eitaa logo
فرهنگی و اجتماعی IKIU
657 دنبال‌کننده
4.6هزار عکس
710 ویدیو
110 فایل
کانال رسمی معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی ره در پیام‌رسان ایتا و تلگرام eitaa.com/ikiufarhangi1401 https://t.me/ikiufarhangi1401 درگاه معاونت: http://farhangi.ikiu.ac.ir/
مشاهده در ایتا
دانلود
غزه رنجور است بسم الله رحمان رحیم غزه محصور است بسم الله رحمان رحیم درمیان ملت اسلام یا خلق عرب غزه مهجور است بسم الله رحمان رحیم گر چه با این حجم از بمب و خرابی روبروست باز پرشور است بسم الله رحمان رحیم دست خالی راه بسته آب قطع و بر دفاع سخت مجبور است بسم الله رحمان رحیم در دفاع از خانه ویران شده با دست کین مثل زنبور است بسم الله رحمان رحیم اخم بر پیشانی خود او نمی آرد دمی چونکه مغرور است بسم الله رحمان رحیم او مقاوم هست همچون کوهی از فولاد سرد غزه منصور است بسم الله رحمان رحیم خون شده قلبش اگر از داغ این آلاله ها لیک مسرور است بسم الله رحمان رحیم دشمن صهیون به چشم کل دنیا این زمان خوار و منفور است بسم الله رحمان رحیم می رسد صبح ظفر خورشید پیروزی دمد غزه پر نور است بسم الله رحمان رحیم کربلا گردیده غزه لیک با امر خدا شمر مقهور است بسم الله رحمان رحیم
بی شک بهشت کشور ایران حریم توست فصل بهار لطف کمی از نسیم توست هر‌کس به شهر قم برود بی پناه نیست هر بی‌پناه در حرم تو مقیم توست عطری‌که جان تازه ببخشد به جان و دل اعجازهای رایحه‌‌ای از شمیم توست قم مهد علم میشود آری در این زمان وقتی که علم ناب به دست کریم توست مشکل گشای درد مریضان حرم میشود وقتی دوا به دست طبیب حکیم توست این بار هم رسیده کسی رو‌سیاه‌تر این روسیاه باز گدای قدیم توست
فرهنگی و اجتماعی IKIU
اساتید، دانشجویان و همکاران محترم دانشگاه بین‌المللی امام‌خمینی ره با سلام و احترام ضمن عرض تسلیت
امروز میخواهم از مردی بنویسم که شاید تا به امروز از خدمتی‌که به مردم سرزمینش انجام داده بود غافل بودیم... مردی که حرف نمیزد، وعده وعید نمیداد بلکه مرد میدان و مرد عمل بود. خستگی برایش معنی‌نداشت،پشت میز نشین نبود... از خادم‌الرضا،شهید‌جمهور مینویسم گرچه هر‌چه از ویژگی‌ها و خصلت‌های این‌بزرگوار هرچه بنویسم کم است،چون خدمت‌هایی که به ما ارائه کردند به‌قدری زیاد است که نمیشود نام برد،یا در برخی موارد به صورت مخفیانه خدمت میکردند دقیقا مانند ائمه که شبانه به فقرا نیازمندان کمک میکردند آری به همین دلیل است ایشان سید محرومان بود و با رفتنشون یک غم‌بزرگی در دل ما نشسته... وقتی خبر سانحه را شنیدم دعا‌دعا میکردم که به سلامت پیدا بشن. و این شعر را با خود تکرار میکردم ای که بودی نگران وطنت در همه عمر حالیا چشم جهانی نگرانت شده است ولی مثل‌اینکه امام‌رضا خادم خاکی خودش را دوست داشت که روز ولادتش برای خادم خود آغوش باز کرد. روز دوشنبه حول‌و‌حوش ۸و خورده‌ای این نوحه آقای نریمانی در ذهن من میچرخید:خبر‌ چه‌ سنگینه ، خبر‌ پر‌ از‌ درده ... دلگرمی حضرت‌آقا‌ بعد از سردار دلها ،آیت‌الله‌رئیسی‌بود که ایشان هم به درجه‌شهادت نائل شدند. بار دیگر روضه انگشتر رو می‌شنویم در کشور ،روضه پیکر اربا‌ اربا... ما مردم ایران بار دیگر طعم یتیمی را با شهادت پدری مهربان و دلسوز چشیدیم... میگویم پدری مهربان چون واقعا برای ما مانند پدر بودند،خصلت‌های پدرانه‌داشتند؛مانند پدر خستگی برایشان معنی نداشت،مانند پدر برای رفاه کشور تلاش کردند و کلی خصلت‌های دیگر که یک پدر نمونه داراست را ایشان داشتند. آخر سر هم خاکی بودنشان و خصلت اهل پشت میز نبودنشان کار دست ملت ایران داد و غم بزرگی را به جا گذاشت. سید‌محرومان ما محروم هستیم و مناهی جز ائمه و بخصوص امام‌رضا نداریم سلام ما را به امام رضا برسان. و پایان دوره ریاست جمهوری آیت‌الله رئیسی برای خودشان چه زیبا و برای ما چه غم‌انگیز به پایان رسید،از آن جهت میگویم زیبا چون آرزوی خودشان شهادت بود و میگویم غم‌انگیز چون واقعا داغ بزرگی به دل ما نشسته...
