راستی بچهها یه خواب عجیب دیدم تو خوابم من من نبودم یه پسره ی بلوند بودم که تو یه مدرسه ی خیلی بزرگی گم شده بودم بعد رفتم تو آسانسور بعد تو اسانسوره کاگیاما و هیناتا و کاپیتانه تو پرنس تنیس و فوجی اونجا بودن خیلی ترسنلک بود نمیدونم قضیه چی بثد همشونم خیلی جدی زل زده بودن بهم بعد از اسانسوره رفتم گفتم ببخشید بعد دویدما بعد کاپیتانه داشت دنبالم میکرد بیدار شدم