بلاتکلیفم؛
مثل کتاب فراموش شده ای که روی نیمکت یک پارک سوت و کور، باد دیوانه نخوانده ورقش میزند..
و هر ورقش، بیت بیت غزلش قصه من..
هرگز فورا بدبختی کسی را باور نکنيد
بپرسيد که می تواند بخوابد يا نه؟
اگر جواب مثبت باشد، همهچيز روبراه است..
همين کافی است
غـیرِمُمکـن
درد یعنی نماندن به صلاحش باشد، بنویسی که خدا پشت و پنهاش باشد..
برود، بغض کنی، خورد شوی، گریه کنی؛
که دلت تشنه یک لحظه نگاهش باشد!
غـیرِمُمکـن
برود، بغض کنی، خورد شوی، گریه کنی؛ که دلت تشنه یک لحظه نگاهش باشد!
منطقی نیست بخت منِ دلبسته به او،
به پریشانیه موهای سیاهش باشد..
غـیرِمُمکـن
منطقی نیست بخت منِ دلبسته به او، به پریشانیه موهای سیاهش باشد..
عاشقی جرم قشنگیست به جز رسوایی،
دل پردرد مجازاته گناهش باشد!..