غـیرِمُمکـن
درد یعنی نماندن به صلاحش باشد، بنویسی که خدا پشت و پنهاش باشد..
برود، بغض کنی، خورد شوی، گریه کنی؛
که دلت تشنه یک لحظه نگاهش باشد!
غـیرِمُمکـن
برود، بغض کنی، خورد شوی، گریه کنی؛ که دلت تشنه یک لحظه نگاهش باشد!
منطقی نیست بخت منِ دلبسته به او،
به پریشانیه موهای سیاهش باشد..
غـیرِمُمکـن
منطقی نیست بخت منِ دلبسته به او، به پریشانیه موهای سیاهش باشد..
عاشقی جرم قشنگیست به جز رسوایی،
دل پردرد مجازاته گناهش باشد!..
- بارها روی از پریشانی به دیوار آورم..
ور غمِ دل با کسی گویَم ؛ بِه از دیوار نیست!
هدایت شده از - غـیرِ مُمکـن
امید چونان پرنده ایست
که در روح آشیان دارد
شاید واقعا درد آدم و بزرگ میکنه
و تنهایی قدرت مند
درد کشیدم و
صبر روی صبر چیدم و ساختم
زخم روی زخم گذاشتم
گریه و مویه های یواشکی و
زخم روی گونه و سوزش سر و درد مو و مغز
و تیر کشیدن قلبم ، دلتنگی برای عزیز ترین کسم
مادری کردم،
وقتی تب داشت بالا سر عزیزم تا صبح نشستم ،
من - تب داشت تا صبح تنهایی مو بغل کردم خونه داری ، مرد داری ،،
با ترسم مواجه شدم و کمکم برام عادی تر شد
با تنفرم مواجه شدم و برام تبدیل شد به یه علاقه و الان با حس خوب آشپزی میکنم
،، عوض شدم
خیلی بیشتر از حد تصورم
زمان عجیبه ،دو ماه میتونه
یه نفر و ویرون کنه یا یه نفر و به عرش برسونه
درست توی سخت ترین شرایط زندگیم و مسئولیت های فراتر از توانم فهمیدم هیچکس و ندارم
بی کس و کارم نه امیدی به خانواده بود نه
حتی پدری که پشتوانه باشه
تنها خیلی تنها
اما تنهایی تورو به خدات نزدیک تر میکنه
اشکال نداره که بعضی دردا همیشه میمونن
من هیچکس و نداشتم
اما خدارو که داشتم
خدارو که دارم .
بماند به یادگار
ساعت 4:43 بامداد
به تاریخِ یکم شهریور 1403
غـیرِمُمکـن
امید چونان پرنده ایست که در روح آشیان دارد شاید واقعا درد آدم و بزرگ میکنه و تنهایی قدرت مند در
یک سال هم، آدم رو عوض میکنه.