نگاش قلبمو دزدید
منو صید خودش کرد
با حرف های قشنگش
منو و خام خودش کرد
میگه که :
ای نفس خرم بادِ صبا از برِ یار آمده ای،مرحبا
قافله ی،شب چه شنیدی ز صبح مرغ سلیمان،چه خبر از سبا؟
بر سرِ خشم است هنوز آن حریف یا سخنی میرود اندر رضا؟
سنجاقِ چنلُ بچک ɪɴɴᴇʀ
میگه که : ای نفس خرم بادِ صبا از برِ یار آمده ای،مرحبا قافله ی،شب چه شنیدی ز صبح
با لحنِ عاشقانه بخونین
منظورش اینکه که ای بادِ صبا (باد ِصبح گاهی) بوی زلفِ معشوقم را که از دم دمای شب آورده ای ،آیا معشوقه ام هنوز سر ناسازگاری با من داره یا نرم شده؟
این دو شعر و خیلی خودم دوست داشتم🤌🤍
و گفتم برای شما هم بزارم تا کیف کنین🙂
چون انسانی هم هستم امکان داره از شعر هایی که خودم نوشتم هم بگم:)
فکر کنم همتون علاقه به شعر داشته باشین🤌😌