eitaa logo
من‌سیگاری‌نیستم🗣
235 دنبال‌کننده
22 عکس
1 ویدیو
0 فایل
1‌0/‌1‌1 زندگی اتفاقی نیست. https://daigo.ir/secret/71997493022 کسی که توی لینک جواب میده من نیستم.
مشاهده در ایتا
دانلود
من‌سیگاری‌نیستم🗣
_
از طرفِ سکوت‌های پی در پی طبیعت، با وجود فرسایش کوهی که سرپناهش بود و خشکی رودی که حیاتش بود و اگر هم نبود، ابری بود که یادآوری کند آب‌های آزاد کیلومترها آنورتر به یادِ تو ذوب می‌شوند.
من‌سیگاری‌نیستم🗣
از طرفِ سکوت‌های پی در پی طبیعت، با وجود فرسایش کوهی که سرپناهش بود و خشکی رودی که حیاتش بود و اگر ه
در هر صورت امروز ابری در آسمان نیست و یک نوجوانِ شانزده ساله در حیاط مدرسه گیج و حیران، دنبال تکه‌ای ابر می‌گشت ولی دریغ از تکه‌ای ابر. هوا سرد شده. خیلی سرد. مثل روزهایی که پناه می‌بردیم به بخاریِ نو و دسته اوّلی که حالا نیست. بنظرتان حالا که ابرها از بالای آنجا فرار کرده‌اند، اوضاع آنجا آفتابی‌ست؟ من هنوز هم همان دختر بی‌حالی هستم که اعصابش کمابیش گرفته بود. دفتر عزیز! امروز روز توست. روز ابرهای تیره‌ی درهم گره خورده‌ی افکار خسته‌ی من.
[-نوشته‌ای که بعد از گذشت این همه سال هنوز یادم مانده.]
هرگز نگو هرگز.
چگونه یک روز افتضاح را از ذهن‌مان بیرون کنیم و به زندگی عادی برگردیم؛ همراه با قربانیِ ساواک!
مرحله‌ی اول: مهلت شما تا پیش از غروب است. یعنی پیش از غروب باید خودتان را به یک محل امن برسانید. باید هرطوری که شده خودتان را از منجلابِ حوادثِ کثیفِ دورتان خارج کنید و به دور از هر موجودِ سخنگویی که خارج از دایره‌ی امنِ‌تان است به یک محلِ امن برسید. لازم به ذکر است که این محل ممکن است خیلی هم خالی از سکنه نباشد. مثلاً اگر خانواده‌تان یا چند نفر دیگر حضور داشتند مهم نیست؛ مهم این است که محل امن باشد و مقداری سکوت در رگ‌هایش جریان داشته باشد. پی‌نوشت: گفتم مقداری سکوت. نیازی به سکوتِ مطلق نیست.
مرحله‌ی دوم: از هرچیزی که مربوط به مسائلِ کثیفِ بیرون است راحت شوید. لباس‌هایتان را عوض کنید. دوش بگیرید و ذهن‌تان را خاموش نگه‌دارید. سکوتِ ذهنِ شما مهم است. بعدش هم فضای پیرامون‌تان را سروسامان دهید. زندگی در شلوغی هیچ کمکی به آرامشِ شما نمی‌کند. نکته‌ی بسیار مهم: آهنگ گوش ندهید! آهنگ موجبِ آرامشِ شما نیست. شما باید تمرین کنید ذهن‌تان را خاموش نگه‌دارید.
مرحله‌ی آخر: به خودتان یادآوری کنید که آزادید و از آزادی‌تان حتی برای یک ساعت هم که شده لذت ببرید. حتی اگر فریب، لازمه‌ی این کار است، خودتان را فریب دهید. چای هِل بنوشید، کمی در و دیوارِ فضای امنِ‌تان را نگاه کنید و بعد کم کم وقتی که آرام شدید، خاطراتِ عذاب دهنده را یکی یکی به دادگاه عقل‌تان ببرید و پرونده‌شان را ببندید. نکته‌ی بسیار مهم: گوشیِ مسخره و به‌دردنخور که جز مایه‌ی عذاب و بدبختی نیست را کنار بگذارید. گوشی فقط باعث فرار شما از واقعیت می‌شود.