منسیگارینیستم🗣
و حالا، چشمهاتان را ببندید، گوشهاتان را بگیرید، پردهها را بکشید و هر آنچه دیدهاید به شرفِ فعلِ
لطفاً همدیگر را بکشید!
هرکسی برخلاف نظرتان نظر داد -صرف نظر از اینکه شما کدام طرفید- او را بکشید. هرکسی که سوالی پرسید و حرفی شکآمیز زد، او را هم بکشید. در ضمن سوالکننده هم اگر کسی جواب او را داد او را بکشد. سوال کننده و جواب دهنده همدیگر را بکشند. هر کسی قبل از کشتن بیشتر زجر بدهد، موفقتر است. رحم نکنید. شما قطعاً راست میگویید. بدونِ شک شما سرچشمهی حقیقت و نمادِ آزادی هستید.
اگر کسی از آنوریها باهاتان مخالفت کرد، بگویید ذهنشان را با مذهب و دین و آیین شستوشو دادهاند و اگر کسی از اینوریها باهاتان مخالفت کرد چشم بسته بدانید یا بیشرف است یا فریبخوردهی اجنبی است. ولاغیر.
شما برحق هستید و دیگران حق حیات ندارند مگر در دایرهی امنِ شما. فرقی نمیکند. اگر دوست دارید، زحمات پدرانتان را زیر پاهایتان له کنید و نالهی زنانی که بین ورقههای تاریخ زجر کشیدند را فراموش کنید. اگر هم صلاح میدانید، ثمرهی درختِ پدرانتان را میوههای بهشتی تصور کنید و زجر مادران بیعیب و نجیبتان را بهترین راه و مسلک بدانید. گفتم که؛ هیچ فرقی نمیکند. هر راهی که دوست دارید انتخاب کنید و هرکسی که بغیر از آن -خدایی نکرده- حرفی زد، بکشید. هر کسی حرف از اعتدال زد از دم تیغ بگذرانید و گلوی کسانی که از میانهروی حرف میزنند را ببرید. شما حقید و نیازی به استفاده از عقل نیست. همین حالا که این متنها را میخوانید فکر کنید من طرف شما هستم و مطابق میل شما حرف میزنم و نفرین میکنم آدمهایی که در آنسوی مرزهای ایدهآلتان ایستادهاند.
و دربارهی ما. ما صبر میکنیم. شما که همدیگر را کشتید، دنبال کشتههایمان در گورهای دست جمعی میگردیم. چیزی نمیگوییم و حرفی نمیزنیم. چشمهایمان را خون میگیرد ولی قول میدهیم که حتی صدای بچههایمان را کنترل کنیم که فقط شعارهایی را بدهند که شما میدهید -شعار هر طرف که شما دوست داشته باشید-. ما بیصدا خواهیم مرد که هر طرف که شما ایستادهاید بتوانید از مردنمان استفاده کنید. حتی جنازههایمان متعلق به تفکراتِ شماست. ما دنبال حقیقت در خورجینِ شما خواهیم گشت و آزادی را در تحقق آرمانهای شما خواهیم دید و خواهیم سوخت. شما هم تا میتوانید توهین کنید به یکدیگر و به ما. اهانت کنید به آنچه میپرستند آنها یا ما. فریاد بکشید سر یکدیگر و ما. و در نهایت یکدیگر و ما را بکشید و بگذارید روی زمینهای حاصلخیز، فقط قبرهایمان باقی بماند. راحت باشید. اینجا کسی با بیشرف بودن دیگری هیچ مشکلی ندارد.
هنوز هم فکر مبهم یک کار انجام نشده میآزاردمان. چارهای نیست، دوباره میخوابیم.