بزرگسال|🇮🇷
نزدیک دوتا دبیرستان، چسبیده به بانک رو به روی یه حسینیه بزرگ کنار میدون جا بهتر از این برای سوپری سر
رفتم سوپری بغل خونه بابابزرگم، که از بچگی تا جایی که یادم میاد بوده. دیدم جنساش خیلی کم شده گفتم داری میبندی؟
گفت هر جنس جدید که میخوان بیارن سه برابر فروش قبلشونه
صرف نمیکنه
لواشک از ۷ تومن رسیده به ۲۰ تومن و آب معدنی ساده ۴۵ تومن بقیش که هیچ.
ناناحت شدم
-4606557170036629759_460049092312888.mp3
زمان:
حجم:
247.6K
وقتی اون بچه ی رندوم داره گریش تموم میشه و یهو یادش میاد برای چی داشته گریه می کرده.
🌁@imbeeg
من درحال عوض کردن کل برنامه ریزیم و درست کردن یک سبک زندگی جدید چون دیشب که از بیرون اومدم خونه شلوار بیرونیم رو عوض نکردم و از این موضوع کلافم
«بعد از تموم کردن برنامه ریزیم شلوارمو عوض میکنم»
🥤@imbeeg
زندگی اون بابایی که همیشه یه گوشه نشسته نه نظر میده نه خودش رو درگیر مشکل های خونواده میکنه و فقط میگه ان شاالله
«با خودش میگه اینا دیگه کی ان دور خودم جمع کردم»
📮@imbeeg