فرهنگی و اجتماعی IKIU
اساتید، دانشجویان و همکاران محترم دانشگاه بین‌المللی امام‌خمینی ره با سلام و احترام ضمن عرض تسلیت
رئیس جمهورشهید، حاج سید ابراهیم رئیسی اشک در چشمانم حلقه زده، گویی آسمان نیز با من همدردی می‌کند. هنوز باورمان نمی‌شود که دیگر در میان ما نیستی، ای مرد بزرگ، ای فاتح قلب‌ها. سید ابراهیم، تو فقط یک رئیس جمهور نبودی، تو نمادی از شجاعت، ایمان و فداکاری بودی. تو با رشادت‌های خود در جبهه‌های خدمت،  عزت و اقتدار را به ایران اسلامی هدیه دادی. تو مظهر صبر و استقامت بودی، در سخت‌ترین شرایط نیز از آرمان‌های خود دست نکشیدی و همواره در راه خدمت به هم میهنانت گام   برداشتی. شهادت تو، لرزه‌ای بر اندام مخالفان انداخت و نشان داد که راه تو ادامه خواهد داشت. نام تو تا ابد در تاریخ ایران و جهان خواهد درخشید و یاد و خاطرت همواره در قلب مردم زنده خواهد ماند. سید ابراهیم ، تو فقط یک شهید نیستی، تو یک اسطوره، یک الگو و یک چراغ راه هستی. راه تو را ادامه خواهیم داد و نخواهیم گذاشت ازخود گذشتگی هایت پایمال شود. روحتان با ارواح طیبه شهیدان، به خصوص شهید سلیمانی، شاد و قرین رحمت الهی باد.
السلام‌علیک‌یا‌ابا عبدالله روز اول محرم که میشود هیئت‌های عزاداری و شور و شوق حسینی را در گوشه و کنار شهر میبینیم از هیئت‌های کوچک تا هیئت‌های معروف عزاداری را برای امام حسین آغاز میکنند ... هر کوچه‌و محله را میبینی ، به هر روستایی سر بزنی ایستگاه‌های صلواتی را میبینی،تا روز دهم محرم به همین‌صورت است روز دهم هم فرا میرسد و مردم در سطح شهر گرد هم می‌آیند و هزاری حسینی و عاشورای حسینی را با شور برگزار میکنند ولی داستان نباید به همین‌جا ختم بشود ... خیلی‌ها فکر میکنند بعد از شام غریبان همه‌چیز تمام شده ولی نه اینگونه نیست بعد از شام غریبان و بعد از عاشورا است که تازه ماجرا شروع میشود از روز عاشورا است که غربت امامان‌ پر رنگ‌تر شده ما از روز‌های بعد عاشورا غفلت کردیم در حالی که سختی ائمه‌از بعد از عاشورا شروع شده تا بتوانند اسلام را زنده نگه دارند. بیایید همگی با امام‌زمانمان عهد ببندیم که مانند کوفیان نباشیم... بیایید فراموش نکنیم فردای بعد از عاشورا را... از روز بعد از عاشورا غفلت نکنیم چون بعد از عاشورا ماجرا شروع شد نه اینکه به پایان رسیده باشد...
