eitaa logo
ایلاریایِ عزیزم •
117 دنبال‌کننده
0 عکس
0 ویدیو
0 فایل
همه‌چیز یک راز است ، ایلاریایِ عزیزم *
مشاهده در ایتا
دانلود
ایلاریایِ عزیزم ، چه جهان ناپاکی‌ست اینجا. بعضی‌ها در انتظار کسانی که رهایشان کرده‌اند، خوشبختی را پس می‌زنند. عده‌ای دیگر آنقدر در حزن رفتن‌ها وُ آمدن‌ها گیر کرده‌اند که به جد وُ آباد دنیا لعنت می‌فرستند. و کسانی که رفته‌اند هم به یاد از دست دادن‌ها داشته هایشان را به باد می‌دهند. پس تکلیف "پاک ترین آغازهای بی‌پایان" چه می‌شود ؟ کجا باید کسی را یافت که منتظر تو باشد برای اولین وُ آخرین قلبش ؟
ایلاریایِ عزیزم ، همیشه مواظب کلماتت باش و وقتی خشمت فوران می‌کند هزاران بار بیشتر. هرگز فراموش نکن "کسی که اشتباهی مرتکب می‌شود هم می‌تواند از اشتباهش چند برابر تو دلگیر شود، مبادا او را نبخشی یا سرزنش کنی که دلی میان دست های تو خواهد مرد."
ایلاریایِ عزیزم ، اندوهت به جانم ، وسیع باش. به آسمان نگاه کن که چگونه بی‌منت بر ما سقف گرفته درحالی که هرگاه از زمین دلگیر می‌شویم رو به او فریاد می‌کشیم. کنار این انسان های ناسپاس بمان وُ به آنها وسعت ببخش که بسیار محتاج اند.
ایلاریایِ عزیزم ، فدای معصومیت اشکانت شوم، گریه نکن که قد آسمان خمیده می‌شود. آخر این اشک های تو چیست که جوری جهانم را فرو می‌ریزد که بی‌رحمیِ روزگار نتوانست.
ایلاریای عزیزم ، گاهی وقت‌ها پیش خواهد آمد که سخت پریشان شوی، نه جان پیمودن داری وُ نه تاب رها کردن. آن هنگام از یاد مبر که هرچه شود، هر تصمیمی که بگیری من قاطعانه پشتت خواهم ایستاد چرا که تو بهتر از هرکسی به آنچه بر تو وُ دنیایت می‌گذرد، آگاهی.
ایلاریایِ عزیزم ، بعضی غم‌ها را باید به تنهایی به دوش بکشی، چرا که شانه های هیچ‌کس طاقت سنگینی‌اش را ندارد، جز تو. می‌دانم که شاید احساس کنی در حال خرد شدن هستی، اما تنها اینگونه است که بزرگ می‌شوی.
ایلاریایِ عزیزم ، هیچ غصه‌ی نرسیدن‌ها را مخور. اگر چنان که آرزو داشتی نشد، غمگین مشو که دنیا چرخ گردان است وُ بگذار جای دیگری برایت جبران کند. همان طور که انسان‌ها سزاوار فرصت دوباره هستند، به دنیا هم شانس بهتر بودن را بده به این امید که مقصد های دوست داشتنی‌تری در راه‌اند.
ایلاریایِ عزیزم ، من "زن بودن" خود را می‌پرستم ؛ آزاد، لطیف وُ پرمهر. اما به شرطی که این زندگی از من "مرد" نسازد چرا که زورم نمی‌رسد به دنیای بدون زن، بدون اشک.
ایلاریایِ عزیزم ، بگذار صادقانه بگویم ؛ ما انسان های خوبی نبودیم، شکستنی های زیادی را شکستیم اما تاوان مان یکی نبود. هرکس قانون را می‌شکست اعدام میشد، اما اگر کسی دلی را می‌شکست به حال خود رها میشد. آری، ما حتی جهان خوبی هم نساختیم‌.
ایلاریایِ عزیزم ، تمام اشتباه ما این بود که می‌خواستیم همه را یکرنگ کنیم، در حالی که دنیای سیاه وُ سفید غمناک است. هیچ‌کس مرا باور نکرد، اما من ایمان داشتم که کلمات من بیشتر از پزشک‌ها مرهم می‌شدند وُ بیشتر از مهندسان آدم‌ها را می‌ساختند. صد حیف که دنیای این انسان‌ها، رویای مرا نادیده گرفت.
ایلاریایِ عزیزم ، به من بگو کجا باید غم هایم را دفن کنم که جوانه نزند ؟ اصلا چگونه می‌شود یک جهان را خاک کرد ؟
ایلاریایِ عزیزم ، اگر روزی از روی خشم گریان شدی، از تو می‌خواهم آنقدر مهربان باشی که این اشک‌ها هنگامی که پیش پایت به روی خاک زانو می‌زنند، محبت بروید وُ دریا در انتظار قطره‌ای از عطوفتت بخشکد‌.