یه شبایی هست که نمیخوای بیدار بمونی، ولی نمیتونی بخوابی، دلت پره از حرفایی که هیچوقت نمیگی و هیچکس نمیشنوه، و میفهمی تنهایی چیزی بیشتر از نبود آدمهاست؛ تنهایی یعنی هیچکس نفهمه تو چه حالی داری.
و برای منی که بیشتر زندگیش تنها بوده، همون تعدادِ انگشت شمارِ آدم های نزدیک زندگیم برام واقعا ارزش خاصی دارن.
و اگر احیانا روزی ازشون جدا بشم یه تیکه از وجودم هم باهاشون از من جدا میشه...