بعدازابراهیم اسماعیل هم درخون نشست اشک اینک بر نگاه ساکت مجنون نشست در دل تهران ما نوشید جام وصل را غرقه در خون از نفوذ دشمن صهیون نشست آن حماسی غیرت آزادگی دلدادگی در شب تنهایی اش با غصه ای مقرون نشست در نگاه امت اسلام اشک سرخ شد اشک اینجا گوییا همپایه با کارون نشست بانگ بردارید فصل انتقام لاله هاست واژه هایم یک نفس با لاله ی گلگون نشست شد هنیا بر هنیه جرعه نوشی وصال بعد از ابراهیم اسماعیل هم در خون نشست
به دل فتاده دوباره هوای مشّایه تنفسی بکنم در فضای مشّایه به دل فتاده روم حج ولی به حج حسین دوباره سعی کنم در صفای مشّایه قدم قدم بروم من عمود ها شمرم چگونه شرح کنم ماجرای مشّایه گرفته ام ز رضا جان جواز کرب و بلا شنیده ام ز حرم من ندای مشّایه ندای اهلاً و سهلاً به گوش می آید به گوش دل بشنیدم نوای مشّایه پیاده می روم این راه را چنان جابر که هست آب بقا در بقای مشّایه به خاک پای هزاران هزار زائر تو قسم که هست شفا در سرای مشّایه فقط خداست که داند بهای زائر او فقط خداست که داند بهای مشّایه نبوده سعی میان صفا و هم مروه به نزد حضرت جانان به جای مشّایه قسم به عرش خداوند و قاب قوسینش که هست قرب الهی سزای مشّایه یقین بدان که بود صاحب الزمان آنجا به هر کجا نگری رد پای مشّایه به آب زمزم و کوثر نمی دهم هرگز دو جرعه شربت شیرین و چای مشّایه غذا و مائده های بهشتی و میوه به نزد بنده کم است از غذای مشّایه به میزبان عراقی همیشه غبطه خورم که داده مال و منالش برای مشّایه ز خاک پاک نجف تا به خاک کرب و بلا خدا کند برسم انتهای مشّایه
تهمت نزنیدم که دو صد جام گرفتم از خاک کف پای حسن کام گرفتم فرزند نخست علی و فاطمه! اول_ ابیات خود از چشم تو الهام گرفتم یک شب غزلی ساختم از مدح کریمان بین ادبا شاعر تو نام گرفتم مانند غباری به کف پات نشستم اوجی هم اگر هست از این بام گرفتم هر شعر حماسی که نوشتم همگی را از رزم تو در جنگ جمل وام گرفتم در نام تو خوابیده چه سِرّی که حسن جان هر وقت صدایت زدم آرام گرفتم 💔❤️‍🩹
آغاز نموده‌ست سرِ جنگ و جدل را مى‌بيند از آيينه‌ى خود عكس‌العمل را بايد كه سرِ قبرِ خودش فاتحه مى‌خوانْد مى‌خوانْد اگر عاقبتِ جنگ جمل را ساکت ننشینیم که پس لرزه‌ی شیطان چون زلزله بشکافته ابروی گسل را لاتى كه چنين بى‌سر و پا گشته محالست فردا نكُند سجده، سر و پاى هُبل را آن روز که دستور جهاد از سَحر آید باید که ملاقات کند پیک اجل را بايد که بنوشد پسر خرس از این نیش اين بار اگر زهر كند، طعم عسل را بيدار غزالى‌ست كه در دشتِ پر از گرگ باور نكند حيله‌ى روباهِ دغل را
لحظه‌ی خندیدن گل در بهاران دیدنی است رقص برف و باد و باران در زمستان دیدنی است نور چشم عسکری،مه پاره‌ی نرگس رسید صوت قرآنش به پیش چشم آنان دیدنی است دف زنان، شادی‌کنان، خیل ملائک در سما نغمه‌ی مرغ خوش‌الحان زیر باران دیدنی است منجی عالم قیامت می‌کند با مقدمش شادیِ غم، با ظهورِ مردِ مردان دیدنی است "یوم اکملت" به روز نیمه‌ی شعبان شکفت رویش عدل و عدالت در گلستان دیدنی است انتظار منتظر از هر عبادت برتر است شور شعر شهریاران، نطق بستان دیدنی است گرچه روی ماه مولامان شده پنهان ز ما اقتدار نائبش، از نسل سلمان دیدنی است
تشییع می‌شود کوهی به دوش رود روزی پناه او این بارۡبسته بود وقتی تمام شب زد خیمه در وطن از راه آمد و "والفجر" را سرود شد در مقاومت یک سمبل جدید مشتی گره‌شده مابین خون و دود این گنج می‌شود مخفی درون خاک جایش کنار ما روی زمین نبود افسوس این گل خوش‌رنگ و عطررا از دستمان گرفت دستان کینه زود