟
🆔 https://eitaa.com/ijtihad
📸 حجتالاسلام والمسلمین سیدجواد شهرستانی در کنار استاد سیدمحمدرضا سیستانی در مجلس ترحیم_ مسجد الخضراء
🆔 https://eitaa.com/ijtihad
📸 تجلی سنت فقاهتی حوزه
✍️لحظهای گویا از پیوند ژرف میان مرجعیت و نسل جوان حوزه علمیه قم. حضرت آیتالله جعفر سبحانی در کرسی درس خود، در حلقهای پرشور از فضلا و طلاب جوان، شاگردان دیروز و امروز را به گرد آورده و با بیانی گرم و پدرانه، میراث فقاهت را میپرورند. لبخند صمیمی و آرام ایشان، که یادآور تداوم مسیر اجتهاد و انتقال سرمایه عظیم فقه و اصول به نسلهای نو است، بر فضای علمی و معنوی درس پرتوی ویژه افکنده است. این کرسی، نه تنها عرصهی آموزش، که جلوهای از استمرار سنت تعلیمی حوزه و تجلی پیوستگی سلسله فقاهت در تاریخ معاصر است. / ۱۲ مهر ۱۴۰۴
🆔 https://eitaa.com/ijtihad